تاریخ ایران

در این دیوانخانه و خلوت چه بساط‌ها دیده!

شماره روزنامه: ۲۷۱۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۵۷۶۲۲ تاریخ-اقتصاد

نمی‌دانم چه بساطی‌ست که با وجودِ داشتن عدلیه و یکی دو اتاق برای اعمال و عرایض فوریه چگونه این قسم احکام به تقلب صادر نموده و درصدد تضییع آبروی مردم برمی‌آیند. خلاصه قدری در افعال روزگار تفکر کرده که در این دیوانخانه و خلوت چه بساط‌ها دیده و حالیه چه می‌بینم.

نمی‌دانم چه بساطی‌ست که با وجودِ داشتن عدلیه و یکی دو اتاق برای اعمال و عرایض فوریه چگونه این قسم احکام به تقلب صادر نموده و درصدد تضییع آبروی مردم برمی‌آیند. خلاصه قدری در افعال روزگار تفکر کرده که در این دیوانخانه و خلوت چه بساط‌ها دیده و حالیه چه می‌بینم. حکم را به وزارت جنگ برده که عمارت خورشید و متعلق به نایب‌السلطنه کامران‌میرزا بود. در زیرزمینی بزرگ رفته، که تاکنون ندیده بودم، که حکم را نمره گذارده و ببرند نظمیه. قدری نشسته چای آوردند که صرف شد. خرتوخر غریبی بود. مثلا نظم‌الدوله با آن عینک‌های آبی مثل کورها و چند نفر دیگر در هم ریخته و مذاکره‌ بانکی داشتند برای فرستادنِ قشون به جنگ استرآباد. من هم در گوشه‌ای نشسته تماشا به این وضع بچه‌بازی می‌کردم. بعد خسته شده آمدم روی پله نشسته و سیگارتی شروع کردم. فکر کردم دیدم این همان پله است که در بیست سال قبل صبح سر آفتاب می‌آمدم می‌نشستم تا نایب‌السلطنه از اندرون بیرون می‌آمد.

از کتاب: دوستعلی‌خان معیرالممالک، کتاب وقایع الزمان (خاطرات شکاریه)، به کوشش خدیجه نظام‌مافی، نشر تاریخ ایران.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن