نگاه

گامی دیگر به سوی اقتصاد دولتی شما انتظار دیگری داشتید؟

شماره روزنامه: ۲۲۷۷ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۳۹۸۵۵ اندیشه-اقتصاد

شاهین رسولیان

شلدون ریچمن<br> مترجم: شاهین رسولیان<br> منبع: فریمن آنلاین<br>فرق بحث های سیاست‌های دولتی با دیگر بحث‌ها این است که اگر آن را از دست بدهید هیچ ضرری نمی‌کنید.

شلدون ریچمن

مترجم: شاهین رسولیان

منبع: فریمن آنلاین

فرق بحث های سیاست‌های دولتی با دیگر بحث‌ها این است که اگر آن را از دست بدهید هیچ ضرری نمی‌کنید. اخیرا رسانه‌ها مملو از مباحثات پیرامون برنامه «مصالحه» مالیاتی بود که مورد تایید باراک اوباما و جمهوری‌خواهان کنگره قرار گرفت.

این برنامه که مورد تصویب کاخ سفید و مجلس سنا قرار گرفته است در برگیرنده تمدید برنامه کاهش مالیاتی جورج بوش تا دو سال، کاهش دو درصدی سهم کارکنان از پرداخت مالیات بر درآمد برای امنیت اجتماعی و پوشش درمانی بزرگسالان و نهایتا ۳۵ درصد مالیات بر دارایی است که برای افراد مجرد از ۵ میلیون دلار و برای زوج‌ها از ۱۰ میلیون دلار آغاز می‌شود.

این لایحه همچنین شامل ادامه حقوق بیکاری تا ۱۸ ماه، ترجیحات مالیاتی مقتضی مثلا برای اتانول و «اعتبارهای مالیاتی قابل استرداد» که در برگیرنده یارانه‌های نقدی برای دانش‌آموزان و کارگران است، می‌باشد. برنامه‌های خوب دیگری هم برای غلبه بر دموکرات‌های سرکش که خواستار دریافت مالیات بیشتر از قشر پر درآمد بودند، اضافه شد.

آنچه که موجب شکل‌گیری مصالحه شد افزایش باور نکردنی نرخ مالیات بر درآمد همه افراد جامعه بود. نرخ مالیات در سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ کاهش داده شد، اما نمی‌شد برای همیشه نرخ را پایین نگه داشت. برای سال آینده اگر کنگره اقدام نمی‌کرد، ممکن بود که نرخ مالیات مجددا به نرخ‌های بالای گذشته برگردد.

حمایت‌های زیادی برای تمدید نرخ مالیات کمتر برای اکثریت جامعه شد، اما متاسفانه اکثریت کنگره با این امر که افرادی که سالانه بیش از ۲۰۰۰۰۰ دلار درآمد دارند از نرخ مالیات پایین بهره ببرند مخالفت کرد. اوباما در سال ۲۰۰۸ موضع خود را علیه تمدید نرخ پایین مالیاتی برای قشر پر درآمد اعلام کرد؛ بنابراین اگر کنگره واکنش نشان نمی‌داد، نه تنها نرخ‌های بالای مالیاتی از ۳۵ درصد به ۶/۳۹ درصد می‌رسید بلکه بقیه نرخ‌ها نیز افزایش پیدا می‌کرد.

از آنجا که همه چیز عوض شد، اوباما به این نتیجه رسید که از نظر سیاسی نمی‌تواند نرخ‌های سطح متوسط را ثابت نگه دارد، ولی نرخ‌های سطح بالا را افزایش دهد؛ بنابراین به جای آنکه طی دو هفته مالیات همه را افزایش دهد، تصمیم گرفت که همه نرخ‌های کنونی را در سال ۲۰۱۲ همچنان همین میزان نگه دارد. او با این کار طرفداران خود را ناراحت کرد؛ چراکه طرفداران او بر این باور بودند که اوباما می‌توانست با حمایت از «کاهش مالیات برای ثروتمندان» و مقابله با افزایش حقوق بیکاری برای کسانی که ۹۹ هفته حقوقشان تمام شده است، جمهوری خواهان را اندکی تحت‌فشار قرار دهد، ولی اوباما خیلی زود داستان را تمام کرد.

عدم کاهش

اولین نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد این است که رسانه‌ها و دیگر عوامل دخیل در مباحثات در نامیدن این بحث‌ها به «کاهش مالیات» عجله کرده بودند. جلوگیری از افزایش مالیات به معنی کاهش مالیات نیست. در لایحه تصویب شده، همان نرخ‌های مالیاتی ۳۱ دسامبر را به عنوان نرخ‌های مالیاتی یک ژانویه اعلام کرده‌اند. پس چگونه می‌توان آن را کاهش نامید؟

همچنین تمام بازیگران این داستان سعی کردند تا خود را تاثیرگذار نشان دهند. جدا از حزب، آنها اقتصاد را چیزی می‌بینند که به راحتی با چند اشاره درست می‌شود و به راحتی می‌توان به خرج کردن بیشتر مصرف‌کننده، نرخ بیکاری کمتر و سرمایه‌گذاری بیشتر رسید. انگار اقتصاد ماشینی است که فقط کمی تنظیمات و سوخت می‌خواهد، اما اقتصاد یک ماشین نیست. اقتصاد شبکه‌ای از انسان‌ها است که در فرآیند تبادل کالا و خدمات بی‌شماری با هم درگیر شده‌اند و در انجام این فعالیت‌ها اطلاعات زیادی بین آنها رد و بدل می‌شود. این اطلاعات در دسترس سیاستمداران، ماموران دولتی یا مشاوران آنها نیست.

هنگامی که نرخ رسمی بیکاری ۸/۹ درصد است، اقتصاد در واقع در رکود است. هیچ کدام از مسکن‌های جورج بوش یا اوباما درمانی برای اقتصاد در پی نداشته است، اما همچنان دولت و سیاست‌های دولتی به شکل موانعی بر سر راه رشد اقتصادی قرار دارند. بر این اساس قرار است که تا دو سال مالیات‌ها افزایش پیدا نکند و برای یک سال مالیات بر درآمد کاهش پیدا کند. وجود تاریخ‌های انقضا علامت اقتصاد دولتی است.

در این میان برخی سوالات پوشیده ماندند. اگر قرار باشد نرخ‌های مالیاتی طی دو سال افزایش یابند، چرا برنامه‌های بلند مدت حساس به مالیات در نظر گرفته می‌شوند؟ اگر قرار است مالیات بر درآمد در سال ۲۰۱۱ به اندازه دو درصد کمتر باشد، پس یعنی نرخ آن در سال ۲۰۱۲ ، دو درصد بیشتر می‌شود. آیا مردم در پیش‌بینی افزایش مالیات سال آینده بیشتر خرج خواهند کرد یا بیشتر پس انداز خواهند کرد؟ در هر نرخی مردم مجبور خواهند شد تا در اول ژانویه ۲۰۱۲، تغییرات ناخواسته‌ای در اقتصاد خانوادگی خود بدهند. مردم بلند مدت می‌اندیشند، هرچند که سیاستمداران چنین نیستند.

یک مطلب جالب دیگر هم این است که توجه زیادی وجود نداشت که اختیار پول متعلق به یک شخص است و نه دولت. تا جایی که به خاطر دارم فقط یکی از اعضای کنگره در یک مصاحبه تلویزیونی اذعان کرد که «این پول خودشان است.»

ابزارهای سیاسی

در اعتراض به پول‌هایی که سیاستمداران تحت‌عنوان مالیات می‌گیرند من از این واقعیت غافل نمی‌شوم که در آمریکا پول زیادی از طریق «ابزارهای سیاسی» به‌دست می‌آید. به برکت سیاست‌های متمرکز‌کننده سیاستمداران، حکومت ثروتمندان حقیقت دارد. من با نظر کوین کارسن موافق هستم که می‌گوید نابرابری و تمرکز ثروت که حتی از سی سال پیش نیز وجود داشت از تبانی بین دولت و تجارت به وجود آمده است. میلیاردرها عموما ثروت خود را از محدود کردن شرایط رقابتی بازار به‌دست آوردند.

روش جلوگیری از انباشت ثروت به‌وسیله ابزارهای سیاسی، مالیات‌گیری نیست، بلکه حذف حق امتیاز است. یعنی حذف تمام عواملی که منجر به از بین بردن رقابت می‌شوند. راه مقابله با قدرت دولت، قدرتمندتر کردن دولت نیست. تمام سیاست‌هایی که گذاشته می‌شود نهایتا به قدرتمندی بیشتر دولت می‌انجامد.

نهایتا باید به این نکته توجه کرد که همه دست‌اندرکاران سیاست نشان داده‌اند که دست نوشته آنها در مورد کسری بودجه چندان اعتباری ندارد. بسته مصوب آنها نیاز به یک تریلیون دلار قرض طی دو سال آینده دارد. نه تنها مخارج را کم نکرده‌اند، بلکه افزایش هم داده‌اند. شما انتظار دیگری داشتید؟

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن