نگاه

تجارب خصوصی سازی در جهان

شماره روزنامه: ۲۰۱۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۹۵۴۰۷ بیشتر

مشاهده تجارب خصوصی‌سازی در سایر کشورها حاکیست اجرای سیاست‌های تعدیل ساختاری در چند سال گذشته با نسخه‌های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی همراه بوده و یکی از مهمترین عوامل این مجموعه سیاستی فوق، واگذاری شرکت‌ها و کارخانجات دولتی به بخش خصوصی بوده است. خصوصی‌سازی به مفهوم فروش داوطلبانه شرکتها و موسسات دولتی توسط دولت به اشخاص حقیقی و حقوقی خصوصی شناخته شده است که در اوایل دهه ۸۰ میلادی توسط انگلیس اجرا شد و پس از آن در بیش از ۱۰۰ کشور اجرا شد.

مشاهده تجارب خصوصی‌سازی در سایر کشورها حاکیست اجرای سیاست‌های تعدیل ساختاری در چند سال گذشته با نسخه‌های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی همراه بوده و یکی از مهمترین عوامل این مجموعه سیاستی فوق، واگذاری شرکت‌ها و کارخانجات دولتی به بخش خصوصی بوده است. خصوصی‌سازی به مفهوم فروش داوطلبانه شرکتها و موسسات دولتی توسط دولت به اشخاص حقیقی و حقوقی خصوصی شناخته شده است که در اوایل دهه ۸۰ میلادی توسط انگلیس اجرا شد و پس از آن در بیش از ۱۰۰ کشور اجرا شد. راهبردهای فوق دارای سه موضوع اصلی است که عبارتند از: رقابت، دخالت سیاسی و راهبری شرکت، رقابت به این شکل مطرح می‌شود که اگر خصوصی‌سازی بتواند رقابت را گسترش دهد موجب بهبود عملکرد بنگاه و تخصیص بهتر منابع ‌شود.

دوم این که خصوصی‌سازی بدون تغییر در ساختار بازار می‌تواند مانع از این شود که سیاستمداران بتوانند از شرکتهای دولتی برای مقاصد سیاسی استفاده کنند. و سوم این که راهبری شرکت با تغییر اهداف بنگاه همراه با تغییر انگیزه‌های مدیران و مالکان آن، سازمان متمرکز‌تر و کاراتری بوجود آید.لذا ملاحظات نظری مربوط به خصوصی‌سازی بنگاه‌های دولتی را به شکل زیر بیان می‌کنند:

اثرات خصوصی‌سازی به درجه شکست بازار بستگی دارد (هر جا که قدرت دولت در جبران نواقص بازار ضعیف‌تر است خصوصی‌سازی اثرات بیشتری دارد.)

توانایی اعمال و اجرای قراردادها بر کارایی مالکیت خصوصی یا دولتی موثر است (عدم توانایی دولت در الزام معتبر به سیاست‌های مصوب به شکل معنی‌داری کارایی عملکرد و راهبری بنگاه‌های دولتی را کاهش می‌دهد).

ساختار مالکیت دولت بر سهولت دخالت دولت در عملکرد بنگاه موثر است (تا حدی که دخالت دولت در فعالیت بنگاه هزینه‌های بیشتری از منافعش داشته باشد مالکیت خصوصی بر مالکیت دولتی مرجح است).عمده‌ترین عامل ناکارایی شرکتهای دولتی این است که بنگاه‌های ناموفق به منابع مالی دولت اتکا می‌کنند که منجر به قیود بودجه انعطاف‌پذیر می‌شود چرا که دولت به ندرت اجازه می‌دهد شرکتهای بزرگ دولتی ورشکسته شوند.

در سطح کلان خصوصی‌سازی می‌تواند منجر به گسترش بازار کالاها و اوراق بهادار گردد.

اما شواهد حاصل از خصوصی‌سازی در کشورهای مختلف نشان می‌دهد انتظارات موردنظر از خصوصی‌سازی شرکتهای دولتی برآورده نگردیده است. لذا برخی اعتقاد دارند دو درس مهم از تجربیات خصوصی‌سازی کشورهای مختلف می‌توان آموخت. یکی اینکه مالکیت خصوصی بخودی خود تفاوت ایجاد می‌کند و دوم آنکه، فرآیند و شیوه خصوصی‌سازی است که دستیابی به نتایج آنرا امکانپذیر می‌سازد و این تجربه برای بسیاری از کشورها و در بسیاری از رشته‌های فعالیت محقق شده است. این محققان براساس تجربیات جهانی، چارچوبی را برای تصمیم‌گیری در مورد فرآیند خصوصی‌سازی بنگاه های دولتی دریک صنعت ارائه می‌دهند و براساس آن در صنعتی که رقابتی است و محیط نهادی آن با مکانیزم‌های بازار سازگار است خصوصی‌سازی ساده‌تر است. در کشوری که محیط نهادی مطلوبی ندارد و بخش خصوصی ضعیف، بازار سرمایه کوچک و محدودیت منافع سرمایه‌گذاران بیرونی دارد فروش بنگاه‌های دولتی حتی در شرایط رقابتی نیز مشکل است. کشورهایی که خصوصی‌سازی فراگیری را اجرا نموده‌اند، مانند روسیه، تورم بالا و کاهش در تولید ملی را تجربه کرده‌اند اما چین و ویتنام بدون خصوصی‌سازی فراگیر توانسته‌اند از رشد اقتصادی سریع و نرخ‌های تورم بسیار پایین‌تری در مسیرگذار بهره گیرند. ضمن آنکه مقایسه تجربیات کشورهای در حال گذار نشان می‌دهد درجه نواقص محیط نهادی حصول به نتایج گذار را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن