پروندهای برای سیاستهای جمعیتی در ایران
میثم هاشمخانی *<br>چند فرزند کافی است؟ دو، سه، چهار یا پنج فرزند؟ آیا تعداد بهینه فرزندان هر خانواده، برای دهکهای درآمدی مختلف، متفاوت است؟ آیا اگر به این نتیجه برسیم که باید به هر قیمت ممکن نرخ رشد جمعیت کشور را افزایش دهیم، باید حتی خانوادهای با هشت فرزند را هم به تعداد فرزندان بیشتر تشویق کنیم؟
میثم هاشمخانی *
چند فرزند کافی است؟ دو، سه، چهار یا پنج فرزند؟ آیا تعداد بهینه فرزندان هر خانواده، برای دهکهای درآمدی مختلف، متفاوت است؟ آیا اگر به این نتیجه برسیم که باید به هر قیمت ممکن نرخ رشد جمعیت کشور را افزایش دهیم، باید حتی خانوادهای با هشت فرزند را هم به تعداد فرزندان بیشتر تشویق کنیم؟ آیا اصلا «افزایش کمیت» جمعیت کشور به افزایش قدرت سیاسی و اقتصادی ایران منجر میشود یا افزایش «کیفیت جمعیت»؟ اگر میخواهیم سیاستهایی برای ارتقای «کیفیت جمعیت» کشور طراحی کنیم، «ریشهیابی علل مهاجرت جمعی از نخبهترین جوانان ایرانی به کشورهای دیگر»، در کجای این سیاستها قرار میگیرد؟
نرخ بهینه رشد جمعیت برای ایران چند درصد است؟ آیا نرخ رشد جمعیت فعلی کشور (۳۵/۱ درصد) که همچنان بالاتر از میانگین رشد جمعیت جهان (۱۷/۱ درصد) قرار دارد، نرخ رشد مناسبی است؟ آیا متفاوت بودن نرخ رشد جمعیت در استانهای مختلف کشور، تجویز سیاستهای جمعیتی جداگانه در استانهای مختلف را به عنوان سیاست جمعیتی بهینه توصیه میکند؟ آیا سیاست پرداخت یارانه نقدی به نوزادان از بدو تولد و پرداخت یارانه نقدی به همه فرزندان (حتی فرزند دهم!)، فقط افزایش تعداد فرزندان در مناطق محروم و کمتر توسعهیافته کشور را تشویق میکند یا افزایش جمعیت در شهرها و استانهای نسبتا توسعهیافته کشور را هم به دنبال خواهد داشت؟ آیا این مساله که دهکهای درآمدی پایین کشور نرخ رشد جمعیت بالاتری دارند و بیشتر بچهدار میشوند، در بلندمدت به افزایش شکاف اقتصادی در کشور دامن نخواهد زد؟ آیا روند فعلی رشد جمعیت کشور، به افزایش نسبت جمعیت سالخوردگان در دو الی سه دهه آینده منجر میشود؟ برای جلوگیری از افزایش نسبت جمعیت سالخورده، باید سیاستهایی برای تشویق به «هر چه بیشتر بچهدار شدن» را طراحی کنیم؟ یا باید برنامههایی برای ریشهیابی رشد مهاجرت جوانان ایرانی به کشورهای دیگر در دستور کار قرار دهیم؟ آیا اصلا باید سیاستهایی برای جذب مهاجران جوان از کشورهای همسایه طراحی کنیم؟
خلاصه آنکه امروز، روز بینالمللی جمعیت است، روزی که نامگذاری آن از سوی سازمان ملل متحد، بهانهای است برای کشورهای مختلف که هرچه بیشتر در سیاستهای جمعیتی خود تامل کنند. بدون تردید طراحی سیاست جمعیتی بهینه و آیندهنگر از عوامل مهم تاثیرگذار بر رشد اقتصادی و شکاف درآمدی در بلندمدت محسوب میشود.
و بالاخره اینکه حتی اگر مقامات ارشد کشور به این نتیجه رسیدهاند که لازم است جمعیت کشور افزایش چشمگیری داشته باشد، بهتر است به بهانه روز بینالمللی جمعیت، قدری در مورد جزئیات سیاستهای تشویقی رشد جمعیت تامل کنیم: مثلا به نظر میرسد که طرحهایی مانند «پرداخت یارانه نقدی به هر نوزاد از ابتدای تولد»، بیشتر خانوارهای کمدرآمد را برای افزایش تعداد فرزندان تشویق کرده و در بلندمدت خطر کاهش هزینههای این خانوارها برای آموزش و بهداشت و سلامت فرزندانشان را به دنبال دارد. در حالیکه طرحهایی مانند «بهبود کیفیت و کاهش قیمت خدمات بهداشتی و درمانی و نیز آموزشی ارائهشده از سوی دولت»، میتواند افزایش کمابیش یکنواخت رشد تعداد فرزندان در میان دهکهای درآمدی مختلف را به دنبال داشته و از این روی سیاستی متوازنتر و با تخریب کمتر سرمایه اجتماعی خانوارهای کمدرآمد تلقی میشود.
* m.hashemkhany@gmail.com