پایان پوتین و آینده روسیه

شماره روزنامه: ۱۴۸۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۵۵۱۰۵ بیشتر

[ فرزاد هوشیار ]<br>جانشین پوتین از شرکت بزرگ گاز پروم آمده و اسلحه ای مطمئن در دست دارد:گاز

پایان پوتین و آینده روسیه

[ فرزاد هوشیار ]
جانشین پوتین از شرکت بزرگ گاز پروم آمده و اسلحه ای مطمئن در دست دارد:گاز

دیمیتری مدودف در حالی به جای ولادیمیر پوتین راهی کاخ کرملین شد که اکنون آینده روسیه بیش از هر زمان دیگری در پرده ابهام قرار گرفته است. شرایط در روسیه به گونه‌ای است که حتی شخص ولادیمیر پوتین با همه احاطه‌ای که بر اوضاع روسیه دارد نمی‌تواند نسبت به آینده اطمینان خاطر داشته باشد. از زمانی که زمزمه‌های انتخابات ریاست جمهوری دوره بعدی روسیه آغاز شد، سناریوهایی در این زمینه مطرح شدند که هر یک از آنها به دنبال پیدا کردن جانشینی برای ولادیمیر پوتین بودند. با این وجود هم آنها یک ویژگی را دارا بودند. تمام سناریوهای مطرح شده در کنار گمانه‌زنی‌های دیگر خود به دنبال یافتن نقش و جایگاه ولادیمیر پوتین در بعد از پایان دوره ریاست جمهوری‌اش بودند. اتفاقی که کمتر در دیگر کشورها دیده می‌شود. در اکثر کشورها با پایان یافتن دوره ریاست جمهوری یک رییس‌جمهوری، قدرت تحویل نفری بعدی داده شده و عملا فرد پیشین از قدرت فاصله می‌گیرد. با این وجود حتی خوشبین‌ترین تحلیل‌گران نیز حاضر نبودند و البته نیستند که قبول کنند که ولادیمیر پوتین قدرت را به تمامی به فرد پس از خود واگذار کرده و به سراغ نوشتن خاطرات خود می‌رود.
اصلاح قانون اساسی روسیه به منظور هموار شدن راه ورود ولادیمیر پوتین برای حضور سوم در رقابت‌های انتخاباتی اولین گزینه‌ای بود که مطرح شد. مانور مطبوعات غربی به طور گسترده روی این سناریو عملا امکان استفاده از آن را از ولادیمیر پوتین و حزب روسیه متحد که حالا دیگر دوما را نیز فتح کرده بود، سلب کرد. یکی از اتهامات همیشگی غرب علیه پوتین برخورد دوگانه و دلخواهانه با دموکراسی است. اصلاح قانون اساسی اگرچه بدون شک پوتین را به ریاست جمهوری می‌رساند؛ اما عملا بی‌اعتقادی او را به دموکراسی اثبات می‌کرد. دومین سناریو شرکت یولیا پوتین همسر ولادیمیر پوتین در انتخابات بود. حمایت ولادیمیر پوتین از یولیا می‌توانست ضامن پیروزی او باشد. به این ترتیب ولادیمیر پوتین می‌توانست همچنان در کرملین اقامت کرده و در سایه، کشور را به پیش ببرد. سناریوی سوم که دست آخر به اجرا درآمد معرفی فردی گمنام؛ اما مورد وثوق و اطمینان ولادیمیر پوتین بود. این سناریو بخش دیگری داشت و آن حضور ولادیمیر پوتین در مقام نخست‌وزیری بود. یعنی همان جایی که نزدیک به یک دهه قبل حرکت به سوی راس هرم قدرت را از آنجا آغاز کرده بود.
تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری عمده تحلیل‌ها بر این مساله انگشت می‌‌گذاشتند که ولادیمیر پوتین با خروج از کرملین قدرت واقعی روسیه را نیز از این کاخ خارج کرده و به هر کجا که خودش حضور داشته باشد، خواهد برد.
شیوه حکومت ولادیمیر پوتین و محبوبیتی که او در این دوران ایجاد کرده بود، اصلی‌ترین عاملی است که این ذهنیت را به وجود می‌آورد. ولادیمیر پوتین مامور ارشد کا‌گ‌ب در بلوک شرق در شرایطی به ریاست جمهوری رسید که کشور روسیه در آستانه پاره‌پاره شدن دوباره‌ای پس از فروپاشی شوروی سابق بود. اقتصاد یلتسین نتوانسته بود تغییری در وضعیت زندگی و معیشت مردم روسیه ایجاد کند و هنوز می‌شد به روشنی میراث‌های حکومت کمونیستی را در روسیه مشاهده کرد. رشد اقتصادی به دلیل عدم بازسازی کامل سامانه اقتصادی کشور تا سطح کمتر از ۵ درصد کاهش یافته و سیر رشد تورم روندی دوچندان یافته بود. از سوی دیگر جدایی‌طلبان چچن و اوستیای جنوبی نیز فشارهای خود را برای استقلال کامل از فدراسیون آغاز کرده بودند. ولادیمیر پوتین که با حمایت‌های شهردار سن‌پترزبوگ، زادگاه خود، به عرصه سیاسی رده بالا و دستگاه ریاست جمهوری روسیه وارد شده بود در این شرایط به نخست‌وزیری و سپس ریاست جمهوری رسید. جدایی‌طلبی، اقتصاد ویران و قدرت‌گیری حزب کمونیست روسیه تحت‌تاثیر بی‌کفایتی‌های بوریس یلتسین، اصلی‌ترین چالش‌های پوتین در ابتدای به دستگیری قدرت در روسیه بود. از سوی دیگر عدم توانایی بوریس یلتسین در اداره کشور سبب شده بود تا قدرت روسیه در سطح جامعه جهانی به پایین‌‌ترین میزان در طول تاریخ این کشور برسد. برای مردمی که از زمان پطر کبیر تا پایان دوره شوروی همواره به عنوان یک ابرقدرت در سطح جهان مطرح بودند شرایط جدید نوعی سرخوردگی را به همراه داشت که پیامد آن بحران‌های اجتماعی داخلی بود. از سوی دیگر عدم توان بوریس یلتسین در مهار جنبش‌های جدایی‌طلبانه موجب شد که وحدت ملی روسیه مورد تهدید واقع شد.
در این شرایط ولادیمیر پوتین به عنوان رییس‌جمهوری روسیه سوگند یاد کرد. پوتین از همان ابتدا خود را رهبری مقتدر و طرفدار وحدت ملی و حامی سرسخت احیای قدرت داخلی و خارجی روسیه معرفی کرد. از سوی دیگر میراث اقتصادی شوروی و نگاه ایدئولوژیک به اقتصاد را طرد کرد. پوتین با شعار اقتصادی درهای باز اقتصادی به قدرت رسید اما در ادامه کشور را براساس تمرکزگرایی و نه توزیع قدرت در سطح روسیه پیش برد. در حوزه اقتصاد ولادیمیر پوتین با توسعه سرمایه‌گذاری‌های دولتی در اقتصاد روسیه و اجرای طرح تثبیت قیمت‌ها و دستمزدها به اجرا گذاشت و در حوزه سیاسی نیز ولادیمیر پوتین اجازه توسعه دامنه تحرک احزاب را نداده و احزاب بیشتر نقش جذب‌کننده شوک‌های دموکراسی ‌خواهی جوانان روسیه را داشتند.
ولادیمیر پوتین با استفاده از تحریک احساسات وطن‌پرستانه مردم و تکیه بر شیوه‌های نظامی توانست جنبش‌های جدایی‌طلبانه را سرکوب کند. به این ترتیب بود که روسیه از نقطه‌نظر سیاسی و اقتصادی ثبات پیدا کرد. رشد اقتصادی به ۶/۷درصد رسیده و تولید ناخالص داخلی این کشور از یک تریلیون دلار عبور کرد. هر چند در بعد اقتصادی نقاط ضعف فراوانی وجود دارد که دامنگیر جانشین پوتین خواهد شد. در مورد رشد اقتصادی روسیه نیز نباید از افزایش قیمت نفت و گاز چشم‌پوشی کرد.
جانشین پوتین از گاز پروم آمده است. غول تولید و صادرات گاز جهان که هسته اصلی قدرت اقتصادی پوتین به حساب می‌آید. اسلحه‌ای قدرتمند که پوتین بارها با استفاده از آن دولت‌های اروپایی را تحت فشار قرار داده است. جانشین ولادیمیر پوتین پس از او با دو مشکل عمده در بخش دموکراسی و اقتصاد رو به رو خواهد شد. ولادیمیر پوتین در طول سال‌های گذشته با استفاده از قدرت خود و حمایت دستگاه اطلاعاتی روسیه بر احزاب مخالف فشار آورده است. به گونه‌ای که اکنون پتانسیل فراوانی در زیر این فنر فشرده شده ذخیره شده است. در تمام روسیه هیچ فردی وجود ندارد که همانند پوتین باشد و بتواند این فنر را همچنان فشرده نگاه دارد. رها شدن این پتانسیل می‌تواند جنبش‌های دموکراسی‌خواهی و تحزب‌گرایی ما را بار دیگر فعال کند. به خصوص که حزب کمونیست روسیه با در نظر گرفتن پایان دوره ریاست‌جمهوری ولادیمیر پوتین در حال بازسازی خود است. ایستادگی در برابر به خاک‌سپاری جنازه لنین نشانه‌ای است بر اینکه حتی ولادیمیر پوتین نیز از عهده انجام برخی کارها در حوزه سیاسی برنیامده است. در بخش اقتصادی چالش‌ها به مراتب جدی است. ولادیمیر پوتین به مجرد مسلط شدن بر اوضاع کشور طرح تثبیت قیمت‌ها را به اجرا گذاشت. طرح تثبیت قیمت‌ها در روسیه به همراهی طرح تثبیت دستمزدها به اجرا درآمد. دولت موافقتنامه‌ای با شرکت‌ها امضا کرد که دستمزد و حقوق کارمندان و کارگران را افزایش ندهند. این طرح در ماه مه امسال میلادی به پایان می‌رسد. جانشین پوتین در مبارزات انتخاباتی خود از دو برابر کردن دستمزدها سخن گفته است.
اتفاقی که در پایان طرح تثبیت دستمزدها بسیار محتمل است. پیش‌بینی‌های فراوانی وجود دارد که با دو برابر شدن دستمزد شاغلان و حقوق مستمری‌بگیران، قیمت‌ها در روسیه با جهش بزرگی مواجه شوند و تورم بی‌سابقه‌ای دامان اقتصاد این کشور را بگیرد. دورنمای این طرح آنقدر تیره و تار است که برخی عقیده دارند که ممکن است روسیه مجبور به برقراری دوباره نظام جیره‌بندی شود. از سوی دیگر مجموعه مدیریتی روسیه در بخش‌های مختلف اقتصادی و سیاسی به قدری در طول این سال‌ها پوتینیزه شده و با او هماهنگ شده‌‌اند که تقریبا می‌توان گفت همه بخش‌های اصلی تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری اقتصادی زیرنظر مستقیم پوتین اداره و هدایت می‌شوند.
مجموعه مدیریتی روسیه از شهردار مسکو گرفته تا رییس‌جمهوری منطقه خودمختار چچن همگی تابع فرامین ولادیمر پوتین هستند. این سامانه آنقدر به پوتین متکی است که غیرقابل اصلاح به نظر می‌رسد و تنها عاقبتی که برای آن قابل تصور است، فروپاشی است. تلاش پوتین برای پیاده کردن این الگو به شکل‌گیری نوعی الیگارشی جدید در روسیه منجر شده است توانسته بر شرکت‌های بزرگ دولتی و خصوصی در روسیه مسلط شود.
این الیگارشی جدید همواره با مشکلات پیش آمده به شکلی خشن و سرکوبگرانه برخورد کرده است. این سیستم خود به چالشی برای رییس‌جمهوری آینده روسیه تبدیل خواهد شد. بعید به نظر می‌رسد که فرمانبرداری الیگارش‌های روسیه از جانشین ولادیمیر پوتین نیز ادامه پیدا کند که این خود به فروپاشی سیستم منجر خواهد شد. جانشین پوتین دیگر نخواهد توانست الگوی نیمه اقتصاد آزاد را در روسیه پیاده کند. به اعتقاد تحلیل‌گران دیمیتری مدودف ناگزیر از باز کردن درهای اقتصاد روسیه به روی سرمایه‌های خارجی است. اتفاقی که در بطن خود آزادی سیاسی را نیز به روسیه خواهد آورد. با این وجود مدودف در حال کناره‌گیری از پوتین است. این را می‌شود از عکس‌ها، نوشته‌ها و آخرین موضع‌گیری‌های او در پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری متوجه شد. او که با حمایت مستقیم ولادیمیر پوتین به ریاست هیات‌مدیره گاز پروم و سپس کاندیداتوری ریاست‌جمهوری روسیه رسیده است اکنون آشکار اشعارهایی خلاف شعارهای اقتصادی پوتین سر داده است. افزایش دستمزدها و حقوق مستمری‌بگیران در کنار عدم ادامه طرح تثبیت قیمت‌ها در روسیه از مهم‌ترین شعارهای او است. همچنین حزب جوانان، که یکی از گروه‌های اصلی حامی پوتین در تمام سال‌های گذشته بوده است، حمایت چندانی از مدودف نشان نداده است. این رفتار طلایه‌دار این اتفاق است که مدودف نمی‌تواند جاپای ولادیمیر پوتین بگذارد. از سوی دیگر پوتین و مدودف به عنوان قدرت‌های برتر و کهتر به طور سیستماتیک نمی‌‌توانند برای مدت زمان طولانی در کنار یکدیگر قرار بگیرند و ناگزیر از فاصله گرفتن از هم هستند. یک سناریو این است که ولادیمیر پوتین در انتخابات سال ۲۰۱۲ میلادی بار دیگر به عرصه مبارزان انتخاباتی بازخواهد گشت. در این شرایط است که بهتر آن خواهد بود که پوتین آینده سیاسی خود را به دیمیتری مدودف گره نزند. اتفاقی که با حضور پوتین در پست نخست‌وزیری رخ می‌دهد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن