پایان سال طلایی نفت
رهام وزیری <br>نفت خام به عنوان سیاسیترین کالای جهان در سال ۸۵ به شدت تحت تاثیر بحرانهای سیاسی قرار گرفت. بسیاری از تحلیلگران سال ۸۵ را با سالهای ۵۹ و ۶۰ مقایسه میکنند که نفت در آن زمان تحت تاثیر حمله نیروهای نظامی عراق به خاک ایران یکی از پرالتهابترین سالهای خود را سپری کرد.
رهام وزیری
نفت خام به عنوان سیاسیترین کالای جهان در سال ۸۵ به شدت تحت تاثیر بحرانهای سیاسی قرار گرفت. بسیاری از تحلیلگران سال ۸۵ را با سالهای ۵۹ و ۶۰ مقایسه میکنند که نفت در آن زمان تحت تاثیر حمله نیروهای نظامی عراق به خاک ایران یکی از پرالتهابترین سالهای خود را سپری کرد. نخستین روز سال ۸۵ با قیمت ۴۰/۶۶ دلار در هر شبکه آغاز شد. بازار نفت خام به دلیل تحولات پرونده هستهای ایران و همچنین ناآرامیهای داخلی در نیجریه آماده افزایش قیمتها شده بود و تنها یک جرقه نیاز داشت تا این روند را ادامه دهد. نخستین عاملی که سبب افزایش قیمت نفت خام در بازارهای جهانی شد شروع مجدد ناآرامیهای مخالفان دولت در نیجریه بود. در سال ۸۵ شورشیان مخالف دولت نیجریه بارها و بارها به خطوط انتقال نفت در این کشور حملهور شدند و با ایجاد انفجارهای پی در پی توانستند جریان طبیعی عرضه بزرگترین تولیدکننده نفت آفریقا را دچار اختلال کنند. همچنین گروگانگیریهای پیاپی نیز مزید بر علت شده و ریسک سرمایهگذاری شرکتهای بینالمللی نفتی را در این کشور بالا برد. گروگانگیری از کارگران شرکت بیپی و انی ایتالیا مهمترین این گروگانگیریها بود. این اتفاقات اگرچه نگرانی معاملهگران نفتی را افزایش میداد اما نتوانست بر افزایش قیمتها تاثیر چندانی بگذارد و تنها از کاهش قیمتها جلوگیری کرد.
دومین عاملی که همزمان با شروع سال جدید خورشیدی باعث ایجاد نگرانی در بازارهای نفتی شد، وقوع توفانهای موسمی در خلیج مکزیک یعنی قلب نفتی ایالات متحده بود. ایالات متحده که به تنهایی یکچهارم نفت تولید شده در جهان را مصرف میکند سال ۸۴ نیز از این توفانهای فصلی ضربه فراوانی خورد. وقوع توفان ویرانگر کاترینا در تابستان ۸۴ برای نخستین بار بهای نفت را از مرز ۷۰ دلار گذراند. هرچند این قیمت تنها یک روز دوام آورد و با فرو نشستن توفان، قیمتها نیز آرامش پیدا کردند.
نخستین ضربه اصلی به بازارهای نفتی پس از صدور بیانیه شورای امنیت علیه ایران وارد شد. شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از سه هفته رایزنی نتوانست به اجماع علیه ایران برسد و دست آخر با صدور بیانیه غیر الزامآوری خواستار تعلیق فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران شد. این موضوع سبب شد تا این نگرانی به وجود آید که ایران در اقدامی به مقابله به مثل بپردازد و از اسلحه کارآمد خود یعنی نفت خام استفاده کند. ایران چهارمین تولیدکننده بزرگ نفت جهان و دومین تولیدکننده اوپک است. ایران تقریبا روزانه ۷/۲میلیون بشکه نفت به بازارهای جهانی تزریق میکند و از دید تمامی کارشناسان هرگونه کاهش در این عرضه میتواند زیانهای جبرانناپذیری داشته باشد. به هر روی نگرانی از این وضعیت باعث شد تا به مجرد صدور بیانیه شورای امنیت علیه ایران بهای نفت خام برای نخستین بار پس از آغاز سال جدید از مرز ۶۷ دلار عبور کرده و به ۱۵/۶۷ دلار برسد.
فعل و انفعالات پرونده هستهای ایران بعدها نشان داد که مهمترین عامل موثر بر قیمت نفت خام در سال ۸۵ است و بارها تحت تاثیر این عامل، قیمت نفت بالا و پایین رفت. در تمام این مدت سیدکاظم وزیریهامانه وزیر نفت ایران بارها اعلام کرد ایران قصد استفاده از سلاح نفت را ندارد. این سخن که نشانگر تعهد ایران در قبال جامعه جهانی بود توانست اندکی کشورهای واردکننده نفت را نسبت به امنیت عرضه نفت خام در آینده امیدوار کند اما با همه این اوصاف سرانجام با بالا گرفتن تنش بین ایران و غرب بر سر فعالیتهای صلحآمیز هستهای نفتخام در نخستین روزهای اردیبهشت ماه از مرز روانی ۷۰ دلار عبور کرد. در نخستین روز سومین هفته معاملاتی آوریل بهای نفت خام به ۴۰/۷۰ دلار در هر بشکه رسید که این قیمت تحلیلگران را وادار به اعتراف کرد. اعتراف به این مساله که دوران نفت گران آغاز شده است. دورانی که برای یکصد و سی و هفت روز ادامه پیدا کرد. این اتفاق نتایج مخربی برای اقتصاد کشورهای واردکننده نفت به خصوص کشورهای صنعتی دربرداشت. تقریبا تمامی این کشورها در ربع دوم سال یعنی زمانی که دوران نفت ۷۰ دلاری آغاز شد با کاهش رشد اقتصادی مواجه شدند. ایالات متحده که در ربع نخست سال ۲۰۰۶ میلادی رشد اقتصادی ۶/۵ درصدی را از خود به جا گذاشته بود در پایان ربع دوم سال به رشد اقتصادی ۵/۲درصد اکتفا کرد. همچنین عبور و پایداری قیمت نفت خام در ۷۰ دلار به ازای هر بشکه باعث بروز اثرات تورمی در کشورهای واردکننده نفت نیز شد.
قیمت نفتخام که تحتتاثیر تحولات هستهای ایران به بالای هفتاد دلار رسیده بود، با حمله تجاورکارانه نیروهای نظامی اسرائیل به خاک لبنان در روز ۱۲ جولای باز هم افزایش یافت. نگرانی از گسترش تحولات نظامی اسرائیل و نیروهای حزبا... لبنان به دیگر کشورهای نفتخیز خاورمیانه به خصوص عربستان سعودی به عنوان بزرگترین تامینکننده نفت جهان قیمت نفت خام را به شدت افزایش داد. سرانجام مجموعه این عوامل دست به دست یکدیگر دادند تا در روز ۱۴ جولای قیمت نفت خام به بالاترین سطح خود برسد. در این روزها بهای نفت وستتگزاس اینترمدیت در بورس نفت نیویورک به ۴۰/۷۸دلار در هر بشکه رسید. روند افزایش قیمت نفت به دلایل سیاسی با افزایش تاثیر عوامل درونی بازار از جمله میزان تقاضا برای سوخت همراه شد و همین مساله به افزایش قیمتها کمک کرد. در این زمان بهای سبد نفتی اوپک از مرز ۷۲ در هر بشکه گذشت. با پایان یافتن فصل مسافرتهای تابستانی در ایالاتمتحده و فرونشستن بحران لبنان کمکم نفت خام شروع به ارزان شدن کرد. آخرین روز ماه آگوست آخرین روزی بود که فروشندگان نفت خود را به قیمتی بالاتر از هفتاد دلار در هر بشکه فروختند و قیمت نفت در روز اول سپتامبر به زیر ۷۰دلار یعنی ۱۹/۶۹دلار در هر بشکه سقوط کرد.
روند سقوط قیمت نفتخام نیز به مانند رشد آن روندی شتابان بود. به این ترتیب که نفتخام در ظرف ۴۵روز بیش از ۲۵درصد قیمت خود را از دست داد و در نخستین هفته مهرماه به قیمت ۶۸/۵۸دلار در هر بشکه رسید. کاهش بهای نفت در آغاز فصل سرما و در زمانی که تقاضا افزایش پیدا کرده بود نمیتوانست برای تولیدکنندگانی که شش ماه از سال نفت را به قیمت گران فروخته بودند خبر خوبی باشد.
بیش از آنکه به واکنش تولیدکنندگان در برابر سقوط قیمتها بپردازیم جا دارد به یک واقعه که پس از افزایش قیمتها اتفاق افتاد اشاره کنیم. اتفاقی که تحلیلگران نام «رقابت تولید» را بر آن نهادند. افزایش غیرقابل انتظار قیمت نفت خام در بازارهای جهانی شد و از آن سو نیز میزان تقاضا برای نفت از مرز ۸۴۰میلیون بشکه در روز عبور کرد. این رخدادها باعث به وجود آمدن یک رقابت تولید بین تولیدکنندگان نفت خام شد. کشورهای تولیدکننده سعی میکردند هریک سهم بزرگتری را از این بازار سودآور به دست آورند. این رقابت اگرچه برای تولیدکنندگان درآمد بیشتر و برای واردکنندگان امنیت عرضه بیشتری را به همراه آورد، اما دست آخر زمینهساز اصلی کاهش قیمتها در آغاز فصل سرما شد.
کشورهای کوچک تولیدکننده نفت و آنهایی که ذخایر نفتی اندکی در اختیار دارند همواره علاقه دارند در شرایط گرانی نفتخام، نفت بیشتری را به بازارها پمپاژ کنند. رسیدن نفت به ۷۰دلار بهترین شرایط را برای آنها فراهم کرد تا تولید خود را تا آنجا که میتوانند افزایش دهند.
گزارشهایی که بعدها به وسیله آژانس بینالمللی انرژی منتشر شد نشان داد که چند کشور کوچک عضو اوپک همچون اندونزی، الجزایر و ونزوئلا در ماههای تیر، مرداد و شهریور یعنی ماههای گرانی نفت بیشتر از سهمیه مشخص شده برایشان نفت تولید کردهاند. از سوی دیگر کشورهای غیراوپک نیز بدون داشتن سقف تولید بر میزان عرضه خود افزودند و مجموعه این فعالیتها و رقابت تولید باعث به وجود آمدن مازاد عرضه در بازار نفت شد. رقابت تولید یک اثر دیگر نیز بر جهان نفت داشت و آن برهم خوردن ترتیب جدول تولیدکنندگان نفت خام بود. بر اثر رقابت فشرده تولید عربستان سعودی که برای سالیان متمادی تولیدکننده شماره یک نفت بود برای مدتی جای خود را به روسیه داد.
همانگونه که عنوان شد بهای نفت خام در ابتدای فصل سرد آمریکای شمالی شروع به سقوط کرد. این اتفاق اعضای اوپک به عنوان وابستهترین کشورهای جهان به درآمدهای نفتی را وادار به نشان دادن واکنش کرد. کشورهای صادرکننده نفت در نشستی ویژه در دوحه مرکز قطر کاهش ۲/۱هزار بشکهای نفت خام را تصویب کردند تا قیمتها را از سقوط بیشتر نجات دهند. انتشار این تصمیم یکبار دیگر خاطر جنگ قیمت تاریخی اوپک در دهه ۷۰میلادی را در اذهان زنده کرد. در آن زمان احمد زکی یمانی، وزیر نفت وقت عربستان سعودی و با نفوذترین مردی که اوپک تاکنون به خود دیده است، اعلام کرد دوران نفت ارزان به پایان رسیده است و اوپک تولید خود را کاهش داد.
سیسال پس از آن تاریخ اوپک یک بار دیگر در اندیشه به راه انداختن جنگ قیمتها بود. تمامی تحلیلگران عقیده داشتند کاهش ۲/۱میلیون بشکهای عرضه نفت به جهان میتوانست قیمتها را از جای کنده و آن را تا محدوده ۷۰دلار بالا آورد. اما این اتفاق عملا هیچگاه رخ نداد. در حقیقت اوپک نتوانست با وجود اجماع بر سر این کاهش عرضه در زمان تصویب، در زمان اجرا از اول ماه نوامبر اعضای خود را برای آن هماهنگ کند. این مساله سبب شد تا کاهش ۲/۱میلیون بشکهای عرضه اوپک به طور تدریجی اتفاق بیفتد و اثر لازم را نداشته باشد. بازارها و واردکنندگان نفت به تدریج خود را با شرایط جدید وفق دادند و کاهش تولید اوپک که هیچگاه نیز به طور کامل محقق نشد تنها از سقوط قیمتها جلوگیری کرد.
افزایش چشمگیر ذخایر استراتژیک آمریکا در سال ۲۰۰۶ باعث شد تا کاهش تولید اوپک نتواند برای مدت طولانی اثر خود را حفظ کند و در نهایت بار دیگر از اوایل ژانویه ۲۰۰۷ سقوط قیمتها آغاز شد. چرخش مواضع عربستان سعودی یکی از مهمترین تغییر سیاستهای اعضای اوپک بود که کمک فراوانی به سقوط قیمتها کرد. در نخستین روزهای بهمنماه ۱۳۸۵ علی ابراهیمالنعیمی، وزیر نفت عربستان طی گفتوگویی با رسانههای گروهی در حاشیه اجلاس صنعت نفت پتروتک در هندوستان اعلام کرد عربستان تولید خود را کاهش نداده و برنامههای توسعهای خود را دنبال خواهد کرد. این سخنان درست در زمانی بیان شد که اوپک خود را برای کاهش ۵۰۰هزار بشکهای عرضه از ابتدای ماه فوریه آماده میکرد.
به دنبال این موضعگیری بود که قیمتها با شدت شروع به سقوط کردند و دست آخر نفت پس از ۲۰ماه یک بار دیگر به زیر ۵۰دلار سقوط کرد. رسیدن نفتخام به قیمت ۹۰/۴۹دلار در هر بشکه یک بار دیگر کشورهای نفتخیز را به فکر واداشت. محمد البدری، دبیر کل جدید اوپک که در نخستین ماههای صدارتش به بزرگترین کارتل نفتی جهان با نوسان قیمت روبهرو شده بود اعلام کرد در صورتی که شرایط نفت در وضعیت زیر ۵۰دلار باقی بماند آنگاه کشورهای صادرکننده نفت نمیتوانند طرحهای توسعهای خود را دنبال کنند. این اتفاق در آینده که تقاضا افزایش پیدا میکند میتواند باعث بروز شوک عرضه شود.
سال ۸۵ در حالی به پایان رسیده است که بسیاری از تحلیلگران سال جدید پیشبینی خوبی برای بازار نفت ندارند. البته این پیشبینی به زیان تولیدکنندگان است. گرم شدن هوا در نیمکره شمالی زمین به خصوص در ایالات متحده به طور حتم باعث کاهش تقاضا در این کشورها خواهد شد. بهای نفت خام که در اوج فصل سرما توانسته تا سطح ۴۹دلار پایین بیاید در فصول گرم نیز میتواند بسیار شکننده و آماده سقوط باشد. در این میان تنها تحولات ژئوپلتیک و بحرانهای سیاسی است که میتواند روندی غیرقابل پیشبینی را برای نفتخام رقم بزند.