نابرابری بین نسلی، ژنتیکی یا اکتسابی؟
گلچهره پاکدل
تیمهارفورد<br> مترجم: گلچهره پاکدل<br>پدر و مادر من در یک دانشگاه مشهور انگلستان با هم آشنا شدند. من هم به همان دانشگاه رفتم، همین طور دو خواهرم. حال که پسر خواهرم هم درحال گام گذاشتن در همین مسیر است، کمکم دارم به این مطلب فکر میکنم که شاید در پس تمام این ماجرا چیزی بیش از تصادف محض پنهان باشد.
تیمهارفورد
مترجم: گلچهره پاکدل
پدر و مادر من در یک دانشگاه مشهور انگلستان با هم آشنا شدند. من هم به همان دانشگاه رفتم، همین طور دو خواهرم. حال که پسر خواهرم هم درحال گام گذاشتن در همین مسیر است، کمکم دارم به این مطلب فکر میکنم که شاید در پس تمام این ماجرا چیزی بیش از تصادف محض پنهان باشد. اگر بپذیریم که خوششانسی وجهه نامحتملی برای همسانی سابقه آموزشی خانواده هارفورد است، باید قبول کنیم که این مساله نمونه ای است از آنچه که اقتصاددانان «انتقال بین نسلی دستاوردهای آموزشی» مینامند. انتقال بین نسلی درآمد موضوع بسیار نزدیکی در همین رابطه است: آیا فرزندان خانوادههای پولدار، پولدار میشوند و فرزندان خانوادههای فقیر، فقیر؟
پاسخ ساده این است که بگوییم بستگی دارد که در کدام کشور زندگی میکنید. در ایالات متحده و بریتانیا، اگر والدین شما دو برابر متوسط نسل خود ثروتمند بوده باشند، شما میتوانید انتظار داشته باشید که ۴۰ درصد از متوسط نسل خود ثروتمندتر باشید و فرزندانتان ۱۶ درصد از متوسط نسل خود.
خوانندگان حساس ممکن است در این فکر فرو بروند که آیا این روند نشاندهنده تحرک بالای بین نسلی درآمد هست یا خیر. من پاسخش را نمیدانم: خیلی سخت است که بگوییم انتظار چه چیزی را باید داشت. آنچه که اکنون میدانیم - به لطف تلاشهای گپدر و مادر من در یک دانشگاه مشهور انگلستان با هم آشنا شدند. من هم به همان دانشگاه رفتم، همین طور دو خواهرم. حال که پسر خواهرم هم درحال گام گذاشتن در همین مسیر است، کمکم دارم به این مطلب فکر میکنم که شاید در پس تمام این ماجرا چیزی بیش از تصادف محض پنهان باشد.ری سولون استاد دانشگاه میشیگان و از پیشروان این حوزه - این است که انتقال درآمد از نسلی به نسل دیگر از آنچه که میپنداشتیم بیشتر است. برآوردهای دهه ۷۰ و ۸۰ که تداوم درآمد بین نسلها را کمتر تخمین میزدند، اکنون به چالش کشیده شدهاند.
همچنین میدانیم احتمال اینکه فرزندان والدین ثروتمند، ثروتمند بشوند در ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه بیشتر است تا در کانادا، سوئد یا دانمارک. در دانمارک اگر شما دو برابر متوسط نسل خودتان ثروتمند باشید، فرزندانتان تنها ۱۵ درصد بیش از متوسط نسل خود ثروتمند خواهند بود. (این مقایسههای بینالمللی را از مطالعه مایلز کوراک از دانشگاه اوتاوا وام گرفته ام.)
سولون معتقد است که این یافتهها «تنها آغاز بحث هستند و نه پایان آن». او به نکته خوبی اشاره میکند. آیا سیاستی در واکنش به این واقعیت که من به همان دانشگاهی رفتهام که والدینم، باید طراحی شود؟ فکر میکنم بستگی داشته باشد به اینکه آیا برای ورود من به دانشگاه پدرم با مدیران آنجا تماس گرفته است یا خیر. اگر من تنها از مزایای یک خانواده اهل کتاب سود برده باشم، یا حتی ژنهای کتابخوانی به من ارث رسیده باشند چطور؟ نمیتوان هیچ دولتی، مگر تمامیتخواهترین شکل آن را تصور کرد که بخواهد اقدامی در این رابطه انجام دهد.
با وجودی که ما به تحرک بین نسلی درآمد به عنوان نشانی از شایستهسالاری نگاه میکنیم، سخت است که بدانیم اگر در یک نظام شایستهسالار اصیل زندگی میکردم باید انتظار چه میزان از تحرک را میداشتیم. مردم وقتی با علاقه از شایستهسالاری سخن میگویند نوع خاصی از «شایستگی» را در ذهن دارند و آن نوع شایستگی معمولا در خانواده جاری میشود.
این مطلب به دلایل ژنتیکی و فرهنگی، هر دو، درست است. یک مطالعه جالب که اخیرا با همکاری سولون انجام شده، آمار کودکانی را که در سوئد به فرزندی پذیرفته شدهاند، مدنظر قرار میدهد. محققان اطلاعات مربوط به هر دو زوج را داشتهاند - والدین بیولوژیکی و زوجی که فرزند خواندگی را پذیرفتهاند - و از آن برای یافتن رابطه همبستگی میان سطح آموزش والدین و فرزندان استفاده کردهاند. مشخص شده است که هر دو زوج بر سطح آموزش کودک تاثیرگذارند. (چندان اثری از اینکه تاثیر ژنتیکی از تاثیر محیط زندگی قویتر است در آن دیده نمیشود.)
اگر چنان که سولون میگوید این تازه ابتدای بحث باشد، باید پرسید ادامه مباحث به کدام سو باید برود؟ بسیاری از اقتصاددانان معتقدند باید به دنبال مداخلات موثر برای ارتقای بهداشت، تغذیه و سطح آموزش کودکان بیشدبستانی باشیم تا عرصه در آینده متوازنتر شود.