نیاز به فساد کمتر و تحرک اقتصادی بیشتر
حسام امامی
منبع: وال استریت ژورنال<br> مترجم: حسام امامی<br>با توجه به قرار گرفتن دوباره طرح «یوآن با تبدیلپذیری کامل» در برنامه دولت، به نظر تغییر جهتی اساسی در راه است. این امر از آن جهت حائز اهمیت است که درست به همان منوالی که پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱ موجب تغییر ساختار صنایع سنگین در اواخر دهه ۱۹۹۰ شد، تبدیلپذیری نیز به اصلاحات مالی وسیعتری نیاز دارد.
منبع: وال استریت ژورنال
مترجم: حسام امامی
با توجه به قرار گرفتن دوباره طرح «یوآن با تبدیلپذیری کامل» در برنامه دولت، به نظر تغییر جهتی اساسی در راه است. این امر از آن جهت حائز اهمیت است که درست به همان منوالی که پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱ موجب تغییر ساختار صنایع سنگین در اواخر دهه ۱۹۹۰ شد، تبدیلپذیری نیز به اصلاحات مالی وسیعتری نیاز دارد. ناظران اغلب تعدیل دوباره اقتصاد چین را در چارچوب موازنه تجاری میبینند. اما مازاد تجاری کشور بیش از آنکه علامت ارزشگذارى پایین یوآن باشد علامت پایین بودن تصنعی نرخ سودهای واقعی است. دولت با پایین نگه داشتن نرخ سود در سیستم بانکداری دولتی از سال ۲۰۰۳، رونقی در صادرات به سرکردگی سرمایهگذاری برانگیخته است.
این رونق اما به پایان خط رسیده است. با رشد صادرات، نیروی کار، مواد اولیه و سرمایه بیشتری نیز صرف شده که به زیان اقتصاد ملی تمام شد. این ورودیها آنقدر زیاد بود که یک دهه رشد خیرهکننده را موجب شود، اما اکنون کمیاب شدهاند و افزایش قیمتها را ناگزیر میکنند.
فاز بعدی رشد نیازمند به تاکید بیشتر بر بهرهوری کل عوامل تولید است به این معنا که با همان مقدار ورودی، میزان بیشتری تولید شود و این خود مستلزم تخصیص بهتر سرمایه از طریق گسترش بازار اوراق قرضه و سیستم بانکی بازرگانی بر اساس سیگنالهای بازار است.
سیستم فعلی برای جلوگیری از خروج پساندازها از کشور با هدف کسب عایدی بیشتر [در سایر نقاط جهان]، نیازمند کنترل سرمایه و سیستم بانکی تا حد زیادی بسته است که از حزب کمونیست دستور بگیرد. سیستم جدید اما دقیقا عکس این را میطلبد. تبدیلپذیری وسیله مفیدی است برای نظم بخشیدن به بازار و علاوه برآن معتبر نگه داشتن بانک مرکزی و موسسات مالی خارجی برای ایجاد فشار رقابتی ضرورت خواهند یافت.
اما ابتدا بانکهای ملی باید اصلاح شوند؛ فرآیندی که در اواسط دهه ۲۰۰۰ شروع شد، اما در جریان بحران اقتصادی جهان کنار گذاشته شد. گرچه بانکهای چین اکنون بسیار سودده به نظر میآیند، حقیقت این است که زیر بار وامهای غیرقابل بازگشت و هزینه فزاینده سرمایه له میشوند. دور دیگری از طرحهای برونرفت دولت و داراییهای خالص جدیدی در آینده مورد نیاز خواهد بود.
همه اینها زمانبَر بوده و به رهبر جدید، پس از کنگره پاییز امسال حزب، بستگی دارد. شاید قیل و قال «بو سیلای» به شکستن این رخوت سیاسی در راس هرم کمک کند؛ چرا که حزب شدیدا به یک برنامه اصلاحات برای تبلیغات نیاز دارد تا میانبری باشد به جامعهای با فساد کمتر و تحرک اقتصادی بیشتر.
در هر دو صورت یک سیستم اقتصادی آزادتر در پی میآید که مزیت دیگر آن کاهش مازاد تجارت و تنشهای جهانی است. حزب مجبور خواهد شد کنترل بسیاری از پستهای تصمیمساز اقتصاد را واگذار کند، اما این اصلاحات چین را هم به کشور سادهتری برای اداره تبدیل خواهد کرد.