آنارشیسم چپ چگونه کار میکند؟ - ۱ آذر ۸۸
مجید رویین پرویزی
برایان کاپلان<br> مترجم: مجید رویین پرویزی<br> بخش دوم<br>شاید سندیکالیسم بهترین نظام پیشنهادی چپ آنارشیست باشد. دیگر چپها، بیشتر افرادی را تصور میکنند که در کمونها و تعاونیها گرد هم آمدهاند که اینان نسبت به خطوط تولید تک کالایی سندیکالیستها کمتر تخصصی و بیشتر خودکفا هستند. <br>تمام این انگارهها اغلب با اندیشه ایجاد جامعهای که بیشتر به محیط زیست بها بدهد ارتباط دارند، جامعهای که در آن مجموعههای کوچک و غیرمتمرکز مصرف انرژی را به مسیرهایی که سبزتر باشند، هدایت میکنند.
برایان کاپلان
مترجم: مجید رویین پرویزی
بخش دوم
شاید سندیکالیسم بهترین نظام پیشنهادی چپ آنارشیست باشد. دیگر چپها، بیشتر افرادی را تصور میکنند که در کمونها و تعاونیها گرد هم آمدهاند که اینان نسبت به خطوط تولید تک کالایی سندیکالیستها کمتر تخصصی و بیشتر خودکفا هستند.
تمام این انگارهها اغلب با اندیشه ایجاد جامعهای که بیشتر به محیط زیست بها بدهد ارتباط دارند، جامعهای که در آن مجموعههای کوچک و غیرمتمرکز مصرف انرژی را به مسیرهایی که سبزتر باشند، هدایت میکنند. همچنین بسیاری آنارشیستهای چپ، یا علاقه مندان به آنارشیسم، مجذوب یکی از اشکال سوسیالیسم گیلدی (Guild Socialism) شدهاند.
اقتصاددانی به نام راجر ای. مک کین به بررسی گیلدسوسیالیسم به عنوان جایگزینی برای کاپیتالیسم و دولت پرداخته است که کار او را میتوان در مقاله «بازخوانی سوسیالیسم گیلدی» (Guild Socialism Reconsidered) مطالعه کرد.
مقاله صریح کروپتکین «قانون و قدرت» (Law and Authority) تصویر تفکر برانگیزی از نگاه چپها به قانون به دست میدهد. کروپتکین توضیح میدهد که انسانهای بدوی با آنچه که متفکران «قانون عرفی» مینامند زندگی میکردهاند: مجموعهای نانوشته از قواعد و رفتارهای پسندیده جامعه که به شکل گسترده پذیرفته شده و با فشار اجتماعی ضمانت میشوند.
کروپتکین این شکل از قاعدهگذاری رفتاری را غیر قابل اعتراض میشمارد و احتمالا آن را با جامعه آنارشیستی مورد پیشنهادش سازگار میبیند. او میگوید، هنگامی که حکومتهای مرکزی این قوانین عرفی را مدون کردند، این الزامات معقول خودآگاه قبیلهای را با بهرهکشی و بیعدالتی مخدوش ساختند.
آنطور که کروپتکین مینویسد: «قانونگذاران دو جریان رایج عرف را در قالب قانون گنجاندند... قواعد کلی که نماینده اصول اخلاق و اتحاد اجتماعی بودند و در نتیجه زندگی اجتماعی سر بر آورده بودند و وکالت نامههایی که ایجاد شدهاند تا وجود خارجی نابرابری را ضمانت کنند.
سننی که برای وجود جامعه مطلقا ضروریاند، در قالب قانون با تحمیل مصارفی که برای کاست حاکم دارند زیرکانه آمیخته میشوند و آن وقت مدعی جلب احترام برابر از سوی مردم میگردند.
قانون میگوید «قتل مکن» اما بلافاصله اضافه میکند «عشریه ات را به کشیش بپرداز»، قانون میگوید «دزدی مکن» اما بلافاصله اضافه میکند «هرکس از پرداخت مالیات امتناع ورزد، دستانش قطع خواهد شد.»
پس شاید جامعه ایده آل کروپتکین آن جامعهای باشد که تحت هدایت یک قانون عرفی اصلاح شده حیات میگذراند، قانونی که از قانونگذار طبقاتی که اکنون این مقدار به آن نزدیک است، دور شده باشد.
اما کروپتکین در ادعایش پیشتر میرود و ادعایی میکند که به نظر منع قتل از سوی قانون عرفی را نیز مردود میشمارد؛ چون تقریبا هر خشونت مجرمانه توسط نابرابری و فقری تحریک شده که خودش نتیجه قانون موجود است. شاید تهمانده اندکی از جرائم خشونتآمیز باقی بمانند، اما هر تلاشی برای کنترل آنها از مجاری قانونی بیفایده است. چرا؟ چون مجازات هیچ اثری بر جرم ندارد؛ به ویژه آن جرائم پر جاذبهای که حتی با الغای مالکیت خصوصی نیز همچنان پابرجا ماندهاند. بهعلاوه، با مجرمین نباید به عنوان انسانهای شرور رفتار شود، بلکه باید به چشم بیماران و معلولین به آنها نگریست.
بیشتر آنارشیستهای چپ احتمالا موضعی درهم آمیخته نسبت به انگاره شفاف کروپتکین از قانون و جنایت خواهند داشت. قانون موجود باید توسط عرف معقول و اشتراکی جایگزین شود و کسی که آنارشیسم را نقد میکند آگاه نیست که هم اکنون تا چه حد جرائم موجود خود محصول نظام قانونی حاکماند که قوام بخش فقر و نابرابری است و از آنجا که مجازات مانع موثری بر سر راه جرم نیست و مجرمان هم مسوول اصلی بزه کاریهایشان نیستند، یک مجموعه قانونی شدیدا سختگیرانه در هر صورت نامطلوب است.
برخی دیگر از بزنگاههای جامعه آنارشیست چپ کاملا غیرشفافند. اینکه آیا معاندینی که همه گونه زندگی اشتراکی را به ستیزه میطلبند اجازه خواهند داشت اجتماعهای مستقل خودشان را داشته باشند یا خیر، به ندرت مورد اشاره قرار گرفته است.
بعضا آنارشیستهای چپ اذعان داشتهاند که کشاورزان خرد و مانند آنها با قوای قهریه مجبور به پذیرش زندگی جمعی نخواهند شد؛ اما شدت سرپیچی راستها از پذیرش یک زندگی مساوات طلبانه را هرگز مد نظر قرار ندادهاند.