انواع تبلیغات برای فروش
نگاه سوم - «گرگ و میش» از آن دسته فیلمهایی است که در زمان اکران سوژه خوبی برای مطبوعات بود. بحث توقیف کوتاه مدت فیلم و بازارگرمی این فیلم یک طرف و تبلیغات و دست و پا زدن عوامل این فیلم تا بتوانند به هر نحوی در سینما دیده شوند تا شاید از این طریق فروش خود را کمی بالا ببرند. شیوه تبلیغات این فیلم شیوه تازهای از تبلیغات در سینمای ایران بود که تا حدودی میتوان فروش این فیلم را به همین تبلیغات نسبت داد.
نگاه سوم - «گرگ و میش» از آن دسته فیلمهایی است که در زمان اکران سوژه خوبی برای مطبوعات بود. بحث توقیف کوتاه مدت فیلم و بازارگرمی این فیلم یک طرف و تبلیغات و دست و پا زدن عوامل این فیلم تا بتوانند به هر نحوی در سینما دیده شوند تا شاید از این طریق فروش خود را کمی بالا ببرند. شیوه تبلیغات این فیلم شیوه تازهای از تبلیغات در سینمای ایران بود که تا حدودی میتوان فروش این فیلم را به همین تبلیغات نسبت داد. استفاده از هنرها و رسانههای دیگر برای کشاندن مخاطب به سینما، تبلیغات مقدماتی فیلم «گرگ و میش» اینطور آغاز شد. تصویری از فیلم بیلبوردهای شهری و این عبارت:«گرگ و میش با صدای ... » و این چند نقطه قرار بود اسم خوانندهای باشد که مردم به خاطر شنیدن صدایش به سینما بروند. حالا هم اگر از دم سینماهای نمایشدهنده «گرگ و میش» بگذرید با تابلوهای بزرگی مواجه میشوید که رویش عکس و اسم «بنیامین» خواننده محبوب این روزها است. در تابلویی دیگر هم نام کارگردان نوشته شده و برای آمدن حساب کار دست مردم، در پرانتز ذکر شده که کارگردان این فیلم همان کارگردان سریالهای «خط قرمز» و «کمکم کن» و «مسافری از هند» است. تا به این ترتیب مخاطبین ثابت تلویزیون که احتمالا از سینما دور هستند، راغب به دیدن فیلم بشوند. درست است که «گرگ و میش» فروش زیادی نداشته اما جالب اینکه گویا این تبلیغات، کم و بیش اثر خودش را گذاشته و مخاطبین هنرها و رسانههای دیگر را به سینما کشانده است. معمولا تا فیلم تمام میشود و تیتراژ میرود، مردم به سوی در خروجی میروند. اما اینبار با پایان فیلم «گرگ و میش» تازه ترانه فیلم آغاز میشود و مخاطبان برای شنیدن «اصل ماجرا» تا آخرین لحظه، همانوقت که پرده بسته میشود، در سینما میمانند و ترانه گوش میدهند. باید منتظر ماند و دید که سوپراستارهای رشتههای دیگر میتوانند در سینما، جای بازیگرهای مشهور را بگیرند و بشوند اسباب فروش فیلم یا خیر؟