حاشیه‌هایی بر وبلاگ بکر و پوسنر

مصاحبه با ریچارد پوسنر

شماره روزنامه: ۲۲۲۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۳۱۴۷۷ اندیشه-اقتصاد

چرا این وبلاگ را شروع کردید؟ <br>این واقعا ایده پروفسور بکر بود. او به مدت چندین سال تقریبا همین کار را به صورت نوشتن ستون ماهانه برای هفته نامه بیزنس ویک انجام می‌داد و من فکر می‌کنم که او از این کار خسته شده بود اما همچنین احساس کرده بود و ما همه احساس می‌کنیم که پدیده وبلاگ خیلی مهم است، یک روش مهم رسیدن به مردم است، و درجه آزادی که به شما می‌دهد هنگام نوشتن برای یک مجله از آن محروم هستید. این به نظر نکته خیلی مهمی نمی‌رسد، اما واقعا این گونه نیست؛ مجلات محدودیت‌های خیلی سختی بر مقاله‌نویسان خود تحمیل می‌کنند.

مصاحبه با ریچارد پوسنر

چرا این وبلاگ را شروع کردید؟

این واقعا ایده پروفسور بکر بود. او به مدت چندین سال تقریبا همین کار را به صورت نوشتن ستون ماهانه برای هفته نامه بیزنس ویک انجام می‌داد و من فکر می‌کنم که او از این کار خسته شده بود اما همچنین احساس کرده بود و ما همه احساس می‌کنیم که پدیده وبلاگ خیلی مهم است، یک روش مهم رسیدن به مردم است، و درجه آزادی که به شما می‌دهد هنگام نوشتن برای یک مجله از آن محروم هستید. این به نظر نکته خیلی مهمی نمی‌رسد، اما واقعا این گونه نیست؛ مجلات محدودیت‌های خیلی سختی بر مقاله‌نویسان خود تحمیل می‌کنند. ما نمی‌خواهیم در وبلاگ، هزاران کلمه مطلب تولید کنیم، اما این نوع محدودیت مکانیکی را هم نداریم و به جدول زمانی معینی برای ارسال مطلب گره نخورده‌ایم.

و نیز فکر می‌کنم نکته خیلی مهم این است که در بیزنس ویک یا هر مجله دیگری بخش «نامه به سردبیر» وجود دارد. اما در وبلاگ، آنچه که نامه به سردبیر است به یک نظر از سوی خوانندگان وبلاگ تبدیل می‌شود که می‌توانند آنها ارسال کنند. این کار بسیار راحت‌تر و کم خرج‌تر از یک نامه است، نیازی به رسمی بودن آن نیست و تمبر و چیز دیگری نیاز ندارد. واقعا ساده است.

برای ما نیز خواندن نظرات خوانندگان خیلی راحت است. و ما می‌توانیم به آنها پاسخ دهیم. دوباره محدودیت زمانی یا فضایی نداریم و هر وقت مجموعه نظرات جالبی وجود داشت می‌توانیم پاسخ دهیم. غیر از اینها، خوانندگان نیز می‌توانند با همدیگر بحث کنند؛ به طوری که وبلاگ یک نوع تبادل و تعاطی افکار ایجاد می‌کند که واقعا در رسانه‌های چاپی میسر نیست.

و البته که همه اینها رایگان است؛ و ما چیزی از این محل به دست نمی‌آوریم و ایجاد این وبلاگ نیز هزینه‌ای نداشته است، خواندن آن نیز هزینه‌ای ندارد. به محض اینکه به اینترنت دسترسی داشته باشید رایگان است. مجبور نیستید مشترک شوید، کار دفتری نیاز ندارد، صورت حسابی نمی‌خواهد. بنابراین انعطاف‌پذیری فوق‌العاده‌ای دارد. و آزادی عملی که نیاز نیست با سردبیر و مدیر مسوول نشریه مذاکره و هماهنگ کنید که چه چیزی بنویسید. هر چه دوست داشته باشید می‌توانید بنویسید. این طور است که احساس آزادبودن می‌کنید.

البته آن طرف را هم باید دید که پست‌های وبلاگ‌ به اندازه نوشتن یک مقاله علمی دانشگاهی با دقت نوشته نمی‌شود. چون که وقت زیادی صرف تهیه مقاله می‌کنید، پژوهش زیادی انجام می‌دهید و احتمالا خودتان را محدود به موضوع معینی می‌کنید که در آن یک کارشناس واقعی هستید. همچنین مقاله شما، مورد بررسی سردبیر و داوران نشریه قرار می‌گیرد و از این قبیل. این روزها چنین فرآیندی می‌تواند خیلی راحت یک سال یا بیشتر وقت بگیرد. این هزینه سنگینی است که در وبلاگ حذف می‌شود، اما سمت دیگر قضیه به مساله دقت و عمق نوشته‌ها مربوط می‌شود.

یکی از خوبی‌های وبلاگ این است که از طریق نظرات خوانندگان و نیز سایر وبلاگ‌ها می‌توان خیلی سریع از مسائل باخبر شد و اشتباه خود را تصحیح کرد مثل زمانی که ما از افتضاح سی بی اس باخبر شدیم. پس با اینکه وبلاگ‌نویس کارمند مقابله‌خوان و تصحیح‌کننده ندارد، اما اگر اشتباهی مرتکب شوید، در عرض چند دقیقه رگباری از نظرات خواننده‌ها به سرتان باریدن می‌کند.

من فکر می‌کنم این مزیت بسیار مهم وبلاگ نسبت به روزنامه است.

روزنامه‌ها مقابله‌خوان دارند، خوانندگان به روزنامه نامه می‌نویسند و اشتباه را تذکر می‌دهند و روزنامه هم نظرات را چاپ خواهد کرد. اما می‌دانید که بیشتر مردم این تصحیح‌ها را نمی‌خوانند و اگر این‌کار را بکنند یادشان نیست چه چیزی تصحیح شده است. اما وبلاگ‌ها فرصت برای تصحیح لحظه‌ای اشتباهات دارند که خیلی مهم است.

نخستین بار چه زمان از وجود وبلاگ‌ها باخبر شدید؟

من چند سال پیش شروع به خواندن تعدادی از آنها کردم مثل اندرو سولیوان، اینستاپوندیت و میکی کاوس و چند تای دیگر. آشنایی واقعی من با این فرآیند زمانی بود که یکی از دوستانم لری لسیگ استاد حقوق دانشگاه استنفورد از من خواست تا نویسنده میهمان وی به مدت چند هفته شوم و این طور شد که من آموختم چگونه با وبلاگ کار کنم، چگونه مطالب را ارسال کنم و این جور چیزها. این پاگشایی واقعی من بود و از این تجربه لذت بردم. و زمانی که بکر پیشنهاد وبلاگ مشترک را به من کرد دل به دریا زدم و پاسخ مثبت به وی دادم.

در مورد نظراتی که خوانندگان می‌فرستند چه فکر می‌کنید؟

آنها کیفیتی بالاتر از سطح متوسط دارند و زمانی که برای وبلاگ لسیگ می‌نوشتم نیز همین طور بود. نظرات واقعا جالب هستند و چیزهای زیادی به مطلب می‌افزایند.

نظرات باعث می‌شوند که رابطه مشارکتی‌تر شود. زمانی که روزنامه می‌خوانید این تجربه انفعالی است و هیچ حسی به شما دست نمی‌دهد که بخشی از ماجرا هستید؛ اما در وبلاگ نظردهندگان منظمی وجود دارند. آنها کاملا احساس می‌کنند که به این جریان کمک می‌کنند. من یک کم نگران کسانی هستم که این قدر وقتشان را پای کامپیوتر صرف می‌کنند تا این جور کارها را انجام دهند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن