با ما شوخی نکنید!
لیلی اسلامی<br>طرح: پرشین کارتون<br>دولتی و غیردولتی ندارد؛ بهتر است شوخی نکنیم. این نتیجهای بود که با نگاهی به آمار روزنامههای توقیف شده گرفتم. ایران، شرق و بسیاری دیگر که توقیف شدند و مدتها به جرم زبان تلخ کاریکاتورها و طنزهاشان اجازه انتشار نیافتند.
لیلی اسلامی
طرح: پرشین کارتون
دولتی و غیردولتی ندارد؛ بهتر است شوخی نکنیم. این نتیجهای بود که با نگاهی به آمار روزنامههای توقیف شده گرفتم. ایران، شرق و بسیاری دیگر که توقیف شدند و مدتها به جرم زبان تلخ کاریکاتورها و طنزهاشان اجازه انتشار نیافتند. کسی نمیخندد؛ بهتر است شوخی نکنیم. این را میتوان با نگاهی به وضعیت نشریه «گل آقا» فهمید که به علت بحرانهای مالی و هزار و یک مساله دیگر از انتشار بازماند و قرار است در آینده نزدیک، شیوه دیگری برای برقراری ارتباط با مخاطبانش در پیش بگیرد و مثل سالهای قبل یعنی سالهای اوج گلآقا، طنزهایش را در قالب هفتهنامه عرضه کند.
کافی است نگاهی به روزنامههایمان بکنیم. روزنامههای محدودی که در صفحه آخرشان، طنز مینویسند و دست به عصا با نیشخندی تلخ انتقاد میکنند، یا رسانههای چاپی و آنلاین دیگر که کاریکاتوری را در اعتراض به آنچه هست و در طلب آنچه باید باشد، منتشر میکنند.
خیلیها معتقدند در سالهای نزدیک طنزپویایی ایرانی که همیشه بر سر زبان ما بوده است، راکد شد. به تغییر ذائقه مخاطب اصرار طنزپردازان و اصرار بر ادامه شیوه سالهای قبل هم باعث دوری مخاطبان از این پدیده و کند شدن جریان آن شده است.
حضور کمرنگ در مطبوعات عبوس
علی اکبر قاضیزاده، استاد روزنامهنگاری یا همان عبدالمساکین گلآقا در سالهای قبل معتقد است: «مطبوعات ما اخمو و عبوس هستند، به این دلیل که محیط سیاسی ما، محیطی اخمو است. ما دوست داریم دیگران را دست بیاندازیم، اما اصلا طاقت نداریم کسی با ما شوخی کند.»
قاضیزاده توضیح میدهد: «در مطبوعات دنیا، حتی در کشوری چون ترکیه، صفحات کامل کاریکاتور و حتی کمدی را میبینیم. در بسیاری از مطبوعات مطرح جهان، خبرهای جدی را هم با نگاهی آمیخته به طنز منعکس میکنند، اما سنت مطبوعاتی ما در ایران، عبوس هستند. همه عصبانیاند نه غمگین.»
او میگوید: «از نظر من مسوولان، مدیران و مقامات ارشد هم انسانهایی هستند مثل خود ما که بر حسب شرایط در چنین جایگاهی قرار گرفتهاند. اما به یکباره این حس برایشان ایجاد میشود که دیگر نمیشود مثل سابق با آنها صحبت کرد.
چه اشکالی دارد که با یک وزیر شوخی کنیم؟ چه با ظاهرش، چه با حرفهایش یا شخصیتاش؟»
پیمان مقدم طنزپرداز و نویسنده ستون «نیم نگاه» در روزنامه اعتماد ملی هم معتقد است: «عرصه طنز، عرصهای پیچیده و سرشار از سوءتفاهم است. در دوره اصلاحات بخشی از بار مطبوعات به خاطر فشارها به گردن حوزه طنز و کاریکاتور افتاد و شاید به همین دلیل بود که بسیاری از نشریات ما به خاطر انتقادهای آمیخته با طنز تعطیل شدند.»
دست کاریکاتوریستها بازتر است
هادی حیدری، روزنامهنگار و کاریکاتوریست معتقد است بیان انتقادات در قالب کاریکاتور مصونیت بیشتری برای صاحبان مطبوعات ایجاد میکند.
او توضیح میدهد: «وقتی قرار است مسوولی را نقد کنیم، پیدا کردن مصداق در طنزی که در قالب نوشتار عرضه میشود، کار سختی نیست، اما تصویر و کاریکاتور را میتوان در قالب نمادها و نشانهها ارائه کرد و با ایجاد نوعی چندلایگی و ابهام، رسیدن به معنای اصلی را دشوارتر کرد.
مخاطب کاریکاتور میتواند معناهای بسیاری را برای طرح استنباط کند، اما در نوشتار این قابلیت کمتر است.»
البته مدیر سایت پرشین کارتون، شرایط طنز مطبوعاتیمان را در سالهای اخیر چندان رو به راه نمیداند و از بیان نقدها در قالب طنز و کاریکاتور در لفافههای بسیار گلایه میکند.
پیمان مقدم، در این باره میگوید: «ارائه طنز در قالب نوشتار کار دشوارتری است.
طنز نوشتن تنها به قریحه و سوژههای مناسب نیاز ندارد. طنز نوشتاری سوءتفاهمهای بسیاری را ایجاد میکند و صاحبان مطبوعات به خاطر سوءتفاهمها سعی میکنند کمتر سراغ نوشتار بیایند.»
باید تغییر کنیم
گل آقا برای ما همیشه سمبل طنز بوده است و نشریهای که سالها پیش به همت مرحوم صابری آغاز به کار کرد، پرمخاطبترین نشریه طنز ما، اما چه شد که گلآقا هم به علت مشکلات مالی و غیرمالی تصمیم گرفت تغییری در روند انتشارش ایجاد کند؟ علی اکبر قاضیزاده مساله را اینگونه توضیح میدهد: «در سالهای دهه ۷۰، گلآقا در همه خانهها بود، اما بعد از دوم خرداد، ذائقه طنز مردم عوض شد و ما باید دنبال زبان و ژانر دیگری میگشتیم، که نگشتیم.» پیمان مقدم هم میگوید: «گلآقا در اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰، نوآوری بزرگی بود، اما در سالهای بعد از آن شرایط مطبوعات ما تغییر کرد. روزنامههای موفق دوره اصلاحات توانستند سبک جدیدی را وارد فضای مطبوعاتی کنند و موفق هم شدند، اما نشریات ما در حوزه طنز و کاریکاتور، به روال ثابتی ادامه دادند و همانطور که میبینید تیراژ قبلی را ندارند.»
اما در پایان بهتر است به صحبتهای علی اکبر قاضیزاده استناد کنیم که با تاکید ۲ عامل را در عبوس بودن محیط مطبوعاتمان دخیل میداند: «در درجه اول ما طنزنویسی بلد نیستیم. اغلب ما مسخره کردن را با طنازی اشتباه گرفتهایم و حدود و ثغور طنز را نمیدانیم و در درجه دوم، مسوولان ما به یک اشاره میشکنند، در حالی که در اغلب کشورهای جهان اوضاع به این روال نیست. همانطور که گفتم ما طاقت نقد را نداریم.
دوست داریم به دیگران بخندیم، اما خودمان سوژهای برای طنز نباشیم. میخواهید بخواهید، نمیخواهید نخواهید!»