نگاهی دیگر به استقلال اقتصادی و خودکفایی
دکتر سعید افشار <br>قرن بیست و یکم با خود پدیدههای جدیدی به وجود آورده، از جمله آنها میتوان تعاریفی تازه از بحث خودکفایی و استقلال اقتصادی را نام برد. تصور بر این است که بحث استقلالطلبی در همه جوانب از اوایل قرن بیستم آغاز شد و مسائل و مشکلات خاص خودرا به همراه آورد، رشد من و منیتها و توسعه فرهنگ قبیلهای و بارور شدن خودخواهیها و خودمحوری انسانها در مقطعی از تاریخ و در چارچوب چغرافیایی خاص برای خود موقعیتی به وجود آورد که در مراحلی منجر به بروز جنگهای ویرانگر جهانی اول و دوم شد و جان میلیونها انسان را گرفت و خشونت و نفرتهای تاریخی را جایگزین همزیستی مسالمتآمیز کرد.
دکتر سعید افشار
قرن بیست و یکم با خود پدیدههای جدیدی به وجود آورده، از جمله آنها میتوان تعاریفی تازه از بحث خودکفایی و استقلال اقتصادی را نام برد. تصور بر این است که بحث استقلالطلبی در همه جوانب از اوایل قرن بیستم آغاز شد و مسائل و مشکلات خاص خودرا به همراه آورد، رشد من و منیتها و توسعه فرهنگ قبیلهای و بارور شدن خودخواهیها و خودمحوری انسانها در مقطعی از تاریخ و در چارچوب چغرافیایی خاص برای خود موقعیتی به وجود آورد که در مراحلی منجر به بروز جنگهای ویرانگر جهانی اول و دوم شد و جان میلیونها انسان را گرفت و خشونت و نفرتهای تاریخی را جایگزین همزیستی مسالمتآمیز کرد. این خودخواهیها در برخی مقاطع تا آنجا پیش رفت که صحبت از نژاد برتر به میان آمد و شعار نابودی دیگر نژادها داده شد.
پس از پایان جنگ جهانی دوم و تقسیم شدن دنیا به دو بلوک سوسیالیستی و سرمایهداری و در کنار آن عرض اندام کردن پدیدههایی مانند جنبش غیرمتعهدها گامی دیگر در جهت توسعه فرهنگ فاصلهگیری و برتریطلبی به خصوص در زمینه اجتماعی و اقتصادی پدید آمد. با تغییر روش دادن کشور چین با یک چهارم جمعیت جهان و همچنین در هم شکستن بلوک سوسیالیسم در اروپای شرقی و بخشی از آسیا و آمریکای لاتین دنیا یکباره در برابر دوران جدید قرار گرفت. دورانی به نام جهانی شدن و جهانی اندیشیدن، با گسترش وسایل ارتباط جمعی و درهم شکستن مرزهای قراردادی از طریق به وجود آمدن دهکده جهانی مارشال مکلوهان، دنیا به سمت و سویی دیگر رفت. فاصلهها کم شد، مرزهای قراردادی و سنتی در هم ریخت و اقتصاد جهانی پیشگام ایجاد دنیایی دیگر شد بازار بسیاری از محصولات جهانی گردید و اقتصاد بازار آزاد به تصمیم همگانی عمل کرد.
به عنوان مثال در دو دهه اخیر اتومبیل فولکسواگن به همراه آلمان در جمهوری چک یا کشور چین ساخته میشود، اطلاعات تلفن لندن به جای استقرار در چارچوب بریتانیا در شهر بمبئی هند پاسخ متقاضیان را میدهد، مایکروسافت به همراه آمریکا در هند، چین یا دبی شهر الکترونیک برپا میکند، دیگر نشانی از گرایشهای ناسیونالیستی در صنعت نیست.
ستاره سهضلعی مرسدسبنز به همراه احتراز در ساختمان مرکز اشتوتگارت در شهر شانگهای جلوه بیشتری میکند.
دانشگاههای معتبر کشورهای پیشرفته جهان به صورت آنلاین تمام اطلاعات خود را در اختیار دانشپژوهان قرار میدهد.فقط کافی است کشورهای مختلف زیر ساخت محکم و مدرن برای بهرهگیری از تکنولوژی اطلاعات را فراهم کنند. با وجود این شرایط من انسان ایرانی به دلیل وجود شرایط خاص تاریخی، جغرافیایی و فرهنگ به وجود آمده حاصل از آن شرایط که همیشه دنبال دست یافتن به پاسخهایی راحت و دلخواه خود بودهام، مدام شعار استقلال اقتصادی یا خودکفایی میدهم.
ما نیازمند این هستیم که تعریف جدیدی از استقلال اقتصادی داشته باشیم تا شاید امیدمان برای رسیدن به قافله توسعه بیشتر شود.
با توجه به اینکه برخلاف دهههای پیشین در این مرحله محور زمان تعیینکنندهتر است. اگر بپذیریم که شعار استقلال اقتصادی و خودکفایی یک تصمیم تاریخ مصرفدار است، پس نباید به حالت تقدس و تغییرناپذیری به آن نگاه کرد ما نیازمند فلسفهای هستیم که نیازهای این زمان کشور ما و دیگر کشورهای جهان را برآورد کند.
به عبارتی دیگر ما اجازه نداریم راهبری زندگی خود را به دور از توجه به سرنوشت دیگران ادامه دهیم.
از طرف دیگر علم مدیریت بازرگانی و صنعتی جهانی شده و به ما تاکید میکند که خودکفایی کامل رویایی بیهوده است حتی کشاورزان و دامداران خودکفا هم برای رساندن فرآوردههای کشاورزی و دامی خود به بازار مصرف به وانتها، کامیونهای سردخانهدار و جادههایی نیاز دارند که گروههای دیگر ساخته، نگهداری و راهبری میکنند. مهندسان معمار ما برای ساختن پل یا ساختمانها به همکاری دیگر صنعتگران در زمینههای مختلف مانند آهن، سیمان و ... نیازمندند.
شاید درک میدانی به بزرگی جهان برای برخی از ما دشوار باشد ولی چارهای نیست ما باید در کنار دیگر ساکنان دنیا و برای منافع و مصالح همه مردم جهان کار کنییم تا خودمان را هم به قافله توسعه برسانیم. در این میان حرفهای و برنامهها در مورد خودکفایی و استقلال اقتصادی را باید به موزه تاریخ سپرد. مسیر شتابان زمان همه چیز را عوض میکند.