تاریخ تشکل‌ها - تشکل‌های کارگری-۲

احزاب و کارفرمایان و کارگران

شماره روزنامه: ۲۱۴۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۱۶۷۴۰ تاریخ-اقتصاد

فاطمه حافظیان در کتاب «تشکل‌های کارگری و کارفرمایی در ایران» تاریخچه‌ای از فعالیت‌های این دو قشر را در سازمان‌های مربوط به خود گردآوری کرده است. آنچه از این کتاب می‌توان استنباط کرد، پیشتازی کسانی است که اندیشه‌های سوسیالیستی داشته و با استفاده از تشکل‌های کارگری کمونیست‌ها اقدام به تاسیس نهادهای کارگری کرده‌اند.

فاطمه حافظیان در کتاب «تشکل‌های کارگری و کارفرمایی در ایران» تاریخچه‌ای از فعالیت‌های این دو قشر را در سازمان‌های مربوط به خود گردآوری کرده است. آنچه از این کتاب می‌توان استنباط کرد، پیشتازی کسانی است که اندیشه‌های سوسیالیستی داشته و با استفاده از تشکل‌های کارگری کمونیست‌ها اقدام به تاسیس نهادهای کارگری کرده‌اند.

ناظران بسیاری بر اساس سخنان کمونیست‌های روسیه معتقد بودند که اتحادیه‌های کارگری به رهبری کمونیست‌ها ابزار سیاست خارجی اتحاد جماهیر شوروی است. از جمله گفته استالین که اظهار داشته بود: «بدون نفوذ در اتحادیه‌های کارگری نمی‌توان دوستی توده‌های وسیع پرولتاریا را جلب کرد.» یا به گفته لنین «توسعه پرولتاریا در هیچ جای دنیا جز از راه تاثیر متقابل اتحادیه‌های کارگری و حزب طبقه کارگر نه تداوم می‌یابد و نه می‌تواند تداوم یابد.»
اندیشه‌های حزب سوسیال دموکرات کارگران روسیه حتی بیش از پیروزی انقلاب اکتبر نیز به ایران رسیده بود، نخستین شعبه‌های حزب سوسیال دموکرات در واقع نمایندگان گروه سیاسی ایرانی به نام «همت» بود که در باکو مستقر بودند و در سال ۱۲۸۳ در مشهد و تبریز و تهران نیز تاسیس شده بودند. این شعبه‌های محلی که قرار بود رابط میان بلشویک‌های روسیه و طبقه کارگر در ایران باشند، در ایران به «اجتماعیون»، «عامیون» و «مجاهدین» معروف بودند.
فعالیت‌های این گروه کم‌کم نضج گرفت و در ۵ آبان ۱۲۸۷ در حدود ۱۵۰کارگر با رهبری حزب در دباغ خانه محلی، دست به اعتصاب زدند و کارگران دباغ‌خانه نمایندگانی انتخاب کردند که با کارفرمایان درباره ۹ خواسته ایشان مذاکره کنند و پس از سه روز کارفرمایان با خواسته کارگران موافقت کردند که برای هر قطعه پوست دباغی شده دستمزد بیشتری بپردازند و از اخراج کارگران اعتصابی خودداری ورزند و بدین ترتیب اعتصاب به پایان رسید.
در واقع از اوایل دهه ۱۲۸۰ احزاب سیاسی در ایران از حقوق کارگران دفاع می‌کردند و کارگران را به اعلام خواسته‌های سیاسی ترغیب می‌نمودند و رهبری فعالیت آنان را در مراکز صنعتی بر عهده داشتند. طی دهه بعد که جنبشی کمونیستی در روسیه به پیروزی انجامید، همکاری احزاب سیاسی و اتحادیه‌های کارگری در ایران نزدیک‌تر و آشکارتر شد. در تاریخچه احزاب سیاسی ایران، دوم تیر ۱۲۹۹ روز مهمی قلمداد می‌شود. در آن روز «کمیته عدالت» اولین کنگره خود را در بندر انزلی برگزار کرد و خود را حزب کمونیست ایران نامید. به گفته «دهگان» تا سال ۱۳۰۱ «اتحادیه عمومی کارگران مرکزی» موفق شد هشت هزار از سی هزار کارگر تهران را سازمان دهد. عضویت هشت اتحادیه کارگری که در سال ۱۳۰۱ وابسته به اتحادیه عمومی کارگران مرکزی بود، از این قرار است:


تا پاییز سال ۱۳۰۱ رضاخان در مقام افسر ارتش با برقراری دو سال امنیت داخلی بی‌سابقه در ایران توانایی خود را نمودار ساخت. هنگامی که رضاخان در اول آبان ۱۳۰۲ به نخست‌وزیری انتخاب شد، انگلیسی‌ها در قبال قولی که رضاخان برای برقراری «امنیت» به آنان داده بود، دست او را باز گذاشتند تا بر نهادهای نوپای سیاسی ایران - از جمله مجلس - مسلط شود.
تسلط تدریجی قوه مجریه بر قوه مقننه موقعیت اتحادیه‌های کارگری را به شدت تضعیف کرد. همان طور که قبلا بیان شد، اتحادیه عمومی کارگران مرکزی به رهبری سید محمد دهگان کمونیست، از کم و بیش هشت اتحادیه کارگری در آبان سال ۱۳۰۰ تشکیل شده بود. پیش از تشکیل این اتحادیه، کشمکش‌های کارگران با کارفرمایان، مانند اختلافاتی که در صنایع چاپ و نساجی تحت مالکیت خصوصی رخ داد، دولت را درگیر نمی‌کرد.در این دوران، اعتصاب مهمی که باید در شمار اختلافات کارگری در بخش دولتی مورد توجه قرار گیرد، اعتصاب سال ۱۳۰۱ کارگران صنعت نفت علیه «شرکت نفت ایران و انگلیس» در آبادان است. شواهدی چند حاکی است که اتحادیه عمومی کارگران مرکزی اگر نه آغازکننده، دست‌کم پشتیبان اعتصاب سال ۱۳۰۱ کارگران صنعت نفت آبادان بوده است.
کارگران تقریبا هیچ متحد با نفوذی در دستگاه سیاسی ایران نداشتند. تنها معدودی از نمایندگان (مانند: سلیمان میرزا که در فرصت‌های گوناگون در باره نیازهای کارگران صحبت می‌کرد، خواستار این بود که قوانینی برای پاسخ به آن نیازها وضع شود) از این قاعده مستثنی بودند. زمان مناسب برای صحبت درباره قانون کار در ۲ بهمن ۱۳۰۰ پیش آمد که سلیمان میرزا از مجلس خواست تا قانونی برای کار و کارگری تصویب کند. اما این پیشنهاد با مخالفت روبه‌رو شد.
از سقوط قاجار تا شهریور ۱۳۲۰
در ۸ آبان ۱۳۰۴ سلسله قاجار که از قرن هجدهم میلادی بر ایران حکومت می‌کرد، منقرض شد و در ۲۱ آذرماه همان سال رضاخان «نخست‌وزیر وقت» سلسله پهلوی را بنیان نهاد. چنانکه پیش‌بینی می‌شد هنگامی که رضاخان در سال ۱۳۰۴ به سلطنت رسید به آزادی نهادهای مستقل مانند مجلس و مطبوعات و اتحادیه‌های کارگری ضربه زیانباری وارد آمد. در اواخر دی ۱۳۰۶،‌ دیگر نظر حزب کمونیست ایران درباره رضاشاه با دودلی همراه نبود. در این سال، دومین کنگره حزب کمونیست ایران که در ارومیه برگزار شده بود، رضاشاه را «دشمن آزادی سیاسی کارگران» نامید و بیشتر فعالیت حزب در این دوران به صورت مخفی بود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن