از خود شروع کنید
نهادها و تشکلهای غیردولتی در جوامع توسعهیافته، بازوی دولتها به شمار میروند.
نهادها و تشکلهای غیردولتی در جوامع توسعهیافته، بازوی دولتها به شمار میروند. در واقع جوامع پیشرفته توسعه خود را مدیون فعالیت نهادهای غیردولتی میدانند. ازاینرو، تلاش دولتها همواره بر این بوده تا بستر ورود انجمنهای غیردولتی، در بخشهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هموار شود. واقعیت این است که تشکلهای غیردولتی، با اتکا به قدرت استقلال خود، میتوانند علایق و اندیشههای مختلف را جذب کرده و در تقویت آنها موثر واقع شوند و با این رویکرد، زمینه ظهور و بروز استعدادها و نوآوریها را در اعضا فراهم سازند. بدین ترتیب، تشکلها موجب ترقی فکر و اندیشه توسعهمند در بخشهای مختلف جامعه میشوند. پرسش اساسی در این خصوص این است که چرا بهرغم نقش حیاتی تشکلهای غیردولتی در توسعه جوامع، چنین نهادهایی در برخی از کشورها شکل نمیگیرند یا در صورت شکلگیری، گسترش نمییابند؟ اینکه چرا تشکلهای غیردولتی در برخی از جوامع پا نمیگیرند از دو جهت قابل بررسی است:
علت اول این است که، وجود تشکلهای غیردولتی در اینگونه جوامع، نوعی مزاحمت و مداخله در فعالیتهای دولت محسوب میشوند، در بسیاری از کشورها بیاعتمادی فراوانی نسبت به فعالیت تشکلها وجود دارد. چنین دولتهایی، هنوز به جایگاه تاثیرگذار تشکلها در توسعه کشور پی نبردهاند و همواره با تصدیگری خود بر بخشهای مختلف به ویژه در حوزه اقتصاد، چنین میپندارند که با در اختیار گرفتن نبض فعالیتهای اقتصادی، میتوانند آن را از انحرافات ناخواسته مصون نگه دارند. اما با نگاهی به اقتصادهای موفق جهان، میتوان درک کرد امروز چنین تفکری نه تنها کارآیی ندارد بلکه ریشه اساسی عقبماندگیها در چنین دیدگاههایی قرار دارد.چنین دیدگاهی نسبت به تشکلهای غیردولتی بدون شک ناشی از تزلزل اندیشه است. چرا که یک اقتصاد مقتدر و پویا، به انسانهای جامعهاش اعتماد کرده و آنها را برای توانمند کردن اقتصاد جامعه سهیم میکند.
عامل دیگری که قابل تامل است، به فرهنگ کار گروهی برمیگردد. در چنین کشورهایی تشکلهای متفاوت و متنوع فعال است که یا مهجور ماندهاند یا توانایی پیشبرد توسعه را نیافتهاند.
بدون تردید، تحولات مثبت در برخی تشکلهای کشورمان در سالهای اخیر ناشی از همگرایی اعضا و تلاشهای خستگیناپذیر آنها در مقابل مشکلات است. به عبارت دیگر اعتقاد اعضا به فرهنگ کار گروهی قوی بوده است.
بنابراین نمیتوان علل پا نگرفتن تشکلگرایی در ایران را به عاملی خاص محدود کرد و انگشت اتهام را به جانب یک مساله گرفت.
به هر حال، تقویت تشکلگرایی در کشورهایی همچون ایران و افزایش سهم آنها در توسعه گذشته از این که رفع محدودیتهای قانونی را میطلبد، به نوع کارآیی و فعالیت خود تشکلها نیز وابسته است.
یوسف بهمنآبادی