راه مبارزه با تغییرات آب و هوایی از بازار میگذرد
فیاض خاک
نویسنده: پل کروگمن<br> مترجم: فیاض خاک<br> منبع: نیویورک تایمز<br>سیاستهایی که در زمینه تغییرات آب و هوایی طراحی میشوند با موانع زیادی روبهرو هستند؛ متاسفانه اغلب این موانع ریشههای عمیقی دارند. گروههای ذینفع قدرتمندی وجود دارند که نمیخواهند قیمتهای بازاری هزینههای واقعی را بازتاب دهند و ایدئولوگهایی که تحت حمایت مالی این گروههای ذینفع هستند که نمیخواهند اعتراف کنند، گاهی لازم است که دولت مداخله کند.
نویسنده: پل کروگمن
مترجم: فیاض خاک
منبع: نیویورک تایمز
سیاستهایی که در زمینه تغییرات آب و هوایی طراحی میشوند با موانع زیادی روبهرو هستند؛ متاسفانه اغلب این موانع ریشههای عمیقی دارند. گروههای ذینفع قدرتمندی وجود دارند که نمیخواهند قیمتهای بازاری هزینههای واقعی را بازتاب دهند و ایدئولوگهایی که تحت حمایت مالی این گروههای ذینفع هستند که نمیخواهند اعتراف کنند، گاهی لازم است که دولت مداخله کند. اما به نظر میرسد که کسانی که با بازارها، والاستریت و سفتهبازی میانه خوبی ندارند نیز به طور فزایندهای با مجوزهای آلودگی قابل خریدوفروش مخالفت میکنند؛ مخالفتی که میتواند بسیار گران تمام شود. من در این مقاله میخواهم نشان دهم که این رویکرد نسبت به مجوزهای قابل خریدوفروش کاملا غلط است و به ضرر سیاره زمین تمام میشود.
بدیهی است که هر جا بازاری وجود داشته باشد، فرصت سفتهبازی هم وجود دارد. حتی اگر کالایی را که مورد مبادله واقع میشود، نتوان ذخیره کرد. اگر بازار آتیها وجود داشته باشد، میتوان روی قیمتهای آتی معاملات را صورت داد. اگر کالای مورد مبادله قابل ذخیره کردن باشد نیز قیمت نقدی ممکن است تحتتاثیر بازار آتیها قرار بگیرد؛ زیرا قیمتهای بالا در آینده ممکن است انگیزه انبار کردن کالا در زمان حاضر را فراهم آورد.
به عنوان مثال، این واقعیت که گندم قابل مبادله است؛ به این معنی است که یک بازار آتیها برای گندم وجود دارد و از آنجا که گندم را میتوان ذخیره کرد قیمتهای آتی بر قیمت نقدی گندم نیز تاثیر میگذارند.
اما آیا باید ترس از سفتهبازی باعث شود که مبادله گندم ممنوع شود؟ هیچ کس چنین طرحی در سر ندارد. بله درست است که گاهی سفتهبازان اشتباه میکنند، اما مزیت داشتن یک بازار گندم از مضرات احتمالی سفتهبازی بسیار بیشتر است.
حال جای «مجوزهای آلودگی» را با گندم عوض کنید. همان داستان تکرار میشود. چه فرقی بین این دو وجود دارد؟ بله همان طور که جو رام میگوید: سناتور بایرون دورگان (که من فکر نمیکنم با ادامه مبادله گندم در بازار مخالفتی داشته باشد)، نسبت به این سیاست هشدار داده است؛ زیرا معتقد است که تجارت آلودگی باعث شدت گرفتن «ازدحام در وال استریت» میشود؛ متاسفانه بسیاری از «ترقی خواهان» نیز همین دید را ترویج میکنند؛ این اتفاق را به هیچ وجه نمیتوان به فال نیک گرفت. من حتی این مخالفتها را به حساب دشمنی یا خیر نمیگذارم؛ بلکه معتقدم که این سماجتها را باید به مثابه دشمنی با سیاره عزیزمان تلقی کرد.
ممکن است برخی خوانندگان بپرسند آیا سابقه نداشته که بازارهای انرژی را سفتهبازان بچرخانند؛ البته که پاسخ این سوال مثبت است؛ اما سیستم مجوزهای قابل خریدوفروش به تکرار شدن شرایط این بازارها نمیانجامد.
مثال مهمی که در زمینه مشکلات بازارهای انرژی وجود دارد بازار الکتریسیته غرب در سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۱ است (بگذارید بگویم که من مشکلاتی را که در این بازارها به وجود آمد، پیشبینی کرده بودم). این مشکلات را میتوان حداقل به دو عامل نسبت داد؛ اول آنکه تقاضا برای الکتریسیته نسبت به تغییرات قیمت واکنش چندانی نشان نمیدهد. دوم آن که بازارهای مربوطه کاملا کوچک بودند (کالیفرنیای شمالی و جنوبی به علت نبود امکان انتقال برق هم از جهان خارج و هم از همدیگر جدا شده بودند).
اما مجوزهای آلودگی تقاضا احتمالا نسبت به قیمتها به شدت حساس است و بازار آلودگی هم کاملا بزرگ است.
اما در مورد افزایش قیمت مواد اولیه در سال ۲۰۰۸ که جدیدا آن را به گردن سفتهبازان میاندازند، چه میتوان گفت؟ در واقع، من هنوز معتقدم که سفتهبازی نبود که به افزایش قیمتها منجر شد و این اعتقاد من با مطالعات کاملا معتبری پشتیبانی میشود؛ اما حتی اگر شما معتقد باشید که حباب سفتهبازی سناریوی مذکور را رقم زد احتمالا معتقد نیستید که بازار نفت خام باید
بسته شود.
بنابراین از نظر من باید بر سفتهبازان نظارت و بر بازار اوراق مشتقه مقررات سختی وضع کرد؛ ضمن آنکه دستکاری در بازار باید ممنوع شود. خوشبختانه در طرح واکسمن- مارکی (طرح بزرگی که در زمینه محدود کردن تغییرات آبوهوایی ارائه شده است.م) این ملاحظات در نظر گرفته شده است؛ اما نکته قابلتوجه آن است که نباید در زمینه تجارت آلودگیها استانداردهایی در نظر گرفته شود که در دیگر بازارها در نظر گرفته نشده باشد. بازار مجوزهای خریدوفروش آلودگی تافته جدا بافتهای نیست.
راهحلی که برای مقابله با تغییرات آب و هوایی ارائه میشود باید حتما بر مکانیزمهای بازار متکی باشد. فرماندهی و کنترل (command-and-control) به هیچ وجه مقوله سادهای نیست.
این به آن معنی است که باید بپذیریم در بازار آلودگی هم مردم از طریق مبادله و تجارت پول در خواهند آورد و طبیعتا گاهی هم اوضاع تجارت چندان خوب نخواهد بود. خوب که چه؟ زمین ما در خطر است؛ احمقانه است که چون از گلدمن ساکس خوشمان نمیآید آیندهمان را به خطر بیندازیم.