بررسی ضرورت ذهنی و عینی «دنیای اقتصاد» <br>
<p> منصور بیطرف روزنامهنگار </p> <p> منصور بیطرف روزنامه نگار اقتصادی است که سال ها در نشریات تخصصی و عمومی مشغول به کار </p> <p> بوده است. قبل از شروع نوشتار یک نکته قابل ذکر است. آن چه نتیجه انتهایی این مقاله است تمام رسانه ها را در بر می گیرد. </p> <p> ۱ آیا به یک روزنامه اقتصادی مانند «دنیای اقتصاد» نیاز داریم؟ پرسش را با «چرا» به این دلیل آغاز نکردم که در این صورت انتشار روزنامه را قطعی میدانستم و فقط با «چرایی» آن سروکار داشتیم؛ در حالی که با پرسش «آیا. » انتشار روزنامه اقتصادی از همان ابتدا زیر سوال است. </p>
منصور بیطرف روزنامهنگار
منصور بیطرف روزنامه نگار اقتصادی است که سال ها در نشریات تخصصی و عمومی مشغول به کار
بوده است. قبل از شروع نوشتار یک نکته قابل ذکر است. آن چه نتیجه انتهایی این مقاله است تمام رسانه ها را در بر می گیرد.
۱ آیا به یک روزنامه اقتصادی مانند «دنیای اقتصاد» نیاز داریم؟ پرسش را با «چرا» به این دلیل آغاز نکردم که در این صورت انتشار روزنامه را قطعی میدانستم و فقط با «چرایی» آن سروکار داشتیم؛ در حالی که با پرسش «آیا.» انتشار روزنامه اقتصادی از همان ابتدا زیر سوال است. آیا واقعا این سوال نزد کارشناسان و خوانندگان طرح نشده که چرا در کشورهایی مانند آمریکا یا انگلستان با آن بستر و پیشرفت اقتصادی و علمی و در مجموع ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی جهان - در هر کدام فقط یک روزنامه و یک هفته نامه اقتصادی منتشر میشود، اما در کشور ایران - ۷ دهم درصد تولید ناخالص داخلی - قریب به ۶ روزنامه اقتصادی و بیش از دو هفته نامه اقتصادی داریم؟
۲ آیا دستاندرکاران رسانههای اقتصادی پیش از راهاندازی به ضرورت ذهنی و عینی انتشار رسانههای خود توجه کرده بودند؟ شاید نگاهی به تاریخچه انتشار روزنامه فاینانشیال تایمز جالب باشد و بتواند ما را به راهی که میخواهیم هدایت کند. روزنامه فاینانشیال تایمز در سال ۱۸۸۸ منتشر شد؛ یعنی حدود ۱۰۰ سال از انقلاب صنعتی آن کشور میگذشت. انگلستان وارد دوره توسعه اقتصادی شده بود که پیشتاز کشورهای دیگر بود. در آن دوره ضرب المثل معروفی در جهان بود که در «بریتانیا هیچ وقت خورشید غروب نمیکند.» بنابراین اقتصاد آن کشور میطلبید و مهمتر از آن قابلیت هم داشت که یک روزنامه اقتصادی مانند فاینانشیال تایمز منتشر شود و چون ستونی باشد که بتواند نهادهای اقتصادی را مواظبت کند و در صورت ضرورت حمایت. فاینانشیال تایمز در زمانی منتشر شد که توانست خود را «انجیل سهامداران» بخواند و با شعار «بدون خواندن فاینانشیال تایمز اظهار نظر ممنوع» به روی کار آید. این دو به اصطلاح «موتو» قدرت کاربرد یک روزنامه اقتصادی را نشان میدهد.
۳ انتشار روزنامه وال استریت جورنال هم در سال ۱۸۸۹ به همین ترتیب بود. اقتصاد ایالاتمتحده آمریکا بعد از جنگ داخلی و ثبات وارد دوره رونق شده بود. بستر دموکراسی و اقتصادی کشور و بدون شک بورس نیویورک نیاز به رسانهای داشت که بتواند بلندگوی این نهاد باشد. از این رو انتشار روزنامهای مانند وال استریتجورنال ضرورت ذهنی و عینی اقتصاد آمریکا بود و هست. به همین خاطر است که این دو روزنامه با گذشت یک قرن و اندی هنوز اندیشههای تشنه کارشناسان اقتصادی و سیاسی خوانندگان خود را سیراب میکنند.
۴ اما اقتصاد کشور ما چه چیزی را میطلبد که بخواهد یک روزنامهای مانند «دنیای اقتصاد» در آن منتشر شود؟ کدام نهاد اقتصادی در کشور داریم که بخواهد از آن مراقبت شود؟ آیا نهادهای موجود کفایت لازم را دارند یا میتوانند بهدست آورند که بخواهند بدون کمک حکومت سرپا بمانند و شایستگیهای لازم را برای ادامه حیات داشته باشند؟ پاسخ مشروح به سوالات فوق در مجال این نوشتار نیست، اما به طور اجمال میتوان گفت که شرایط سیاسی کشور اوضاع را به راهی کشانده که علیالقاعده بدون نظر حکومت یا دولت نمیتوان نقشه راهی را کشید. شاید در این شرایط انتشار روزنامهای مانند روزنامه «دنیای اقتصاد» بتواند کمک حال بخشهایی باشد که بخواهند خود در اقتصاد یک نهاد بهینه باشند. بنابراین اگر به سوال اول برگردیم، میتوانیم بگوییم که با توجه به شرایط سیاسی و اقتصادی، ایران به روزنامه اقتصادی نیاز دارد که بتواند «نهادسازی» کند؛ اما اگر روزنامه اقتصادی بخواهد فقط اخبار روز را منتشر کند ضرورتا به این روزنامه نیازی نیست. چون این وظایف را رسانههای دیگر هم انجام میدهند و خوشبختانه با توسعه فضای مجازی سایتهای اقتصادی هم درست شدهاند که این وظیفه را تقبل کنند که بعضا هم کردهاند. بنابراین دراین شرایط وظیفه مهم این روزنامه آن است که به بخش خصوصی نحیف و جیره خوار دولت کمک کند که بتواند نهاد درست کند و صاحب یک نگاه و ایده شود؛ بتواند در ساخت نهادهایی کمک کند که توسعه اقتصادی و سیاسی را تحقق ببخشند. «بانگ آبی باشد به گوش تشنگان که همچو باران از آسمان میرسد.» آن موقع است که این روزنامه رسالت خود را انجام داده است و آن موقع است که میتوان به سوال اول که «آیا به یک روزنامه اقتصادی مانند «دنیایاقتصاد» نیاز است؟» پاسخ آری داد.