سهام عدالت یا کاغذبازی
نعمت احمدی<br>از زمانی که بحث واگذاری سهام عدالت قوت گرفت. گمانهزنیهای بسیاری نیز از سوی کارشناسان مطرح شد.<br>
نعمت احمدی
از زمانی که بحث واگذاری سهام عدالت قوت گرفت. گمانهزنیهای بسیاری نیز از سوی کارشناسان مطرح شد.
در ابتدا باید دید هدف دولت از واگذاری سهام عدالت چیست؟ کاهش تصدیگری یا ایجاد منبع درآمدی برای بازنشستگان؟ اگر هدف تعریف منبع درآمد برای بازنشستگان بوده باشد که ظرف یکسال گذشته که به تعدادی از بازنشستگان سهام عدالت واگذار شد، این هدف محقق نشد و اما اگر نیت تنها کاهش تصدیگری است، بیگمان این تصمیم نیز به سرانجام نخواهد رسید؛ چرا که بدیهی است که در هر شرکتی کسانی میتوانند در مدیریت شرکت سهیم باشند که سهام بیشتری از آن خود کردهاند. در شرایطی که گروهی از افراد را به صورت متفرق در سهام یک شرکت سهیم کنیم بدون شک نتوانستهایم در مدیریت آن نقشی برای مردم یا بازنشستگان در نظر بگیریم. از سوی دیگر، این سوال مطرح میشود که واگذاری سهام کدام شرکت برابر اصل ۴۴ قانون اساسی موجب شده نقش دولت در اداره آن محدود شده و نقش مردم بیشتر شود. بنابر این نه مرزهای تصدیگری را کوچک کردهایم و نه دارندگان سهام عدالت را در مدیریت شرکتها دخیل کردهایم. البته با این روند به تعداد افراد متوقع در جامعه افزودهایم که در نتیجه این کاغذ بازی، مردم را نیز به دولت بدبین میکنیم.
در شرایطی که کشورهای آمریکای جنوبی مانند آرژانتین تصدیگری دولت را از ۹۰درصد به ۱۰درصد کاهش دادهاند و در حال حاضر یک جهش دورقمی را تجربه میکنند.
ما با اجرای طرحهایی چون واگذاری سهام عدالت نه تنها شیوه تولیدی کشور را به سمت شکوفایی هدایت نمیکنیم که تجربههای تلخ سالهای دور، دیگران را که در حال حاضر دوران شکوفایی را تجربه میکنند، تکرار میکنیم.