ریشه تمایز کشورها در هنگام وقوع بحران
سیدپرویز جلیلی کامجو*<br>اشاره: آیا این سوال مهم است؟ نقطه بعدی زلزله کجاست؟ ایران تقریبا یک درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهد، اما بیش از پنج درصد تلفات بلایای طبیعی در ایران رخ میدهد. این آمار تکاندهنده چنین سوالاتی را در ذهن خواننده تداعی میکند:
سیدپرویز جلیلی کامجو*
اشاره: آیا این سوال مهم است؟ نقطه بعدی زلزله کجاست؟ ایران تقریبا یک درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهد، اما بیش از پنج درصد تلفات بلایای طبیعی در ایران رخ میدهد. این آمار تکاندهنده چنین سوالاتی را در ذهن خواننده تداعی میکند: چرا در کشورهای در حال توسعه مانند ایران حوادث طبیعی با آسیبپذیری بالایی همراه است؟ آیا تمام پدیدهها و سوانح طبیعی در سراسر جهان حتما منجر به خسارت جانی و مالی سنگینی میشوند؟ آیا مدیریت بلایای طبیعی همیشه باید مدیریت بحران باشد؟ چرا بلایای طبیعی در مناطق فقیر و کمتر توسعه یافته روستایی که ضریب نفوذ بیمه نیز در آنها پایین است خسارت جانی و مالی بیشتری دارد؟ وظیفه علم و دانشگاه در ارائه راهحل برای تخفیف خسارت چیست؟
اقتصاد بلایای طبیعی (Disaster Economy)
بروز یک حادثه مانند سیل یا زلزله شدید که در ابعاد ملی تاثیرگذار است، ضمن ایجاد خسارات جبرانناپذیر جانی، دو ضربه مهلک بر پیکره اقتصاد یک کشور وارد میکند: اول لطمه مستقیمی که به ثروت و داراییهای ملی و شخصی وارد میشود و دوم انحراف منابع ملی از روند توسعه و دستیابی به استانداردهای معمول زندگی.
پدیدهها و سوانح طبیعی هنگامی و در کشورهایی منجر به زیان اقتصادی و جانی میشوند که جوامع شناخت کافی از آن نداشته و آماده رویارویی با آن نباشند. وقوع بلایای طبیعی در کنار سوء مدیریت و آیندهنگری بشر، منجر به تاثیرات منفی اقتصادی همچون کاهش تولید ناخالص داخلی و انتقال منحنی عرضه کل (AS) به سمت چپ به عنوان شوک منفی، افزایش قیمت کالاهای مرتبط در کوتاه مدت و شیوع احتمالی فقر گسترده و بیننسلی در منطقه حادثهزده خواهد شد.
طبق «قانون اعداد بزرگ»، وقوع بلایای طبیعی در طول زمان و در تمام کشورها اتفاق میافتد و کمتر کشوری مصون از انواع بلایای طبیعی است. البته نوع بلایای طبیعی در مناطق مختلف جهان متفاوت است، اما دارای تورش به سمت یک کشور یا منطقه خاص نیست. پس آنچه که کشورها را در ارتباط با بلایای طبیعی از هم متمایز میکند شانس یا قضا و قدر الهی نیست بلکه نحوه مدیریت محیط زیست است.
با عنایت به موضوع فوق و توجه به این نکته که بلایای طبیعی در ارتباط مستقیم با صنعت و بهخصوص کشاورزی هستند و اینکه اقتصاددانان توسعه، صنعت و کشاورزی را دو بال یا دو موتور حرکت به سمت توسعه و حرکت در مسیر توسعه میدانند، که با وارد کردن ضلع سوم یعنی محیط زیست به توسعه پایدار (Sustainable Development) ارتقا مییابد، کشورهایی که برنامه مستمر، متمرکز و علمی در مدیریت و پیشگیری این حوادث غیرمترقبه طبیعی و بهطور کلی محیط زیست داشتهاند، بخش کشاورزی آنها کمتر با نوسانات منفی طرف عرضه مواجه بوده، گامهای توسعه را به مراتب سریعتر طی کرده و حرکت باثباتی در مسیر توسعه پایدار داشتهاند. کشورهایی مانند چین، ژاپن و ایالات متحده از این دست کشورها میباشند.
ردپای بشر (Human Footprint)
طبق تئوری «ردپای بشر»، نباید جای پایی از فعالیتهای بشر در ارتباط با محیط زیست در طبیعت باقی بماند. منطبق بر تئوری فوق هر چند منشأ اکثر حوادث غیرمترقبه طبیعی، خود طبیعت است؛ اما برخی بلایای طبیعی میتواند ناشی از فعالیتهای اقتصادی بشر باشد مانند سیل، رانش زمین و بهمن که ناشی از جنگلزدایی و تغییر مسیر طبیعی رودخانه است، ریزگردها و گردغبار که ناشی از خشک شدن بستر رودخانهها به دلیل سدسازی یا فعالیتهای بیابانزایی است، آتشسوزی جنگلها، خشکسالی، توفانهای دریایی و تسونامی که ناشی از گرمایش زمین هستند. این حوادث تحت تاثیر مستقیم فعالیتهای بشری هستند و در دهههای اخیر با افزایش فعالیتهای بشری گسترده و فراگیر شدهاند.
این حوادث در علم اقتصاد میتوانند تحت عنوان اثرات خارجی (Externality) در سطح جهانی و ملی، مورد تحلیل قرار گیرند و حوادثی از این قبیل باید به تدریج و در طول زمان با اصلاح فعالیتهای بشر و درونی کردن هزینههای خارجی ناشی از این فعالیتها مدیریت شوند.
اما حوادثی از قبیل زلزله، آتشفشان و صاعقه عواملی هستند که تاکنون علم، دخالت بشر در وقوع یا شدت آنها را اثبات ننموده است و برای کاهش خسارت ناشی از این عوامل باید پیشگیری و آمادگیهای لازم اجرا گردد و مدیریت در طول زمان در مرحله ثانویه قرار دارد و نیازی به اصلاح فعالیتهای اقتصادی بشر ندارد؛ یعنی این بلایای طبیعی تحت تاثیر اثرات بیرونی ناشی از یک فعالیت بشری نیستند.
مرگ و میر؛ شاخصی تلخ برای سنجش تاثیر تخریب بلایای طبیعی
مدتهای مدیدی انسان نمیدانست یا نمیتوانست چگونه با بلایای طبیعی مقابله کند و به ناچار به مرگ و ویرانی تن میداد. اما تجربه سایر کشورها نشان میدهد که انسان امروزی، با تکیه بر علوم جدید راه مقابله اصولی با بلایای طبیعی را یافته تا خود را از مرگ و ویرانی برهاند. اگرچه تاکنون نتوانسته به موفقیتی حتمی نایل آید، اما به نتایج رضایتبخشی دست یافته است.
در مورد زلزله و ارتباط آن با استحکام منازل، هزینه اندک (اندک در مقابل هزینههای پس از زلزله) پیشگیری و آمادگی برای دولت که با مشارکت مردم نیز همراه خواهد بود، بسیار عقلاییتر از هزینههای گزاف بعد از آن است. با نگاهی به گزارش جهانی برنامه عمران ملل متحد در مورد خطرات بلایای طبیعی UNDP جمهوری اسلامی ایران در رتبههای ابتدایی بالاترین مرگ و میر ناشی از بلایای طبیعی بهخصوص زمین لرزه قرار دارد. این امر نهتنها ناشی از حادثه خیز بودن موقعیت جغرافیایی ایران بلکه به دلیل عدم شناخت و تحقیق در این زمینه و عدم توجه به مساله پیشگیری، آمادگی و باسازی ناشی از حوادث طبیعی است.
ایران تقریبا یک درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهد؛ اما بیش از پنج درصد تلفات بلایای طبیعی در ایران رخ میدهد. ما باید قبول کنیم که در کشوری حادثهخیز بهخصوص زلزله خیز زندگی میکنیم و ضعف مدیریت خود را با جان عزیزانمان جبران میکنیم و این کوتاهی توجیهی ندارد.
و اما ...
پیشنهادهایی تکراری ولی مهم
گردآوری اطلاعات و تشکیل بانک دادهها به صورت مستمر برای تدوین یک برنامه اجرایی موثر، ایجاد شبکههای ملی و منطقهای در زمینه مدیریت اطلاعات و تهیه شاخصهای ملی و منطقهای به منظور تجزیه و تحلیل دقیق حوادث طبیعی، مطالعه و پژوهش درباره بحرانهای ایجاد شده و چگونگی مدیریت آنها در سطوح عالی دانشگاهی، استفاده از تکنولوژیهای برتر در زمینه پیشبینی و پیشگیری حوادث طبیعی، جلوگیری از تمرکز جمعیتی و صنعتی در مناطق حادثهخیز، پرداختن به شکاف موجود در آگاهی از ارزیابی خطرات بلایای طبیعی و شناخت ماهیت آن، همکاری و تبادل اطلاعات بینالمللی و منطقهای با کشورهای دارای شرایط مشابه و انتشار اوراقی با نام اوراق بلایای طبیعی یا اوراق جلوگیری از بلایای طبیعی به منظور تامین مالی اهداف فوق.
* دانشجوی دکترای اقتصاد _ دانشگاه اصفهان
(parviz.jalili@gmail.com)