نقش مدیران در تحقق فرآیند مدیریت بهره وری بنگاه ها

شماره روزنامه: ۲۷۱۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۵۷۵۸۵ بیشتر

مهدی بصیری<br>کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات- مربی بین المللی مروج بهره وری از انجمن بهره وری آسیایی<br>هرچند که موضوع بهره وری به عنوان یک شاخص مطرح در ارزیابی و سنجش عملکرد فعالیت ها ، چه در سطح ملی و چه در سطح سازمانی ، تاکنون از چشم مدیران کشور دور نمانده، ولی از طرف آنان به عنوان یک موضوع با اهمیت و معنادار، مورد توجه و بررسی قرار نگرفته است.

نقش مدیران در تحقق فرآیند مدیریت  بهره وری بنگاه ها

مهدی بصیری

کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات- مربی بین المللی مروج بهره وری از انجمن بهره وری آسیایی

هرچند که موضوع بهره وری به عنوان یک شاخص مطرح در ارزیابی و سنجش عملکرد فعالیت ها ، چه در سطح ملی و چه در سطح سازمانی ، تاکنون از چشم مدیران کشور دور نمانده، ولی از طرف آنان به عنوان یک موضوع با اهمیت و معنادار، مورد توجه و بررسی قرار نگرفته است. به عبارت دیگر« تعهد » لازم و کافی نسبت به موضوع بهره وری به طور شایسته در مدیران ارشد و میانی بنگاه های اقتصادی کشور ، اعم از بخش دولتی یا خصوصی ، ایجاد نشده است.

« تعهد مدیریت » بدین خاطر ضرورت دارد که تلاش ها و اقدامات سازمانی برای نیل به اهداف، به نتیجه برسد، اگر پذیرفته باشیم که « بهره وری » و ارتقای آن یکی از مهمترین اهداف هر سازمان دولتی یا خصوصی است ، پس لازم است تا فرآیند مدیریت بهره وری در هر سازمانی شروع به کار نماید. شاید مدیرانی باشند که در زبان و حرف ، خود را به فرآیند مدیریت بهره وری در سازمان متعهد بدانند ، ولی لازم به ذکر است که برای ایجاد تعهد در خود باید مراحلی را پشت سرگذاشت. تعهد به موضوعی خاص نیاز به تغییر در خود و گروه دارد. به عبارت دیگر پایه گذاری فرآیند مدیریت بهره وری در سازمان ، به نوبه خود یک تغییر به شمار می رود.

مراحل تغییر، در پاسخ به سئوال" تعهد به موضوع بهره وری چگونه ایجاد می شود ؟" جست و جو می شود .

مدیران به عنوان سرمشق و الگوی کارکنان نقش گروه مرجع را در سازمان ایفا می نمایند. نقش گروه مرجع مدیران می تواند تحت الشعاع بسیاری از عوامل دیگر قرار گیرد و کم رنگ یا پررنگ تر شود. در این مجال به بررسی این موضوع پرداخته نمی شود ، ولی این فرض اتخاذ می‌شود که در صورتی که مدیریت وظایف و مسئولیت های خود را به درستی انجام دهد ، به عنوان گروه مرجع کارکنان سازمان تلقی می گردد و کارکنان می کوشند تا در رفتار سازمانی و در برخی موارد حتی در رفتار شخصی خود از الگوی رفتاری مدیران پیروی نمایند . با قبول این فرض ، لازم است مدیران ابتدا در خود تغییر ایجاد نمایند. اگر مدیران بخواهند متعهد به بهره وری باشند لازم است تا دانش و آگاهی خود را نسبت به موضوع افزایش دهند و کامل نمایند. حدود و ثغور این یادگیری و دانش اندوزی تنها به تکنیک ها محدود نمی شود ، بلکه باید به فلسفه این دانش و آگاهی نیز دست یافت. در این صورت می توان انتظار داشت که این تعمق و تامل در دانش و افزایش آن در سطح خرد مدیران، نوعی التزام در آنان پدید آورده و زاویه دید ایشان را فراختر نماید. به عبارت دیگر بایستی بر مبنای دانش ایجاد شده در مورد بهره وری ، به موضوعات سازمانی نگریست. و یا به تعبیر دیگر لازم است نگرش بهره وری بر نگرش روزمره مدیران نسبت به موضوعات سازمانی اعم از تولید ، خرید ، فروش ، اداری ، بازرسی و ... حاکم شود. نگرش بهره وری به مدیران این فرصت را می دهد تا مشکلات و مسائل خود را به درستی درک نموده و راه حل های مناسب برای رفع آنها را بیابند.

ولی در اینجا کار تمام نمی شود، زیرا هنوز این نگرش ، «عملیاتی » نشده است، باید گفت که همیشه وجود دانش نسبت به موضوع بهره وری و نیز نگرش بهره وری داشتن منجر به « عمل » نمی‌شود. ما در زندگی روزمره خود نسبت به خیلی از موضوعات آگاهی و دانش داریم و بر مبنای آن دانش و نگرش عمل نمی کنیم ، به عنوان مثال در افراد سیگاری این دانش وجود دارد که سیگار کشیدن برای جسم انسان مضر است و حتی بر مبنای نگرش ایجاد شده ، گاهی دیگران را نصیحت می نمایند که سیگار نکشید؛ در حالی که خود برمبنای همین دانش و نگرش ، رفتار و عمل نمی‌کنند . پس لازمه توفیق در شروع حرکت بهره وری و پایه گذاری و استمرار فرآیند مدیریت بهره وری در سازمان یا شرکت ، عمل نمودن بر مبنای دانش نگرش بهره وری است. این رفتار یا عمل در حقیقت همان مشارکت نمودن مدیر در فرآیند مدیریت بهره وری است.

بنابراین برای انجام موفقیت آمیز تغییراتی که به کارگرفته می شوند تا فرآیند مدیریت بهره وری گسترش یابد، مدیریت ارشد علاوه بر تعهد باید مشارکت هم داشته باشد تا بتواند تعهدش را به اثبات برساند .

حال پس از بیان لزوم تعهد و نحوه ایجاد تعهد در مدیریت ، به موضوع فراگیر نمودن بهره وری یا به عبارت دیگر به موضوع جمعی کردن عمل به بهره وری در کل سطوح سازمان یا شرکت ، لازم است اقدامات زیر توسط مدیریت صورت گیرد :

- ارائه تعریفی مشخص از بهره وری در ارتباط با سازمان یا شرکت خود.

- هماهنگ نمودن سایرین با بهبود بهره وری.

- اختصاص منابع و بودجه کافی برای شروع و استمرار حرکت بهره وری .

- تعریف نقش منابع انسانی در حرکت بهره وری و تعیین جایگاه آنان.

- پدید آوردن زمینه های ابداع و نوآوری در سازمان.

- تدوین برنامه ای مشخص برای تغییر در سازمان در راستای بهره وری .

- تدوین راهبرد مناسب برای بهبود بهره وری در سطح سازمان.

مدیریت جهت انجام اقدامات فوق الزاما باید از ابزار زیر جهت حصول موفقیت «فرآیند مدیریت بهره وری » بهره جوید:

۱ - نشر بیانیه یا اساس نامه ای در مورد « خط مشی بهره وری» سازمان ، جهت ارائه به درون و بیرون سازمان؛

۲ - ایجاد یک پایگاه سازمانی تحت عنوان « مدیریت بهره وری»

نتیجه گیری

از مطالب عنوان شده درمقاله حاضر نتایج زیر قابل وصول می باشد .

۱- برای نهادینه شدن بهره وری در سازمان ها ارائه مفهوم دقیق و روشن از آن الزامی است.

۲- مدیریت بهره وری فرایندی مستمر و پویا است که در پی اصلاح و بهسازی روش های طراحی و تولید و فروش و به کار گیری و نگهداری محصولات و خدمات است. لذا استفاده از آن مزایای بلند مدتی برروی بهره¬وری سازمان دارد .

۳- داشتن نگرش سیستمی نسبت به مدیریت بهره وری الزامی است .

۴- اقدامات سازمانی در راستای نیل به اهداف بهره وری نیازمند تعهد مدیریت می باشد .

۵- ایجاد جایگاه سازمانی مناسب جهت ارتقاء بهره وری سازمانی ضروری بنظر می رسد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن