نگاه

تراوش نبوغی دیگر از واحد برنامه‌ریزی مرکزی

شماره روزنامه: ۲۲۹۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۴۱۹۲۶ اندیشه-اقتصاد

شاهین رسولیان

رالف ریلند<br> مترجم: شاهین رسولیان<br> منبع: سایت موسسه میزس<br>درست همان موقع که نگرانی کارفرماها از خرابکاری‌های اوباما در بازار کار داشت کم می‌شد، در ۱۴ دسامبر هیات میانه نیروی کار ملی اعلام کرد که طبق یک قانون جدید فدرال از کارفرماهای خصوصی خواسته می‌شود تا پوستر حمایت از اتحادیه گرایی را در محل کار خود نصب نمایند.

تراوش نبوغی دیگر از واحد برنامه‌ریزی مرکزی

رالف ریلند

مترجم: شاهین رسولیان

منبع: سایت موسسه میزس

درست همان موقع که نگرانی کارفرماها از خرابکاری‌های اوباما در بازار کار داشت کم می‌شد، در ۱۴ دسامبر هیات میانه نیروی کار ملی اعلام کرد که طبق یک قانون جدید فدرال از کارفرماهای خصوصی خواسته می‌شود تا پوستر حمایت از اتحادیه گرایی را در محل کار خود نصب نمایند. این قانون، بر اساس گزارش آسوشیتد پرس، در واقع کسب‌و‌کارها را ملزم می‌کند تا به کارگران خود یادآوری کنند که برای احقاق حقوق کارگری می‌توانند به‌طور دسته جمعی اعلامیه‌های اتحادیه را پخش کنند یا در دیگر فعالیت‌های اتحادیه‌ای که البته بدون هیچ جیره و مواجبی است، شرکت کنند.

این پوسترها به کارگران یادآوری نمی‌کند که نتیجه اتحادیه گرایی کم شدن سطح فروش و بنابراین کم شدن فرصت شغلی است؛ چرا که تولید‌کنندگان برای پوشش هزینه‌های مربوط به دستمزد بالا، پاداش و حقوق بازنشستگی کارگران مجبورند قیمت کالا و خدمات خود را افزایش دهند که همین امر، موجب کاهش فروش و بنابراین زیان تولید‌کننده می‌شود.

برای مثال در صنعت خودروسازی ایالات‌متحده، کارگران اتحادیه‌ای کارخانه به دلیل مقابله جامعه با حقوق بیش از اندازه کارگران و قیمت‌های بالای خودرو، مجبور شدند هزینه گزافی بپردازند. طی چند دهه اخیر به‌رغم اینکه جمعیت ایالات‌متحده و بازار خودروی داخلی هر دو گسترش یافتند، تعداد افراد فعال در «جامعه کارگران متحد خودروسازی» از ۵/۱ میلیون نفر در اواخر دهه ۱۹۷۰ به ۳۹۰ هزار نفر در سال ۲۰۱۰ رسید.

جنرال موتورز با رسیدن از ۶۰ درصد سهم بازار در سال ۱۹۷۰ به ۲۰ درصد در سال ۲۰۱۰، دو سوم سهم بازار خود را در ایالات‌متحده از دست داده است. این کارخانه در حال حاضر ۵۲۰۰۰ کارگر مشغول به کار در ایالات‌متحده دارد در حالی که این رقم در سال ۱۹۷۰ حدود ۴۶۸۰۰۰ بوده که ۸۹ درصد کاهش را نشان می‌دهد.

به عقیده مارتین هاچینسن، با اجازه دادن به «جامعه کارگران متحد خودروسازی» نسبت به بالا بردن هزینه‌های تولید، جنرال موتورز در یک شرایط سخت رقابتی قرار گرفت. ظهور و گسترش تولید‌کنندگان خارجی در برخی ایالات آمریکا به همراه تداخل این اتفاق با زمان گذار جنرال موتورز از کارگران قدیمی به جدید، منجر به آن شد که این کارخانه نتواند در بعد هزینه با رقبای خود رقابت کند.

جیمز کویین، تحلیل گر مالی وب‌سایت سرمایه‌گذاری و تحقیقاتی بازار سهام seekingalpha.com، اظهار می‌کند که:

آخرین ضربه مهلک از سوی اتحادیه کارگران خودروساز در سال ۱۹۷۰ وارد شد. بعد از آن مدیریت کم‌کم در مقابل تمام خواسته‌های اتحادیه تسلیم شد. آنها مجبور شدند قول‌های زیادی از جمله مزایای بازنشستگی، بیمه درمانی مادام‌العمر، دستمزدهای بالا و قوانین شدید برای بستن دست و پای مدیران بدهند. ظاهرا در جنرال موتورز مدیرانی وجود نداشتند که بتوانند پنج سال آینده را پیش‌بینی کنند. اگر وجود داشتند می‌توانستند به راحتی محاسبه کنند که در آینده‌ای نزدیک جنرال موتورز هزینه‌های سنگینی خواهد داشت و می‌بایست به بازنشستگانی که تعدادشان بیشتر از کارگران مشغول به کار است، حقوق بازنشستگی بپردازند.

کارگران جنرال موتورز کم کم کار خود را از دست دادند و این کارخانه مجبور شد هزینه‌ای معادل ۱۳۰۰۰۰ دلار در سال بابت حقوق بیکاری هر یک از این افراد بپردازد.

در معنی واقعی این پوستر جای هیچ شکی نیست:

کارگران این حق را دارند که با همکاری هم دستمزد و شرایط کاری خود را ارتقا دهند. آنها می‌توانند با راه‌اندازی، عضو شدن و کمک کردن به اتحادیه با کارفرمایان خود فرصت چانه زنی پیدا کنند.

همکاری کردن در انجام امور بسیار بی‌خطر و منطقی به نظر می‌رسد. مانند زمانی که چند نفر برای اجرای یک کنسرت توانایی‌ها و نظرات خود را به اشتراک می‌گذارند تا بهترین تدارکات و تمهیدات را برای اجرای هر چه بهتر آن برنامه به اجرا بگذارند.

اما نیاز به گفتن نیست که اعضای اتحادیه چگونه می‌توانند با همکاری هم به افزایش نرخ بیکاری و تورم دامن بزنند و کارخانه‌ها را ورشکست کنند.

اعضای کابینه اوباما احتمالا می‌دانند که آنچه که کارآفرینان و مدیران برای ارتقای وضعیت نابسامان بازار کار لازم دارند، پوستری نیست که کارگران را تشویق به راه‌اندازی اتحادیه کند و همچنین می‌دانند که اعتصابات و شکایات کارگران، رفع‌کننده مشکل بیکاری و دستمزد پایین آنها نیست.

کاری که کارخانه‌ها باید انجام دهند این است که یک پوستر افشا‌کننده در کنار پوستر تبلیغاتی دولت نصب کنند. این پوستر برای مثال می‌تواند یک نقشه ایالات‌متحده باشد با فلشی در وسط آن که نشان‌دهنده آمار گزارش شده مهاجرت مردم از کشور در سال ۲۰۱۰ است. عموما مردم تمایل دارند که کشورهای دارای اتحادیه‌های زیاد و نرخ مالیاتی بالا را ترک کنند. عنوان پوستر هم این باشد: «واقعا می‌خواهید کشور را ترک کنید؟» اگر بخواهیم با کمترین هزینه ممکن با برنامه دولت مبارزه کنیم، پوستر مزبور را از هم‌اکنون باید در دفاتر همه پیمانکاران و واحدهای اقماری دولتی نصب نماییم.

به نظر نمی‌آید که شخص اوباما از بدهی ۱۴ تریلیون دلاری دولت گزندی ببیند. فکر بکر اساتید دانشگاه هاروارد هم این بود که پیمانکارها و واحدهای اقماری متحد شوند تا بودجه لازم برای جاده سازی بیشتر بشود.

راستی «تغییر» کجاست؟ از کلاهبرداری‌ها، کوته‌نظری‌ها و سیاست‌های خرد‌کننده استخوان مردم چه خبر؟

نقل قول

یک آمریکایی معمولی که به شرایط زندگی در اقتصاد کاپیتالیستی عادت کرده توقع دارد که هر سال کسب‌وکارها تسهیلات جدیدی را به بازار بفرستند. اگر این فرد به گذشته خود نگاهی بیندازد می‌فهمد که بسیاری از ابزارهایی که در جوانی‌اش اختراع نشده بودند و بسیاری از تجهیزاتی که در آن زمان تنها در اختیار اقلیت کوچکی از جامعه بودند حالا در هر خانه ای وجود دارند. او کاملا مطمئن است که این روند در آینده هم ادامه خواهد داشت و آن را زندگی به سبک آمریکایی می‌خواند، اما هرگز به این مساله که چه چیز این پیشرفت مداوم در عرضه کالاها را ممکن کرده، به طور جدی فکر نمی‌کند.

لودویگ فون میزس

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن