بازار انرژی، امنیت و واقعیتهای آن
دکتر محمد هادینژاد حسینیان معاون امور بینالملل وزارت نفت کشورمان روز هفتم مهر ماه برابر با بیستونهم سپتامبر طی سخنانی که در سمینار مشترک شرکت اسپانیایی رپسول و دانشگاه هاروارد ایراد کرد، عمدهترین مسائل مرتبط به امنیت انرژی در سطح جهان و همچنین موقعیت ایران در جغرافیای انرژی جهان را تشریح کرد و با اشاره به استراتژیهای موجود در دنیا برای تامین تقاضای انرژی در دنیای آینده تصریح نمود که همکاری چندجانبه در این جهت منطقیتر، عملیتر و باداومتر است.<br>متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است.
دکتر محمد هادینژاد حسینیان معاون امور بینالملل وزارت نفت کشورمان روز هفتم مهر ماه برابر با بیستونهم سپتامبر طی سخنانی که در سمینار مشترک شرکت اسپانیایی رپسول و دانشگاه هاروارد ایراد کرد، عمدهترین مسائل مرتبط به امنیت انرژی در سطح جهان و همچنین موقعیت ایران در جغرافیای انرژی جهان را تشریح کرد و با اشاره به استراتژیهای موجود در دنیا برای تامین تقاضای انرژی در دنیای آینده تصریح نمود که همکاری چندجانبه در این جهت منطقیتر، عملیتر و باداومتر است.
متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است. در این فرصت کوتاهی که به من اختصاص داده شده، بهطور خلاصه در مورد اهمیت امنیت انرژی برای دنیا علیالخصوص کشورهای در حال رشد و همچنین اقتصادهای عمده جهان صحبت خواهم کرد. سپس به بررسی جهانی شدن و اینکه این امر چگونه میزان وابستگی اقتصادی کشورها را به انرژی افزایش داده و امنیت انرژی ابعاد تازهتری بهخود گرفته، صحبت خواهم نمود و در آخر به نقش ایران در امنیت بازار انرژی اشاره خواهم کرد.
رفاه اقتصادی و موفقیت کشورها بسیار وابسته به رشد اقتصادی آنها بوده و رشد پایدار اقتصادی نیز به نوبه خود به امنیت انرژی آنها وابسته است.
در دهههای اخیر، خصوصا طی پنج سال گذشته دنیا شاهد تغییرات اساسی در جغرافیای سیاسی و اقتصادی خود بوده است. موضوع انرژی و امنیت آن اولویت اساسی دارد و از مهمترین چالشهای پیش روی کشورها بهویژه اقتصادهای عمده دنیا محسوب میشود.
امروزه با توجه به این امر که تقاضا جهت انرژی فسیلی در این کشورها سالانه افزایش مییابد، عدم ثبات در تامین انرژی بهصورت طولانی مدت مشکلترین چالش پیشروی بسیاری از کشورهای صنعتی جهان است.
جهانی شدن وابستگی اقتصادی کشورها را افزایش داده و این امر باعث شده امنیت انرژی در مقایسه با گذشته معنای گستردهتری یابد.
امنیت انرژی تابع روابط بین دولتها و خصوصا قدرتهای بزرگ و نحوه عملکرد آنها است. مصرف روبه رشد نفت در دنیا به این دلواپسی که منابع موجود انرژی برآورنده نیازهای رو به رشد در دهههای آینده نباشد، دامن میزند.
این سوال مشکلی است که «تا چه مدت توازن عرضه و تقاضای انرژی میتواند پابرجا باشد»؟ این یک سوال عمده و اساسی است. پاسخ به این سوال پارامترهای اصلی تامین امنیت انرژی در طویلالمدت را تعیین مینماید.
این درحالی است که تقاضای جهانی برای نفت افزایش یافته و این امر عمدتا بهخاطر رشد بالای اقتصاد چین، هند و برخی دیگر از کشورهای در حال توسعه در طی سالهای اخیر است. مصرف نفت در آسیا برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ از آمریکای شمالی پیشی گرفت. کشور چین در سال ۱۹۹۰ نفت مصرفی خود را تولید میکرد. اگرچه امروزه حدود نصف نفت مورد نیاز خود یعنی سه میلیون بشکه در روز را از خارج وارد میکند.
نفت مصرفی دنیا در سال ۲۰۰۶ در مقایسه با سال ۲۰۰۰ هفت میلیون بشکه بیشتر شده است، با این روند مصرف، ترس از کاهش و کمبود تامین نفت، بهدلایل متعدد ذیل وجود دارد:
- فقدان اطلاعات عامل مهمی در این مساله است، عدم شفافسازی اطلاعات و همچنین عدم دقت و ناکافی بودن اطلاعات و نهایتا نداشتن آگاهی بهموقع میتواند با گمراه کردن کشورهای تولیدکننده تاثیر منفی بر تولید آنها بگذارد. این مساله بسیار پیچیده است، زیرا عوامل زیادی در جریان اطلاعرسانی دخیل هستند که موجب عدم شفافیت و دستکاری اطلاعات میشوند.
- سرمایهگذاری ناکافی بهدلایل منابع مالی محدود
- تحریمهای اقتصادی چندین ساله علیه کشورهای عمده تولیدکننده نفت
- ناآرامیهای سیاسی و عدم ثبات در کشورهای تولیدکننده نفت
- افزایش مصرف داخلی کشورهای تولیدکننده
- فقدان امنیت سرمایهگذاری
- عدم امنیت دسترسی به تکنولوژی
- ظرفیت تصفیه نفتخام نیز عامل دیگری در محدودیت آن میباشد. مثلا ممکن است گونه خاصی از نفت سنگین باشد که مشتری نداشته باشد، در حالیکه بازار تشنه نفتخام است.
- فقدان امنیت در مقابل حملات تروریستی بهویژه در منطقه خاورمیانه. جنگ نئومحافظهکاران نتیجهای جز افزایش عملیات تروریستی در دنیا بهویژه در خاورمیانه نداشت. زیرساختهای منابع انرژی و زنجیره تولید آن مانند پالایشگاهها، تانکرهای گاز مایع و نفت برای حملات تروریستی هدف بسیار مناسبی هستند.
- فقدان امنیت در مقابل بلایای طبیعی - پدیده جدید تغییرات آب و هوایی امکان وارد نمودن صدمه به تاسیسات زیربنایی انرژی توسط توفانهایی مانند کاترینا را زیاد نموده است.
تجربیات چند ساله اخیر نشان میدهد که اثرات روانی ترس از تروریسم و بلایای طبیعی بر بازارهای نفت و در نتیجه تامین آن تاثیر خواهد گذاشت.
محل قرارگیری منابع انرژی در دنیا نیز موضوع بسیار مهمی است. بیشتر از دو سوم منابع نفتی در خاورمیانه میباشد که این منطقه را بهعنوان یک منطقه ژئو استراتژیک معرفی مینماید.
یک عامل اساسی در تدوین استراتژی اقتصادهای بزرگ که نقش تضمینکننده امنیت انرژی در آینده دارد، محل قرارگیری منابع انرژی در دنیا و همچنین کسانی که باید کنترل و مدیریت این منابع را بهعهده بگیرند، است.
برآوردهایی که در مورد تقاضای انرژی دنیا صورت گرفته است، نشان میدهد که در دو دهه آینده، میزان تقاضا بهطور متوسط ۷/۱درصد در سال افزایش خواهد داشت و سوخت فسیلی بیشتر از ۸۲درصد کل تقاضای انرژی را شامل میشود.
کشورهای خلیج فارس روی هم ۶۴درصد کل مخازن دنیا را دارا هستند.
با توجه به این اعداد و در نظر گرفتن کمیابی انرژی فسیلی، بهسادگی میتوان نقش عمده خاورمیانه و بهویژه کشورهای خلیجفارس را در تامین نفت و گاز آینده دریافت.
در اینجا بهطور آشکار اهمیت اوپک - منطقه خاورمیانه و بهویژه پنج کشور حوزه خلیج فارس - عربستان سعودی، ایران، عراق، امارات متحده عربی و کویت با مخازن ۷۰۰میلیارد بشکه نفت مشخص میشود.
منابع محدود نفت و گاز در منطقه خاورمیانه بهویژه در منطقه خلیج فارس متمرکز شدهاند و تقاضای روبه رشد جهت تامین نفت و گاز در نتیجه رقابت فشرده بهمنظور دستیابی به این منابع است، بنابراین امنیت انرژی در بین اولویتهای عمده در سیاست خارجی و تجارت اقتصادهای بزرگ است.
در این رابطه سه استراتژی عمده توسط کشورهای مختلف پذیرفته شده تا امنیت تامین تقاضای انرژی آینده آنها را بهنحوی عملی سازد.
گروه نئومحافظهکار از ابتدا توجه زیادی به این مساله داشته و امنیت در تامین انرژی را در صدر دستورکار سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا قرار داده است. این استراتژی شامل استفاده بیشتر از زور بهصورت غیرقانونی و در قالب تهاجم نظامی به کشور عراق بهمنظور امنیت بخشیدن و دسترسی به منابع انرژی بهمنظور تامین نیاز روزافزون آمریکا و همچنین دستیابی و کنترل منابع تامینکننده نفت رقبای آمریکا در آینده است. نئومحافظهکاران در اولین تجربه خود در عراق شکست خوردند.
دومین استراتژی، همکاری چند جانبه میباشد که اکثر کشورها از جمله کشورهای اروپایی بر استفاده از این استراتژی اعتقاد دارند. تاسیس سازمانهای بینالمللی همانند معاهده منشور انرژی ECT راهحل مناسبی جهت ترغیب کشورهای تولیدکننده، مصرفکننده و ترانزیتکننده جهت پیوستن به یکدیگر و همکاری بهمنظور ثبات و امنیت بخشیدن به انتقال انرژی در آینده است. پروژه خط لوله گاز NABUCCO مثال خوبی در این زمینه میباشد. این خط لوله جدید جهت انتقال گاز از ایران و برخی از کشورهای دیگر حوزه دریای خزر به اروپا طراحی شده است. عملی شدن این پروژهها قطعا کشورهای تولیدکننده را ترغیب مینماید تا با سیاست پیوستن به چنین پروژههایی در جستوجوی بالا بردن تقاضای امنیت صدور انرژی برای کشورهای خود در آینده باشند.
استراتژی سوم نیز همکاری دو جانبه بین تولیدکننده و مصرفکننده است. اقتصادهای عمده در آسیا همانند ژاپن، چین و هند با امضا کردن توافقنامههای طویلالمدت دو جانبه با تولیدکنندگان نفت و گاز و همچنین سرمایهگذاری در بخشهای بالادستی جهت دستیابی به نفت و گاز، در تلاشاند تا امنیت لازم جهت نیازهای انرژی خود را برطرف سازند. قراردادها و معاهداتی را که منجر به همکاری سیاسی و اقتصادی بیشتر در این مناطق شده و به تشکیل بلوکهای سیاسی جدیدی منجر میگردد، میتوان در عملکرد آنها مشاهده نمود.
بهنظر من استراتژی اول که یکجانبهگرایی است موفق نخواهد بود، همچنانکه در اولین تجربه خود در عراق با شکست مواجه شد. طرفداران یکجانبهگرایی تاکید بر نگرشهای جدید دارند مانند دموکراتیزه نمودن خاورمیانه، نگرشی که از ابتدا در نطفه خفه شد. استراتژی دوم که توسط کشورهای اروپایی و بسیاری از کشورهای دیگر دنبال میشود شفافتر، منطقیتر، عملیتر و بادوامتر میباشد و مورد رضایت تولیدکننده - مصرفکننده و کشورهای ترانزیتکننده است.
سومین استراتژی در کوتاهمدت و میانمدت سودمند خواهد بود اما احتمالا در بلندمدت با مشکلات پیشبینی نشدهای مواجه خواهد شد.
علاوه بر عوامل محسوس تاثیرگذار بر بازارهای انرژی که در بالا به آن اشاره نمودم عوامل نامحسوستری نیز وجود دارند که احتمالا با محدودیتهای خود در طی مدت زمانبر بازار انرژی تاثیرگذار خواهند بود:
اولین مساله، تاثیر بیمورد ملاحظات سیاسی در مسائل اقتصادی در زمینه انرژی میباشد. نمونههای زیادی از رقابتهای سیاسی و همچنین دخالتهای غیراقتصادی در پروژههای انرژی دنیا وجود دارد. یک نمونه حمایت از پروژه خط لوله جهت انتقال نفت دریای خزر به اروپا از طریق دریای مدیترانه و بالعکس اعتراض به پروژه اقتصادی خط لوله انتقال نفت خزر به شرق آسیا از طریق ایران و خلیج فارس است.
اعتراض به پروژههای اخیرالذکر بهخاطر ملاحظات سیاسی کوتهفکرانه و نه مسائل اقتصادی امکانسنجی طرح و یا نگرانی امنیت آن بود که اساس پروژه را توجیهپذیر مینمود. ولی در نهایت پروژه خط لوله گران و مشکلبرانگیز اجرا شد تا نفت قزاقستان را فقط به چین انتقال دهد. در حالیکه راه ایران میتوانست نفتخام را از طریق خلیج فارس به تمام مناطق و بازارهای شرق آسیا برساند.
تحولات سیاسی بهویژه در مناطق غنی نفتی مانند خاورمیانه تاثیر عمدهای در بازارهای نفتی و قیمت آن دارد.
در این زمینه نمونههای زیادی را میتوان عنوان نمود. اعتصاب گسترده در صنعت نفت ونزوئلا که صدور نفت از این کشور را برای اولین بار هنگامی که رییسجمهور چاوز در آنجا به قدرت رسید متوقف نمود و این امر تاثیر روانی زیادی در بازار نفت و بهای آن داشت. سقوط رژیم صدام در عراق و بهدست گرفتن حکومت و صنعت نفت این کشور توسط آمریکا، نه تنها تولید آن را افزایش نداد، بلکه با وجود سه سال سلطه آمریکا تولید نفت در عراق هنور کمتر از تولید آن نسبت به قبل از زمان جنگ است.
بررسی بازار نفت در طی چند سال اخیر نشان میدهد که بهواسطه توازن نزدیکی که بین عرضه و تقاضای نفت در بازار جهانی وجود دارد، تحولات سیاسی، تهدید عملیات تروریستی و بلایای طبیعی تاثیر قابل ملاحظهای در بازار نفت داشته است.
نگرانی در مورد امنیت انرژی، محدود به نفت نمیباشد، تقاضای فزآینده در مورد گاز در ایالت متحده و آسیا و منابع ناکافی گاز در این دو منطقه آنها را به رقابت با یکدیگر جهت دستیابی به منابع گازی در منطقه خاورمیانه، هدایت میکند و هریک از این کشورها این مساله را با سیاست خود دنبال مینمایند تا تامین گاز موردنیاز خود را در دهههای آینده تضمین نماید.
امروزه سهم ایالاتمتحده از LNG در بازار انرژی خود کمتر از ۳درصد است و این سهم در بازار چین تقریبا صفر است، طبق برآوردهای انجام شده این سهمیهها در بازارهای یاد شده تا سال ۲۰۲۰ به حدود ۲۵درصد خواهد رسید.
رقابت بین شرق و غرب به تدریج کمک به رشد یک سیستم قیمتگذاری جدید گاز در سطح جهانی مینماید. سیستم قیمتگذاری متفاوت فعلی گاز که براساس قیمتهای منطقهای تعیین گردیده است، تدریجا اعتبار و مقبولیت خود را از دست میدهد.
انرژی یک مساله تاثیرگذار حتی بر دورترین نقاط دنیا است. طبیعتا موضوعات زیادی در این زمینه وجود دارد که باید به آنها اشاره شده و در سطح جهانی به آنها پرداخته شود. مشکلات جهانی نیاز راهحلهای جهانی دارند و من بر این باور هستم که دستیابی به این امر باید از طریق همکاریهای منطقهای و بینالمللی صورت گیرد.
اجازه دهید تا سخنی چند در مورد نگرش جمهوری اسلامی ایران به موضوع امنیت انرژی و تلاشهای ایران در منطقه داشته باشم. ما معتقدیم که همکاری منطقهای در مورد انرژی باعث افزایش همکاری اقتصادی میشود. این امر باعث تقویت روابط سیاسی فرهنگی، اقتصادی و امنیتی در بین کشورهای منطقه شده و نزدیکی کشورهای منطقه را افزایش میدهد و نهایتا این نزدیکی و همگرایی منطقهای باعث موفقیت و رفاه اقتصادی کل منطقه و سرانجام ثبات بینالمللی میشود.
در صورتی که ما جهت ترویج این نوع نگرش تلاش نماییم، منافع ملی کشورهای منطقه خلیجفارس بیشتر حاصل خواهد شد. این همکاری نه تنها به ما کمک میکند که در صلح و آرامش زندگی کنیم، بلکه ما را یاری میکند تا نقش خود را در حفظ امنیت و ثبات ملی ایفا نماییم.
ایران نه تنها دارای منابع انرژی در خاورمیانه میباشد، بلکه یک رابط بیمانند و پل ارتباطی بین غرب و شرق، دریای خزر و آسیای میانه به خلیجفارس و آبهای بینالمللی است.
بهرغم فشارهای زیاد خارجی، کشور ایران دارای پتانسیل زیادی برای حل بحرانهای انرژی و نیازهای موجود در آسیا و بهخصوص آسیای شرقی و کل اروپا بوده همچنین ایران بزرگترین بازار منطقهای در زمینه انرژی، سرمایهگذاری، تکنولوژی و محصولات است.
ایران هماکنون حدود نصف تولید نفت خود را در داخل مصرف میکند و افزایش مصرف داخلی فرآوردههای نفتی در ایران هشداردهنده است، به خصوص اینکه قیمت ارائه فرآوردههای نفتی بسیار پایین است و این خود یکی از دلایلی است که برنامه تحقیقات خود را برای پیدا کردن سوختهای جایگزین دنبال میکنیم تا از این طریق بتوانیم نصف تولید خود را برای صادرات با قیمتهای بالاتر آزاد کنیم.
بیش از ۶۰درصد صادرات نفت ایران به طرف شرق و ۱۰درصد آن به آفریقا و باقیمانده آن به اروپا صادر میشود. ما برای سرمایهگذاری و توسعه میادین گاز برنامهریزی کردهایم.
پروژههای صادراتی ما شامل طرحهای LNG و خط لوله گاز طبیعی خواهد بود، طرحهای LNG شامل صادرات LNG به چین و هندوستان و حدود ۳/۱درصد آن به اروپا میباشد. خط لوله شامل صادرات گاز به کشورهای همسایه است.
به طور خلاصه وابستگی کشورها به یکدیگر و اقتصاد آنها در قالب جهانی شدن این وابستگی را بیشتر خواهد نمود، بنابراین مدل امنیت انرژی فعلی دیگر از کارآمدی و بهرهوری لازم برخوردار نیست تولیدکننده و مصرفکننده انرژی نیازمند یکدیگر هستند.
به هر حال لازم است این موضوع را در نظر داشت که کشورهای مختلف با تصور و روشهای خاص خود مسائل مربوط به تامین انرژی خود را دنبال میکنند. برای کشورهای تولیدکننده امنیت تقاضا مهم است. برای این کشورها مهم است که برای نفت تولیدی خود مشتری داشته باشند. برای کشورهای در حال توسعه قیمت نفت و برای کشورهای صنعتی ثبات بازار جزو اولویتها به شمار میرود.
به منظور توجه به نگرانی تمام طرفها، باید اصولی در بازار انرژی تعریف و پایهگذاری گردد تا علاوه بر راهنمایی، دربرگیرنده تمام ابعاد و اشکال فرآیندهایی باشد که به یک امنیت انرژی برای همه و وضعیت برد- برد برای همه منتهی می شود. ما در ایران به این فرآیند متعهد هستیم.