سکوت چهار ماهه برای گزارش تفریغ بودجه
قسمت پایانی<br>هنگامه علیقلی- روز گذشته بخش نخست گفت و گو با خانم شایق، نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی منتشر شد. بخش پایانی این گفت و گو که پیش روی شما است، موضوعاتی همچون برخورد با مفاسد اقتصادی و زندگی شخصی وی را بررسی میکند.
قسمت پایانی
هنگامه علیقلی- روز گذشته بخش نخست گفت و گو با خانم شایق، نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی منتشر شد. بخش پایانی این گفت و گو که پیش روی شما است، موضوعاتی همچون برخورد با مفاسد اقتصادی و زندگی شخصی وی را بررسی میکند. خانم شایق از عملکرد کدام یک از همکارانتان بیشتر راضی هستید و چرا؟
دوست ندارم خودم را با کسی مقایسه کنم چون با کسی رقابت نمیکنم، دیدم تنگ میشود. در رقابت انسان کوچک میشود. ما رقابت نداریم قرار است که وظایف و ماموریت خود را انجام دهیم. یکسری ماموریتهای داخل مجلس و یکسری نیز در حوزه انتخابی است که من فکر میکنم از هیچکدام آنها کم نگذاشتهام و بیشتر از وسع و انرژی خودم نیز انجام دادم و حرف زدن در مجلس را نیز اصلا معیار نمیدانم.
عکسالعمل فامیل نسبت به کار شما چیست؟
عکسالعمل خاصی نشان ندادند، زیرا در سطوح دیگر نیز وارد جامعه شده بودم و برای آنها نیز خیلی عجیب نبود، روابطمان با فامیل و بستگان بسیار دوستانه و حسنه است و زمانی که وارد این جمع میشویم، سمت و شغل یکدیگر را فراموش میکنیم و هیچگونه تغییر روش و منش نداریم، شاید در زمانی که من یک مدیر بودم و دوست من همکار بوده و در ارتباط دوستی با هم دوست بودیم که حتی در جاهایی آنها نسبت به من سرتر بودند، فعالتر و مستعدتر از من.
آیا تا به حال شده که کسی از شما به عنوان کمک درخواستی کند که با قانون منافاتی داشته باشد و به خاطر رودربایستی انجام دهید؟
یکی از این دلیلهایی که میخواهند به من برچسب بزنند همین است. البته من اصلا این خاصیت را ندارم، چون معمولا کسانی که کار آنها به دور زدن قانون نیاز داشته باشد به علت شناخت افراد اصلا به سراغ من نمیآیند، اگر هم بیایند جوابی که میشنوند فکر میکنم توبه میکنند به سوی من بازگردند. روزی یک نفر آمد و گفت فلان کار با صدمیلیون تومان حل میشود و شما انجام دهید و من گفتم که وزن من صدتومان نیست. باید به افراد خاصی کمک کرد. زنان سرپرست خانواری که به نان شبشان محتاجاند و دخترانی که خانواده خود را از دست دادهاند. حتی وقتی میخواهیم برای آنها خانه اجاره به شرط تملیک پیدا کنیم میگویند، اینها مجردند اول برای اینها شوهر پیدا کنید. این چه حرفی است. ارادهای برای اصلاح اینها نیست.
در مباحث حجاب چرا بحث فرهنگی نمیشود و چرا در ادارات دولتی برای کارمندان زن فرهنگسازی نشده است، اگر برخی از این اتفاقات بیفتد برخی از این زالوهای اقتصادی متضرر میشوند. در بحث حجاب تنوع البسه وارداتی باعث شکستن کمر تولیدکننده و آسیبرساندن به فرهنگ جامعه شده است. چه کسی این نفع را میبرد، کدام گلوگاهها اینجا نفع میبرند، کجا این قضیه شکسته میشود.
پیگیریهای شما در این خصوص به کجا رسیده است؟
به خیلی جاها رسیده ولی قابل درج نیست.
قرار نیست این گفته شما تیتر خبر شود.
من کار خود را انجام میدهم و برای تداوم آن تدابیر لازم است. باید وظیفه خود را انجام دهم. وقتی میدانم سقفی ستون ندارد، نباید زیر آن بنشینم بلکه باید ستونی پیدا کنم. من مسوولیتی برای خود دارم و روز قیامت از من سووال میشود که اگر همکارانت کوتاه آمدند تو چرا کوتاه آمدی؟ قبل از پاسخگو بودن به مردم باید در مقابل خود پاسخگو بود. اول باید جواب خودم را بدهم، فریب وسوسه اغواگران را نخورم و خود نگهدار باشم، وقتی میگوییم فقر و ناداری در کمین است، ممکن است یک نماینده هم نسبت به نیازهای خود و یا سطح زندگی سایر همکاران احساس فقر کند، اما قرار نیست که احساس نیازمان اغواکننده باشد. وسوسهگران در مجلس دور ما میچرخند، مطمئن باشید شرطبندی کردهاند.
احساس میشود شما بسیار از دولت دفاع میکنید آیا به این دلیل است که به صورت کامل از دولت و عملکرد آن راضی هستید؟
پس تذکرهای ما چه معنی دارد انسانهایی که به اینگونه فکر میکنند انسانهای بسیارسطحی هستند و سطحینگری آفتی است که جامعه را تخریب میکند چرا ما باید سطحینگر باشیم؟ خبرنگاران میتوانند به خانه ملت مراجعه کنند و خبرهای آن را در بیاورند که من چند تذکر فقط به دولت نهم دادم و چند استیضاح را امضا کردم.
اما در مقابل چندین بار به صراحت از دولت دفاع کردهاید؟
در جایی که حرف درست بوده من دفاع کردم همه میدانند که نه جناح، گروه، باند و دسته و نه اسم برای من تعصب ایجاد نمیکند.
یعنی شما به هیچ ائتلافی وابسته نیستید؟
همه میدانند که من به چه صورتی انتخاب شدهام البته کاندیدای مستقل نبودم زیرا مستقل بودن معنی خود را از دست داده است. اینکه ما مدافع دولت هستیم فکر بسیار سطحی است، زیرا در عینحالی که ما باید از کارهای خوب دفاع بکنیم باید انتقاد هم بکنیم البته باید معنی این انتقاد را نیز بدانیم یعنی آن را با پرخاشگری اشتباه نگیریم من به دولت هشتم نیز اعتراض میکردم اما هیچگاه پرخاش نکردم و همان دیدی که نسبت به دولت هشتم داشتم از نظر تذکر انتقاد و غیره در دولت نهم نیز داشتم و شاید خیلی از افراد باشند که به دولت هشتم خیلی اعتراض داشتند اما به دولت نهم هیچ اعتراضی نداشته و همه امور را به طور کلی رها کردهاند اما من امور را رها نکردهام. هفته گذشته به رییسجمهور در امر اقتصادی نامه نوشتم و خواستم که در ارتباط با بحث خالی شدن انبارها دقت کنند. اصل ۴۴ میخواهد اجرا شود تا کمیسیون مشترک شکل بگیرد و ساختار و سازوکار آن درست شود مصوباتی داشته باشد و تا بیاید اینها ابلاغ و عملی شود چند ماه وقت میبرد. بعضیها الان آمدهاند انبارهای دستگاههای دولتی را از دستگاههای نو و آکبند دارند خالی میکنند و میان خودشان به حراج گذاشتهاند و دستگاههای میلیاردی را به قیمتهای بسیار پایین میفروشند، به چه حقی این کار را انجام میدهند. فرق هم نمیکند چون اینها در مجموعه دولت هستند یا دولت را قبول ندارند که خوب بیتالمال را به این صورت حراج میکنند یا اینکه دولت را نیز قبول دارند اما به نفع خودشان کار میکنند شاید به عنوان یک نماینده متوجه تمام اتفاقاتی که میافتد نشوم اما چیزهایی را که متوجه میشوم و دنبال میکنم، ارائه میدهم. به طور مثال من از هفته گذشته فقط از کارخانههای بزرگ تبریز بازدید کردم و دیدم این وضعیت پیش آمده و این بحث هست اینها به چه حقی این دستگاهها را میفروشند و به بهانه زیاندهی، ضرردهی و موارد دیگر اینها را میفروشند در حالی که پول گمرک این کالاها هم نمیشود و ما نیز باید انتقاد خودمان را انجام دهیم و اینکه من به وزیر آموزش و پرورش تذکر میدهم میگویم باید میان نیروهایت تبعیض را از میان برداری مثلا این بیمعنی است که باید یک معلم سه شیفته کار کند یعنی سه شغله رانندگی، یا کارهای دیگر و فردا هم باید بسیار خسته به سرکار بیاید پس آن شادابی و طراوت از میان میرود هم باید برای معلم فرصتی فراهم کرد که بار علمی خود را روز به روز بالا ببرد و هم اینکه از لحاظ روحی خسته نباشد اما به چه دلیل باید در همان شهر یک رییس آموزش و پرورش دریافتیاش در ماه ۲ یا ۳میلیون باشد. ما نمیتوانیم با این تبعیض کار کنیم. شاید دولت نهم ادعا کند که ما وارث دولت هستیم اما نمیتوان به این ادعا اکتفا کرد باید بیاید این نکات را اصلاح کند بهانه درستی نیست زیرا اگر ادعا کنیم چون مباحث دولت قبلی است پس من اصلاح نمیکنم درست نیست. شورایعالی آموزش و پرورش بنشیند حقوق و دستمزد را اصلاح کند. سازمان مدیریت و برنامهریزی کار کند پیشنهادش را بیاورد. در مجلس قرار نیست که همه کارهای دولت را ما انجام دهیم مجلسی قوی است که لوایح وارداتیاش زیاد باشد نه اینکه ما فقط طرح بدهیم و تازه اگر طرحی بدهیم که درونش بار مالی باشد که خوب نیست پس ما نمیتوانیم توپ را بیندازیم داخل مجلس، وقتی که ما میرویم در آموزش عالی این طرف استاد درس میدهد و دریافتیاش هشت رقمی است. به طور مثال خیلیها ادعا میکنند که از مجلس حقوق نمیگیرند و فیش حقوقی خود را نیز به همه نشان میدهند اما دریافتی آنها از هیات علمی بیشتر است. هیچ فرقی نمیکند چون جیب بیتالمال یکی است من خودم شخصا دریافتیام از زمانی که نماینده نبودم پایینتر است. میخواهم عدالت انجام شود، نمیگویم که این حقوق حق هیات علمی نیست فقط میگویم که باید یک عدالتی باشد و نباید یک فاصله زیادی میان حقوق میان هیات علمی و نیروهای شاغل در وزارت علوم وجود داشته باشد.
در قوه قضاییه، وزارت نفت، سازمان مدیریت هم این شرایط دیده میشود. در شرکتها که بماند. این حالت میشود تبعیضی که مقام معظم رهبری ماموریت داده باید رفع بشود، باید از بین برود.پس وجود دارد. امروزه داشتن یک مسکن برای بچههای ما تبدیل به رویا میشود چرا باید اجازه بدهیم بازار سیمان و آهن وام مسکن را تخریب کنند، اینها دولت را آزار میدهند. این دلیل نمیشود که اگر ما دولت را قبول نداریم و یا دولت از ما نیست چوب لای چرخش بگذاریم اگر طرح ۵میلیون وام طرح خوبی است و میخواهند این کار را انجام دهند چرا ما میآییم از این طرف یک بازار دیگر تشکیل دهیم یا به بورس اجازه میدهیم که مثلا یک روز فلزات را وارد بورس و یک روز دیگر خارج کنند و چه کسانی پشت این قضیه هستند.
با وجود این همه فعالیتی که دارید از دریافتیتان راضی هستید؟
من برای دریافت نیامدم و نسبت به میزان کارهایی که انجام دادم دریافتی نداشتم و همه چیز را با دریافتی معامله نمیکنم اگر هم قرار باشد همه کارهایمان را معاملههایش را انجام دهیم دیگر چیزی برای بعد نمیماند.
پس هدفتان چیست؟
من هدفم نماینده شدن بود و میخواستم در عرصه قانونگذاری، نظارت و به نفع همه مردم که تریبون ندارند وارد مجلس شدم و مردم محروم که البته من نمیتوانم به تنهایی کار کنم و در اینجا رای با اکثریت است.
یکی دو مورد از کارهای خود را در زمینه تغییر قوانین مقررات توضیح دهید.
چون راهکارهایم لو میرود توضیح نمیدهم. ولی یک اتفاقاتی افتاده و در مجلس میدانند ما چه کار کردهایم ولی اینطور نبوده که ما مفید نبودیم یا برای مردم کاری نکردهایم. ما از آییننامه که نمیتوانیم عدول کنیم آییننامه برای طرحها و لوایح نوبت دارد و اگر بخواهد از نوبت بیرون بیاید باید در سه نوبت دو فوریتی، سه فوریتی و یک فوریتی شود و بعد هم باید مجلس رای دهد که مجلس هم اگر ۷۰نفر رای دهد که رای نمیآورد خوب این طبیعی است که تلاش انفرادی یک تلاش جمعی داریم. این دلیل نمیشود که بگوییم اگر ما داریم تلاش فردی میکنیم، حتما به یک تلاش جمعی میپیوندد ما در هر حال باید پای سوگند خود ایستادگی کنیم حالا اگر جمع قبول نکرد دلیل نمیشود که ما کاری انجام ندادهایم و در اجرا بسیار از قوانین درست و مناسب تلف شده است مثلا بیمه زنان خانه دارو بیمه روستاییان در حال حاضر کجا است؟ وقتی میگویند خانمها برای خانمهای مملکت فعالیت کنند من سوال دارم از این خانمهای مملکت پس چرا از این تعداد بانوی نماینده فقط ۱۲زن وارد مجلس شدهاند. وقتی ما شعار میدهیم که نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل دادهاند، این خانمها مدیریت ضعیفی دارند و وقتی پای صندوقها میرویم، هر کس رای خودش را میاندازد، خوب همه خانمها فقط به ۱۲ نفر رای دادهاند و غیر این هم نیست. ما شاید نتوانیم بگوییم که این مدیر یا وزیر حتما زن نباید باشد اما در جای دیگر که میتوانیم رای دهیم. وقتی میگویند زنان مجلس برای خانمها چه کردید؟ میگویم مگر ما وظیفه داشتیم فقط برای خانمها کار انجام دهیم. مثل این است که من از مردهای مجلس سوال کنم شما برای مردها چه کردهاید و این سوال که همیشه از نمایندگان خانم میشود سوال اشتباهی است و دیدگاه جنسیتی دارد و بین نمایندگان زن، فردا میگویند اینها ضعیف عمل کردهاند و فایده این کار را کسانی میبرند که حضور خانمها را نمیتوانند تحمل کنند و خود این نقشهای است برای زدودن خانمها که این قضیه نیز شیوع پیدا میکند که البته برای من این قضیه مهم نیست و مهم این است که در نقشهای که آنها برای من کشیدهاند وارد نشوم و اجازه ندهم که به حریم من وارد شوند و به همین علت بسیاری از مصاحبههای بنده انجام میشود ولی چاپ نمیشود چون در آن دایره قرار نمیگیرم. چرا از رسانههای ملی سوال نمیشود که با خانمها در مجلس کاری ندارند و در مجلس با این تعداد افراد به نظر میرسد که فقط ما ۲۰نماینده فعال داریم.
حالا امکان دارد مسوولان رسانه ملی بگویند نمایندگان اهل مصاحبه نیستند خوب این بهانه مناسبی نیست چون شاید ۱۰۰نفر حاضر به مصاحبه نشوند و یا ۵۰نفر بگویند ما حرفی برای گفتن نداریم پس ۱۴۰ نفر باقی چه میشوند، چرا آنها را پیگیری نمیکنند، ما حرفهایمان را میزنیم. یکی از آقایان چند وقت پیش گفتند که چرا در مجلس صحبت نمیکنید؟ اما بارها اتفاق افتاده در نطق پیش از دستور ثبتنام کردم، مثلا در حال حاضر ۶ نطق داشتم که نطق قانونی من فقط یک بار و آن هم ۶دقیقه بوده است باقی آن ۵دقیقه بوده است. در این ۵ دقیقهها حتی یک بار هم پیش نیامد که من بعد از ثبتنام خود صحبت کنم برای یک نطق ضروری باید بیایی قبل از ساعت ۷ نام خود را بنویسی و بعد هم قرعهکشی شود یعنی گاهی من ۱۷جلسه آمدهام تا بالاخره در قرعهکشی اسم من درآمده است ولی هیچ گاه آقایان نطق خودشان را ندادهاند که صحبت کنم و بارها هم گفتهام که مورد ضروری است، اما باز هم اجازه ندادهاند حتی در روز زن یا ولادت حضرت زینب با اینکه اسمم در نیامد و خیلی نیز خواهش کردم باز هم آقایان نوبت خود را ندادند اما خوب، دلگیر نمیشوم و یا در مجلس اگر حرفی برای گفتن نداشته باشم خروجیام در رسانههای مکتوب و در سایتهای خبری باید صفر باشد ولی حرف برای گفتن دارم و تمام حرفهایی که در اینجا زدم را میخواهم در مجلس هم هر زمان به من فرصت دادند بازگو کنم. مسائل داخل مجلس جزو همین حوزه است و رفتار یک نماینده نیز شان و شخصیت او را نشان میدهد زمانی که یک نماینده خلافی را مرتکب میشود باعث میشود شان و شخصیت نماینده خرد شود. ممکن است تعداد این نمایندگان از ۵ یا ۱۰ نفر بیشتر نشوند ولی همین تعداد کم زحمات تمام نمایندگان دیگر را زیر سوال میبرند.
شما که مصونیت سیاسی دارید نباید مشکلی داشته باشید؟
ما مصونیت سیاسی داریم اما این شامل مسائل اقتصادی و اجتماعی نمیشود. در موارد دیگر ما مانند دیگر افراد اجتماع هستیم و اگر مرتکب خلافی شدیم با ما مانند دیگر افراد رفتار میکنند مثلا اگر ما در خیابان با کسی تصادف کنیم و منجر به فوت شخص شود باید مانند یک فرد معمولی تمام عواقب کار را قبول کنیم ما فقط در موارد سیاسی هر نوع اظهارنظرمان پیگردی ندارد و در بحثهای سیاسی نیز حرفمان را میزنیم ولی حرفی را که نسبت به آن اطمینان نداریم عنوان نمیکنیم تا نسبت به آن اطمینان حاصل کنیم و آنها هم راهکارهای خود را دارد مثلا در بحث ۶میلیارد دلار مبلغی که در تفریغ بودجه آمده بود، من تا ۴ماه سکوت کردم. گزارشی آمد در مجلس، رییسان بودجه، اقتصاددانان بودجه و برنامهریزانی که در ابتدا انتظار میرفت و وظیفه آنها بود که درباره آن صحبت کنند ولی اصلا خبری نشد. مثل اینکه این رقم در تفریغ بودجه نیامده بود و زمانی که گفتم به من گفتند که نباید حرف بزنم و کاملا محرمانه است. در صورتی که آن یک گزارش باز است و دیوان محاسبات قانونا باید گزارشهای خود را به مردم بدهد چرا بعد از اینکه من مصاحبه کردم کسی روی آن مانور نداد باز هم به دنبال این هستم که بدانم کدام رسانه اجازه نمیدهد اخبار در این موارد تکثیر شود بعضیها هم گفتند اختلاسی نشده و خلافی صورت نگرفته بلکه تمام آن هزینه شده است ولی گفتم بدون هماهنگی با مجلس نباید این کار صورت میگرفت و اگر قرار است هر طور که خودشان مایل هستند ۶میلیارد دلار فقط در یک قرارداد نفتی هزینه کنند، برای چه باید سه شیفته برای بودجه کار کنیم و چرا باید قبل از آن تلفیق کار کنیم و زمان خودمان را بگذاریم و هیچ نتیجهای نگیریم و خروجی آن هم این باشد که هرکس هر کاری دوست داشت انجام دهد. اصلا خروجی و محصول تفریغ بودجه این است که ببینیم چه کسی کار را اشتباه انجام داده است. تکلیف بنده این است و اگر وظیفه قانونی من ایجاب کند در مقابل دیدگاه سیاسی همگروههای خودم نیز ایستادگی کنم این کار را انجام میدهم و قرار نیست اگر یک رابطه سیاسی در جمعی داشته باشیم هر چیزی گفتند بگوییم چشم، معنی تشکیلات این نیست.
به نظر شهیدبهشتی هم این معنی تشکیلات نیست به همین جهت هم همیشه میگفتند ما شیفته خدمت هستیم و تشنه قدرت نیستیم اما نمیشود شعار شهیدبهشتی را برای رسیدن به قدرت داد و بعد از رسیدن به قدرت خیلیها را له کرد و از بین برد و اینکه آنها را نادیده گرفت.
سه خصوصیت مثبت و سه خصوصیت منفی خود را نام ببرید؟
چون رک هستم بار منفیاش زیاد میشود و حتی صریحاللهجه بودن من باعث شده خیلی از دوستیهایم را از دست دادم و یک داور منصف هستم، در عین حالی که آدمی بسیار عاطفی هستم ولی گاهی خیلی شدید عصبی میشوم و فریاد میزنم ولی چون آدم محتاطی هستم بزن و بشکن هم نمیکنم چون اگر محتاط نبودم در این مدت نمیتوانستم به کار سیاسی خود ادامه دهم چون اگر میخواستم محتاط نباشم خیلی قبل برای من مشکل پیش میآمد و خیلیها منتظر این هستند که ما حرکتی را مرتکب شویم و آنها آن را در بوق و کرنا ببرند.
در رانندگی هم محتاط هستید؟
من اصلا رانندگی بلد نیستم.
ماهواره در خانه دارید؟
خیر.
پس چگونه مثلا اخبار لبنان را رصد میکردید؟
من میخواهم با اینترنت خبر بگیرم.
اگر ماهواره نداشته باشید که نمیتوانید از CNN استفاده کنید؟
مگر منبع همه اخبار فقط CNN است خیلی شبکههای دیگر هم وجود دارد.
چون ماشین ندارید رانندگی بلد نیستید؟
خیر، ماشین هم داریم ولی نیازی نمیبینم رانندگی هم بکنم که فشاری به فشارهای عصبی من وارد شود.
پس با راننده میروید و میآیید؟
خیر، خانه را نزدیک گرفتم که بتوانم پیاده بروم و بیایم.
از بچههایتان بگویید.
بزرگترین نعمتی که خداوند به من داده است خانواده خوب است. دختر بزرگ من ۲۲ساله است حقوق خوانده و جزو جوانان بیکار جامعه است ولی از لحاظ کاری فعال است و کارهای حقوقی- خبری را انجام میدهد و از لحاظ هنری هم کار نویسندگی انجام میدهد و قصههای کودکان مینویسد. متاهل است. ما یک عروس میآوریم، یک داماد و به تعداد اعضای خانواده فقط اضافه میشود ولی هیچ فرقی میان آنها با اعضای خانواده وجود ندارد و ارتباط بسیار صمیمانهای میان ما وجود دارد و من نیز برای پسرم از تبریز از محله خودمان و از یک خانواده معمولی همسر انتخاب کردم و عروسی را هم در یک سالن معمولی خواهیم گرفت. پسر من دانشجو است و هنوز هم کار ندارد و یکسری کارهای مرا به عنوان یک مشاور بسیار قوی انجام میدهد، از جمله کارهای فرهنگی یا کتاب یا در حوزه سینما و انتقاد درباره آن همه امور را انجام میدهد. یکی از پسرهایم شیمی و دیگری مهندسی کامپیوتر میخوانند.
پس فشار زندگی را شما هم احساس میکنید؟
بله، اگر بخواهم راحت زندگی کنم احساس میکنم اما یاد گرفتم که آنها را تحمل کنم و روی روال بیندازم و هرگاه احساس خلاء کنم به طبیعت پناه میبرم مثلا در خانه پرورش گل میدهم.
بزرگترین آرزوی شما چیست؟
اینکه انسان بمیرم همه ما میمیریم یعنی زندگی داشته باشم که به مرگ خوب منجر شود، راه خداوند و نور یکی است. همین الان نگاه کنید میتوانید در ظلمت رانتخواهی، زیادهخواهی، انحصارطلبی یا تنگ نظری وارد شوید.
آیا شما در نور مطلق هستید ؟
خیر ما نیز در ظلمت هستیم. ظلمتی که باید با خیلی از کارها مبارزه کنیم اگر توانستیم مبارزه کنیم و در آن موفق شویم درست میشود. نور را همه در وجود خود دارند و ما همه در نور هستیم زیرا خداوند همه را در نورآفریده و بعضیها میروند به سمت ظلمت. یکسری گناهانی داریم که باید با خداوند صحبت کنیم و حقی هم به گردن ماست که باید با مردم صحبت کنیم، مگر پیامبر ما رهبر امت نبوده است؟
روزی که سواره به سمت مسجد در حرکت بوده چون سواره بوده است شلاقاش میخورد به یک پیاده و بعد میگوید یا بیاید قصاص کند و یا بیاید ببخشد منظورش این است که کسانیکه در مسند قدرت نشستهاند در روزنامههایشان برای مردم صحبت میکنند اما جسارت عذرخواهی ندارند اقتصاد مملکت را به هم میریزند و جسارت عذرخواهی هم ندارند پروندههای فساد را بایکوت میکنند و چرا جسارت عذرخواهی ندارند زیرا رفتار پیامبرگونه ندارند.