گفت و گو با دکتر جمشید پژویان درباره سیاست‌های ارزی پس از هدفمندی یارانه‌ها

نرخ ارز باید ثابت بماند

شماره روزنامه: ۲۷۳۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۸۰۱۵۸ بیشتر

جمشید پژویان اقتصاددانی است که با وجود تدریس در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی، جایی که هسته اصلی نهادگرایی در ایران را تشکیل می‌دهد، بارها از آزادسازی قیمت‌ها با الگوی شوک درمانی دفاع کرده است. او اینک ریاست تشکیلات جدیدی به نام «شورای رقابت» را نیز به عهده دارد که قرار است بر روند خصوصی سازی در ایران نظارت کامل داشته باشد.

نرخ ارز باید ثابت بماند

جمشید پژویان اقتصاددانی است که با وجود تدریس در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی، جایی که هسته اصلی نهادگرایی در ایران را تشکیل می‌دهد، بارها از آزادسازی قیمت‌ها با الگوی شوک درمانی دفاع کرده است. او اینک ریاست تشکیلات جدیدی به نام «شورای رقابت» را نیز به عهده دارد که قرار است بر روند خصوصی سازی در ایران نظارت کامل داشته باشد. پژویان در این گفت و گو معتقد است که نرخ ارز باید به صورت «بهینه» تعیین شود. او می‌گوید که «نیازی نیست از ابزار نرخ ارز برای حمایت از تولید کننده یا صادر کننده استفاده کرد» و می‌توان برای این منظور از مکانیزم دیگری بهره برد. از دیدگاه این استاد دانشگاه باید نرخ ارز تا ۵ سال آینده پایین نگه داشته شود تا زمینه برای واردات ارزان کالاهای سرمایه‌ای به ویژه ماشین آلات دست اول خارجی برای انتقال تکنولوژی به ایران مهیا شود.

تعیین نظام ارزی مناسب با توجه به شرایط زمانی و اوضاع اقتصادی به عنوان یک اصل در اقتصاد ایران دیده می‌شود. اگر بخواهیم روند این تغییرات سیاستی در تعیین نرخ ارز را تجزیه و تحلیل کنیم، چه الزاماتی می‌توان در آن دید؟

ببینید. در بررسی نظام ارزی ایران طی دوران پس از انقلاب، دخالت دولت در تعیین نرخ ارز در سال‌های اولیه دهه ۶۰ به روشنی مشهود است. چرا که نظام ارزی که از سوی دولت در دوران قبل از خاتمه جنگ اعمال شد در آن زمان برای ارز پر قدرت دلار بود که چندین نرخ بود. ۷ تومان، ۱۰ تومان یا ۱۱ تومان. بدون شک این نظام ارزی بسیار پرهزینه بود. یکی از بزرگترین مشکلاتی هم که اقتصاد کشور با آن درگیر بوده و هست از همان دوران ابتدای جنگ آغاز شده و مربوط به همان سیاست ارزی است.

در سال‌های اخیر تعیین نرخ ارز به صورت «شناور مدیریت شده» اعمال شد که به نوعی شکل پیشرفته‌ای از دخالت دولت در تعیین نرخ ارز بود. به نظر شما این سیاست در دراز مدت به نفع اقتصاد کشور بود؟

سیاست تعیین نرخ ارز به صورت «شناور مدیریت شده» الگوبرداری از چند کشور خاص توسعه یافته در دنیا بود. همین الان هم تعداد معدودی از اقتصادهای صنعتی دنیا مثل امریکا یا ژاپن نرخ ارز را به طور مرتب تغییراتی می‌دهند و مدیریت می‌کنند. همین چند وقت پیش آمریکایی‌ها دلار به بازار تزریق کردند که ارزش دلار را پایین تر از یوآن چین بکنند. نظام شناور مدیریت شده به دولت ابزاری را برای کنترل نرخ ارز می‌دهد. به هر حال این مدیریت نرخ ارز وجود دارد. یک جا ضعیف تر است یک جا قوی تر.

شاخص مدیریت نرخ ارز در این نظام ارزی چیست؟

ببینید مدیریت نرخ ارز بر اساس منافع کل اقتصاد انجام می‌گیرد. به طور مشخص نرخ ارز یک شمشیر دولبه است. از یک سمت صادرات را می‌برد و از سمت دیگر واردات را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در نتیجه این مهم نیست که نرخ ارز بالا باشد یا پایین. نرخ بهینه ارز مهم است.

نرخ بهینه ارز چگونه به دست می‌آید؟ یعنی نرخ ارز را بازار تعیین کند؟

به طور کلی و به سادگی نمی‌توان تعیین نرخ ارز را به بازار محول کرد. وقتی می‌توان نرخ ارز را به بازار واگذار کرد که عرضه و تقاضای تمام ارز مورد استفاده در بازار، توسط بخش خصوصی صورت بگیرد و اثراتی هم از نظر اقتصادی نداشته باشد. مثل ده‌ها کالا که عرضه و تقاضایش در بازار تعیین می‌شود. اما در مورد نرخ ارز فرق می‌کند. حتی در آزادترین، رقابتی ترین و «مارکت» ترین اقتصادهای دنیا هم، ارز به صورت مدیریت شده قیمت گذاری می‌شود.

اگر بپذیریم که بزرگ ترین عرضه کننده و متقاضی نرخ ارز در اقتصاد ایران خود دولت است آیا می‌توان گفت که نرخ ارز به راحتی قابل کنترل است؟

این هم تا زمانی است که بخش خصوصی ما مقدار ارزی که به دست می‌اورد بسیار کمتر از ارزی باشد که دولت از محل فروش نفت یا مالیات‌ها تحصیل می‌کند. حال آن که ارقام صادراتی اقتصاد ایران چندان واقعی نیست. صادرات انرژی فشرده شده مثل آلومینیوم یا محصولات پتروشیمی، چندان محل ارزآوری نیست. چون انرژی در ایران ارزان است. صادرات واقعی کشور از ۶ یا ۷ میلیارد دلار تجاوز نمی‌کند. کافی است فولاد، آلومینیوم یا محصولات پتروشیمی از فهرست صادرات ایران خارج شود و مزیت صادراتی آن وقت مشخص می‌شود.

به نظر شما این دیدگاه قدری یک طرفه نیست؟ چون صادرکننده اعتقاد دارد که با نرخ ارز پایین انگیزه‌ای برای صادرات وجود ندارد و بهترین راه را در صادرات محصولاتی می‌بیند که هزینه پایین تری دارد...

بله همین الان هم صادرکنندگان به دولت فشار می‌آورند که چرا قیمت ارز را بالا نمی‌برد. چون واحد صادرات ارز است و صادرکننده به سودش است که محصول خود را با قیمت بالاتری بفروشد. برعکس واردکننده می‌خواهد نرخ ارز پایین بیاید و ارزش ریال بالاتر برود. در حالی که این یک بحث اقتصادی است و باید به آن نگاه اقتصادی داشت. به نظر من نرخ ارز را باید در جهت منافع کشور مدیریت کرد. از ابزار دیگری غیر از نرخ ارز می‌توان برای کنترل واردات استفاده کرد؛ مثل مالیات بر واردات یا همان تعرفه گمرکی و عوارض. باید برای این که برخی از کالاها وارد بازار شود و صنایع داخلی را با مشکل مواجه کند نرخ مالیات حمایت شده تعیین شود. دلیلی ندارد ارز برای تمام واردات کشور گران باشد تا از صنایع حمایت شود. الان تولید کننده معتقد است ارز اگر گران شود تولید و صادرات صدمه می‌خورد. بابت ۶ یا در نهایت ۷ میلیارد دلار صادرات واقعی؟ به علاوه به این نوع صادرات جایزه هم تعلق بگیرد؟ هیچ دلیلی ندارد که به صادرکننده‌ای که از انرژی تقریباً «رایگان» استفاده می‌کند جایزه هم تعلق بگیرد. این غلط است.

یعنی از دیدگاه شما ارز باید ارزان باشد تا بخش واردات بتواند آسان تر کالا وارد کند؟

بخشی از کالاهای وارداتی کشور سرمایه‌ای است. بدون آنها کارخانه‌ها از کار می‌افتند در آینده بعد از اجرای این سیاست‌های هدفمندی یارانه‌ها بخش بسیار عمده‌ای از ماشین الات صنایع کشور را باید وارد کرد.

چه توجیهی برای این هدف وجود دارد؟

توجیه مهمی به نام تغییر فناوری. هدف اساسی از اجرای هدفمندی یارانه‌ها همین بوده که صنایع کشور جدید و نوین شود. ماشین آلات این صنایع چون مستهلک وانرژی بر است، باید تغییر پیدا کند. یعنی بخش بسیار عمده واردات در آینده باید انجام شود.

شما در ابتدای صحبت تان از «نرخ بهینه ارز» گفتید این «نرخ بهینه»‌ای که اشاره کردید ارز ارزان برای تسهیل واردات است؟ یا شاخصه دیگری دارد؟

نرخ بهینه ارز از همین فرآیندی به دست می‌آید که من عرض می‌کنم. یعنی تغییراتی که با توجه به شرایط در نرخ ارز به وجود می‌آید. یک کالای سرمایه‌ای اگر بخواهد گران شود بخش خصوصی توانایی ندارد که ادامه دهد. افزایش نرخ ارز اینجا غلط است. در کنار این، وقتی یک سری واردات کالای لوکس صورت می‌گیرد. واردات این کالاها باید ازطریق تعرفه کنترل شود. در بخش صادرات تا زمانی که سهم صادرات وافعی کم است و ارزشی در کل اقتصاد ندارد دلیلی ندارد که حمایت شود. زمانی می‌توان از صادرات حمایت کرد که صادرات پتانسیل شکوفایی داشته باشد. قدرت حضور در بازارهای دنیا را داشته باشد. در حال حاضر صادرات ایران متکی به مزیت‌های واقعی صادراتی نیست. پس برای سیاست ارزی در این شرایط باید توجه عمده به واردات کالاهای سرمایه‌ای و نوسازی تکنولوژی باشد. این کار اول است.

چند سال می‌شود به این کار ادامه داد؟

سیاست‌ها مادام العمر که نیست. کافی است ۵ سال این سیاست اجرا شود. بعد از این که بهره وری بالا رفت و صنایع نوسازی شد و شرایط برای رقابتی شدن کالای ایرانی در بازار جهانی مهیا شد صادرات حمایت شود. چون این بار بخش واقعی تولید است که صادر می‌کند. پس برای تعیین نرخ بهینه ارز و مدیریت آن باید سیاست‌ها را برای حمایت از واردات کالاهای سرمایه‌ای هدایت کرد. وقتی که صنایع داخلی توانست با تکنولوژی مدرن شکل بگیرد و از مزایای این تکنولوژی استفاده کرد و کالای تولیدی اش وارد دنیا شد؛ آن وقت می‌توان به سمت حمایت بیش تر از صادرات رفت.

با این وصف ممکن است کار برای تولید کننده مشکل‌تر شود. تولید کننده شاید قدرت تعویض تکنولوژی را نداشته باشد. وقتی تکنولوژی ساخت یک نوع ماشین آلات در کشور وجود ندارد، باید ماشین آلات قدیمی را بیرون کرد. تولید کننده هم باید به سمت این برود که تکنولوژی تولید را عوض کند. چرا نباید فشار آورد که یکسری از این کارخانه‌ها تکنولوژی تولید خود را عوض کنند تا قابل رقابت شود؟ چه دلیلی برای حمایت وجود دارد؟ چرا نباید کره و ترکیه و مالزی الگو باشد؟ نباید منابع ارزی به هدر برود و تولید هم گران باشد.

راهکارهایی که می‌دهید بر روی کاغذ عملیاتی است اما همین الان مشکلات بسیاری برای انتقال تکنولوژی وجود دارد. اگر در خوش بینانه ترین حالت الگوی توصیه‌ای شما اجرا شود و تولید کننده نتوانست به اهدافی که شما از آن دفاع می‌کنید برسد چه تضمینی برای هزینه‌های احتمالی و گزاف بعدی خواهد بود؟ضمن این که وضعیت فعلی مثلاً با ۳۰ سال پیش قابل قیاس نیست. امروز سیاستی مبتنی بر شوک درمانی اجرا می‌شود و به قول شما همان انرژی ارزان هم وجود ندارد.

ببینید. در اقتصاد ایران یک «پکیج» سیاستی درست وجود نداشته است. الان هم الزامی وجود ندارد که این سیاست جدید برای اصلاح قیمت‌ها درست باشد.

در همین شرایط آزادسازی قیمت‌ها باید قیمت ارز را ثابت نگه داشت؟ آن هم زمانی که تولید‌کننده قیمت واقعی انرژی را می‌پردازد؟

آزادسازی قیمت‌ها بک داستان دیگری است. آن چه که تغییر کرده قیمت‌های دولتی است. ببینید. نرخ ارز باید مدیریت شود تا کالاهای سرمایه‌ای تا جایی که ممکن است برای تغییر تکنولوژی به ایران وارد شود. تا زمانی که صادرات واقعی داشته باشیم باید نرخ ارز را در همین حد نگه داریم. مدیریت کنیم. همین حدود تا بتوانیم زیرساخت خودمان را بسازیم. چرا؟ چون صادراتی وجود ندارد که از آن حمایت شود. در اقتصاد قیمت‌ها آزاد تعیین می‌شود. اما ارز را باید مدیریت کرد. چرا؟ چون قیمت‌ها هیچ ربطی به ارز ندارد.چه کسی گفته که باید قیمت‌ها با ارز یکسان حرکت کند؟ چه کسی قیمت یک کالا را تعیین می‌کند ؟ یک تابع تولید وجود دارد و یک تابع هزینه که ترکیبی است از قیمت نهاده‌ها و... این دو، قیمت را تعیین می‌کند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن