چگونه میتوان نتایج ناخواسته یک سیاست را کاهش داد؟
حسن افروزی
استاد: جاناتان فورتیر<br> مترجم: حسن افروزی<br>جاناتان فورتیر، کارشناسی ارشد و دکترای خود را از دانشگاه آکسفورد دریافت کرده است. او به اینکه آزادی و بازارهای آزاد (و مفاهیم مرتبط مانند حقوق فردی، دارایی، قانون، نظمهای خودجوش، تمرکززدایی و انتخاب فردی) چگونه در ادبیات و هنر معنا مییابند، علاقهمند است.
استاد: جاناتان فورتیر
مترجم: حسن افروزی
جاناتان فورتیر، کارشناسی ارشد و دکترای خود را از دانشگاه آکسفورد دریافت کرده است. او به اینکه آزادی و بازارهای آزاد (و مفاهیم مرتبط مانند حقوق فردی، دارایی، قانون، نظمهای خودجوش، تمرکززدایی و انتخاب فردی) چگونه در ادبیات و هنر معنا مییابند، علاقهمند است. دکتر فروتیر به مدت دو سال در دانشگاه Bishop's University تدریس کرده و هم اکنون مدیر ارشد بخش Academic Initiatives در موسسه مطالعات علوم انسانی در واشنگتن دیسی میباشد.
دولت سوئد برای کم کردن اثرات منفی اعتیاد به الکل در جامعه، مالیاتهای سنگینی را برای انواع مشروب وضع نموده است. این در حالی است که بنا به دلایل مستدل، میزان بیماری و مرگ و میر ناشی از این سیاست بسیار بیشتر از حالتی است که هیچ مالیاتی برای این کالاها وضع نمیشد. دلیل این مساله این است که قیمت بالای مشروب در این کشور باعث میشود که مردم به دنبال راههای دیگر و ارزانتر برای تولید مشروب باشند. به خاطر کیفیت پایین این مشروبها هر سال تعدادی از مردم سوئد دچار مسمومیتهای حاد الکلی و اعتیاد به انواع مشروبهای قویتر میشوند. این یک مثال بسیار خوب برای یک نتیجه ناخواسته از یک سیاست دولت است.
معمولا یک «نتیجه ناخواسته» به نتیجهای منفی و پیشبینی نشده از یک عمل (مانند یک قانون یا سیاست) اطلاق میگردد. بعضی اوقات این نتیجه منفی دقیقا برعکس هدفی است که برای آن عمل در نظر گرفته شده بوده است (مانند مثال بالا) و بعضی اوقات هم اثری منفی در زمینهای دیگر بر جای میگذارد. برای مثال وقتی در اوهایو، کمیتههای محلی از دود نیروگاههای برقی که با سوخت زغال کار میکردند شکایت کردند، دولت قانونی وضع کرد که طبق آن این نیروگاهها باید ارتفاع دودکشهای خود را بیشتر میکردند تا دود باعث آلودگی هوای شهرهای اطراف نگردد. نتیجه ناخواسته این عمل وارد شدن سولفور دیاکسید به لایههای بالایی جو و در نتیجه افزایش میزان بارانهای اسیدی شد که آن نیز به نوبه خود باعث کاهش پی.اچ دریاچههای شمال کانادا و در خطر قرار گرفتن زیست محیطهای آنها شد. این نتیجه ناخواسته دقیقا برعکس هدف اصلی از این عمل نبود، ولی مشکل دیگری را پیش آورد که خود نیازمند راه حلهای دیگری بود.
البته نتایج ناخواستهای هم وجود دارند که خنثی یا حتی مثبتاند. برای مثال یکی از دوستان من که برای یک موسسه در مونتانا کار میکند، با صید ماهی قزلآلا به افزایش جمعیت این نوع ماهی کمک میکند، اما چگونه؟ او در مونتانا به صید ماهی قزلآلا علاقه دارد و برای این کار باید به کسب مجوز و خرید لوازم مورد نیاز این کار بپردازد، با این کار او باعث سودآوری بیشتر اتحادیه ماهیگیری مونتانا میشود که یکی از سیاستهایش حمایت از افزایش جمعیت این نوع ماهی است. بازارهای آزاد با امتیازی که برای نوآوری و پاسخهای سریع و پویا به فرصتها قائل میشوند، باعث ایجاد نتایج ناخواسته مثبت میگردند. وقتی یک نوآوری صورت میگیرد، میلیونها نتیجه ناخواسته مثبت، منفی و خنثی را به وجود میآورد. با این حال نتایج ناخواسته مثبت با ایجاد فرصتها و انتخابهای جدید و بسیاری که از بازارهای آزاد سرچشمه میگیرند، تمام نتایج پیشبینی شده را تحتالشعاع قرار میدهند.
شاید یکی از بهترین بحثهای اولیهای که در مورد نتایج ناخواسته صورت گرفته، مربوط به اقتصاددان فرانسوی قرن نوزدهم، فردریک باستیا باشد. او در مقاله معروف خود،«What is Seen and What is Unseen» به این مساله اشاره میکند که ما نمیتوانیم چشم خود را بر نتایج پیشبینی نشده ببندیم، چرا که تفاوت بین نتایج پیشبینی شده و پیشبینی نشده نه یک مساله جزئی، بلکه گاهی «مهیب و وحشتناک» است:
«همانطور که تقریبا همیشه اتفاق میافتد وقتی نتیجه آنی خوب و مطلوب است، نتایج بعدی فاجعه بارند و برعکس. به طوری که این باعث میشود که یک اقتصاددان بد نتیجهای خوب و کوچک را به قیمت نتیجهای بزرگ و شیطانی دنبال کند و برعکس یک اقتصاددان خوب نتیجهای خوب و بزرگ را با ریسک نتیجهای بد، ولی کوچک دنبال میکند.»
منظور باستیات از «نتیجهای بد، ولی کوچک» مثلا بیکاری قابل ملاحظهای است که با ایجاد تغییرات گسترده در برخی صنایع به وقوع میپیوندد. ماشین تحریرها، ماشیننویسها و همه افرادی که به نوعی با این صنعت در ارتباط بودند با ورود رایانههای شخصی و نرمافزارهای پردازش کلمات از کار بیکار شدند. «نتیجه بد، ولی کوچک» در اینجا بیکار شدن ماشیننویسها و از کار افتادن ماشین تحریرهای قدیمی است. اما اگر برای جلوگیری از بیکار شدن این افراد جریمههای سنگین و سرسختانه برای صنعت جدید در نظرگرفته میشد، شاید هنوز هم ما از صنعت قدیمی برای نوشتن استفاده میکردیم که میتوانست باعث تحدید نوآوری و عدم تمرکززدایی در این صنعت گردد و در نتیجه امروزه این سرعت در به اشتراک گذاشتن فایلهای تایپ شده در اینترنت و تاثیری که در انتقال سریع اطلاعات برعهده دارد، وجود نداشت. همه این چیزها معنی عبارتی است که باستیات آن را «نتیجه بزرگ و شیطانی» مینامد.
وقتی دولتمردان ما به انواع سیاستهای حمایتگرانه از صنایع مختلف تن میدهند (برای مثال وضع تعرفه بر واردات فولاد، شکر، لبنیات و ...) ممکن است چیزی که دیده میشود بیکار نشدن هزاران کارگری که در این صنایع کار میکنند، ولی آنچه دیده نمیشود این است که همه شهروندان مجبورند تا برای خرید این کالاها قیمتی بیشتر از قیمت واقعی آنها بپردازند و علاوه بر آن دیگرانی نیز که قادرند این کالاها را با قیمتی کمتر و کیفیتی بهتر عرضه کنند از رقابت منع میشوند، در نتیجه نوآوری در صنعت کند میشود، رفاه کل کمتر میشود و منابع کمتری برای سرمایهگذاری و ایجاد شغل در دسترس قرار میگیرند. بدین ترتیب است که «نتیجه بد، ولی کوچک» جای خود را به «نتیجه بزرگ و شیطانی» میدهد.
عواملی که باعث دخالت بیجای دولت در اقتصاد میشوند بسیار زیاد و پیچیدهاند. با این حال یک نکته مهم را همیشه باید به یاد داشت و آن اینکه دانش دولت (یا هر موسسه و سازمان دیگر) هیچ گاه نمیتواند در برابر جمع دانش تکتک افراد جامعه برابری کند. هیچ کسی یا هیچ موسسه و سازمان و دولتی به تنهایی نمیتواند بهاندازه خود بازار (که تکتک افراد در آن نقش دارند) تمام نتایج یک اقدام را پیشبینی کند. به علاوه وقتی نهادی مثل دولت دست به وضع قانونی میزند، معمولا بسیار سخت میتوان که جهت آن را برای جلوگیری از نتایج ناخواسته منفی عوض کرد. یک تعرفه ساده برای حمایت از یک صنعت میتواند هزینههای بسیار بیشتری نسبت به زمانی داشته باشد که آن صنعت به تنهایی و بدون استفاده از حمایتهای دولت، سرنوشت خود را در بازار تعیین کند.
بد نیست نکتهای را برای کسانی که همیشه بازار آزاد را به خاطر نتایج ناخواسته بسیاری که در نتیجه اقدامات داوطلبانه میلیونها فرد در آن ایجاد میشود، شماتت میکنند، یادآوری کنیم. اینکه بسیاری از فعالان بازار، معتقدند که بسیاری از این نتایج مثبتاند. ولی باز هم برای آنهایی که منفیاند، بازار آزاد بسیار سریع تر از هر نهاد و دولتی در مقابل آنها واکنش نشان میدهد؛ چرا که افراد اگر آزاد باشند همیشه منتظر فرصتی هستند تا بنا به علایق شخصی خود از فرصتهای به وجود آمده در بازار نهایت استفاده را برده و بدین ترتیب نتایج مثبتی را به وجود آورند.