چرا مبادله پایاپای احیا شده است؟
مجید روئین پرویزی
تیمهارفورد<br>مترجم: مجید روئین پرویزی<br>اقتصاددان عزیز<br>یکی از اولین درسهایی که در دوره مقدماتی اقتصاد یاد گرفتم این بود که مبادله پایاپای در مقایسه با اقتصاد پولی ناکارآمد است. با این وجود مقالهای در فایننشال تایمز میخواندم که نوشته بود تاخت زدن خانه با خانه از طریق وبسایتها روزبهروز محبوبیت بیشتری پیدا میکند. آیا مدرک اقتصادم به دردی خورده است؟<br>یک اقتصاد خوانده سردرگم
تیمهارفورد
مترجم: مجید روئین پرویزی
اقتصاددان عزیز
یکی از اولین درسهایی که در دوره مقدماتی اقتصاد یاد گرفتم این بود که مبادله پایاپای در مقایسه با اقتصاد پولی ناکارآمد است. با این وجود مقالهای در فایننشال تایمز میخواندم که نوشته بود تاخت زدن خانه با خانه از طریق وبسایتها روزبهروز محبوبیت بیشتری پیدا میکند. آیا مدرک اقتصادم به دردی خورده است؟
یک اقتصاد خوانده سردرگم سردرگم عزیز
باید بگویم تا حدی. مدرک تو احتمالا شامل دورههای اقتصاد رفتاری نبوده است و این شاخه برای درک نیمی از داستان بسیار یاریدهنده است. مردم معمولا عقاید محکمی در مورد اینکه قیمت عادلانه یک خانه چقدر است دارند و اقتصاددانان رفتاری آن را «لنگراندازی» مینامند.
لنگراندازی میتواند شکلهای رادیکالی به خود بگیرد. اغلب مردم به شدت به چیزی که یک متخصص املاک به آنها گفته حداکثر قیمت خانه شان است میچسبند. وقتی بازار ضعیف میشود، قیمتها به سرعت پایین نمیآیند، زیرا اکثر فروشندگان امیدوار به یافتن خریداری هستند که حاضر به پرداخت آن به قیمتهای بالا باشد.
تحت هیچ شرایطی نباید عجیب باشد که مبادله پایاپای شایع شده است. چون در این نوع معامله هیچ یک از دو طرف لازم نیست که متوجه شود ارزش خانهاش کاهش یافته است؛ آنها خیلی ساده تنها به این مساله توجه میکنند که خانههای آنها ارزش مشابهی دارد و در نتیجه وارد معامله میشوند.
البته این پدیده محصول فعلوانفعالات روانشناسی صرف هم نیست. در بازاری با وصف و حال امروز، فروش یک خانه و خریدن یکی دیگر متحمل ریسک مالی بزرگی است. زیرا قبل از آنکه این خرید و فروش انجام شود قیمتها میتوانند بسیار تغییر کرده باشند. لذا تاخت زدن هر دو طرف را در برابر این ریسک پوشش میدهد. با این حال مطمئن باش که مدرک تو هنوز به دردی میخورد.