حکایت مرگ و زندگی در شش پرده
[ غزال صادقی ]<br>تئاتر در سال ۸۶ در رکود آغاز شد و با رکود ادامه یافت و تا قبل از جشنواره فجر و پایان بازسازی تئاتر شهر عملا میتوان گفت که تئاتر در ایران در خوابی طولانی بود. شاید اگر نبود اجرای برخی نمایشها از تعدادی از استادان تئاتر و نمایش تعدادی از آثار برجسته خارجی در جشنواره فجر میشد گفت که اساسا سال ۸۶ برای تئاتر ایران هیچ نداشت.
[ غزال صادقی ]
تئاتر در سال ۸۶ در رکود آغاز شد و با رکود ادامه یافت و تا قبل از جشنواره فجر و پایان بازسازی تئاتر شهر عملا میتوان گفت که تئاتر در ایران در خوابی طولانی بود. شاید اگر نبود اجرای برخی نمایشها از تعدادی از استادان تئاتر و نمایش تعدادی از آثار برجسته خارجی در جشنواره فجر میشد گفت که اساسا سال ۸۶ برای تئاتر ایران هیچ نداشت. ساخت ایستگاه مترو در کنار مجموعه تئاتر شهر (به عنوان نمادی از تئاتر ایران) دچار چنان شوکی شوند که در نهایت به سمت و سوی توجه به تئاتر بازگردد. سال ۸۶ سال تلخ از دست دادن یکی از بزرگترین نمایشنامهنوسان ایرانی - اکبر رادی - نیز بود. سال اعتراض به سیاستهای جشنواره و انتقاد از جلوگیری از نمایش برخی گروهها نیز بود. با سال ۸۶ هر چند تلخ شروع شد و پیشرفت هر چند سال درخشانی برای صحنههای نمایش نبود، اما به هر حال سالی بود مثل همه این سالها با خوبیها و بدیها با ضعفها و برجستگیها.
پرده اول: پروژه پردردسر
ماجرای ساختمان تئاتر شهر برای خود پروندهای طولانی داشت، این ساختمان که به نوعی مرکز فعالیتهای هنری تئاتری کشور به حساب میآید در آستانه ۳۹ سالگی خود با معضل بزرگ نابودی شد. به طوری که از فروردین همان سال زمزمههایی از خطراتی که این ساختمان را تهدید میکرد از طرف مسوولان و اهالی تئاتر به گوش میرسید. جلسات فراوانی در همان ایام توسط وزیر ارشاد و اهالی خانه تئاتر تشکیل شد، اما سرانجام در ۲۸ فروردین سال ۸۶ بهروز غریبپور به عنوان اولین داوطلب وارد میدان شد تا مسوولیت تعمیرات را برعهده بگیرد، او پس از برنامهریزی و بررسیهای متعدد رقم ۵/۲میلیارد تومان را به عنوان بودجه بازسازی تئاتر شهر ارائه داد و تاکید کرد که طی دو ماه پروژه را تحویل میدهد. اما در نهایت چنین اتفاقی نیفتاد و او که سابقه ساخت فرهنگسرای خاوران، بهمن و خانه هنرمندان را داشت در نهایت از پروژه کنار گذاشته شد. بعد از آن پروژه بازسازی با نوعی بیبرنامگی و بلاتکلیفی متوقف ماند و در نهایت بنیاد رودکی به عنوان کارفرما برای بازسازی مجموعه وارد عمل شد، اما این پایان ماجرا نبود چرا که مشکلاتی میان بنیاد رودکی و مدیریت تئاتر شهر پیش آمد در این میان و در حالی که مهدی مسعود شاهی مدیر طرح اداره کل هنرهای نمایشی را به عنوان پاسخگوی تعمیرات مجموعه معرفی میکرد، کرد. سازمان میراث فرهنگی نیز با عنوان این که تئاترشهر در فهرست آثار ملی کشور است وارد کارزار شد تا بر پیچیدگیهای این پروژه افزوده شود. سرانجام با تغییر کارفرمای بازسازی این وظیفه به حوزه هنری محول شد و پارسایی مدیریت بازسازی کار را به عهده گرفت و سرانجام یک پروژه ساده بازسازی پس از هفت ماه درگیری و کشمکش و تعطیلی مهمترین سالنهای تئاتر پایتخت در ۱۷ بهمن به پایان رسید هر چند حاشیهها ظاهر هنوز ادامه دارد که ناکافی بودن امکانات فنی که عمدتا به قطع برق و مشکلات صدا و نور و تهویه بازمیگردد از این پروژه پرچالش به یادگار مانده است.
پرده دوم: معرکه مترو
شاید هیچ کس تصورش را هم نمیکرد که حرکت ساده شرکت متروی تهران و اقدام شبانهاش در نصب نرده و تابلو احداث ایستگاه مترو در محوطه تئاتر شهر با چنان واکنشهایی روبهرو شود. اهالی تئاتر که با تعطیلی این مرکز مهم دست و پنجه نرم میکردند، از سوی دیگر ناگهان خو را با خطر از دست دادن همیشگی این بنای تاریخی روبهرو دیدند. اعتراضها شروع شد، انگشتها به سوی مدیرعامل متروی تهران محسن هاشمی نشانه رفت، در نهایت بسیاری از بازیگران وارد صحنه شدند و در خانه هنرمندان با تشکیل یک جلسه و آن هم شبانه با توضیحات هاشمی و در نهایت یک بازدید جمعی از تونل مترو صلح و آشتی میان جمع برقرار شد.
اما نکته جالب و عجیب این قضیه این بود که درست در تاریخ فردای آن روز یعنی ۱۳ آذر سال ۸۶ به خاطر SMSهای فراوانی که تئاتریها از مدیر مجموعه تئاتر شهر دریافت کرده بودند خود را به مجموعه تعطیل تئاتر شهر رساندند تا به این موضوع اعتراض کنند.
این در حالی بود که بیشتر آنها از اتفاقات شب گذشته با خبر بودند، اما به قول امیررضا خادم عضو کمیسیون فرهنگی مجلس: «گذشتن یا نگذشتن خطوط مترو دغدغه اصلی و عمدهاش تئاتر کشور نبود، بلکه علت اصلی و مهم تعطیلی تئاتر شهر و تعطیلی کار تئاتر است.» و در نهایت شاید آخر داستان تجمع تئاتریها در آن روز و بحثهایشان در ارتباط با مترو به دو اتفاق مهم در آن روزها تبدیل شد، یکی تغییر درهای خروجی قبلی ایستگاه مترو به بوستان دانشجو و اتفاق مهم بازگشایی سالن اصلی تئاتر شهر بود.
پرده سوم: پایان رادی
سال ۸۶ نه تنها برای تئاتر ایران سالی کمرونق و پرحاشیه بود، بلکه از طرف دیگر این اتفاقات ناخوشایند دامن بزرگان تئاتر کشور را هم گرفت و ناقوسها برای رفتن «اکبر رادی» یکی از بزرگترین نمایشنامهنویسان برجسته ایران به صدا درآمد. اکبر رادی جزو سه نمایش نامهنویس قدرتمند نسل اول تئاتر کشور محسوب میشد، وی سبک نمایشنامهنویسی چخوفی را وارد تئاتر ایران کرد. رادی همواره معتقد بود: تا زمانی که نمایشنامه ایرانی با آدمهای معاصر و درد زنده نداشته باشیم، بیگمان تئاتر معاصر ملی هم نخواهیم داشت. از کارهای او میتوان به «مسافران مرگ در پاییز»، کوچه «روزنه آبی»، «ارثیه ایرانی»، «افول»، «صیادان»، «لبخند باشکوه آقای گیل» و «آهسته با گل سرخ» اشاره کرد. نمایشنامهنویس برجسته ایرانی ۷ دی ماه سال ۸۶ برای همیشه در قطعه هنرمندان ایران آرام گرفت.
پرده چهارم: بازی بزرگان
تقریبا همه اتفاق نظر داشتند که سال ۸۶ سال بسیار بدی برای تئاتر ایران و به خصوص تئاتر شهر است، تعمیرات، تعویق در امر بازسازی و مشکلات مدیریتی و در نهایت قضیه پرحاشیه مترو که باعث شده بود تمام سالنهای این مکان بسیار مهم که هویت اهالی تئاتر بوده از اول سال به حالت نیمه تعطیل درآید، اما در همین شرایط و اوضاع نابسامان دو تن از بزرگان تئاتر کشور وارد صحنه شدند و جان دوباره به بدنه خاموش و نیمه جان تئاتر کشور دادند. «افرا» به کارگردانی بهرام بیضایی از ۱۲ دی ماه در تالار وحدت تهران به روی صحنه رفت و به طرز عجیب و باور نکردنی تمام بلیتهای آن در سه روز اول پیشفروش شد و در اغلب شبهای اجرا با سالن پرتماشاگر مواجه بود.
از سوی دیگر «حمید سمندریان»که از سال ۱۳۷۷ با آخرین کار خود «دایره گچی قفقازی» در ذهن تماشاگران خود خاطره شده بود به صحنه بازگشته بود تا خاطره شیرین و ماندگار خود را پس از تعطیلی چند ماه تئاتر شهر بار دیگر با نمایش «ملاقات با بانوی سالخورده» در سال ۱۳۸۶ تکرار کرد.
پرده پنجم: جشن خارجیها در فجر
بالاخره بعد از پشت سر گذاشتن روزهای سخت برای تئاتر پایتخت روزشماری برای بازگشایی تالارهای نمایش آن همزمان با آغاز جشنواره بیست و ششم آغاز شده بود. تالار محراب در تاریخ ۱۵ بهمن، سنگلج ۱۶ بهمن در تالارهای نمایشی تئاتر شهر نیز در روز ۱۷ بهمن همزمان با افتتاحیه جشنواره بازگشایی شدند و جشنواره تئاتر فجر با شعار «تئاتر برای همه» کار خود را آغاز کرد. البته کار به همینجا ختم نشد و حاشیههای این افتتاحیه بیشمار بود. هر چند گفته میشد که جشنواره تئاتر با یک برنامه مدون یک ساله برنامههای خو را پیش برده و اولین سالی بوده که یک سایت برای جشنواره تئاتر امسال طراحی شده، اما وقتی به سراغ سایت میرفتیم جستوجو برای یافتن اطلاعات جشنواره عملا بینتیجه بود.
از سوی دیگر بسیاری از بزرگان تئاتر در جشنواره حضور نداشتند و از گوشه و کنار خبر میرسید که به علت انتخاب به گروه «انتخاب» و مشکلاتی که با دبیر جشنواره امسال «مجید سرسنگی» دارند از حضور در جشنواره انصراف دادهاند، اما از سوی دیگر دبیر جشنواره امسال در واکنش به این صحبتها نگفت: «اصلا چنین صحبتها و اعتراضاتی وجود ندارد، بلکه فقط بعضی از گروههای تئاتری به علت مشکلات اجرایی و یا نبودن بازیگران نتوانستند خود را به موقع به این دور از جشنواره برسانند؟! از اتفاقات منحصر به فرد دیگری که در این دور، از جشنواره رخ داد، داوری کارهای داخلی و خارجی در کنار یکدیگر بود که این قضیه هم موافقان و مخالفان خاص خود را داشت.
این حرکت به خودی خود حرکت ایدهآلی بود، اما باید میدیدیم که شرایط اجرا آن را داریم تا نه. خوب در نهایت نیز در پایان جشنواره و در زمان اهدای جوایز به کارهای مختلف نتیجه به دست آمده نشان میداد که هنوز به خاطر نداشتن امکانات فنی تمرکز، فراغ بال بازیگران خلاقیت شرایط اقتصادی و حاکم بر تئاتر هنوز در جایگاه مقابله و مقایسه با تئاتر دنیا نیستیم و در نهایت نیز جایزه بهترین کارگردانی و نمایشنامه به کارهای خارجی تعلق گرفت.
پرده آخر: پیتر بروک آلمانی در تهران
با وجود تمام مشکلاتی که جشنواره سال ۸۶ پشت سر گذاشت، یک اتفاق بسیار مهم و زیبا را نیز تجدید کرد و آن هم حضور گروه نمایش بر لیزا سمبل و کارگردان قدرتمند آن کلاوس پیمن در تهران بود یکی از مطرحترین کارگردانهای نمایش حال حاضر اروپا که به او لقب پیتر بروک آلمان داده شده است.
این گروه در جریان جشنواره نمایش «ننه دلاور و فرزندانش» نوشته برتولت برشت شاعر و نمایشنامه نویس شهید آلمانی را در تالار وحدت تهران به صحنه بردند. اما درست در شرایطی که قبل از شروع جشنواره سرسنگی قول داده بود که بیحاشیهترین جشنواره تئاتر را ارائه کند. یک شب از قبل مراسم افتتاحیه گروه تئاتر محمد رحمانیان برای نشان دادن این که آماده اجرای کار خود «مانیفست چو» در جشنواره هستیم و این که هیچ مشکل اجرایی نداریم و اگر مشکلی است در سلیقه و گزینش آقایان ریشه میگیرد، برای چند دقیقه در مقابل تئاتر شهر به اجرای «مانیفست چو» نمایشنامه خود پرداختند که قبل از شروع جشنواره و حتی در شروع آن امروز با مشکل جدیدی در ارتباط با اجرای خود روبهرو بود.
وقتی زمانی که تصمیم گرفته بود کار خود را در تاریخ ۲۵ و ۲۶ بهمن ماه برای مسوولان و خبرنگاران آن هم به صورت به نمایشنامه خوانی در موسسه کارنامه اجرا کند. پس از یک اجرا با یک تلفن ساده به کارگردان از وی خواسته شد کار را در همین مرحله متوقف کند. از طرفی قرار بود از احمد آقالو به پاس یک عمر فعالیت هنریش در جشنواره امسال بیست و ششم قدردانی شود که آن هم به دلیل این که در تئاتر رحمانیان به عنوان بازیگر حضور داشت هیچ اسمی شنیده نشد.