ردپای مکاتب فکری در ساختار اقتصاد ایران-۶
ششمین مجموعه گفتوگوهای ردپای مکاتب اقتصادی در ساختار اقتصاد ایران با دو گفتوگو از دو طیف فکری متفاوت ادامه یافت. دکتر علی قنبری استاد اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس و دکتر محمد مالجو اقتصاددان نهادگرا رو در روی سوالات ما قرار گرفتند. پیش از این از دانشگاه تربیت مدرس با آقای دکتر جواد عزتی گفتوگو کردیم که اقتصاددان طیف اقتصاد اسلامی بود. گفتوگوی امروز با دکتر علی قنبری انجام شده که اقتصاددانی کینزینی است.
ششمین مجموعه گفتوگوهای ردپای مکاتب اقتصادی در ساختار اقتصاد ایران با دو گفتوگو از دو طیف فکری متفاوت ادامه یافت. دکتر علی قنبری استاد اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس و دکتر محمد مالجو اقتصاددان نهادگرا رو در روی سوالات ما قرار گرفتند. پیش از این از دانشگاه تربیت مدرس با آقای دکتر جواد عزتی گفتوگو کردیم که اقتصاددان طیف اقتصاد اسلامی بود. گفتوگوی امروز با دکتر علی قنبری انجام شده که اقتصاددانی کینزینی است. او در این گفتوگو تاکید میکند: «ببینید، چپ به معنی دفاع از عدالت اجتماعی و راست به معنای مدافع اقتصاد آزاد در همه جای دنیا در حال کشمکشاند. در کشور ما هم این اختلاف دیدگاه در پس عقاید مسوولان وجود دارد و این کاملا طبیعی است» او معتقد است که اقتصاد ایران در سه دهه گذشته مسیری را طی کرده که اغلب متصل به هم بوده و در یک امتداد قرار داشته، اما در دولتهای نهم و دهم این مسیر تغییر جهت داده شده است. به گفته دکتر قنبری «نظام سعی داشت که در عمل به آرمانهای انقلابی خود مانند عدالت اجتماعی پایبند باشد.
من معتقدم که اقتصاد ایران طی سه دهه گذشته سرسازگاری با نظریههای مارکسیستی و سوسیالیستی نداشته است. هر چند شاید در بعضی از اهداف خود دارای نقاط مشترکی با نظریههای چپگرایانه باشیم، ولی این به آن معنا نیست که یک تئوری سوسیالیستی یا چپگرایانه در تصمیمگیریهای اقتصادی کشور طی سه دهه گذشته دخالت داشته است. این حرف درستی نیست. حتی در دهه دوم که بیشتر ایدههای نئولیبرالی و حتی نهادگرایانه در تصمیمگیری مطرح بود هم آرمانهای انقلابی مطرح بود.» در مقابل دکتر محمد مالجو نیز میگوید: مکاتب از طریق حلقه واسط شیوههای سازماندهی اجتماعی و اقتصادی است که در سیاستگذاریهای دولتها تاثیرگذاری میکنند. این اقتصاددان که در گفتوگویش مستقیما نئولیبرالها را مورد اشاره قرار داده، تاکید میکند: «پرسشی که ذهن این دوستان را اشغال کرده البته پرسشی است اصیل: چرا استراتژی اقتصادی بازارگرایانه در سالهای پس از جنگ به وضعیت اقتصادی و اجتماعی مطلوبی منجر نشده است؟ اما پاسخی که وسط میگذارند گمراهکننده است. علت را نباید در توطئهای جستوجو کرد که ایدئولوژی و اندیشه چپ در مرکز آن قرار دارد. علت را باید در ضعف خود پروژه گسترش اقتصاد بازار جست نه در فقدان اراده سیاسی کافی برای اجرای چنین پروژهای.»