یوهان هامان، محبوس شمال

شماره روزنامه: ۱۱۹۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۶۳۶۷۸ بیشتر

آیزایا برلین

کتاب: محبوس شمال <br>نویسنده: آیزایا برلین <br>ترجمه: رضا رضایی <br>ناشر: نشر ماهی <br>چاپ: ۸۵<br>هامان یکی از معدود نقادان کاملا اصیل عصر جدید است.

یوهان هامان، محبوس شمال

کتاب: محبوس شمال

نویسنده: آیزایا برلین

ترجمه: رضا رضایی

ناشر: نشر ماهی

چاپ: ۸۵

هامان یکی از معدود نقادان کاملا اصیل عصر جدید است. او بی‌آن‌که وام آشکاری به کسی داشته باشد به کل ارتدوکسی غالب حمله می‌کند و برای این که سلاح‌هایی به دست می‌گیرد که بعضی منسوخ و بعضی دیگر بی‌ثر یا نابرا هستند، اما این سلاح‌ها هنوز آن قدر قدرت دارند که مانع، پیشروی دشمن شوند، متحدانی را به زیر بیرق ارتجاعی او بکشانند و مقاومتی این جهانی را در برابر پیشروی روشنگری و عقل قرن هجدهمی آغا کنند (البته اگر قائل به وجود آغازگری برای چنین مقاومتی باشیم) - مقاومتی که نهایتا به رمانتیسم، ابهام‌باوری و ارتجاع سیاسی ختم شد، آن هم با تجدید حیات عظیم و عمیقا تاثیرگذار صورت‌های هنری و سرانجام با خسارت زدن همیشگی به زندگی اجتماعی و سیاسی انسان‌ها، چنین چهره‌ای مسلما در خور توجه است.

آیزایا برلین هامان را پیشاهنگ عقل‌ستیزی در همه حوزه‌ها می‌داند. روسرُِ برک را که معاصر او بودند نمی‌توانیم پیشاهنگ این راه بخوانیم، زیرا اندیشه‌های صراحتا سیاسی روسو به لحاظ عقلانیت‌شان کلاسیک‌اند و برک نیز هر چند نظریه‌های مبتنی بر مجردات را نفی می‌کند باز به مذاق آرام و سلیم انسان‌های شامل خوش می‌آید. هامان هیچکدام این ویژگی‌ها را نداشت: اژدهای هفت سر عقل و نظریه و تعمیم، هر جا که سرهای هیولاوار خود را بلند می‌کرد، هامان به آن ضربه می‌زد. هامان زرادخانه‌ای فراهم آورد که رمانتیک‌های معتدل‌تر - مانند هر در، حتی صاحبان اذهان سردتری چون گوته‌ی جوان و حتی هگل که نقد مطول و نه چندان دوستانه‌ای بر آثار او نوشت و حتی هومبولت متین و منطقی و لیبرال‌های همتای او - بعضی از کاری‌ترین سلاح‌های خود را از آن برداشتند. هامان سرچشمه فراموش شده نهضتی است که سرانجام کل فرهنگ اروپا را فراگرفت. از نظر برلین چیزی که واقعا در او اصالت داشت دریافتش از طبیعت انسان، روشی که به کار گرفت تا به این دریافت برسد و نیز استفاده جدلی‌اش از این دریافت بود. هامان از قرن خود نفرتی تقریبا بیمارگونه داشت و با کوبندگی و قدرت بی‌سابقه‌ای به آنچه مشخصه این قرن بود حمله کرد. هامان نخستین نویسنده عصر جدید بود که نهضت روشنگری و تمام آثار آن را نفی کرد، آن هم نه فقط این یا آن خطا یا گناه فرهنگ جدید را که مثلا روسو هم با شدت تمام آنها را نفی کرد - آخر، روسو بیش از آنچه نشان می‌داد در مفروضات با اصحاب دایره‌المعارف اشتراک نظر داشت، اما تناقض‌های خود را در پس ؟؟؟ فصاحت و بلاغت معجزه‌آسای خود پنهان می‌کرد. هامان علیه کل ساختار علم، عقل و تحلیل، به پاخاست و به محاسن آن بیش از معایبش حمله کرد. او اساس آن را کاذب می‌دید و استناج‌های آن را کفرگویی علیه طبیعت انسان و خالق انسان می‌دانست و هامان برای ارائه شاهد و مدرک چندان به اصول موضوعه یا جزمیات؟؟؟ الهیاتی یا متافیزیکی یا احکام پیشینی متوسل نمی‌شد، بلکه او بیشتر به تجربه روزمره خودش، به خود اموری که به صورت تجربی (نه شهودی) ادراک پذیرند، به مشاهده بی‌واسطه انسان‌ها و رفتار آنها و به خودکاوی مستقیم سوداها، احساس‌ها، اندیشه‌ها و شیوه‌های زندگی خودش روی می‌آورد. اینها سلاحی‌هایی بودند که نهایتا نهضت روشنگری نمی توانست آنها را بی‌اعتبار اعلام کند. رمانتیسم، عقل‌ستیزی و بدگمانی به همه نظریه‌ها و بر ساخته‌های فکری که در بهترین حالت جعلیات مفید و در بدترین حالات وسیله انحراف بودند عملا از هامان آغاز شد. این را در آرای نوظهور ملونی‌های؟؟؟ رنسانس، در آرای پاسکال و از آن بیشتر در آرای ویکو، نیز می‌بینیم، اما محله رویارو را هامان آغاز کرد. در تفکر هامان، بعد از تغییر عقیده او، هیچگونه تحول حقیقی به چشم نمی‌خورد. نه تحولی به چشم می‌خورد و نه عرضه داشت منظم. نظریات او - درباره طبیعت انسان، درباره شیوه‌های شناخت (اعتقاد، دانش، ادراک، تخیل، استدلال، ایمان) درباره طبیعت، تاریخ و خدا، درباره زبان، نبوغ، بیان و آفرینش، درباره حواس، سوداها، روابط جسم و اراده و ذهن، درباره تاریخ و سیاست، درباره غایت انسان و رستگاری او - از سی سالگی هامان تا زمان مرگش دو پنجاه و هشت سالگی عملا تغییر نکرد. مهم نیست که از کجای نوشته‌هایش شروع کنیم: هیچ چیز آغاز یا وسط یا پایان ندارد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن