فرزند کمتر! زندگی بدتر!!
مهدی شجاعیمقدم*<br>زمان زیادی از اعلام گزارش دکتر عادل آذر رییس مرکز آمار ایران نمیگذرد. گزارشی که طی آن اعداد و ارقام مربوط به نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال گذشته اعلام شد.
مهدی شجاعیمقدم*
زمان زیادی از اعلام گزارش دکتر عادل آذر رییس مرکز آمار ایران نمیگذرد. گزارشی که طی آن اعداد و ارقام مربوط به نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال گذشته اعلام شد. تنها با یک روز فاصله هشدارهایی در مورد کاهش نرخ باروری در کشور از سوی دست اندرکاران دلسوز و جمعیت شناسان به مردم و مسوولان کشور داده شد. هشدارهایی مبنی بر اینکه میانگین سنی کشور به سی سال رسیده است و از این به بعد ایران را کشوری جوان نمیدانند بلکه با ادامه روند کنونی کشور به سمت میانسالی و پیری پیش میرود. واقعیتی بود که به سادگی از آمارها استخراج میشد. آری واقعیت این است که در هرم سنی ایران سهم افرادی که هماکنون در سن ۲۵ تا ۳۵ سال هستند بالا است. و هر سال نسبت همین افراد به کل کشور با اندکی تغییر سن کشور را تعیین میکند. به عبارتی ساده ایران هماکنون یک جوان ۳۰ ساله است و زین پس هر سال نیز مسنتر میشود. به دلیل کم بودن نرخ باروری در کشور به طوری که هماکنون امید به زندگی در کشو بالاتر از ۷۰ سال است و با جمعیت ۷۵ میلیونی کشور باید سهم افراد یک سال یا دو سال و سالهای بالاتر یعنی باید افراد حاضر در یک پایه تحصیلی بیش از یک میلیون نفر باشند، اما قریب به پنج سال است که میزان جمعیت ورودی به کلاس اول کمتر از یک میلیون نفر هستند و هر سال نیز فاصله این جمعیت با یک میلیون بیشتر میشود، به همین دلیل ازدیاد سن کشور در هر سال خورشیدی بیش از یک سال است یعنی بعد از گذشت یک سال کشور اندکی بیشتر از یک سال پیرتر میشود. تا اینجای کار ادامه این روند برای کشور خطرناک جلوه میکند. بعد از گذشت ده سال تعداد افراد بازنشسته بیشتر از افراد ورودی به بازار کار خواهند شد. در زمان کنونی برای تامین معیشت هر نفر بازنشسته حدود ۲ نفر جمعیت فعال وجود دارد. اما قریب به ۲۰ سال آینده روند وارونه خواهد شد و به ازای هر ۲ بازنشسته حدود یک نفر جمعیت فعال وجود خواهد داشت. به عبارت دیگر اگر الان یک پدر و مادر کودک یا نوجوان خود را با ناز و نعمت بزرگ میکنند هنگامی که به سن بازنشستگی و پیری میرسند تنها یاور آنها همین یک نفر جوان خواهد بود. که باید بتواند هزینههای زندگی آنها را تامین کند. این نگرانی برای کشور وجود دارد. با این شرایط است که رییسجمهور در سالهای اخیر از تریبونهای مختلف صحبت از فرزند سوم و چهارم میکند و نیز اکنون طرحی در مجلس در جریان است که تسهیلاتی برای فرزندان بیشتر به زوجین اعطا شود. گویی چاره کار در زاد و ولد بیشتر است. اما این موضوع نیز دچار نگرشی است که از گل ماجرا تنها به ساقه خاردار آن نگریسته و از رویت خار آن هراسان شده است بیآنکه به زیبایی گل بنگرد. موضوع بالا قسمتی از ماجراست که اولا همین قسمت نیز راهکاری غیر از افزایش زاد و ولد را برای سامان دادن به وضعیت کشور میطلبد. فرضا زاد و ولد یک شبه افزایش یافت و روند جوانتر شدن را برای جمعیت کشور شاهد شدیم، آیا آن وقت باید فراموش کنیم قریب به بیست میلیون سالمند در کشور خود داریم؟ افرادی که در سالهای آتی تا ۳۰ میلیون افزایش خواهند یافت.
چرا هیچ کس به یک برنامه برای ساماندهی به وضعیت این افراد در آینده توجه نمیکند؟ آیا رییسجمهور و یا وزیر بهداشت به هفتاد سالگی خود فکر کردهاند. الان قریب به ۵ درصد جمعیت کشور سالخورده است هنگامی که رییسجمهور هفتاد ساله شوند قریب به ۲۵ درصد کشور سنی بالای ۵۰ سال خواهند داشت. یعنی بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون نفر؛ اگر آن زمان این افراد سالی یک بار به دکتر مراجعه کنند و بقیه جمعیت قریب به ۶۵ میلیون نفری کشور نیز هر دو سال یکبار به دکتر مراجعه کنند، دست کم سالانه ۵۰ میلیون نفر به بخش درمان مراجعه خواهند کرد. آیا کسی ادعا دارد زیرساختهای مملکت جوابگوی این تقاضا خواهند بود. یادمان نرود به همه توصیه میکنیم سالی دو بار به دندانپزشک، پزشک عمومی و متخصصین و... مراجعه کنند. و سالمندان نیز باید بیشتر مراقب سلامتی خود باشند.
زمانی که قله جمعیتی کشور در سن مدرسه بود، دولت، خیرین مدرسه ساز را به کمک گرفت و با کمک این اقدام نیک قسمتی از مشکلات را حل کرد. آیا کسی مشکلات این قشر را در زمان سالخوردگی دیده است؟ و آیا اکنون صحبت از خیرین بیمارستانساز نمیتواند برای حل مشکلات آتی این جمعیت کارساز باشد؟ و تنها صحبت از افزایش زاد و ولد کارآیی دارد؟
یادمان نرود قسمت پهنتر هرم سنی کشور هماکنون در سن ازدواج است و متاسفانه به دلایلی ازدواج خود را به تاخیر میاندازند. این جمعیت در سن ازدواج سهم خود را در نوسازی جمعیت همچون پدران خود دوباره ادا خواهد کرد. کارشناسان باید توجه کنند که مقدمه تولد صحیح یک کودک ازدواجی درست است. به جای شعار برای افزایش زاد و ولد بهتر نیست شرایط ازدواج تسهیل شود؟ اگر چنین شود الزاما آیندهسازان دوباره متولد خواهند شد.
نکته دیگر آنکه عدهای میگویند با ادامه روند کنونی در سالهای آتی به ازای خارج شدن هر نفر از بازار کار کمتر از یک نفر برای جایگزینی وجود خواهد داشت. در جواب این افراد باید خیلی ساده گفت خوشبختانه در سالهای آتی با خروج هر یک نفر از خیل بیکاران کشور کمتر از یک نفر برای جایگزینی آن وجود خواهد داشت. کوتاه سخن آنکه تمایل به فرزندآوری خانوارهای ایرانی یک میل بیش از دو هزار ساله است و با یک سیاست از سوی دولت طی بیست سال فراموش نشده است. بلکه عوامل بیشماری دور از چشم سیاستمداران در آن نقش داشتهاند. در این میان افزایش هزینههای زندگی و عدم تشکیل خانوار جدید به دلیل سهم بالای هزینه تشکیل خانوار و نیز سهم فرزند جدید از افزایش هزینههای زندگی خانوار، مانعی بزرگ برای افزایش فرزندآوری در خانوارها است. اگر این موانع برداشته نشود مسوولان متوجه خواهند شد که همچنان شعار «فرزند کمتر: زندگی بهتر» یکی از واجبات جامعه ایرانی خواهد بود و اگر این موانع با قدرت فعلی در کشور پابرجا باشند تشویقات برای افزایش زاد و ولد کارآیی چندانی ندارد و متاسفانه اثرات نامطلوبی نیز خواهد داشت.
در ذکر اثرات نامطلوب سیاست تشویق زاد و ولد، مثال زیر به خوبی قسمتی از آن را نمایان میسازد. فرضا در وضعیت کنونی خانوادهای در دهک اول برای تنها کودک خود طی سال مبلغ یک میلیون تومان هزینه میکند و بهرغم تمایل به داشتن فرزند دیگر به دلیل نداشتن بودجه بالاتر اقدامی برای داشتن فرزند دوم نخواهد کرد. خانوادهای از دهک هشتم نیز برای کودک خود سالی ۵ میلیون تومان هزینه میکند. این خانواده برای داشتن فرزند دوم تمایل دارد. اما جبران هزینههای آن برایش مشکل است. به همین دلیل همچون خانوار اول اقدامی برای فرزند دوم نمیکند. حال دولت یک سیاست تشویق برای فرزند دوم و سوم اعمال میکند. فرضا به هر خانواده برای فرزند دوم یک و نیم میلیون تومان در سال یارانه نقدی پرداخت کند. در شرایط جدید خانواده واقع در دهک اول برای فرزند دوم اقدام میکند. چرا که تمام هزینه این اقدام را دولت پرداخت میکند و برای خانوار یک مازاد رفاهی نیز باقی میماند که میتواند صرف تربیت بهتر دو فرزند خود نماید. اما این پول پرداخت شده از طرف دولت کل هزینههای فرزندآوری خانوار دهک هشتم را جواب نمی دهد و هیچ دلیل قانعکنندهای وجود ندارد که نشان دهد این خانواده قطعا برای فرزند دوم اقدام میکند. به فرض دولت برای فرزند سوم نیز یک میلیون پاداش اضافه پرداخت کند. احتمال اقدام سه باره برای خانواده دهک اولی وجود دارد. اما جمع این دو مبلغ هنوز به میزان مورد نظر خانوار دهک هشتم نرسیده است و یک میلیون دوم هم به آنها پرداخت نشده است. نتیجه آنکه سیاست افزایش جمعیت در همه جوامع همیشه بین دهکهای پایین جمعیت مقبول افتاده و از سوی دهکهای بالا حمایت نشده است. و در بلندمدت دارایی دهکهای پایین درآمدی صرف مراقبت از افراد بیشتری خواهد شد و سهم سرمایهگذاری و هزینهکرد به نسبت هر فرد واقع در این دهک کاسته خواهد شد که منجر به اثرات نامطلوب بر ضریب جینی و فقر نسبی در جامعه خواهد شد.
لذا پیشنهاد میشود در شرایط کنونی و با توجه به هرم سنی جمعیت کشور تلاشها در جهت ایجاد زیرساختهای رفاهی برای جمعیت مسن کشور باشد و نیز افزایش جمعیت از محل تشکیل به موقع خانوارها ناشی از ازدواج در سن مناسب پیگیری شود.
* Shojaee۶۵@gmail.com