مغالطه ترکیب

شماره روزنامه: ۲۳۶۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۵۱۴۱۷ اندیشه-اقتصاد

یاسر میرزایی

توماس سوول<br> مترجم: یاسر میرزایی<br> منبع: Economic Facts and Fallacies<br>آن چه منطق‌دانان «مغالطه ترکیب» می‌نامند؛ یعنی باور به اینکه آنچه در جزء درست است در کل هم درست باشد. یک تماشاچی بیس‌بال اگر بایستد البته بهتر می‌تواند بازی را ببیند، اما اگر همه تماشاچیان بایستند، همه بهتر نخواهند دید. بسیاری از سیاست‌های اقتصادی، مغالطه ترکیب را در خود دارند، وقتی سیاستمداران به کمک صنعت، دولت یا منافع هر گروه خاصی می‌روند و چنین وانمود می‌کنند که گویا این منفعتی برای کل جامعه است و نه دزدیدن از جیب عمر برای پر کردن جیب زید!

توماس سوول

مترجم: یاسر میرزایی

منبع: Economic Facts and Fallacies

آن چه منطق‌دانان «مغالطه ترکیب» می‌نامند؛ یعنی باور به اینکه آنچه در جزء درست است در کل هم درست باشد. یک تماشاچی بیس‌بال اگر بایستد البته بهتر می‌تواند بازی را ببیند، اما اگر همه تماشاچیان بایستند، همه بهتر نخواهند دید. بسیاری از سیاست‌های اقتصادی، مغالطه ترکیب را در خود دارند، وقتی سیاستمداران به کمک صنعت، دولت یا منافع هر گروه خاصی می‌روند و چنین وانمود می‌کنند که گویا این منفعتی برای کل جامعه است و نه دزدیدن از جیب عمر برای پر کردن جیب زید! مثلا بسیاری از دولت‌های محلی سیاست‌هایی را دنبال می‌کنند که برای جذب کارآفرینان جدید یا افراد با درآمد بالاتر طراحی شده‌اند، به این امید که هر دوی این گروه‌ها عایدی مالیات محلی را بالا خواهند برد. همه مناطق حاشیه‌نشینی ویران و این بار با خانه‌ها و خیابان‌های بزرگ‌تر «بازسازی» می‌شوند به این عنوان که جامعه «احیا» می‌شود. اغلب دولت‌های فدرال این فرآیند‌ها را تامین‌مالی می‌کنند بدون اینکه توجه کنند افراد با درآمد بالاتر و صاحبان کسب و کارهای جدید به این مناطق جدید جذب می‌شوند، اما آنها از مکان‌هایی دیگر نقل مکان کرده‌اند و در عین حال همیشه افراد با درآمد پایین‌تری که بی‌خانمان شده‌اند نیز به مکان‌هایی دیگر نقل مکان خواهند کرد. با این حال دولت‌ها در سطوح محلی گرفته تا ملی، برنامه‌های بیشماری اجرا می‌کنند که در بهترین حالت فرآیندی با جمع صفر است و البته اغلب فرآیندی با جمع منفی است، زیرا زندگی میلیون‌ها نفر از هم گسیخته می‌شود و میلیاردها دلار درآمد مالیاتی خرج ویران کردن حاشیه‌ها می‌شود؛ در حالی که هیچ منفعت خالصی برای کل کشور ندارد. از آنجا که سیاست‌های دولتی، معاملاتی اختیاری شبیه آنچه در بازار رخ می‌دهد، نیست، فرآیند‌های جمع صفر و جمع منفی می‌توانند تا بی‌نهایت ادامه یابند.

با این همه در هر منطقه خاصی، همیشه می‌توان تصاویری تاثربرانگیز از قبل و بعد فرآیند باز توسعه تهیه کرد تا نمای قبل و بعد این عملیات را نشان دهد و پیشرفت مشهود را جشن بگیرد. برای سال‌های طولانی، عکاسان علاقه‌مند به گرفتن تصاویری بودند که زاغه‌نشین‌های واشنگتن را نشان می‌داد؛ در حالی که گنبد ساختمان کنگره از پس آن خودنمایی می‌کرد. در نهایت پروژه‌های عظیم پاک‌سازی زاغه‌نشین‌ها به چنان تصاویر شرم‌آوری پایان داد - اما مردم بی‌خانمان رفتند تا در حاشیه‌هایی دیگر زندگی کنند و بسیاری از دیگر حواشی را به زاغه‌نشین تبدیل کردند، اگرچه حالا این زاغه‌نشین‌های جدید فاصله کافی برای دلخوشی سیاسی را از ساختمان کنگره حفظ کرده‌اند.

اغلب گفته می‌شود که مخارج دولت برای اقتصاد مفید است؛ وقتی پول خرج می‌شود و دوباره‌ خرج می‌شود، شغل ایجاد می‌شود، درآمدها افزایش می‌یابد و عایدی حاصل از مالیات‌ نیز طی فرآیند بالا می‌رود. این فرآیند بار دیگر در بهترین حالت یعنی آن‌جا که به جابه‌جایی پول مربوط است یک فرآیند جمع صفر است و آن جا که به مالیات‌های بالا برای تامین مالی مخارج دولت مربوط است فرآیندی با جمع منفی است، زیرا انگیزه‌های لازم برای فعالیت اقتصادی و موفقیت ضمنی آن، کاهش می‌یابد. حمایت از سیاست‌هایی که به دنبال حفظ «فضای باز» و دوری از «شلوغی بالا» است، این حقیقت را فراموش می‌کند که اندازه کل جمعیت با چنان سیاست‌هایی تغییر نمی‌کند، این یعنی مردمی که از زندگی در منطقه‌ای خاص منع شده‌اند، منطقه‌ای دیگر را برای زندگی برمی‌گزینند و این یعنی منطقه جدید شلوغ‌تر از وضعی خواهد شد که در غیر‌این صورت می‌بود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن