هویت جمعی و ذهنیت های سازگار
یک تصور نادرست از وظایف و کارکرد نهادهای مدنی و تشکلهای اقتصادی به ویژه از طرف اعضا وجود دارد و آن تمایل به نتیجهگیری سریع و پرشتاب درباره مشکلات مقطعی پیش آمده است. شاید این تصور غلط در میان اعضا به نحوه مدیریت و شکلگیری هر نهاد مدنی در زمان تاسیس برمیگردد.<br>ممکن است این اشتباه بر اثر این باشد که نقش، وظایف و کارکرد نهادهای مدنی برای اعضاخوب تشریح نشده است و... اما این اشتباه وجود دارد و فرآیند واکنش و برنامهریزی برخی تشکلها را در جریان کار به بنبست میرساند.میتوان گفت: اعضای یک تشکل فرضی انتظار دارند کار تغییر تعرفه واردات کالای رقیب آنها توسط تشکل متبوعه در اسرع وقت انجام شود و توجه ندارند که متقاعد کردن دولت برای اقدام به این کار نیاز به زمان دارد.<br>گاه پیش آمده که نهاد دولت نیز نهادهای مدنی را پدیدهای تزئینی تلقی میکند که به هر حال تاسیس شده و زندگی میکنند و کاری به کار آنها ندارد جز اینکه روزگاری برسد که آنها به دولت کمک کنند.<br>برای اینکه این وضعیت نامساعد درباره نهادهای مدنی و تشکلهای اقتصادی به سمت بهبود برود و تحول کیفی ایجاد شود چه میتوان کرد؟<br>تجربه و مطالعات انجام شده نشان میدهد حرکت در بستر فرهنگسازی و کار بر روی ذهنیتها راه چاره است و جز این راهی که به کامیابی نهایی و بلندمدت برسد راه دیگری نیست.<br>باید ذهنیت اعضای نهادهای مدنی را آماده کرد که این تشکلها برای این ایجاد نشدهاند که تا مشکلی پیش آمد با سرعت برق و باد وارد کارزار شده و مشکل را حل کنند و دوباره به رکود بیفتد تا نوبت بعدی. برای رسیدن به کامیابی باید هزینه فرهنگسازی را پرداخت و ابزارهای آن را نیز فراهم کرد.در این مسیر، گام اول این است که اعضا و رهبران تشکلهای غیردولتی باور کنند که به دلیل یک نیاز مشترک دور هم جمع شدهاند و برطرف کردن آن به روح و هویت جمعی یگانه نیاز است.<br>تا زمانی که ذهنیتهای سازگار در راه پیدا کردن هویت جمعی در یک نهاد پدیدار نشود تشتت آرا، خواستهها و رفتارها حتمی است و نتیجه و فرجام کار سرخوردگی و احساس نامطلوب است.<br>گروه تشکلها
یک تصور نادرست از وظایف و کارکرد نهادهای مدنی و تشکلهای اقتصادی به ویژه از طرف اعضا وجود دارد و آن تمایل به نتیجهگیری سریع و پرشتاب درباره مشکلات مقطعی پیش آمده است. شاید این تصور غلط در میان اعضا به نحوه مدیریت و شکلگیری هر نهاد مدنی در زمان تاسیس برمیگردد.
ممکن است این اشتباه بر اثر این باشد که نقش، وظایف و کارکرد نهادهای مدنی برای اعضاخوب تشریح نشده است و... اما این اشتباه وجود دارد و فرآیند واکنش و برنامهریزی برخی تشکلها را در جریان کار به بنبست میرساند.میتوان گفت: اعضای یک تشکل فرضی انتظار دارند کار تغییر تعرفه واردات کالای رقیب آنها توسط تشکل متبوعه در اسرع وقت انجام شود و توجه ندارند که متقاعد کردن دولت برای اقدام به این کار نیاز به زمان دارد.
گاه پیش آمده که نهاد دولت نیز نهادهای مدنی را پدیدهای تزئینی تلقی میکند که به هر حال تاسیس شده و زندگی میکنند و کاری به کار آنها ندارد جز اینکه روزگاری برسد که آنها به دولت کمک کنند.
برای اینکه این وضعیت نامساعد درباره نهادهای مدنی و تشکلهای اقتصادی به سمت بهبود برود و تحول کیفی ایجاد شود چه میتوان کرد؟
تجربه و مطالعات انجام شده نشان میدهد حرکت در بستر فرهنگسازی و کار بر روی ذهنیتها راه چاره است و جز این راهی که به کامیابی نهایی و بلندمدت برسد راه دیگری نیست.
باید ذهنیت اعضای نهادهای مدنی را آماده کرد که این تشکلها برای این ایجاد نشدهاند که تا مشکلی پیش آمد با سرعت برق و باد وارد کارزار شده و مشکل را حل کنند و دوباره به رکود بیفتد تا نوبت بعدی. برای رسیدن به کامیابی باید هزینه فرهنگسازی را پرداخت و ابزارهای آن را نیز فراهم کرد.در این مسیر، گام اول این است که اعضا و رهبران تشکلهای غیردولتی باور کنند که به دلیل یک نیاز مشترک دور هم جمع شدهاند و برطرف کردن آن به روح و هویت جمعی یگانه نیاز است.
تا زمانی که ذهنیتهای سازگار در راه پیدا کردن هویت جمعی در یک نهاد پدیدار نشود تشتت آرا، خواستهها و رفتارها حتمی است و نتیجه و فرجام کار سرخوردگی و احساس نامطلوب است.
گروه تشکلها