فرانسویها پوست میاندازند
غزال بیبکآبادی<br> اکونومیست<br>پس از ۱۲ سال، ژاک شیراک، فرانسه آشفته و نگران را در حالیترک میکند که کشور در انتظار سیاستمداری کاملا متفاوت به سر میبرد.
غزال بیبکآبادی
اکونومیست
پس از ۱۲ سال، ژاک شیراک، فرانسه آشفته و نگران را در حالیترک میکند که کشور در انتظار سیاستمداری کاملا متفاوت به سر میبرد. با گذشت بیش از ۲۰ سالاندکاندک فرانسویها خودشان را از کشور خود جدا میکنند. یک بحران اقتصادی که ظاهرا پایانی هم ندارد اعتماد و باوری را که پیش از این بین دولت و مردم فرانسه وجود داشت از بین برده است. نرخ بیکاری بالا و خطر اخراج از کار با این باور که «فردا درخشانتر از امروز و پسران شادتر از پدران خواهند بود» سایه شک وتردید بر این کشور افکنده است. مساله تنها یک دلزدگی و خستگی ساده نیست بلکه یک بحران عمومی فراگیر در فرانسه حکمفرما شده است.
کدام یک از نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری ماه آینده فرانسه، تحلیل دقیق و جامعی از فرانسه امروز دارد؟ پاسخ ژاک شیراک- پیروز انتخابات سال ۱۹۹۵ - این است: هیچ کدام ! ژاک شیراک سیاستمداری بود که وقتی نامزد انتخابات ۱۹۹۵ شد وعده داد که آسیبهای اجتماعی را از بین خواهد برد، فرانسه را به دوران اوج کار و فعالیت خود باز خواهد گرداند، با اختلافات و تنشهای نژادی در حومه پاریس مقابله کرده، مالیاتها را کاهش داده و فرانسه را به سوی آیندهای سرشار از رفاه و امنیت اجتماعی سوق خواهد داد. اما ۱۲ سال بعد، شیراک ۷۴ساله با اعلام اینکه مجددا برای انتخابات ریاستجمهوری نامزد نخواهد شد، کشوری نا آرام با نرخ بیکاری بالا، بدهیهای رو به افزایش و رایدهندگانی سردرگم و رکودی که در صحنه سیاست خارجی روز به روز حادتر میشود برای جانشینانش به ارث میگذارد.
در طول دو دورهای که شیراک برسر کار بود میانگین نرخ بیکاری فرانسه به ۱۰درصد رسیده و تولید نا خالص داخلی این کشور از کشورهای مانند انگلیس و ایرلند کمتر شده است. همچنین بدهیهای دولت که ۶۶درصد تولید ناخالص داخلی را شامل میشود نسبت به سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا رشد سریعتری داشت. پس از گذشت ۲ سال فرانسویان درگیر و ملتهب خواسته رییسجمهور خود را رد کردند، آنها با نه گفتن به رفراندوم قانون اساسی در می۲۰۰۵ اعتراض خویش را به اروپا اعلام کردند. از سوی دیگر حاشیهنشینان حومه پاریس که از ملیتها و نژادهای مختلف تشکیل شدهاند در طی ۳ هفته شورش اعتراضشان را به محرومیتها و تبعیضهای نژادی دولت فرانسه اعلام کردند. جوانان به عدم امنیت شغلی در ۲۶ سال گذشته اعتراض کرده و در مخالفت با اعمال تجدیدنظر در قوانین اقتصادی کشور شورش کرده و به خیابانها ریختند.
طبق نظرسنجی موسسه علمی- تحقیقی «تانس سوفرز» ژاک شیراک در دوره دوم ریاستجمهوری اش بیش از ۶۰درصد محبوبیت داشت که این میزان در حال حاضر به ۲۹درصد کاهش یافته است. در اواسط سال ۲۰۰۶ میلادی او به نامحبوبترین رییسجمهور، درجمهوری پنجم فرانسه تبدیل شد.
اخیرا در نظرسنجی که موسسه «پوسز» انجام داد ۵۴درصد پاسخ دهندگان به این نکته اشاره کردند که متوجه ضعف دولت خود در اداره کشور هستند و تنها ۱۲درصد پاسخدهندگان با این نظر مخالف بودند. نکته قابل توجه این است که در بطن این رخوت و دلزدگی، نا امنی و تشویش نامحسوسی وجود دارد. اما این نا امنی در تمام سطوح جامعه این روزها تسری یافته است. یافتن یک شغل دائم، دریافت حقوق منظم ماهانه، آشفتگی تدریجی سیستم اجتماعی، تنشها و درگیریهای لاینحل در حومه پاریس و خلاصه ناتوانی سیاستمداران کشور در ایجاد تغییر و اصلاح سیستم موجود از نگرانیهای دائم فرانسویها در آستانه انتخابات ماه آینده ریاستجمهوری است.
تعلل در تعهدات وعده داده شده در طی سالهای متمادی، درجه اعتماد و اطمینان را در دستگاه سیاسی این کشور کاهش داده است. اگر تنها یک لحظه در تمام دوران ریاستجمهوری ژاک شیراک وجود داشته باشد که شکاف میان مردم عادی و دولتمردان این کشور از بین رفته باشد، آن برنامه دو ساعتهای است که از تلویزیون رسمی این کشور پخش شد و شیراک در کاخ ریاستجمهوری با مردم درباره رفراندوم قانون اساسی اروپا صحبت کرد. شیراک، در برابر چهرههای پریشان و منتظر بیش از ۸۰ جوان فرانسوی گفت: «من میخواهم صادقانه به شما بگویم که من آن را نمیفهمم !»
با تمام این اوصاف مسوولیت تمام مشکلات و مسائل فرانسه امروز نمیتواند تنها بر دوش شیراک آخرین رییسجمهور باشد. وی در سالهای رییسجمهوریاش در راستای تلاش برای کاهش هزینههای مربوط به دولت یک کابینه اصلاح طلب را زیر نظر «آلن ژوپه» تشکیل داد. اما کوششهایش برای به تصویب رساندن اصلاحات قانونی مربوط به بیمههای تامین اجتماعی با مخالفت و اعتصاب گسترده مواجه شد و کمی بعد ناکام ماند. اندکی بعد در پی یک تصمیم نابهجا برای انحلال مجلس در تلاشی که شیراک برای کسب اجازه برای اصلاحات انجام داده بود جایگاهش به تدریج تضعیف شد و ۵ سال تمام به شکل ائتلافی با یک کابینه سوسیالیست به کارش ادامه داد. کابینهای که برایش ۳۵ ساعت کار هفتگی به ارمغان آورد و منشاء بروز شورشها و اغتشاشات فراوان در کشور شد.
با این همه، شیراک، تنها سیاستمداری است که در میان پنج دوره جمهوری فرانسه از دوره «مارشال دوگل» تا به امروز سهم عمدهای از نابسامانیها متوجه او است.
البته او یک تفاوت با بقیه داشت. در دومین دوره ریاستجمهوریاش بعد از شوک حضور «ژان ماری لوپن» از حزب راست افراطی، ژاک شیراک با ۸۲درصد آرا انتخاب شد و مورد حمایت قابل توجه اعضای مجلس قرار گرفت. با این همه او همچنان برای اداره کشور از سیاست بدون درگیری و برخورد و از ریسک بسیار پایین استفاده میکند و به همین روش در طی سالیان طولانی ریاستجمهوریاش نزدیک به یک چهارم قرن رهبری سیاسی فرانسه را بدین شکل اداره کرده است. چنین سیاستی در دولت نه به طور کامل به جناح راست تعلق دارد و نه به جناح چپ. این شیوه از هر گونه برخورد و چالش دوری میگزیند و معضلات زیر بنایی را نمیپذیرد.
در یک دوره ۴ ساله در سیاست داخلی، شیراک هرگونه جناحبندی سیاسی را به سخره گرفت. او دو دوره در سالهای ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۶ و ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۸ نخست وزیر بود که در دور دوم برنامه سوسیالیستها را با خصوصی سازی گسترده و لغو افزایش مالیات به هم ریخت. با این حال شیراک در مقام یک رییسجمهور، آسیبهای لیبرالیسم را کمتر از کمونیسم دانسته، مالیاتهای دولتی را افزایش داد و از سیستم اجتماعی فرسوده فرانسه به عنوان مکانیزمی که به خوبی خود را با دنیای مدرن سازگار کرده است، دفاع کرد.
وقتی که شیراک یک دانشآموز مدرسهای بیشتر نبود تابستانها را درهاروارد میگذراند و در یک مغازه فست فوود در بوستون کار میکرد و توانست با هزینه بسیار نازل سراسر آمریکا را ببیند. اما در جایگاه یک رییسجمهور او از جهان چند قطبی برای مقابله با قدرت نمایی آمریکا به خصوص در عراق حمایت میکند و نزدیک به ۴۰ سال است که با روسایجمهور آمریکا اختلاف دارد. شیراک آزمایشات هستهای را در کشورش به اجرا درآورد و در عین حال به گروههای حامی محیطزیست هم پیوست. هم به پیشواز رهبران آفریقایی رفت و هم از سوبسیدهای مربوط به بخش کشاورزی دفاع کرد. او در عین حال که از اروپا حمایت میکند اما به شدت در مبارزه برای تصویب اولین قانون اساسی فرانسه شکست خورد. در واقع شیراک عملا فرانسه را به شیوه یک سیاستمدار ضد چپ یا آنچه فرانسویها به عنوان یک سوسیالیست میشناسند اداره میکند.
یک پرسش اساسی
بهرغم چنین مسیر پر پیچ و خم سیاسی، شیراک تا به امروز مواضع قابل قبولی در مورد موضوعات اصلی کشور اتخاذ کرده است. او اولین رییسجمهوری بود که مسوولیت دولت فرانسه را در اخراج یهودیان از فرانسه ویشی که تحت اشغال نازیها بود پذیرفت. او تلاشهای بسیاری برای مقابل با یهودستیزی و افراطی گری نژادی انجام داد. او یک دهه پیش مانع از این شد که حزب او وارد توافقات سیاسی با حزب جبهه ملی شود. شیراک در برنامهای که به مناسبت بازنشستگیاش در تلویزیون این کشور سخن گفت اعلام کرد: «هرگز با افراطی گری، نژاد پرستی و یهود ستیزی و هر گونه افراط دیگر سازش نمیکنم. تاریخ فرانسه به ما میگوید افراطی گری همیشه کشور ما را به بیراهه کشانده است.»
تمایل و گرایش شیراک به فرهنگهای غیر غربی سبب شده که وی صنایع دستی آفریقایی و آسیایی را جمعآوری کرده و موزهای جدید در پاریس را به این امر اختصاص دهد. همان طور کهترس او از برخورد و جنگ بین تمدنها او را به یک قهرمان برای ملتترکیه تبدیل کرده است که بهرغم مخالفت کشورش، برای ورودترکیه به اتحادیه اروپا تلاش میکند.
دوران سیاسی شیراک بر مبنای انسجام ایدئولوژیک بنا نهاده شده است. او استاد فرصتطلبی سیاسی بود. در انتخابات ریاستجمهوری ۱۹۷۴ او ژاک دلماز را کنار زد و ستاره حزب راست میانه والری ژیسکاردستن را پشت سر نهاد.
ژاک شیراک ۲۰ سال است که از زمان انتخابش به عنوان شهردار پاریس، در خانههای دولتی زندگی کرده است. علاوه بر این در طول دورهای که شهردار پاریس بود رسواییهای مالی حزبش در سال ۲۰۰۴ باعث محکومیت فساد سیاسی آلن ژوپه مرد دست راست شیراک شد. بنابراین خروج شیراک از کاخ الیزه به مصونیت او به عنوان رییسجمهور پایان میدهد.
مرگ بر تغییرات
نیکولا سارکوزی نامزد حزب راست میانه در انتخابات ماه آینده ریاستجمهوری از حزب UMP در کتاب اخیرش از قول شیراک نوشته است: «من تصور میکنم فرانسه به خاطر تعلل و تعویق در اصلاحات عصبانی و خشمگین شده است و مشتاق اجرای هر چه سریعتر تغییرات است» همچنین به نظر میرسد شیراک به این نتیجه رسیده است که، بهرغم شیوه مبارزاتیاش در سال ۱۹۹۵، فرانسه محافظه کارتر از آن است که اصلاحات و تغییرات را بپذیرد، او همین هفته مجددا روی این جمله تاکید کرد: «مدل فرانسوی ما نباید هرگز از هم بپاشد». او همچنان معتقد است که کشورش نیاز به الگوبرداری از کشورهایی مثل انگلستان ندارد، چرا که «قوانین جوامع اقتصاد آزاد برای ما پذیرفتنی نیست».
خبرگزاری پاریس شهردار موفقش را تشویق میکند
اجرای بخشهایی از مدل فرانسوی که توسط شیراک با موفقیت صورت گرفت، دستیابی به انرژی هستهای، راهاندازی سیستم نقلیه عمومی در سراسر کشور و تامین بیمههای بهداشت و سلامت گرچه با صرف هزینههای هنگفت و دریافت مالیاتهای سنگین صورت گرفت، اما نشاندهنده کارایی این مدل بود. با این وجود این مدل نه فقط به دلیل گران بودن و صرف هزینههای بالا، بلکه به خاطر ناتوانی در کاهش نرخ بیکاری کشور با شکست مواجه شد. بهرغم هزینههای فراوانی که به سوبسید مشاغل اختصاص یافته بود، نرخ بیکاری در طی ۲۵ سال به پایینتر از ۸درصد کاهش نیافت.
در همان زمان فشار نظارت بر مشاغل امکان بروز و ظهور هر گونه نوآوری و رشد را از بین برد. و بدهیهای دولت را برای نسلهای بعدی افزایش داد. آمارهای رسمی حاکی از آن است که بهرغم اصلاحات اندکی که در پرداخت حقوق بازنشستگی شهروندان و سیستم بهداشت و سلامت جامعه در زمان شیراک صورت گرفت، اما کاهش امنیت اجتماعی باعث افزایش هزینهها و بدهی دولت تا مرز ۳/۱بیلیون دلار تا سال ۲۰۰۹ خواهد شد.
ناتوانی فرانسه برای مقابله با چنین نارساییهایی در طول ریاستجمهوری شیراک در مقایسه با کشورهایی مثل آلمان معنی دار است. چرا که آلمان نیز دوران اصلاحات اجتماعی مشابهی را پشت سر گذاشته و با تلاشی عظیم مجددا وارد بازار رقابت جهانی شده است. فرانسه بین سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۶میلادی با رشد متوسط سهم صادرات به خارج از اروپا ۱۸درصد کاهش یافت، در حالی که سهم آلمان از این صادرات ۱۵درصد افزایش یافته است. با رشد ۲درصدی تولید ناخالص داخلی سال گذشته فرانسه در مقایسه با میزان ۸/۲ درصدی منطقه اروپا، بر طبق گفته اریک چنی، رییس اقتصاددان موسسه مورگان استانلی در اروپا هم اینک فرانسه «مرد بیمار اروپای جدید» است.
کنار گذاشتن رییسجمهور
نشانه اصلی از سوءمدیریت در ۱۲ سال ریاستجمهوری ژاک شیراک، زمانی خودش را نشان میدهد که هر ۳ نامزد کاندید شده برای پست ریاستجمهوری، «سارکوزی» از حزب راست، «رویال» از حزب چپ و «فرانسیس بایرو» از حزب میانه شیوه و خط مشی ضد شیراک دارند. از آنچه که رویال سوسیالیست به دنبال آن است تا برنامهای که دو کاندیدای دیگر دنبال میکنند همگی نشاندهنده عمق نارضایتی عمومی مردمی است، که خواستار کنارهگیری رییسجمهور هستند. نکته جالب این است که در این انتخابات شیراک هیچ جانشین جدی از حزب سیاسی خود ندارد. البته آنطور که از شواهد پیداست شیراک به سارکوزی گرایش دارد. اما وی هنوز کاندیداتوری او را تائید نکرده است.
یکی از غیر منتظرهترین اتفاقات مبارزات انتخاباتی اخیر هجوم قابل توجه آراء به نفع بایرو رهبر اتحادیه دموکراسی فرانسه (UDF) بود که یک حزب اقلیت در مجلس را تشکیل داد. در کمتر از یک ماه میزان محبوبیت او در نظر سنجیها دو برابر شد که باعث شد بایرو خود را به عنوان یک تهدید آرام برای سایر کاندیداها وارد میدان رقابت کند. طبق نظرسنجی موسسه آیفوپ اگر بایرو خود را نامزد انتخابات کند، از هر دو رقیب، از رویال با رای ۵۷درصد بر ۳۹ درصد و از سارکوزی با رای ۵۹درصد بر ۴۰درصد، پیشی خواهد گرفت.
البته این مساله نگرانیهای فراوانی را برای دو کاندیدای اول فرانسه فراهم کرده است. دلیل تاخیر و اعلام حضور غیرمنتظره بایرو را چه گونه میتوان توجیه کرد؟ میتوان این گونه پاسخ داد که احتمالا وی برای رقابت و ایجاد مزاحمت برای رویال این گونه عمل کرده است. رویال اصرار دارد که بر علیه فرهنگ مردانهای فرانسه بجنگد. البته هر چند که او تاکنون قدرتمند ظاهر شده اما یک سری گافهایی در سیاست خارجی دارد که موقعیت او را به خطرخواهد انداخت. او یک سنت قدیمی پرهزینهای را دنبال میکند که باب طبع تودههای انبوه است اما در کوتاهمدت چگونه میتواند این جمعیت کثیر را تامین کند. او این نبرد را برای تحمیل قدرت حضور خود برافراد بانفوذ حزب سوسیالیست آغاز کرده است.
همچنین بایرو تلاش میکند که نارضایتی عمومی نسبت به سیاستمداران جریانهای اصلی سیاسی کشور که در طول سالهای ریاستجمهوری شیراک فعالیتهای گستردهای داشتند را تحریک کند. او یک پیام ساده دارد و آن اینکه: «قدرت و اداره کشور بین دو جناح راست و چپ تقسیم شود» و همچنین برنامهای تدوین شود که در درجه اول متعهد شده «از آنچه در عهده فرانسه نیست هزینه نکند.» از طرف دیگر یک نظر سنجی میگوید که ۶۱درصد فرانسویها هیچ تمایلی به هیچ یک از جناحهای چپ و راست ندارند.
با وجود اینکه بایرو در فرانسه شناخته شده است اما هیچ موفقیت سیاسی ویژهای ندارد که بخت خود را با آن بیازماید. بایرو همانند پسربچهای شیطانی که به وسیلهای ماشینهای تبلیغاتی بزرگ ساکت خواهد شد خود را بازنده میداند. با تمام این اوصاف او در همین هفته علنا جلوی یکترن ایستگاه شلوغ در حومه پاریس را گرفت و رو به جمعیت فریاد زد: آنها همه مثل هم هستند: به نظر میرسید بایرو میخواست بگوید: همه به جز من !
این که او چگونه برای اداره دولتی منسجم رقابت خواهد کرد موضوعی دیگر است. حزب UDF او که فرزند خلف حزب راست میانه ژیسکاردستن است در حال حاضر ۲۷ کرسی از ۵۷۷کرسی پارلمان را در برابر ۳۵۹کرسی UMP شیراک در اختیار دارد. انتخابات پارلمانی در فرانسه در ماههای مه و ژوئن برگزار میشود. تنها با یک افزایش چشم گیر در کرسیهای پارلمان بایرو میتواند امیدوار باشد که شاید با یک ائتلاف رسمی و یا با برخورداری از حمایت نمایندگان از دو حزب بزرگ حاضر بتواند دولت را اداره کند. با این حال به نظر نمیرسد او برنامهای مدون برای تشکیل یک دولت منسجم داشته باشد و همان سیاستمدار قدرتمند و با نفوذی باشد که اکنون فرانسه در انتظار او است.
التهاب انتخاباتی
در حالی شیراک به دوران بازنشستگی خود نزدیک میشود که در حال حاضر به هیچ وجه مشخص نیست که چه کسی کلیدهای کاخ الیزه را در دست خواهد گرفت. در عین حال فرانسه ناراضی و معترض در آستانه یک التهاب انتخاباتی به سر میبرد. آنها به لوپن در دور دوم انتخابات سال ۲۰۰۲ رای دادند و اینک این رهبر جناح راست افراطی فرانسه اعلام کرده است که تنها به ۵۰۰ امضا تایید نیاز دارد، تا امسال نیز در برگههای رای دیده شود. امتناع فرانسه از رای به قانون اساسی اروپا هم نوعی اعتراض بود که از طریق صندوقهای رای ابراز شد.
به نظر میرسد فرانسویها اصولا انتخاباتی با نتیجه غیرمنتظره را دوست دارند. اگر شیراک ۱۲ سال پیاپی را صرف احیای دوباره اقتصاد فرانسه و مدرنیته کردن سیستم تامین اجتماعی این کشور نمیکرد، ممکن بود امروز کشور تا ایناندازه آرزومند انتخاب شخصی متفاوت نباشد.