گفتوگو با افشین اسماعیلپور کارآفرین برتر بخش کشاورزی ۱۳۸۷
نام شرکت: بهارآوران گرگان<br>موضوع کسب و کار: مبارزه بیولوژیک با آفات نباتی<br>تحصیلات: لیسانس زراعت، اصلاح نباتات<br>در سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شدم. پدرم معلم بود و مادرم نیز بازنشسته آموزش و پرورش میباشد.
نام شرکت: بهارآوران گرگان
موضوع کسب و کار: مبارزه بیولوژیک با آفات نباتی
تحصیلات: لیسانس زراعت، اصلاح نباتات
در سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شدم. پدرم معلم بود و مادرم نیز بازنشسته آموزش و پرورش میباشد. در زمان سربازی، شرکت بهارآوران را که شرکتی خدماتی بود و کارهای خدماتی دفع آفات را انجام میداد به همراه چند همکلاسی دوران دانشگاه تاسیس کردم. در آن زمان برای دفع آفات ۲ دستگاه سمپاشی با وام بانکی خریداری کردم و با کمک یک کارشناس و کارگر به خانهها میرفتم و گیاهان را سمپاشی میکردم. در ایام خدمت مقدس سربازی نیز بعد از ظهرها این کار را ادامه دادم در سال۷۸، ۱۳ تن از دوستانم به دلیل اشتغال در سازمانهای مختلف سهام خود را واگذار کردند و بنده با خریداری سهام آنها با کمک پدر و مادرم سعی کردم تا این کسب و کار را رونق دهم. ابتدا بنا به دلایل زیادی از اینکه نتوانسته بودم در جایی استخدام بشوم ناامید بودم تا اینکه کمکم به این باور رسیدم که بایستی این کسب و کار را رونق دهم. به همین دلیل دفتری را در یکی از جاهای ارزانقیمت گرگان اجاره کردم و کارهای خدماتی را ادامه دادم.
پدر و مادرم مهمترین نقش را در شروع کسب و کارم داشتند به گونهای که مادرم حق بیمه شرکت را میپرداخت تا کمک حال من باشد. روزی در سال ۱۳۸۱ که برای تهیه سم به سازمان حفظ نباتات رفتم در هنگام برگشت ملاحظه کردم بر روی یک کاغذ یکی از اتاقها نوشته شده بود اتاق مبارزه بیولوژیک. وقتی از مسوول اتاق جویا شدم به این نکته پی بردم که بخش مبارزه بیولوژیک در حال واگذاری به بخشخصوصی است و سازمان با کسانی که بتوانند این خدمات را ارائه دهند قرارداد امضا میکند.
پس از مطالعه فراوان متوجه شدم محصولات کشاورزی به دلیل ماندگاری بیش از حد سم، کیفیت مورد قبول را ندارند و برای صادرات و محصولی عاری از سم بایستی از مبارزات بیولوژیک استفاده کرد تا سم موجود در محصول نهایی را به حداقل رساند تا قابل مصرف باشد. بنابراین تصمیم گرفتم با استفاده از شرکت بهارآوران گرگان این کار را انجام دهم؛ یعنی از خدمات کشاورزی به بخش تولیدات وارد شوم. با حمایت پدر و مادرم شروع به کار کردم در سختترین شرایط کار را تعطیل نکردم تا اینکه در سال ۱۳۸۲ از زیر زمین خانه خودمان با وامی به مبلغ ۸۰۰۰۰۰تومان که عمویم برایم مهیا کرده بود، کار را شروع کردم و به تولید زنبور تریکوگراما با میزان افستیا (بید آرد) پرداختم. در ابتدا با تولید ۱ کیلو گرم زنبور به اتفاق برادرم که او نیز دانشجوی کشاورزی بود، شروع کردم.
در سال ۱۳۸۳ شروع به تولید انبوه کرده، ۴کیلوگرم تخم پارازیته زنبور تریکوگراما و سپس ۱۰ کیلو گرم و سال بعد ۱۷ کیلو، تولید کردم. در سال ۱۳۸۶ به عنوان بزرگترین پیمانکار ایران ۳۰ کیلوگرم تولید داشتم. از سال ۱۳۸۶ نیز تولید کفش دوزک تولوموس را شروع کردم. زنبور پروس پارتلا را نیز به عنوان اولین تولیدکننده خصوصی کشور، تولید کردم. نکته مهم در تولید این زنبورها استفاده از کابینهای غیر کارا برای تولید زنبور بود که توانستم با طراحی کابینی جدید که در حال اخذ ثبت اختراع آن نیز میباشم، بهرهوری را ۴ برابر افزایش دهم. در این راه با استفاده از اینترنت و جستوجو در آن که توسط برادرم صورت میگرفت و ترجمه متون توسط همسرم توانستم با مشاورین فرانسوی از طریق اینترنت مذاکره داشته باشم هر چند در برقراری ارتباط و گرفتن اطلاعات با مشکلات زیادی رو برو شدم اما به دلیل تجربه زیاد، همین ارتباطات نیز کافی بود تا با طراحی کابین جدیدی، تولیدات خود را بهبود دهم.
در سال ۱۳۸۶ نیز توانستم مجوز صادرات این محصول به کشور فرانسه را گرفته، محصولم را به این کشور صادر کنم.
شایان ذکر است که مبارزه بیولوژیک، کاهش آلودگی زیستی، کم کردن سطح سم پاشی، کاهش مصرف سموم شیمیایی، نماندن باقیمانده سم در مواد خوراکی و همچنین کاهش هزینه کشاورزان و دسترسی راحتتر و اشتغالزایی از مهمترین دلایل استفاده از این نوع خدمات در کشاورزی میباشد.
آقای اسماعیل پور، حمایت همه جانبه پدر و مادر را از مهمترین عوامل موفقیت خود میداند و امیدوار است با فرهنگ سازی مصرف برای کشاورزان و آشنایی آنها با این نوع خدمات کشاورزی گامی بلند در جهت کاهش آلودگی زیستی ناشی از ماندن بقایای سم در مواد غذایی، خوراکی برداشته شود.