داستان بازار

بزرگ‌ترین فقرزدایی در طول تاریخ

شماره روزنامه: ۱۸۷۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۶۸۸۲۴ اندیشه-اقتصاد

جان مک میلان<br> ترجمه و تنظیم: مهدی نصرتی<br>کشف‌های بزرگ نیازمند اشتغال ذهنی دائمی است. موفقیت در حل مساله‌ای مشکل از طریق تفکر درباره آن زیر دوش حمام،‌ هنگام رانندگی، در خلال صرف قهوه،‌ بعد از شام و جلوی تلویزیون به‌دست می‌آید. هنگامی که از ایزاک نیوتن سوال شد چگونه به بینش‌های خود دست یافته‌است، پاسخ داد «با نگاه داشتن مساله به طور دائم در ذهن.» اگر نیوتن، که یکی از بزرگ‌ترین نوابغ علمی همه دوران‌ها است،‌ باید به طور دائم ذهن خود را درگیر مساله کند تا بتواند آن را حل کند در این صورت انسان‌های عادی حداقل باید به همان میزان روی موضوع تمرکز کنند. یک سازمان بزرگ، که لزوما بوروکراتیک است، مشکل بتواند چنین عشقی در کارمندانش ایجاد کند. <br>

جان مک میلان

ترجمه و تنظیم: مهدی نصرتی

کشف‌های بزرگ نیازمند اشتغال ذهنی دائمی است. موفقیت در حل مساله‌ای مشکل از طریق تفکر درباره آن زیر دوش حمام،‌ هنگام رانندگی، در خلال صرف قهوه،‌ بعد از شام و جلوی تلویزیون به‌دست می‌آید. هنگامی که از ایزاک نیوتن سوال شد چگونه به بینش‌های خود دست یافته‌است، پاسخ داد «با نگاه داشتن مساله به طور دائم در ذهن.» اگر نیوتن، که یکی از بزرگ‌ترین نوابغ علمی همه دوران‌ها است،‌ باید به طور دائم ذهن خود را درگیر مساله کند تا بتواند آن را حل کند در این صورت انسان‌های عادی حداقل باید به همان میزان روی موضوع تمرکز کنند. یک سازمان بزرگ، که لزوما بوروکراتیک است، مشکل بتواند چنین عشقی در کارمندانش ایجاد کند.

درگیری ذهنی با مساله پیش‌رو، در گروی مالکیت است. مالکیت در معنی گسترده آن یعنی نه تنها داشتن سهمی مالی، بلکه داشتن سهمی شخصی در موفقیت ایده‌ها.

کارآفرینان مبتکری که به سمت موفقیت یورش می‌برند گاهی به طور غیرقابل تصوری ثروتمند می‌شوند. اما کارمندان مبتکر نوعا پاداش ناچیزی علاوه‌بر حقوق خود دریافت می‌کنند، پاداشی که به آنها پرداخت می‌شود معمولا نسبت به ارزش ابتکار آنها ناچیز است. بازار،‌ که حق مبتکران را برای دریافت هرگونه درآمد پسماند تضمین می‌کند، انگیزه‌ای قدرتمند برای تلاش‌های ابتکاری است. البته مشوق‌های مالکیتی منحصر به ابتکارات های‌تک نیست. همان طور که در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت. در اواخر دهه ۱۹۷۰، کشاورزی چین از تولید اشتراکی به انفرادی تغییر شکل پیدا کرد. این تغییر، تجربه‌ای روشن و معقول از نیروی حقوق مالکیت را به ما نشان می‌دهد. با مشوق‌های انفرادی جدید برای کشاورزان تولید غذا جهش عظیمی کرد. بازاری کردن کشاورزی صدها میلیون چینی را از فقر مطلق نجات داد. این بزرگ‌ترین برنامه فقرزدایی است که دنیا تاکنون به خود دیده‌است.

جرقه این موضوع از شروعی بسیار کوچک پدید آمد: از جلسه مخفی خانوارها در روستایی کوچک. تا سال ۱۹۷۸ نومیدی بر کشاورزان روستای زیائوگانگ در استان انهوی فائق آمده بود. مزرعه اشتراکی (کمون) که آنها به صورت مشترک در آن کار می‌کردند، عملکرد بدی داشت. استان انهوی که به عنوان انبار غله کشور چین شناخته می‌شود دارای برخی از حاصلخیز‌ترین زمین‌های کشور است. اما ۲۰ خانواده زیائوگانگی حتی به اندازه‌ای برنج تولید نمی‌کردند که کفاف خودشان را بدهد. وضع آنها به جایی رسیده بود که از سایر مناطق گدایی می‌کردند. در سال‌هایی که وضع آب و هوا نامناسب بود آنها گرسنگی می‌کشیدند.

روستاییان با ترس از دستگیر شدن،‌ مخفیانه با هم دیدار کردند و توافق کردند تا زمین اشتراکی را میان خودشان تقسیم کنند. آنها بین خودشان قطعنامه‌ای سه ماده‌ای را هم تصویب کردند: اول، از آنجایی که آنها داشتند سیاست دولت را زیر پا می‌گذاشتند، قرارداد واگذاری زمین به خانوارهای منفرد باید مطلقا مخفی بماند، این قرارداد نباید برای هیچ فرد بیرونی افشا شود؛ دوم، آنها کماکان به پرداخت برنج مالیاتی مقرر به دولت ادامه دهند؛ سوم، اگر هرکدام از آنها زندانی شد، دیگران از فرزندان آنها تا سن هجده سالگی مراقبت کنند. آنها این میثاق را با اثر انگشت خود امضا کردند. تحولی سریع ایجاد شد. کشاورزان زیائوگانگ بلافاصله پرتولیدتر شدند. یکی می‌گفت: «الان با گذشته فرق می‌کند. ما برای خودمان کار می‌کنیم.» کشاورزانی که روی قطعه زمین خود کار می‌کردند، می‌توانستند رابطه‌ای مستقیم بین تلاش و پاداش خود ببینند. هر تولیدی را که فراتر از بدهی آنها به دولت بود، می‌توانستند برای خود نگاه دارند یا بفروشند. مقدار زمینی که در آن برنج کاشته می‌شد در طول یک سال نزدیک به دو برابر شد. آن گونه که کشاورزی در این باره می‌گفت «وقتی برای خودت و خانواده‌ات کار می‌کنی نمی‌توانی تنبل باشی»

برخلاف پیمان مخفیانه، موضوع به بیرون درز کرد. هیچ‌کس بهتر از خود کشاورزان ناکارآیی کشاورزی اشتراکی را درک نمی‌کرد. در تمام چین کشاورزان آماده تغییر بودند. با خرد کردن قاچاقی زمین‌های اشتراکی در سایر روستاها، این جنبش به سرعت توسعه پیدا کرد. به قول یک کشاورز، کشاورزی انفرادی «مثل آبله‌مرغان» پخش شده بود. «وقتی یک روستا آن را داشته باشد، همه کشور آلوده می‌شوند.» این اصلاحات ریشه‌ای در ابتدا با مقاومت از بالا مواجه شد. مقامات محلی با انتظار از دست دادن قدرت و منافع آنها، روستای زیائوگانگ را با قطع سهمیه بذر، کود و سم تنبیه کردند؛ اما روستاییان خوش‌شانس بودند: طغیان آنها با تغییر مشرب در پکن همراه بود. نسل جدیدی از سیاستمداران از فرصت تغییرات کشاورزی به عنوان محرکی برای ایجاد تغییرات استفاده کردند،‌ موضوعی که پیامد مرگ مائو بود و فرصتی برای خلع ید از مائوئیست‌ها به حساب می‌آمد. مقامات استانی حزب کمونیست از این ر وستا بازدید کردند و رونق آن را مشاهده کردند. سپس یک مقام عالیرتبه به روستای زیائوگانگ و روستاهای اطراف سفر کرد تا اثرات کشاورزی انفرادی را مشاهده کند. گزارش وی که نتیجه‌گیری کرده بود کشاورزی انفرادی تولید و استانداردهای زندگی را افزایش داده‌است، میان رهبران ملی چرخید و تاثیرگذار بود. در کنفرانس حزب کمونیست در سال ۱۹۸۳ دولت مرکزی رسمی اعلام کرد کشاورزی انفرادی با اقتصاد سوسیالیستی سازگار؛ بنابراین مجاز است. تا سال ۱۹۸۴؛ یعنی تنها ۶سال پس از اینکه زیائوگانگ جنبش را شروع کرد، هیچ زمینی اشتراکی باقی نمانده بود. زمین‌های اشتراکی (کمون‌ها) بر این مبنا تکیه کرده بودند که بیشتر برای کالای مشترک کار کنند تا بر مبنای انگیزه‌های انفرادی. در کمون‌ها تلاش‌هایی صورت گرفته بود تا انگیزه‌های انفرادی نیز ایجاد شود، اما آنها اغلب بی‌اثر بودند. کشاورزان در تیم‌های تولیدی کار می‌کردند. به هر عضو تیم نقاط کاری محول شده‌بود به این منظور که اندازه‌گیری شود که وی چه اندازه موثر کار کرده‌ است و بر مبنای نقاط کاری انباشته شده به وی پرداخت صورت گیرد؛ اما پیوند میان تلاش فردی و دستمزد ضعیف بود؛ زیرا ردیابی اینکه هر شخص چقدر سخت تلاش کرده‌است غیرممکن بود و نیز به این دلیل که ایدئولوژی تقسیم مساوی درآمد کمون وجود داشت. علاوه‌بر این، چون مردم مادام‌العمر عضو یک کمون بودند انگیزه نهایی- کار کن یا اخراج می‌شوی- غایب بود. علاوه‌بر فقدان مسوولیت‌پذیری شخصی که ذاتا در زندگی اشتراکی وجود داشت مقامات کمون‌ها عادت داشتند غلاتی را برای خودشان در مقادیر غیرقابل پیش‌بینی اخذ کنند. نه‌تنها پرداختی به اعضای کمون، غیرمرتبط به عملکردشان بود، بلکه از این بدتر، این مقدار به طور بی‌رحمانه‌ای ناکافی بود. حکومت عمدا قیمت برنج را به طور مصنوعی پایین نگه می‌داشت. این مرثیه قدیمی اروپای شرقی در چین نیز کاربرد داشت: «ما تظاهر به کارکردن می‌کنیم،‌ آنها تظاهر می‌کنند که به ما پرداخت می‌کنند.»

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن