۱۰ پرسش تایم از هنری پاولسون
ندا ناجی
منبع: تایم<br> مترجم: ندا ناجی<br>مجله تایم هر هفته از یکی از چهرههای مشهور یا تاثیرگذار دعوت میکند <br>که به ۱۰ سوال انتخابی خوانندگانش پاسخ دهند. آنچه در زیر میخوانید <br>ده پرسش خوانندگان تایم از هنری پاولسون وزیر خزانهداری وقت آمریکا در زمان اوج بحران مالی است.
منبع: تایم
مترجم: ندا ناجی
مجله تایم هر هفته از یکی از چهرههای مشهور یا تاثیرگذار دعوت میکند
که به ۱۰ سوال انتخابی خوانندگانش پاسخ دهند. آنچه در زیر میخوانید
ده پرسش خوانندگان تایم از هنری پاولسون وزیر خزانهداری وقت آمریکا در زمان اوج بحران مالی است. اگر میتوانستید یکی از کارهایی که در زمان بحران مالی انجام دادید را پس بگیرید، کدام کار میبود و چرا؟
مسلم است که خودم هم درباره این سوال خیلی فکر کردهام و معتقدم که تصمیمات عمدهای که گرفتهایم، همگی درست بودهاند. اما فهرستی از کارهایی دارم که دوست داشتم بهتر انجامشان میدادم. برای مثال وقتی برنامه کمک به داراییهای آسیبدیده را به کنگره میفرستادیم، تنها سه صفحه بیشتر نبود. قرار نبود که مجموعه کاملی باشد، قرار بود تنها یک نقطه شروع باشد برای آغاز مذاکرات. حالا میگویم ای کاش آن زمان این نکته را تذکر داده بودم.
به عنوان وزیر خزانهداری، بزرگترین نقطه قوت و ضعف شما چه بود؟
فکر میکنم بزرگترین قوتم قاطعیت بوده است و بزرگترین ضعفم سخنرانی عمومی. هیچوقت نتوانستم به مردم آمریکا بگویم که طرح نجات برای بانکهای آمریکایی نیست، بلکه برای خود آنها است و سقوط نظام مالی تبعات وحشتناکی خواهد داشت.
حالا که بیش از یک سال از اجرای برنامه نجات داراییهای مشکل دار میگذرد، فکر میکنید عملکرد خوبی داشته است؟
بله، فکر میکنم خیلی خوب عمل کرده است. فراموش نکنید که هدف برنامه با ثبات ساختن نظام مالی بود. اگر این نظام فرو میریخت، با یک توفان اقتصادی روبهرو میشدیم.
از دوران بحران مالی چه روز، یا لحظهای، هست که بیش از همه در خاطرتان مانده باشد؟
یک روز یکشنبه، ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۸، بود. وقتی که فهمیدیم با وجود تمام تلاشهای ما، نیروی کافی را برای جلوگیری از سقوط لمان برادرز نداریم. این که بگوییم نابودکننده بود، اغراق است، ولی بسیار دردسرساز بود.
چرا خیلی از مقامات دولتی از شرکت سابق شما، گلدمن ساکس، میآیند؟
وقتی میخواستم همکارانم را انتخاب کنم به دنبال افرادی میگشتم که ماهر، باتجربه و مایل به همکاری باشند. از شانس خوبم در شرکتی کار میکردم که به خدمت در دولت با نظر مساعدی نگاه میشد.
گلدمن ساکس بهاندازه برخی دیگر از شرکتها از بحران اعتباری آسیب ندید. با این حال چرا همچنان خواستار دریافت کمکهای دولتی در اولین دوره اجرای طرح نجات بود؟
ما در خزانهداری از ۹ بانک بزرگ دعوت کردیم و به آنها پیشنهاد کردیم که به طور داوطلبانه از کمک سرمایهای ما استفاده کنند. این کار را برای خیلی دیگر از بانکها نیز آسان میکرد. در زمان بحران، یک مسالهای بهوجود میآید که برخی آن را سندرم «تظاهر به بزرگی» مینامند. بانکها نمیخواهند ضعف خود را نشان دهند و بنابراین میگویند: «وضع من خوب است، من به سرمایه شما احتیاجی ندارم.» و همین وضع ادامه پیدا میکند تا مشکلی جدی پیش میآید.
برای حل مساله شرکتهایی که آنقدر بزرگند که نمیتوان اجازه داد سقوط کنند، چه راهحلی وجود دارد؟ آیا اساسا راهحلی دارد؟
اگر بخواهیم کل مساله را در یک توصیه خلاصه کنم این است که ما باید اختیار تجزیه شرکتها را داشته باشیم تا وقتی یکی از آنها به مشکلی برمیخورد بتوان بیآنکه برای کل نظام مالی مشکلی پیش بیاید داراییهای آن را نقد کرد. آنوقت دیگر هیچگاه لازم نمیشود که مالیاتدهندگان پا به میدان بگذارند و دست شرکتها را بگیرند.
فکر میکنید چیزی به نام «بازار عقلایی» وجود داشته باشد؟
من به بازارها معتقدم، اما فکر نمیکنم که بتوانید بازارهای بری از قانون و نظارت داشته باشید. از همان ابتدا هم بازارها همیشه در معرض خطر زیاده روی بودهاند. نکته مهم این است که قوانینی داشته باشیم که بتوانند با بازارها کنار بیایند.
آیا فکر میکنید مقررات مالی جهانی هیچگاه امکانپذیر باشند؟
فکر نمیکنم هیچگاه بتوان به مقررات مالی برای کل جهان رسید. فکر نمیکنم حتی لازم هم باشد. مادامی که همکاریهای خوب بینالمللی داشته باشیم، اساسا نیازی به این مساله نمیبینم.
یک فرد عادی برای کمک به اقتصاد ملی چه کار میتواند بکند؟
همان تعالیمی که از کودکی به ما آموخته شدهاند، واقعا خوبند: سختکوشی، تحصیل، داشتن تواناییهای مناسب و غیره. فکر میکنم آمریکاییها یکی از کارآفرینترین و نوآورترین ملتهای دنیا باشند. درست است که مشکلاتی داریم، اما من در سایر اقتصادها هم مشکلات کمتری نمیبینم.