جنگ و صلح، قهر و آشتی
رهام وزیری<br>جهان در سال ۱۳۸۵ یکی از پرنشیب و فرازترین سالهای خود را تجربه کرد. سالی که گذشت سرشار بود از اتفاقات و حوادثی که هر کدام در جای خود قابل بررسی و تحلیل هستند. حوادثی که برخی منطقهای بودند و برخی دیگر جهانی را به سوی خود جلب کردند.<br>جهان ۸۵، جهانی بود با جنگهای کوچک و بزرگ، مرگهایی ماندگار در لابهلای صفحات تاریخ و تغییرهای بنیادی در دولتهای مختلف جهان.
رهام وزیری
جهان در سال ۱۳۸۵ یکی از پرنشیب و فرازترین سالهای خود را تجربه کرد. سالی که گذشت سرشار بود از اتفاقات و حوادثی که هر کدام در جای خود قابل بررسی و تحلیل هستند. حوادثی که برخی منطقهای بودند و برخی دیگر جهانی را به سوی خود جلب کردند.
جهان ۸۵، جهانی بود با جنگهای کوچک و بزرگ، مرگهایی ماندگار در لابهلای صفحات تاریخ و تغییرهای بنیادی در دولتهای مختلف جهان.
مرگ دیکتاتور
حادثه اعدام صدام حسین التکریتی، رییسجمهور عراق مهمترین خبر در عرصه بینالملل بود که در سال ۸۵ در صفحات روزنامههای کشور بازتاب پیدا کرد. صدام که روزگاری خود را سردار قادسیه نامیده بود در سحرگاه روز ۳۰دسامبر سال ۲۰۰۶ میلادی برابر با ۹ دیماه ۱۳۸۵ به دنبال یک سلسله محاکمه که بیش از یک سال به طول انجامیده بود به دار آویخته شد.
صدام حسین در حالی به دار آویخته شد که تنها دادگاه عراق به تنها یکی از اتهاماتی که علیه او دعوا شده بود رسیدگی کرد. واقعه کشتار در روستای الدجیل در شمال عراق، پروندهای بود که دیکتاتور پیر عراق را به پای چوبه دار کشانید.
صدام حسین از قبیله ابوناصر که نزدیک به ۲۵سال رییسجمهور مادامالعمر عراق بود در شصت و نهمین سال زندگیش به وسیله نیروهایی به سمت چوبه دار هدایت شد که زمانی هدایت او را در ترکتازیهایش در خاورمیانه به عهده داشتند. نوریالمالکی نخستوزیر عراق که حکم اعدام صدامحسین به وسیله او امضا شد، پس از امضای حکم اعلام کرد صدام حسین به جرم جنایت علیه بشریت به دار آویخته میشود و این نقطه آغازی برای عراق جدید است.
مرگ صدام حسین واکنشهای متفاوتی را در میان کشورهای جهان برانگیخت. فرانسه، ایتالیا و اتحادیه اروپا که پیش از اعدام صدام با این حجم مخالفت کرده بودند، پس از اعدام او نیز این عمل را محکوم کردند.
کاخ سفید از موضعگیری مستقیم در این خصوص خودداری کرد و سخنگوی دولت آمریکا تنها به ذکر این نکته اکتفا کرد که صدام حسین در یک دادگاه ملی و به وسیله یک قاضی عراقی محکوم شده است. کشورهای عربی و در راس آنها عربستان سعودی این اقدام را شدیدا محکوم کردند. در این میان کویت که در سال ۹۱ مورد حمله نظامیان صدام حسین قرار گرفته بود این اعدام را تایید و آن را مجازاتی در خور برای این دیکتاتور دانست.
بسیاری از تحلیلگران اعدام صدام حسین و روند شتابزده اجرای حکم را ناشی از نگرانی آمریکا از مطرح شدن مسایل محرمان در جریان دادگاههای او دانستند. به هر روی سال ۱۳۸۵ آخرین سال زندگی صدامحسین بود. با مرگ او بسیاری از مسایل پشت پرده خاورمیانه برای همیشه در دل خاک مدفون شد.
مقاومت ۳۳روزه
جنگ ۳۳روز لبنان که در پی حمله رژیم اسراییل به شهرهای مختلف لبنان انجام شد یکی از اتفاقاتی بود که بیش از یک ماه صدر اخبار بینالمللی را به خود اختصاص داد. در روز دهم جولای ۲۰۰۶ به دنبال به اسارت درآمدن دو سرباز اسراییلی به دست نیروهای مقاومت حزبا... لبنان، نیروهای اسراییل موج گستردهای از حملات زمینی دریایی و هوایی را علیه شهرهای مختلف لبنان به خصوص بیروت پایتخت این کشور ترتیب دادند.
این حملات با پاسخ موشکی نیروی حزبا... رو به رو شد و نیروهای نظامی این جنبش توانستند از ورود نیروهای اسراییلی به عمق خاک لبنان جلوگیری کنند. اسراییل در جریان این جنگ حملات وسیعی را علیه منطقه ضاحیه از مناطق شیعهنشین بیروت و همچنین شهرهای مارونالراس و بنت جبیل تدارک دید. یکی از خونبارترین و ددمنشانهترین حملات اسراییل به قانا صورت گرفت. بمباران هوایی روستای قانا در جنوب لبنان باعث شد بیش از ۶۰ کودک بیگناه لبنانی در جریان این حمله به شهادت برساند. در جریان این حمله بیش از ۶۰ کودک لبنانی که در مدرسهای پناه گرفته بودند کشته شدند. این حمله وحشیانه بازتاب گستردهای در رسانههای جهان پیدا کرد و بسیاری از روزنامههای اروپایی با تیترهای کوبنده در محکومیت این اقدام رژیم صهیونیستی آن را منعکس کردند.
حمله به این روستا خاطره تلخ قانای سال ۱۹۹۶ را یک بار دیگر در اذهان زنده کرد. در آن سال نیز رژیم اسراییل با حمله به مقر سازمان ملل در قانا ۱۰۷نفر از افرادی را که در آن پناه گفته بودند کشته و مجروح ساخت سرانجام این جنگ نابرابر پس از ۳۳ روز به پایان رسید. به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران جنگ لبنان بخشی از یک پروژه بلندمدت بود که از سال ۲۰۰۰میلادی به منظور حذف حزبا... از صحنه سیاسی لبنان آغاز شده بود، پروژهای که در اوج خود پس از ۳۳ روز مقاومت شکست خورد و کارگردانان آن نتوانستند پرده آخر این نمایش را به پایان ببرند. حزبا... را میتوان پیروز واقعی این جنگ ناخواسته دانست.
پس از این جنگ بود که سیدحسن نصرا... به مطرحترین چهره جهان عرب تبدیل شد و پایههای حزبا... در میان دیگر اقوام و گروههای لبنانی مستحکمتر شد. در جشنی که حزبا... به منظور بزرگداشت شهدای جنگ ۳۳ روز و پیروزی در جنگ برپا کرد هزاران تن از مسیحیان لبنان نیز حضور پیدا کرده و شعارهایی در ستایش حزبا... و سیدحسن نصرا... سر دادند.
بحران لبنان که در ادبیات خبری جهان از آن به بحران خاورمیانه نیز یاد شد یکی از تاثیرگذارترین وقایع سیاسی سال ۸۵ بر بازارهای اقتصادی جهان بود. از مهمترین این تاثیرات میتوان به سقوط بورسهای عربی به خصوص امارات و عربستان و همچنین رکوردشکنی قیمت نفت خام از بیم تسری پیدا کردن این بحران به کشورهای عربی نفتخیز منطقه اشاره کرد.
قانون کار فرانسوی
ماجرای قانون جدید کار فرانسه طی ماه آوریل فرانسه را به طور یکپارچه در اعتصاب و ناآرامی فرو برد و برای چهار هفته متوالی این کشور را به صدر اخبار بینالملل کشانید.
دولت راستگرای دومینک دو ویلپن نخستوزیر فرانسه توانست قانونی را در پارلمان به تصویب برساند که بر اساس آن کارگران تا دو سال به طور موقت به استخدام درمیآمدند و کارفرمایان میتوانستند طی این مدت بدون ارائه دلیل کارگران خود را اخراج کنند. این اصلیترین تغییر قانون کار قدیم فرانسه بود. قانون جدید کار با مخالفت کارگران و سندیکاهای کارگری روبهرو شد و برای چندین هفته اعتصاب و تظاهرات صحنههای سیاسی و اقتصادی فرانسه را در برگرفت.
دولت دو ویلپن چندین جلسه مذاکره فشرده را با رهبران سندیکای کارگری برگزار کرد اما هیچ یک از این نشستها نتیجهبخش نبودند. دولت فرانسه استدلال میکرد قانون جدید کار اگر چه دست کارفرمایان را در اخراج کارگران تازه کار باز میگذارد اما مشوق آنها در استخدام نیروهای کار جدید نیز خواهد بود. بر اساس آمارهای رسمی بیش از ۲۰درصد جوانان ۱۸ تا ۲۵ سال فرانسوی بیکار هستند و این از این مساله ناشی میشود که اغلب کارفرمایان فرانسوی استخدام نیروهای جدید را اقدامی ریسکی میدانند.
زیرا اگر کارگری کار خود را نتواند به درستی انجام دهد قانون کار قدیم اجازه اخراج او را به کارفرما نمیدهد. در آن سوی میدان سندیکاهای کارگری عقیده داشتند قانون کار جدید میتواند باعث سوءاستفاده کارفرمایان از کارگران جوان و اخراج بیدلیل آنها شود. به اعتقاد رهبران سندیکاهای کارگری دولت باید به جای وضع قوانین جدید کار مشاغل تازه ایجاد کند.
ژاک شیراک رییسجمهور فرانسه از پشتیبانان اصلی این قانون بود و درست در میانه اوج اعتصابها و تظاهراتها اعلام کرد قانون جدید کار را امضا خواهد کرد.
این اعلام موضع از سوی رییسجمهور فرانسه باعث شد تا دامنه اعتراضها گسترش پیدا کند و به دانشگاههای این کشور نیز کشیده شود، با ورود دانشگاههای بزرگ فرانسه همچون سوربن به عرصه اعتصاب عملا فرانسه و به خصوص شهرهای بزرگ این کشور همچون پارسی، مارسی و لیل به حالت نیمه تعطیل درآمدند. دولت دو ویلپن که نزدیک به شش ماه قبل از آن به دنبال کشته شدن دو جوان در یکی از محلات فقیرنشین پارسی یک بحران سیاسی - اجتماعی را پشت سر گذاشته بود، یک بار دیگر تحت فشار قرار گرفت. فشاری که هر لحظه بر میزان آن افزوده میشد.
کمکم دامنه خواستههای معترضان گسترش پیدا کرد و آنان خواستار کنارهگیری نخستوزیر دو ویلپن از مقام خود شدند. سرانجام مجموعه این فشارها باعث شد تا دولت عقبنشینی کرده و قانون کار جدید فرانسه را پس بگیرد. قدرت بیش از اندازه سندیکاهای کارگری و تمایلات سوسیالیستی بیش از حد دانشجویان فرانسوی که به نظر میرسد چندان با ساختارهای سیاسی و اقتصادی جهان انطباق ندارد، باعث شد تا اقتدار دومیک دو ویلپن بیش از هر زمان دیگری زیر سوال برود.
کابینهای برای آزادی
جنبش مقاومت فلسطین (حماس) که در سال ۸۴ توانسته بود اکثریت پارلمان فلسطین را به دست آورد. در نخستین روزهای سال ۸۵ کابینه خود را به نخستوزیری اسماعیل هنیه تشکیل داد. اتفاقی که به هیچ عنوان مورد تایید دولت آمریکا و اتحادیه اروپا قرار نگرفت. اسماعیل هنیه در همان ابتدای تصدی خود به صراحت اعلام کرد دولتش به هیچ عنوان اسرائیل را به رسمیت نخواهند شناخت.
همین مساله روابط دولت او با اتحادیه اروپا و ایالاتمتحده را قطع کردند و اسرائیل نیز از پرداخت مالیاتها و عوارض گمرکی متعلق به فلسطین خودداری کرد.
این اتفاق از همان ابتدا دولت اسمائیل هنیه را تحتفشارهای اقتصادی قرار داد که دامنه آن به تشکیلات خودگردان فلسطین به رهبری محمود عباس معروف به ابومازن نیز کشیده شد. مذاکرات چهارجانبه صلح نیز در این میان متوقف شدند.
در پی فشارهای اقتصادی غرب به فلسطین تشکیلات خودگردان و دولت حماس از پرداخت حقوق کارکندان خود بازماندند. غرب درصدد بود با این فشارها دولت حماس را سرنگون یا وارد به تجدیدنظر در سیاستهای خود در قبال اسرائیل کند.
اما اسماعیل هنیه به روشنی اعلام کرد که تسلیم فشارهای اقتصادی غرب برای به رسمیت شناختن اسرائیل نخواهد شد. هنیه در زمان گرفتن رای اعتماد دیداری با محمود عباس انجام داد که براساس دو طرف بر حل اختلافها از طریق گفتوگو تاکید کردند.
روند تحولات بعدی نشان داد که این مشکلات ریشهدارتر از آن است که دو طرف بتوانند در زمانی کوتاه آن را حل و فصل کنند. افزایش اختلافها بین فتح و حماس سرانجام به رویارویی پراکنده نظامی و مسلحانه دوطرف در غزه انجامید. با میانجیگری عربستان سعودی سرانجام دوطرف در بهمنماه در کنفرانس مکه توافق کردند پس از استعفای دولت هنیه یک دولت وحدت ملی تشکیل دهند.
پایان سلطه ۱۲ساله جمهوریخواهان برکنگره
در سال ۱۳۸۵ عرصه سیاست داخلی آمریکا با یک چرخش چشمگیر مواجه شد. انتخابات میاندورهای مجلس نمایندگان آمریکا و انتخابات سنای این کشور که در ماه نوامبر ۲۰۰۶ برگزار شد به هیچ عنوان به سود جمهوریخواهان نبود و همانگونه که از قبل پیشبینی میشد، جمهوریخواهان پس از ۱۲سال اکثریت را در کنگره به رقبای دموکرات خود واگذار کردند.
در انتخابات هفتم نوامبر دموکراتها توانستند اکثریت را در هر دو مجلس نمایندگان و سنا به دست آورند. با انتشار این خبر مشخص شد ماه عسل دولت جورج بوش به پایان رسیده و او آخرین سالهای زمامداریش را باید با چالشهایی در جریان تصویب قوانین به خصوص بودجه نظامی کشور سپری کند.انتخابات مجلس ایالات متحده یک سنت شکنی دیگر نیز با خود به همراه داشت. نانسی پلوسی، رهبر حزب دموکرات ایالات متحده توانست به عنوان نماینده از کالیفرنیا به کنگره راه پیدا کند. با مسجل شدن پیروزی دموکراتها این حزب پلوسی را به عنوان رییس کنگره انتخاب کرد و به این ترتیب خانم نانسی پلوسی به عنوان نخستین بانوی رییس کنگره سوگند یاد کرد. بسیاری از تحلیلگران انتخابات هفتم نوامبر را به نوعی رفراندوم جنگ عراق نامیدند. به عقیده آنها جمهوریخواهان این انتخابات را نه به برنامههای حزب رقیب بلکه به برنامه مبارزه با تروریسم جورج بوش به خصوص جنگ بیثمر این کشور در عراق باختند.
در جریان مبارزات انتخاباتی دو طرف مانورهای گستردهای را روی برنامههای اقتصاد به اجرا درآوردند.
مالیاتها یکی از اهم این برنامهها بود. دولت جورج بوش تلاش گستردهای را برای تبلیغ برنامههای کاهش مالیات خود انجام داد. جمهوریخواهان به طور سنتی از کاهش مالیاتها و یارانهها حمایت کردهاند در مقابل دموکراتها همیشه حامی افزایش بیمهها و دستمزدها بودهاند و با کاهش مالیات میانه چندانی نداشتهاند.
ضعف دولت بوش در کاهش کسری تجاری با چین یکی از عواملی بود که دموکراتها مانور تبلیغاتی فراوانی روی آن دادند. کسری تجاری آمریکا با چین به دلیل پایین بودن مصنوعی نرخ یوآن در برابر دلار روز به روز در حال افزایش یافتن است.
دولت بوش در یکسال پیش از انتخابات همه تلاش خود را انجام داد تا چین را وادار به افزایش نرخ ارز خود کند، اما مقاومت چین تلاش جمهوریخواهان را درهم شکست و دموکراتها حداکثر بهرهبرداری را از این موضوع کردند.
یکی از جالب توجهترین نکتههای انتخابات اخیر ایالات متحده چرخش رای والاستریت به سمت دموکراتها بود. مایکل سرادین، تحلیلگر بورس نیوریورک چند روز قبل از انتخابات به بلومبرگ گفت: وال استریت از مدتها قبل انتخاب خود را انجام داده است و این انتخاب به احتمال زیاد دموکراتها هستند.
سرمایهگذاران بزرگ و حرفهای اگرچه اغلب از نظر گرایش سیاسی محافظهکار به حساب میآیند و جمهوریخواهان تمایل دارند، اما والاستریت همواره به گروهی رای میدهد که برنامههای اقتصادی و سیاسی با ریسک کم برای بازارهای مالی داشته باشند. سرمایهگذاران اصلی والاستریت همواره علاقه دارند قدرت سیاسی در واشنگتن در موازنه مشخص باشد. والاستریت برای رشد به تصمیمگیریهای عقلانی نیاز دارد و وجود دو حزب قدرتمند بر سر کار میتواند ضریب عقلانیت این تصمیمگیریها را افزایش دهد.
سرانجام آنچه این تحلیلگر عنوان کرده بود به حقیقت پیوست و دموکراتها توانستند اکثریت را به دست آورند. جالب آنکه پس از روی کارآمدن دموکراتها در کنگره شاخص داوجونز به عنوان شاخص اصلی والاستریت ۲بار رکوردشکنی کرد.
بدرود چریک پیر
فیدل کاسترو، رهبر ۸۰ساله کوبا پسا ز ۴۷سال زمامداری از قدرت کنارهگیری کرد. این خبر یکی از بمبهای خبری بود که در سال ۱۳۸۵ در عرصه اخبار بینالملل منفجر شد.
در تاریخ دهم مردادماه ۸۵ تلویزیون دولتی کوبا خبر داد که فیدل کاسترو، رهبر انقلابی کوبا به دلیل وضعیت نامساعد جسمانی و نیاز به عمل جراحی قدرت را به طور موقت به برادر ۷۵ سالهاش رائول کاسترو واگذار خواهد کرد.
عدم اعلام مدت زمان این انتقال قدرت به سرعت به این شایعه دامن زد که رائول کاسترو برای همیشه قدرت را از برادرش تحویل گرفته است و دیگر فیدل کاسترو به صحنه سیاسی کوبا و آمریکای لاتین باز نخواهد گشت.
همان روز تلویزیونهای جهان تصاویر مردی را روی تخت بیمارستان نشان دادند که در دهه پنجاه میلادی الگوی بسیاری از رهبران آمریکایلاتین در طراحیهای سیاسی و اقتصادی بود. طولانی شدن مدت زمان بستری فیدل کاسترو منجر به انتشار اخباری مبنی بر مبتلا شدن او به بیماری سرطان شد. دولت کوبا به سرعت این اخبار را تکذیب و اعلام کرد عمل جراحی کاسترو موفقیتآمیز بوده و او در حال به دست آوردن سلامتی جسمانی خود است.
تحویل گرفتن قدرت به وسیله رائول کاسترو باعث چرخش سیاستهای دولت کوبا هرچند به صورت اندک شد.
مهمترین این تغییرات، تغییر لحن دولت کوبا درخصوص آمریکا بود. از سال ۱۹۵۹ که فیدل کاسترو در کوبا به قدرت رسید آمریکا و کوبا روابط سیاسی را با یکدیگر قطع کردند و آمریکا این کشور را تحت تحریمهای گسترده اقتصادی قرار داد. پس از روی کار آمدن رائول کاسترو و یک هیات پارلمانی آمریکا سفری سه روزه را به هاوانا مرکز کوبا انجام داده و با مقامات دولتی کوبا دیدار کردند. این تنها دیدار دیپلماتیک دو طرف در تمامی ۴۷ سال گذشته بوده است.
این هیات آمریکایی که از شش نماینده دموکرات و چهار نماینده جمهوریخواه کنگره تشکیل شده بود در هاوانا با وزیر خارجه و رییس پارلمان کوبا و همچنین چند تن از مقامات کلیسای کاتولیک کوبا دیدار کردند. این سفر پس از آن انجام شد که رائول کاسترو اعلام کرد مذاکره با آمریکا تحت شرایط رعایت احترام متقابل میتواند مورد بررسی قرار گیرد. این اظهارنظر باعث شد تا برخی تحلیلگران به این نتیجه برسند که کوبای پس از فیدل کاسترو چیزی غیر از آنی خواهد بود که در سالیان گذشته دیده شده است.
فیدل کاسترو در ۱۳ آگوست سال ۱۹۲۶ میلادی در منطقه اورنیتای کوبا به دنیا آمد. دوران تحصیل خود را در مدرسه کاتولیک هاوانا و رشته حقوق دانشگاه این شهر سپری کرد. در سال ۱۹۵۳ جنبشی را پایهگذاری کرد که به جنبش ۲۶ جولای موسوم است. این جنبش شش سال بعد به ثمر نشست و اول ژانویه ۱۹۵۹ حکومت ژنرال باتیستا را سرنگون کرد.
گزارش به چپ در ایتالیا
یکی از مهمترین اتفاقات سیاسی در اروپا در سالی که گذشته جابهجایی دولت سیلویو برلوسکنی با دولت چپگرای رومانو پرودی در ایتالیا بود. سیلویو برلوسکنی در شرایطی وارد رقابتهای انتخاباتی ایتالیا شد که شرایط سیاسی و اقتصادی داخلی ایتالیا بدتر از هر زمان دیگری بود. افزایش بیکاری و تورم از یک سو او را در برابر انتقاد گسترده مردم و مطبوعات ایتالیا قرار داده بود و افزایش کسری بودجه ایتالیا انتقاد مقامات اقتصادی اتحادیه اروپا از سیاستهای اقتصادی دولت برلوسکنی را برانگیخته بود. در عرصه سیاسی نیز حمایت برلوسکنی از سیاستهای ایالات متحده درخصوص جنگ عراق باعث شد تا مردم این کشور تمایل خود به دولت برلوسکنی را از دست بدهند.
عرصه رقابتهای انتخاباتی ایتالیا را میتوان یک رقابت اقتصادی توصیف کرد که دو طرف در آن با شعارهای اقتصادی به جنگ یکدیگر رفتند. برلوسکنی که ثروتمندترین فرد ایتالیا نیز به شمار میاید همواره در شعارهای خود بر کاهش مالیاتها بهخصوص مالیات بر نقل و انتقال مسکن تکیه میکرد و وعده میداد که با اجرای طرحهای جدید میزان بیکاری را کاهش خواهد داد. از آن سو رومانو پرودی که از طرف ائتلاف چپ میانه نامزد شده بود اعلام کرد که میزان پوششهای بیمهای و تامین اجتماعی را افزایش خواهد داد و همچنین بر حمایت از مشاغل تولیدی خواهد افزود.
پرودی در تشریح برنامههای سیاسی خود به خروج نیروهای ایتالیایی از خاک عراق اشاره کرد. وعدهای که پس از روی کارآمدن به آن عمل کرد. سرانجام پس از دو روز رایگیری ائتلاف چپ میانه توانست اکثریت آرا را به دست آورد و پرودی رسما از سوی جورجیو ناپولتیانو رییسجمهور ایتالیا مامور تشکیل دولت شد.
این ائتلاف انتخابات را با اکثریتی شکننده برنده شد. چپ میانه توانست مجلس نمایندگان را با اختلاف ۱/۰درصد و مجلس سنا را با اختلاف تنها ۲ کرسی به پیروزی برسد.
این اختلاف شکننده باعث شد تا سیلویو برلوسکنی کارشکنیهایی را به منظور ابطال انتخابات آغاز کند که البته هیچیک از آنها به نتیجه نرسید. پیروزی ائتلاف چپ میانه باعث شد تا سیلویو برلوسکنی در روز ۱۲ اردیبهشتماه استعفای خود را تقدیم رییسجمهور کرده و از مقام خود پیش از زمان تعیین شده کنارهگیری کند. پیش از این برلوسکنی ۱۴ روز تمامی تلاش خود را به کار بست تا با اتهام انجام تقلب در انتخابات آن را لغو کند.
پرودی ۹ ماه پس از تصدی پست نخستوزیری از مقام خود استعفا کرد و مردم ایتالیا را در حیرت فرو برد. این استعفا پس از آن انجام شدکه سنای ایتالیا طرح پرودی مبنی بر تمدید مدت زمان حضور نیروهای ایتالیایی در افغانستان وارد کرد. هرچند پرودی پس از چهار روز با رایزنیهای رییسجمهور به پست خود بازگشت.
بمب اتم کرهای
دوشنبه ۱۷ مهرماه ۱۳۸۵ کرهشمالی نخستین بمب هسته خود را در اعماق زمین منتشر کرد. در حالیکه ابتدا اما و اگرهایی در مورد صحت این ادعای مقامات پیونگ یانگ عنوان میشد، ساعتی پس از انجام این آزمایش روسیه آن را تایید کرد. با انجام این آزمایش رسما کرهشمالی نیز به جمع کشورهای دارای سلاح هستهای پیوست. اتفاقیکه بسیاری از کشورها و در راس آنها ایالات متحده را به واکنش واداشت. این آزمایش در حالی صورت گرفت که دو روز قبل از آن شورای امنیت خواستار و لغو هرگونه آزمایش اتمی از سوی کرهشمالی شده بود.
این آزمایش هستهای اگرچه در مقیاسی کوچک انجام شد اما نگرانی کشورهای جهان به خصوص همسایگان کرهشمالی را درپی داشت. ژاپن بلافاصله طی بیانیهای اعلام کرد با انجام این آزمایش نه تنها شرق آسیا بلکه تمامی جهان وارد یک بحران شده است و در معرض خطر قرار گرفته است. اتحادیه اروپا، ایالات متحده و ژاپن خواستار اقدام سریع شورای امنیت در برابر کرهشمالی شدند.
شورای امنیت نیز چندی بعد تشکیل جلسه داده و قطعنامهای را علیه کرهشمالی تصویب کرد. براساس این قطعنامه یک سلسله تحریمهای سیاسی و اقتصادی از قبیل ممنوعیت سفر مقامات کرهشمالی به دیگر کشورها، بازرسی کشتیهایی که به مقصد کرهشمالی سفر میکنند و بلوکه شدن داراییهای مرتبط با تحقیقات اتمی این کشور اعمال میشد. در مقابل این فشارها مقامات پیونگ یانگ و در راس آنها کیم جونگ ایل رهبر این کشور بر لزوم دستیابی این کشور به سلاح هستهای برای مقابله با حملات احتمالی نظامی آمریکا تاکید کردند. اما در حالیکه پس از این آزمایش هستهای بیم رویارویی نظامی آمریکا و کرهشمالی میرفت، روند تحرکات سیاسی به احیای مذاکرات شش جانبه با حضور چین، کرهشمالی، کرهجنوبی، آمریکا، ژاپن و روسیه منجر شد. این مذاکرات که در بهمن ماه ۸۵ پس از یک دوره وقفه از سرگرفته شد برعکس ادوار قبلی به نتیجه رسیده و کرهشمالی پذیرفت در قبال دریافت سالانه ۲میلیون تن نفت خام و یا ۲میلیون کیلووات ساعت برق رایگان نه تنها فعالیتهای نظامی هستهای خود را متوقف کند بلکه بزرگترین راکتور هستهای خود را نیز تعطیل کند. روند مذاکرات کرهشمالی و ایالات متحده به حدی پر
شتاب بود که ظرف کمتر از یک ماه پس از عقد این موافقتنامه دو طرف کمیته عادیسازی روابط سیاسی خود را نیز راهاندازی کردند و نخستین جلسه این کمیته در روز پنجشنبه ۱۰ اسفندماه در نیویورک تشکیل شد. هرچند مقامات آمریکایی بیان کردند ممکن است این روند و همچنین روند خلع سلاح کامل کرهشمالی چندین سال به طول انجامد. به دنبال آزمایش هستهای کرهشمالی بازارهای مالی شرق آسیا با افت چشمگیری روبهرو شدند.
پایان کار دبیرکل صلح
کوفی عنان دبیرکل برنده جایزه صلح نوبل سازمان ملل متحده در سال ۸۵ پس از ۱۰ سال ریاست بر بزرگترین نهاد بینالمللی جهان جای خود را به یک دیپلمات آسیایی از کرهجنوبی داد. درست در روزیکه کرهشمالی نخستین بمب اتمی خود را منفجر کرد همسایه جنوبی آن توانست بان کیمون، وزیر خارجه خود را بر مسند ریاست سازمان ملل متحد بنشاند.
کوفیعنان در حالی کرسی خود را به این کرهای تحویل داد که جهان در دوران صدارت او شاهد افزایش چشمگیر جنگ و خونریزی در جهان بود. حوادث تروریستی روزافزون، جنگ عراق و افغانستان، ناآرامیهای دارفور و جنگهای پراکنده داخلی در بسیاری از کشورهای آفریقایی در کنار بحران سرزمینهای اشتغالی نشان میداد که سازمان ملل بیش از هر زمانی در برقراری صلح پایدار در جهان ناموفق بوده است.
در دوران کوفی عنان به خصوص پس از حمله آمریکا به عراق بحث عدم استقلال ریاست سازمان ملل و کاهش قدرت و اثرگذاری این سازمان بیش از هر زمان دیگری مطرح شد. به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران یکی از دشوارترین وظایف بان کی مون دبیرکل جدید سازمان ملل متحد بازگرداند این وجهه به این نهاد عظیم بینالمللی است. همچنین کوفیعنان در دوران زمامداریش در سازمان ملل پرونده مالی پر ابهامی را از خود برجای گذاشت.
کوفیعنان و پسرش چندین بار به سوءاستفاده مالی متهم شدند که یکی از مهمترین آنها سوءاستفاده در برنامه نفت در برابر غذای عراق بود. بان کیمون بلافاصله پس از تصدی پست ریاست سازمان ملل فهرست داراییهای خود و خانوادهاش را منتشر کرده و دستور رسیدگی وضعیت اموال بقیه کارکنان ارشد سازمان را صادر کرد. اقدامی که تا پیش از این در سازمان ملل سابقه نداشت. برنامه اصلاحات سازمان ملل یکیدیگر از کارهای نیمه تمام دوران تصدیگری کوفی عنان است که بان کیمون باید آن را به اتمام برساند هرچند خود او مهمترین برنامهاش را پایان دادن به بحران آفریقایی دارفور اعلام کرده و نخستین سفرش را نیز به این منطقه انجام داد.
بسیاری از تحلیلگران تقابل اندیشههای بانکی مون با سیاستهای کرهشمالی را عامل اصلی توفیق او در برابر دیگر رقبا دانستهاند. بان کیمون در یک رقابت نه چندان دشوار با شش کاندیدای دیگر توانست به عنوان هشتمین رییس سازمان ملل انتخاب شود. او اولین رییس آسیایی این سازمان پس از ۳۰ سال است.