بادبادکبازی در آسمانی ابری
[ علی طجوزی ]<br>سال گذشته مثل سالهای پیش از آن سالی پر از فراز و نشیب در بازار کتاب بود. سالی که باز هم اخبار زیادی در آن وجود داشت و تعجبهای بسیار و البته باز هم همان فروشهای نسبی که شاید معرفی پرفروشترینهای سال به دلیل عدم دسترسی بانک اطلاعاتی در این زمینه را مشکل کند. ضمن اینکه در این سال هم خریداران و علاقهمندان به کتاب از گرانی آن ناراحت بودند و هم ناشران و فروشندگان.
[ علی طجوزی ]
سال گذشته مثل سالهای پیش از آن سالی پر از فراز و نشیب در بازار کتاب بود. سالی که باز هم اخبار زیادی در آن وجود داشت و تعجبهای بسیار و البته باز هم همان فروشهای نسبی که شاید معرفی پرفروشترینهای سال به دلیل عدم دسترسی بانک اطلاعاتی در این زمینه را مشکل کند. ضمن اینکه در این سال هم خریداران و علاقهمندان به کتاب از گرانی آن ناراحت بودند و هم ناشران و فروشندگان. به گفته برخی از ناشران و فروشندگان کتاب، کمکم کتاب در حال خارج شدن از سبد اصلی خرید مردم است. ولی هرچه باشد باز هم بازار کتاب ایران آنقدرها هم بیرونق نبوده است و از سوی دیگر برخی تصمیمات مبنی بر عدم تجدید چاپ یا جمعآوری بعضی از کتب باعث این شد که بازار سیاه رونقی به مراتب بیشتر از بازار رسمی داشته باشد.
اما در همین بازاری که گلایه در آن بسیار بود بعضا کتابهایی بودند که از نظر فروش در سطح بالایی قرار گرفتند که در اینجا به طور اجمالی به برخی از آنان اشاره خواهیم کرد ولی پیش از آن باز هم به اختصار به چند اخبار مهم در این بازار میپردازیم. شاید مهمترین خبر جمعآوری آخرین کتاب ترجمه شده از گابریل گارسیا مارکز باشد؛ نویسندهای که در ایران کاملا بیمه است و هیچ ناشری را نمیتوان پیدا کرد که از چاپ کتابهای او پرهیز کند. اما «خانه دلبرکان غمگین من» سرنوشت دیگری داشت. این کتاب تقریبا یک هفته پس از آنکه وارد بازار شد با واکنشهای منفی بسیاری روبهرو شد. اولین واکنش منفی مربوط به یک سایت خبری بود که اعلام کرد این کتاب مستهجن است و ترجمه نام اصلی کتاب با عکس روی جلد آن را بر خروجی خود قرار داد. پس از آن روزنامه، پیگیر این قضیه شدند آنقدر که شخص وزیر فرهنگ و ارشاد را وادار به واکنش کردند و در نهایت این کتاب با حکم ممنوعیت محکوم شد. کتابی که بسیاری از منتقدان ادبی و خوانندگان حرفهای آثار مارکز هیچ اثری از قلم «گابوی پیر» در آن پیدا نکردند. چون در واقع کتاب ادای دین مارکز به خودش بود. به گفته خودش او طرح این داستان را از نویسندهای ژاپنی اقتباس کرده بود و خیلی دلش میخواسته که داستانی در این فضا بنویسد و عاقبت نوشت. این کتاب که با قیمت ۱۵۰۰تومان چاپ شده بود پس از آنکه توقیف و از بازار جمعآوری شد؛ سر از پیادهروهای خیابان انقلاب درآورد و نسخههای افست آن کمتر از پنج هزار فروخته نشد. حتی در روزهای اولی که این بمب خبری ادبی منفجر شد رکورد پانزده هزار تومانی را شکست و ده برابر قیمت پشت جلد خریداری میشد و کتابی که قرار بود سرمایه ناشرش را بازگرداند با سودی سرشار روانه جیبهای بازار سیاه شد.
یکی دیگر از مهمترین اخبار این حوزه هم عدم تجدید چاپ معروفترین کتاب زویا پیرزاد به نام «چراغها را من خاموش میکنم» بود. این کتاب که تا به حال ۲۳ نوبت تجدید چاپ شده است؛ البته بعد از مدتی که باز هم رسانهها به آن پرداختند، این کتاب دوباره وارد بازار شد. از آخرین اخبار مهم بازار کتاب باز هم میتوان به خبری غیررسمی اشاره کرد. خبری که در آن دو کتاب از برندگان جایزه گلشیری هم بودند، دیگر اجازه چاپ مجدد نیافتند و یا اگر چاپ شده بودند سرنوشتشان خمیر شدن شد. سالمرگی نوشته اصغر الهی و عقرب نوشته حسن مرتضاییان آبکنار نام دو کتابی بود که قرار شد دیگر به بازار نیایند و این خبر زمستان سرد را برای علاقهمندان به داستانهای ایرانی سردتر کرد.
اما هرچه قدرکه مارکز در سال ۸۶ در ایران بدشانش بود یک نویسنده خارجی دیگر خوشاقبال و بلندبخت بود. امروز حتما بسیاری نام «بادبادکباز» و خالد حسینی را شنیدهاند. کتابی که پرفروشترین کتاب ایران بود. خالد حسینی که طی یکی دو سال اخیر از نویسندگان مطرح دنیا به شمار میآید، توانست با این کتاب جایگاه و حساب ویژهای برای خود در ایران باز کند. اکنون کتابهای وی با چند ترجمه موجود است. داستان این کتاب در همسایگی کشور خودمان یعنی افغانستان میگذرد. بادبادک آنقدر جذاب بود که فیلمی نیز براساس آن ساخته شد و این باعث رونق دوچندان برایش شد. اهالی سینما حتما مارک فورستر را میشناسند. فورستر که در کارنامهاش آثار درخشانی نظیر بالماسکه هیولاها، در جستوجوی ناکجاآباد و عجیبتر از خیال (عجیبتر از داستان) را دارد، فیلمی براساس نوشته خالد حسینی با همین نام ساخت که دیدن این فیلم هم برای ایرانیان جالب بود. چرا که یکی از بازیگران این فیلم نیز از چهرههای آشنای سینمای ایران است. همایون ارشادی که بازی او را بسیاری در فیلم درخت گلابی تحسین میکنند، در فیلم بادبادک باز نقش پدر قهرمان قصه را ایفا میکند. در هر حال بادبادک باز ترجمه و استقبال خوبی که داشت باعث شد که یکی دیگر از آثار خالد حسینی هم به سرعت وارد بازار شود. هرچند این کتاب نتوانست مثل بادبادک باز شود اما «هزار خورشید تابان» از هنگام انتشار همواره در ردههای بالایی پرفروشها قرار داشت. دومین کتاب پرفروش سال بیتردید کتاب راز به قلم راندا براون است. این کتاب که بعضی آن را در زمره آثار روانشناسی و بعضیها در زمره آثار ماورایی میدانند تا پیش از پخش فیلم آن از سیما تقریبا فروش معمولی داشت. اما پخش این فیلم که دقیقا براساس کتاب ساخته شده بود، باعث افزایش سریع و شدید تقاضایش شد و راز را به یکی دیگر از پرفروشهای بازار کتاب معرفی کرد.
هریپاتر در ایران نامی آشنا است چه از اولین کتابی که به ایران آمد و چه فیلمهایی که بر اساس آن ساخته شد. سال گذشته نیز آخرین کتاب ترجمه شده مجموعه هریپاتر به نام «یادگاران مرگ» مثل باقی کتابهای این مجموعه که جی.کی.رولینگ، خالق آنها است، فروش بسیار بالایی داشت و توانست لبهای ناشرش را خندان کند. یکی دیگر از کتابهایی که در ایران بسیار سر و صدا کرد کتابی بود نوشته دنبراون به نام «راز داوینچی» یا «کد داوینچی». این کتاب که فیلمی نیز به همین نام با بازی تام هنکس از آن ساخته شد نه تنها در ایران بلکه پیش و پس از انتشارش در اروپا و آمریکا نیز بسیار غوغا به پا کرد. در ایران نیز راز داوینچی توانست لقب یکی از کتابهای پرفروش را برای خود کسب کند. اما شاید یکی از کتابهایی که واقعا در ایران رکورددار شد دفتر شعری بود از مرحوم قیصر امینپور به نام «دستور زبان عشق». کتابی که ناگاه پس از اعلام خبر درگذشت شاعرش یکباره آنچنان هوادار و خواهان پیدا کرد که به سرعت نایاب شد. هرچند که ناشرش سریع دست به کار شد تا بتواند جواب بازار را بدهد اما بازار سیاه هم بیکار نبود و به ناشر کمک میکرد. هنوز هم دستور زبان عشق از فروش قابلقبولی برخوردار است اما دیگر قیصر نیست تا ببیند مردم چقدر شعرهایش را میخوانند. آن هنگام برخی از روزنامه تیترهای بعضا جالبی هم میزنند مثلا رونقی که با مرگ آمد و این تاثیر برانگیز است. یکی دیگر از کتابهای پرفروش سال گذشته باز هم از یک نویسنده غیرایرانی است که سالها است ایرانیان میزبان خوبی برای او بودهاند و خود او هم به ایران آمده است.
«ساحره پوروگاو» نام آخرین اثر ترجمه شده از پائولوکوئیلو است. «مکتب در فرآیند تکامل» هم یکی دیگر از کتابهای پرفروش سال گذشته بود. این کتاب که به نوعی تاریخی - تحقیقی است، نوشته سیدحسین مدرس طباطبایی است که با ترجمه هاشم ایزدپناه روانه بازار شد. نویسنده این کتاب که یک روحانی ایرانی است اکنون یکی از مدرسین دانشگاه پرینستون آمریکا است. البته او تحصیلات حوزی خود را در ایران گذرانده و در محضر آقایان فاضل لنکرانی، حسین نوری، یوسف صانعی و مرحوم سلطانی سطوح عالی فقه و اصول را فراگرفته و فلسفه را نیز در خدمت شهید مطهری و آقایان محمدی گیلانی، جوادی آملی، محمد شاهآبادی و ده سال هم نزد مرحوم آِیتا... مرتضی حائری و یک سال هم سیدمحمد محقق داماد آموخته است. مدرس طباطبایی در این کتاب به بررسی تطور مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین پرداخته است. این کتاب در ایران از استقبال بسیار خوبی برخوردار شد؛ چراکه کتابی است که فارغ حب و بغض و کاملا بر اساس منابع مستحکم نظیر قرآن و مستندات قوی استوار است. این کتاب نیز در زمینه خودش به نوعی با توجه به مخاطبان خاصی که دارد از فروش بسیار بالا و قابل قبولی برخوردار شد.