که ره تاریک و لغزان است
پرویز جلیلی*<br> البته بیشتر برای تحریمکنندگان و نه ایران
پرویز جلیلی*
البته بیشتر برای تحریمکنندگان و نه ایران
اشاره: عواملی مانند پایان فصل سرما در اروپا، رشد اقتصادی کند در این اتحادیه، در بعضی موارد استفاده یا تهدید به استفاده از ذخایر استراتژیک، آرامش نسبی در لیبی و بحرین و اطمینان خاطر کاذب از آرامش آتی در تنگه هرمز دلیل کاهش قیمت نفت در هفته های اخیر است.
برای بحث در باب تحریم، میتوان تحریم کامل نفتی را به سه بازه زمانی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تقسیمبندی نمود.
عواملی همچون معافیت ۲۰ کشور عمده خریدار نفت از ایران شامل ژاپن و چین، فروش نفت در بازارهای غیررسمی، فروش نفت در برابر روپیه، یوآن، طلا و سایر فلزات گرانبها، وجود ذخایر ارزی کافی در ایران از عواملی است که در کوتاهمدت از فشار بر ایران میکاهد.
دلیل کاهش قیمت نفت در هفتههای اخیر یافتن جایگزین برای نفت ایران نیست، بلکه عواملی مانند پایان فصل سرما در اروپا، رشد اقتصادی کند در این اتحادیه، در بعضی موارد استفاده یا تهدید به استفاده از ذخایر استراتژیک، آرامش نسبی در لیبی و بحرین اطمینان خاطر کاذب از آرامش آتی در تنگه هرمز است؛ اماهیچ دلیلی مبنی بر ثبات عوامل فوق در ماههای آتی وجود ندارد.
طبق گزارش سرویس تحقیقات کنگره آمریکا به نقل از صندوق بینالمللی پول (IMF) ذکر شده است که «در این باب که تحریم نفتی اقتصاد ایران را با مشکل جدی مواجه کند، جای بسی شک وجود دارد.» اما منطق میگوید که تحریمها هر دو طرف بازی را در موضع ضعف قرا میدهد و سنگینی این ضعف فعلا به سمت ایران است؛ اما باید دید که در بازه زمانی کدام طرف بازی میتواند تهدید را تبدیل به فرصت نماید و در صورت پیروزی یک طرف آنگاه چه اتفاقهای شگرفی رقم خواهد خورد؛ در صورتی که غرب قدرت تحریم کامل نفتی ایران را داشته باشد (که انصافا بعید است) و ملت ایران مانند سایر مشکلات از عهده این مشکل هم برآید، روی میز غربیها و آمریکا دیگر چه گزینهای باقی میماند؟ آنگاه غرب با ایران کمتر متکی به نفت و دارای انرژی صلحآمیز هستهای چگونه باید مواجه شود. برای بحث در باب تحریم، میتوان تحریم کامل نفتی را به سه بازه زمانی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تقسیمبندی نمود و در هر بازه نحوه واکنش ایران و ادامه تحریم توسط غرب و عکسالعمل کشورهای مرتبط با این مساله مانند کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای واردکننده نفت از ایران را مورد ارزیابی قرار داد. البته باید
آینده اوپک و تنگه هرمز را نیز در تحلیلها مد نظر قرار داد.
۱- کوتاه مدت
عواملی همچون معافیت۲۰ کشور عمده خرید نفت از ایران شامل ژاپن و چین، فروش نفت در بازارهای غیررسمی، فروش نفت در برابر روپیه، یوان، طلا و سایر فلزات گرانبها، وجود ذخایر ارزی کافی در ایران برای کوتاه مدت و شاید میان مدت تا زمانی که تحریمها به نقطه بحرانی برسد از عواملی است که در کوتاه مدت از فشار بر ایران میکاهد؛ زیرا نتیجه تحریم در طی زمان اثرات خود را بر بازار نفت و مشتقات و حتی بر بازار کالاهای وارداتی توسط ایران نشان میدهد و بعضی اقتصادهای ضعیف اروپایی را متاثر مینماید. پس در کوتاه مدت تحریم نفتی تاثیر معنیداری بر سیستم اقتصادی ایران ندارد.
۲- میانمدت
تحریم، ریسک را در فضای بازارهای جهانی به خصوص بازار نفت افزایش میدهد و این امر تا بازگشت اطمینان خاطر از تامین نفت جایگزین ایران از منبع پایدار دیگر منجر به عدم ثبات قیمت نفت و حتی بازار سایر کالاها میشود؛ زیرا ایران درآمدهای ارزی نفتی را صرف واردات مینمود و با وجود تحریم واردات ایران به خصوص از کشورهای تحریمکننده متاثر خواهد شد و فروش نفت ایران متوقف نمیشود؛ زیرا در دنیایی که امروز غرب ساخته، هستند غربیهایی که با چند سنت کمتر آمریکا و غرب را دور بزنند.
طبق گزارش سرویس تحقیقات کنگره آمریکا (Congressional Research Service) در ۲۶ ژانویه ۲۰۱۲، ایران در طی سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱ بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است و تخمین زده میشود که در صورت عدم تحریم در سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ همین مقدار درآمد نفتی داشته باشد و با وجود تحریم، به دلیل امکان فروش نفت از راههای دیگر تنها ۱۴ میلیارد دلار از درآمد فوق کاسته میشود.
۳- بلندمدت
کشورهای عربی استاد ایجاد اختلال در بازار نفت برای افزایش قیمت نفت هستند، چه تضمینی مبنی بر عرضه نفت ارزان از طرف کشورهای صادرکننده مانند عربستان در آینده وجود دارد. همچنان که در روزهای پنج شنبه و جمعه شاهد افزایش قیمت نفت بودیم؛ مدیر اجرایی کمپانی نفتی Lukoil بیان کرده، که شوک ناشی از کاهش عرضه نفت ایران در بلندمدت تاثیر طولانی مدتی بر افزایش قیمت نفت خواهد داشت.
۹۵ درصد نفتکشهای حامل نفت ایران در برابر نشت یا تصادف به وسیله شرکتهای بیمه اروپایی به خصوص انگلستان بیمه میشد، اما با وجود تحریم، خود دولت ایران یا شرکتهای آسیایی اقدام به بیمه نفتکشها خواهند نمود و این مساله یک شوک بزرگ به بازار سودآور بیمه محصولات نفتی در انگلیس خواهد بود.
تحلیل بلندمدت را با بررسی شرایط اقتصادی کشورهای مرتبط با تحریم نفتی ایران ادامه میدهیم:
اوضاع نامناسب سیاسی - امنیتی در لیبی نیز آیندهای متزلزل برای صادرات نفت این کشور رقم زده است. علاوه بر اعتراف برخی کارشناسان نفتی مبنی بر عدم توانایی عربستان برای جایگزینی نفت ایران حداقل در کوتاه و میان مدت، وجود دو اتفاق مهم یعنی مرگ ولیعهد و احتمال مرگ پادشاه عربستان در عرض کمتر از یک ماه عربستان را در وضعیت باثباتی قرار نداده است که تصمیمات استراتژیک در بلندمدت وضع نماید. ژاپن با وجود تعطیلی تعداد کثیری از مراکز تامین انرژی هستهای نیز حداقل در زمان کنونی حوزه عکسالعمل گستردهای ندارد؛ زیرا ژاپن ۱۰ درصد نیاز نفتی خود را از ایران تامین میکند. ژاپن با وجود کاهش واردات نفت از ایران در یک سال گذشته به دلیل افزایش هزینه بیمه، توانایی اندکی برای ادامه این کاهش دارد و پارلمان این کشور با تصویب لایحهای دولت را ملزم به اختصاص هزینه برای جبران افزایش هزینه واردات نفت از ایران کرده است.
چین بزرگترین خریدار نفت از ایران است و ۲۰ درصد نفت ایران را به تنهایی خریداری میکند و این امر دست غرب را برای تحریم ۱۰۰ درصد نفتی ایران کوتاه کرده است و نفت ایران همیشه خریدار خود را در بازارهای جهانی و در بدترین شرایط در بازارهای غیررسمی خواهد داشت.
ترکیه ۵۱ درصد نیاز نفتی خود را با واردات از ایران تامین مینمود. امروز ترکیه وارد دور جدیدی از اختلافات سنگین با کشور سوریه که بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک با یکدیگر دارند، شده است و نقش بیبدیل ایران در حل مشکل فوق بر کسی پوشیده نیست.
کره جنوبی ۹ درصد نیاز نفتی خود را از ایران تامین میکند و طبق گزارش کره تایمز در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۲ میزان تجارت بین دو کشور ۶ میلیارد دلار بوده است و بیش از ۲۹۰۰ کمپانی کرهای با ایران رابطه تجاری دارند که تعداد ۲۷۰۰ شرکت، SME یا شرکتهای کوچک و متوسط هستند که در صورت قطع رابطه تجاری ایران با کره جنوبی به شدت و به طور مستقیم و غیرمستقیم آسیب خواهند دید؛ زیرا این کمپانیها پول صادرات خود از ایران را تحت یک سیستم تصفیه همزمان (unique settlement system) با درآمدهای ناشی از فروش نفت ایران به پالایشگاههای کره دریافت مینمودند و اکنون با قطع رابطه تجاری و کاهش صادرات نفت به کره این شرکتهای ضعیف حتی در کوتاه مدت نیز توانایی ادامه را نخواهند داشت و کره تایمز پیشنهاد کرده به تقلید از ژاپن دولت کره نیز افزایش هزینه بیمه واردات نفت از ایران را جبران کند تا کره نیز سیاست ژاپن را پیش گیرد.
ایتالیا، اسپانیا، یونان، فرانسه (اتحادیه اروپا) مشتری ۲۰ درصد درصد صادرات نفت ایران هستند که ایران از ماهها قبل فروش نفت به این کشورها را قطع کرده است. این روزها اتحادیه اروپا و به خصوص اقتصاد نابسامان یونان، ایتالیا و اسپانیا بابحران بدهی و ریاضت اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند و احتمال اینکه بتوانند در بازار نااطمینان آتی و در بلندمدت از نفت ایران چشم بپوشند بعید به نظر میرسد؛ زیرا هیچ تضمینی برای عدم افزایش یا ثبات قیمت وجود ندارد.
هند دومین خریدار نفت از ایران است و ۱۲ درصد نفت خود را از ایران تامین میکند و طبق توافقات بین طرفین هند میتواند پول نفت را به روپیه پرداخت کند تا ایران بتواند تحریم را دور بزند. آفریقای جنوبی و سنگاپور، بخشی، سریلانکا ۹۰ درصد و مالزی ۱۴ درصد نفت پالایشگاههای خود را از ایران وارد میکنند و برای جایگزینی نفت نیاز به اصلاح سیستم پالایشگاهی دارد. برخی خبرگزاریها اخبار کاهش ۴۰ درصدی فروش نفت ایران را در شش ماه اخیر ۲۰۱۲ منتشر نمودهاند؛ اما شبکه بلومبرگ در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۲ نمودار تولید نفت ایران را در یک سال منتهی به اول جولای ۲۰۱۲ روی سایت خبری خود قرار داده است که حکایت از کاهش فقط ۴۰۰ هزار بشکهای تولید نفت ایران دارد و مطمئنا نفت تولیدی در این مدت فروش رفته است و شاید بخش کوچکی از آن در نفتکشها و روی دریا باشد.
آینده اوپک
تحریم نفتی علیه ایران با گذشته زمان میتواند عرضه نفت را در بازارها پر تنش سازد. ایران دومین تولیدکننده نفت اوپک و سومین تولیدکننده نفت دنیاست که ۵ درصد تولید نفت جهان را به خود اختصاص داده است، خروج از اوپک و احتمال فروش غیر رسمی نفت توسط ایران که مطمئنا قیمت آن کمتر از قیمت جهانی و مقدار آن نیز غیرقابل پیشبینی خواهد شد، بازار نفت را با یک شوک شدید و یک اختلال دائمی مواجه خواهد نمود.
تنگه هرمز یا نبض بازار نفت
طبق گزارش ECONOMY WATCH در سال ۲۰۱۱ روزانه به طور متوسط بیش از ۱۷ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرده است. ایران حتی اگر تحت شرایط بسیار خاص نتواند تنگه هرمز را مسدود کند، در صورت تحت فشار قرار گرفتن میتواند بازار نفت جهانی را با ایجاد اختلال در مسیر ترانزیت نفت حتی به صورت بیانیه و رسانهای با بیثباتی و تشنج مواجه کند، بازاری که در این شرایط بسیار حساس و شکننده خواهد بود. نیویورک تایمز در دوم جولای (دوشنبه ۱۲ تیر) در مقالهای تحت عنوان «ایران گامهایی برای مبارزه با تحریمهای جدید بر میدارد» به نقل از یک مقام عالی رتبه پنتاگون اظهار داشت که ایران در کوتاه مدت تحت هر شرایطی قادر به بستن تنگه هرمز میباشد و همچنین بیان کرده است که تنگه هرمز خط قرمز آمریکا محسوب میشود. اما در پایان شاید این تحریمها و فشارها هشداری اساسی به مسوولان کشوری باشد تا از اقتصاد تک محصولی فاصله گرفته و مطمئن باشند که دشمنان تمام فعالیتهای جمهوری اسلامی را دقیقا تجزیه و تحلیل میکنند و تحریم نفتی امروز نشانه کوتاهی ما در سالیان گذشته و تکیه کامل به درآمدهای نفتی است.
* parviz.jalili@gmail.com