حکایت یک مویزو...
[ بهزاد خاکینژاد ]<br>تئاتر ۸۶ را میتوان پردغدغهترین و خبرسازترین تئاتر یک دهه اخیر خواند؛ تئاترشهر پس از چهار دهه بازسازی شد، بزرگانی چون حمید سمندریان و بهرام بیضایی پس از چند سال دوری به صحنه باز گشتند، کلنگ ایستگاه مترو در حوالی مجموعه تئاترشهر بر زمین زده شد، وعده تئاتر شهر ۲ بر زبانها جاری شد و... و مهمتر از همه اینکه تئاتر ۸۶ در یک فصل پایانی سال گزیده شد.بیمهای تئاتر در سالی که گذشت و امیدهای تئاتر در سالی که پیش رو است. از زبان برخی از کارگردانان تئاتر خواندنی خواهد بود.
[ بهزاد خاکینژاد ]
تئاتر ۸۶ را میتوان پردغدغهترین و خبرسازترین تئاتر یک دهه اخیر خواند؛ تئاترشهر پس از چهار دهه بازسازی شد، بزرگانی چون حمید سمندریان و بهرام بیضایی پس از چند سال دوری به صحنه باز گشتند، کلنگ ایستگاه مترو در حوالی مجموعه تئاترشهر بر زمین زده شد، وعده تئاتر شهر ۲ بر زبانها جاری شد و... و مهمتر از همه اینکه تئاتر ۸۶ در یک فصل پایانی سال گزیده شد.بیمهای تئاتر در سالی که گذشت و امیدهای تئاتر در سالی که پیش رو است. از زبان برخی از کارگردانان تئاتر خواندنی خواهد بود.
مالیات گرفتند
متاسفانه تئاتر ۸۶ فراز و نشیب بسیاری داشت. بازسازی و تعمیرات سالنهای تئاترشهر، کمبود بودجه و کاهش فضای اجرا لطمه زیادی بر تئاتر امسال وارد آورد، اما خوشبختانه به دلیل علاقه و پایبندی شخصی که به نمایشهای سنتی- آئینی دارم، دوره سیزدهم جشنواره آئینی- سنتی پس از چهار سال وقفه برگزار شد و اتفاق میمونی را رقم زد. در جشنواره ۲۶ فجر هم هرچند شاهد حضور بزرگانی چون بیضایی و سمندریان و والی بودیم، اما امکانات تئاتر همچنان حکم یک مویزو چهل قلندر را دارد. آنچه مسلم است، تعطیلی چندماهه تئاترشهر و از طرفی گستردگی جشنواره تئاتر امسال باعث افزایش توقع و کمیت گروههای منتظر اجرا شده که اگر در سال ۸۷ پاسخگوی آنها نباشیم، مشکل خواهیم داشت. امیدواریم وعده افزایش بودجه به سرانجام برسد و به طور مستقیم در اختیار مرکز هنرهای نمایشی قرار بگیرد؛ چرا که معمولا در عمل بودجه از تصویب تا پرداخت، سیری را در تشکیلات دولتی طی میکند و در این پروسه با مشکلات بسیاری روبهرو میشود. وقتی بودجه از مسیری غیرمستقیم به تئاتر بیاید، کندی روند مطالبات تئاتریها را چونان سالهای گذشته به همراه خواهد داشت. متاسفانه به رغم وجود مصوبه مجلس مبنی بر
معافیت مالیاتی اهالی هنر، مرکز گسترش و توسعه هنر اقدام به دریافت مالیات از تئاتریها میکند. امیدواریم در این مقوله نیز با روند رو به بهبودی در سال آتی همراه شویم و سدهای مشکلزای سالهای گذشته را نداشته باشیم. دیگر آنکه امید داریم در سال ۸۷ با تبدیل انجمنهای نمایش به انجمن هنرهای نمایشی، این جمع نیز از بودجه مستقل بهرهمند شوند. ضمن آنکه با خبرشدیم قرار است از سال آینده با شماری از کارگردانهای شهرستانی با توجه به امکانات هر شهرستان قرارداد عقد کنند که این اتفاق میمون نیز به رشد و پیشرفت تئاتر دیگر شهرهای ایران کمک بسزایی خواهد کرد؛ اگر به سرانجام مثبتی بیانجامد.
نویسنده، کارگردان، پژوهشگر و مدرس
آیندگان مهمند، نه ما!
تئاتر حرفهای ۸۶ به معنا و مفهوم آنچه در مراکز حرفهای تئاتر تهران تعریف میشود، به علت بازسازی مجموعه تئاترشهر که باید روزی شکل میگرفت، دچار چالش و رکود شد. اجرای بزرگان تئاتر کشور در ماههای پایانی سال و همزمانی یا جشنواره تئاتر فجر همراه بازسازی تئاتر شهر چشمانداز روشنی را رقم زد اما قرار بود در جشنواره فجر امسال وسعت دیدی برای تئاتر کشور تعیین شود، وسعت دیدی که آغازش حرکت پویای آقای سرسنگی در جشنواره بود. امیدوارم این حرکت ادامه داشته باشد؛ البته با هنرمندانی که اعتبار و قدرت تئاتری همراهشان باشد. امیدوارم در سال ۸۷ نتیجه خوبی از جشنواره ۸۶ ببینیم، ولی نگرانم چون ظرف تئاتر ما به اندازه این وسعت برنامهریزی در جشنواره فجر نیست. نگرانم که نکند فقط هزینه کرده باشیم تا یک اتفاق بزرگ گذرا تولید شده باشد. نفس مدیریت این حرکت خیلی بزرگ بوده اما این اتفاق نیازمند برنامهریزی بلندمدت و انتظار برای رسیدن به یک نتیجه مشخص است. به یقین اتفاقهای بزرگی که در طول تاریخ خواستهاند یک حرکت گذرا ایجاد کنند و به سرعت به نتیجه برسند، سرانجام خوشی نداشتهاند. امیدوارم سرانجام تئاتر ۸۷ با برنامههای تئاتر ۸۶ خوش باشد اما
این امید با کمی ترس همراه است، چون ظرف و مظروف تئاتر ۸۶ به ویژه در جشنواره فجر با یکدیگر همخوانی نداشت. آیا میتوانیم با این گستردگی توقع پاسخگویی نیازهای تئاتر۸۷ باشیم؟!
مهم نیست که در طول یکسال چه تئاترهایی اجرا میشود و چه کسانی فرصت حضور مییابند. متاسفانه معمولا اینگونه رسم شده که اگر مثلا آذرنگ در یک سال فرصت حضور و اجرا پیدا نکند، او را متهم به مخالفت و ستیزهجویی و غریبگی میکنند و آذرنگ در این تصور است که همه چیز را از ریشه نفی و مبارزه کند. البته خوشبختانه من خود را در مقابل این نگاه تربیت کردهام و برایم مهم نیست که در طول سال من یا دیگران اجرا داشته باشیم یا نه. مهم این است که این اجراها چه نتیجهای برای تئاتر ما در بر داشته است. مهم این است که چشمانداز بهتری را برای آیندگان تئاتر و کسانی که قرار است در نسلهای دیگر بر جای ما بنشینند، ایجاد کنیم. مهم نیست که چه کسی اجرا میکند، مهم آن است که چقدر این اجراها به اعتلای تئاتر کشور یاری رساندهاند و فضای تئاتری سالم و رو به پیشرفتی را برای آیندگان ساختهاند.
نویسنده و کارگردان
اینجا پاریس نیست!
بدون کوچکترین ارتباطی به موقعیت شغلیام باید بگویم که بازسازی مجموعه تئاتر شهر، بزرگترین اتفاق تئاتر ۸۶ به شمار میآید، چرا که این مجموعه چهل ساله واقعا نیازمند بازسازی بود و این فرآیند زنگ خطری برای ما بود که توجهی به کمبود سالن و فضای نمایشی کشور داشته باشیم و به سرعت و به شدت خواهان ایجاد نمونههای مشابه تئاتر شهر شویم.
واقعیت این است که ما هر گونه برنامهریزی کنیم، باز هم نمیتوانیم در طول یک سال پذیرای همه گروههای تئاتری باشیم و دلیل آن هم کمبود فضای اجرای تئاتر در کشور است. با استناد به برآورد مرکز هنرهای نمایشی در طول سال بین ۵۰ تا ۶۰اثر در سالنهای تئاتر شهر، سنگلج، مولوی، اداره تئاتر و ... اجرا میشود و مورد حمایت این مرکز قرار میگیرد. آیا ما فقط ۶۰ کارگردان و گروه تئاتری داریم؟! پس طبیعی است که نمیتوانیم پاسخگوی همه دوستان خود باشیم. تازه جشنوارههای پرشمار تئاتری ما هم سهمی از سالنهای نمایش در طول یک سال دارند.
به هر صورت، درحالحاضر مشغول بستن کنداکتور اجراهای سال ۸۷ هستیم و امیدواریم و همه تلاش خود را به کار میبندیم تا بتوانیم کمبودهای اجرا در سال ۸۶ را با بازگشایی سالنهای قدیمی جبران کنیم.
تئاتر امسال با رخدادهای خوشایند بسیاری نیز همراه بود که نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد؛ فرآیند بازسازی خانه تئاتر، اقبال بیش از پیش رسانهها و به ویژه رسانه ملی به تئاتر با تولید برنامههای مستند و تله تئاتر، بهبود وضعیت تئاتر کودک و راهاندازی جشنواره کودک و نوجوان که تا سال ۸۵ تعطیل شده بود، بازسازی تئاتر شهر و تالار محراب و سنگلج و نصر، سلامت برگزاری جشنوارههای متعدد تئاتر و همچنین شرایط متفاوت و رو به بهبود جشنواره تئاتر فجر.هر چند که تئاتر ۸۶ با غم درگذشت بزرگی چون اکبر رادی و حادثه ناگوار متروی تئاتر شهر همراه بود، با همه تلاشهایی که صورت گرفت، متاسفانه ساخت مترو در محوطه پارک دانشجو تصویب شد و به یقین در دراز مدت به تئاتر شهر، این میراث فرهنگی با ارزش، لطمه وارد خواهد کرد. چرا که اینجا تهران است نه پاریس! شاید در آنجا احداث ایستگاه مترو در کنار مکانهای فرهنگی یک ارزش به شمار آید اما در اینجا همواره وحشت ویرانی مکانهای فرهنگی قدیمی وجود دارد. آنچه مسلم است، در شرایط عادی سالنهای حرفهای تئاتر پایتخت از نظر سختافزاری دست کم تا ۱۰ سال آینده بدون مشکل به کار خود ادامه خواهند داد.
نویسنده، کارگردان و مدیر مجموعه تئاتر شهر
بیم از امید
ظاهرا از سوی مسوولان همواره مطرح میشود که جشنواره تئاتر فجر هر سال آینه تمام نمایی است که میتوان با جمعبندی اصولی دستاوردهای آن به ارزیابی درستی از وضعیت تئاتر کشور رسید. اگر بخواهیم ما نیز به این قاعده آشنا تن دهیم، باید در یک نگاه کلی به این مساله اذعان داشت که مشکلات پرشمار تئاتر کشور نه تنها در سال ۸۶ برطرف نشد، بلکه به نوعی پسرفت را در این هنر ویژه شاهد بودیم. اگر بخواهیم آثار اجرایی ایرانی جشنواره امسال را به عنوان نمونههایی از تئاتر کشور بدانیم- به جز اجراهای خاصی چون آثار استادان بیضایی و سمندریان- باید به این نکته اشاره کنیم که متاسفانه رشته اصلی تئاتر در دست همکاران عزیزی قرار گرفته است که نه براساس شایستگیها بلکه صرفا براساس روابط به عنوان کارگردانان برتر در صحنه تئاتر ایران معرفی شدند و حتی در حضور میهمانان خارجی بر آنها تاکید میشود. به این وسیله با اعلام قحط الرجال بودن در تئاتر کشور فاصلهها با تئاتر جهان دورتر و دورتر و روابطمان تیرهتر میشود. نگاهی به چند اجرای خارجی حاضر در جشنواره ۲۶ مانند «ننه دلاور- نوک زبان- چه مرد ظالمی» نشان داد که فاصله ما با تئاتر روز جهان از زمین تا آسمان
است و تا وقتی که به چهرههای جدید، جستوجوگر و جسور میدان داده نشود و بر چهرههایی که تمام شدهاند اصرار بورزند، همچنان شاهد این نزول خواهیم بود.
حضور آثار طی ۱۰روز جشنواره فجر به صورت نیم بند و سپس تعطیلی این ارتباط بینالمللی در ۱۱ماه و بیست روز بقیه سال و دعوت از آثار درجه چندم دنیا- آن هم به صورت پراکنده، نه موضوعی- و نیز آثاری برگرفته از بازار مشترک همچنان گره کور تئاتر ایران را پیچیده و پیچیدهتر خواهد کرد و سال ۸۶ چنین بود. البته در این میان نباید فراموش کنیم که تعمیر تئاتر شهر نیز که بایستی سالها قبل اتفاق میافتاد، بر مشکلات تئاتر۸۶ افزود و شاید بتوان بر این نکته تاکید کرد که تصویب افزایش بودجه تئاتر کشور تنها نقطه قوت ما در تئاتر امسال بود، اما به شرطی و شروطی.
ممکن است در شرایطی که هنوز سال ۸۶ به پایان نرسیده و در موقعیت ویژه سال آتی قرار نگرفتهایم، پیشبینی وقایع تئاتر ۸۷ دقیق و منطقی به نظر نیاید، اما پیشینه تئاتر در طی سالهای اخیر ایران نشان داده است که اصولا قرار نیست اتفاق مهم و تعیینکنندهای را در این هنر کشورمان شاهد باشیم. متاسفانه دوستان مسوول، طنابهای جشنواره های مختلف و توجه به کمیت بدون کیفیت را به دور خود تنیدهاند که شاید فقط با یک انقلاب هنری واقعی شاهد تحول جدی در این مسیر باشیم. نداشتن و یا عدم اعلام معیارهای مرکز هنرهای نمایشی برای اختصاص سالن به کارگردانان، قطعا در سال ۸۷ نیز ادامه خواهد یافت و همه چیز دوباره در جشنواره فجر خلاصه خواهد شد. نونوار شدن سالنهایی مانند تئاترشهر، سنگلج، محراب و نصر، زمانی میتواند یک پدیده مهم قلمداد شود که از این تالارها به شکلی درست و عادلانه بهرهبرداری شود، نه چون سال ۸۶ که به محض بسته شدن مجموعه تئاترشهر، سالنهای مجموعه مولوی از آثار کارگردانانی پر شد که حتی حاضر نبودند در تعطیلی مجموعه چهارراه ولیعصر، کمی استراحت کرده و فرصت را به دیگران دهند. این عزیزان زیاد عزیز گاهی به عنوان بازیگر، گاه کارگردان و
گاه ظاهرا نمایشنامهنویس مجوز اجرا مییابند و.... بحث افزایش بودجه در سال ۸۷ زمانی میتواند به چشماندازی روشن برسد که از سوی مسوولان دولتی تئاتر، مجموعه خانه تئاتر و کانونهای هنری و وابسته به آن که البته زمانی این مسوولان خود نیز عضو آنها بودهاند، به رسمیت شناخته شود و دارای اختیارات ویژه شود و عنان تئاتر کشور را به اهل آن واگذار نمایند. البته از ته دل امیدوارم که تمامی بدبینیهای من و امثال من به واقعیت نپیوندد و در سال ۸۷ شاهد ریشه گرفتن تئاتر واقعی، اصیل و برگرفته از تمامی نیروهای با تجربه و جوان مملکت باشیم که بیشک میتواند سرنوشت روشنی را برای این هنر ناب در ایرانمان ایجاد کند.
کارگردان، مدرس و منتقد
پشت صحنههای خراب
در سال ۸۶ به علت تعمیرات تئاتر شهر، ما اصلیترین سالن و مجموعه تئاتری کشور را برای مدتی طولانی از دست دادیم. علت این تاخیر در بازسازی را نمیدانم، اما آنچه مسلم است مسوولیت بازسازی و تحویل در زمان مقرر با آقای مسعود شاهی بوده است. ابتدا قرار بود تئاتر شهر در سه ماه اول سال بازسازی شود و به این منظور برنامهریزی اجرایی نداشتیم. سپس موعد بازسازی به سه ماه دوم موکول شد و چون برنامهریزی اجرایی نداشتیم، کارهای تکراری سال گذشته در سه ماه اول مرور شد. بنابراین در شش ماه نخست سال اتفاق تئاتری مثبتی صورت نگرفت و شش ماه دوم به بازسازی سپری شد تا قبل از جشنواره فجر که دو سالن اصلی و چهارسو راهاندازی شد. تئاتر سال ۸۶ در سه ماه آخر سال خلاصه میشود و این مدت کوتاه نمیتواند زمان مناسبی برای نمایندگی تئاتر نداشته یکسال باشد. خوشبختانه در این مدت تالار مولوی به سه جایگاه اجرا افزایش یافت و بخشی از کاستیها را جبران کرد، اما همچنان نگرانی از افزایش آثار اجرایی و عدم پاسخ به توقع هنرمندان بازمانده تئاتر ۸۶ در تئاتر ۸۷ وجود دارد. بنده یکی از افرادی بودم که قرار بود امسال در تئاتر شهر اجرا داشته باشم، اما نشد و قول
دادهاند که در سال ۸۷ عملی شود.
حتی اگر چنین نشود و دیگر دوستان بر صحنه حاضر شوند، مهم نیست و ما به آینده خوشبین هستیم. مهم این است که تئاتر جریان داشته باشد. امیدواریم بازسازی گوشه و کنار تئاتر شهر هم که از پشتصحنهها یک مخروبه ساخته است، به زودی به پایان برسد و تئاتر روال عادی خود را پیدا کند. اگر بودجه بازسازی به موقع میرسید و اگر مسوولیتپذیری وجود داشت، خیلی زودتر از اینها تئاتر به وضعیت معمول خود باز میگشت و نگرانی از حجم اجراهای سال ۸۷ وجود نداشت.
بازیگر و کارگردان
دانش دیروز اجرای امروز
میشود گفت که تئاتر سال ۸۶ به دلیل تعمیرات تئاتر شهر با وقفهای چند ماهه روبهرو بود و این تنها نکته مشترکی بود که توجه همه اهالی تئاتر را به خود جلب کرد. تئاتر ۸۶ بالا و پایین زیادی داشت ولی بالاخره تئاتر شهر در ماههای پایانی سال بازگشایی شد و جشنواره فجر بهانهای بر این اتفاق میمون با حضور بزرگان تئاتر ایران در روزهای اول بود.
حقیقت این است که در نوبت ماندن برای اجرا مساله یک سال و دو سال گذشته و آینده نیست. ما همواره دوست داریم که در کارمان گشایشی صورت گیرد و البته به یقین تلاشهایی در این زمینه صورت میگیرد، اما وضعیت عمومی تئاتر کشور نشان میدهد که تئاتر ما به شکل یک گلوله مشکلات درآمده و روز به روز بزرگتر میشود. دلیل آن هم مشخص است؛ سالی چند صد فارغالتحصیل رشته تئاتر داریم که جملگی خواهان بازار کار هستند اما جا برای همه نیست.
تئاتر ما نیازمند یک فکر اساسی و سرمایهگذاری برای ایجاد فضاهای جدید و فعال کردن فضاهای قدیمی است. حرکت جشنواره امسال نشان داد که فضاهای زیادی در گوشه و کنار شهرها وجود دارد که میتوان آنها را در اختیار گروههای نمایشی قرار داد اما به هر حال فضای تئاتر حرفهای مشکل اساسی تئاتر ما است. هنوز هم عدم احساس آرامش و امنیت در سالنهای زیرزمین مجموعه تئاتر شهر وجود دارد. ضمن اینکه همه مشکل تئاتر ما، سالن و اجرا نیست.
تئاتر ما بیش از فضای فیزیکی نیازمند فضای فرهنگی و آموزشی و پژوهشی است تا دانش هنرمندان ما به روز شود. دغدغه فکری من هم در طول این سالها توجه جدی به عرصه افزایش دانش روز هنرمندان تئاتر جهان است. اما سال گذشته با یک خبر تاسفبرانگیز روبهرو بودیم؛ آقای اکبر رادی از میان ما رفت و جای ایشان برای همیشه در ادبیات نمایشی ایران خالی ماند. یادش گرامی...
کارگردان، مدرس و پژوهشگر
نیروی جوانی تجربه بزرگان
تئاتر ۸۶ برای من سال بسیار سخت و پرکاری بود. نمایش «میخوام بخوابم» را بر اساس تئاتر شورایی شیوه آگوستو بوال اجرا کردم و در جشنواره تئاتر فجر با نمایش «یرما» حضور داشتم که کاندیدای چند جایزه شد و یک جایزه هم دریافت کرد. خوشحالم که در کنار سختی و پرکاریهای امسال، موفقیتهایی نیز به دست آوردم. سال ۸۶ برای تئاتر کشور هم سال پر کار و سختی بود؛ جشنواره تئاتر فجر برای نخستین بار در سیزده بخش متفاوت اجرا شد و تئاتر شهر به دلیل بازسازی چند ماه به تعطیلی اجباری رفت و به ناچار لطمههایی را بر اجرای تئاتر وارد آورد. هر چند که تئاتر در روزهای پایانی سال با حضور استادان بیضایی و سمندریان رنگ و بوی دیگری به خود گرفت.
تئاتر ۸۶ با اتفاقهای خوب و بد بسیاری همراه بود، اما این همه میتواند نویدبخش تئاتر پرشوری در سال ۸۷ باشد؛ چرا که شنیدهام بسیاری از نمایشهای جشنواره فجر از جمله کار ما در سال جدید روی صحنه خواهند رفت و تعطیلی چند ماهه تئاتر شهر، اجراهای عمومی متنوعی را در سال ۸۷ موجب خواهد شد.
اگر تئاتر با اعتماد به جوانها و کیفیتگرایی همراه باشد، همواره پویا خواهد بود و از رخوت بیرون خواهد آمد. وقتی نیروی جوانی به تجربه استادان بزرگ تئاتر ما افزوده شود، رونق تئاتر کشور را در پی خواهد داشت.
نویسنده و کارگردان