اعتراض آقای شین و سینما آزادی
جشنواره امسال، از همان آغاز ماجراساز بود. از همان روز که سینماگران در اعتراض به روند ممیزیها، بیانیهای بلندبالا امضا کردند. یا نه! حتی پیشتر از آن؛ زمانی که ممیزان احساس کردند، باید در جشنواره بیستوششم سختگیری بیشتری نسبت به دیگر دورهها اعمال کنند.
جشنواره امسال، از همان آغاز ماجراساز بود. از همان روز که سینماگران در اعتراض به روند ممیزیها، بیانیهای بلندبالا امضا کردند. یا نه! حتی پیشتر از آن؛ زمانی که ممیزان احساس کردند، باید در جشنواره بیستوششم سختگیری بیشتری نسبت به دیگر دورهها اعمال کنند.
انتقاد به جشنواره و رفتن داورها
دایره منتقدان این روند روز به روز بزرگتر شد و پای بزرگان سینما هم به ماجرا باز شد؛ کیومرث پوراحمد و کیانوش عیاری، به دلایل شخصی که البته حدس زدنش دشوار نبود، از داوری استعفا دادند و به یکی دیگر از داوران جشنواره هم تلفنی خبر برکناریاش اعلام شد که در این اوضاع جای خالی خانه سینما احساس میشد. در این میان فیلمسازی چون «جمال شورجه» با لحنی تند به سینماگران توپید و جایگاه حرفهای آنها را زیر سوال برد.
عکاسان خودی، عکاسان غیرخودی
ماجرا به همین جا ختم نشد. بنیاد فارابی برای عکاسان کارت ورود صادر نکرد و عکاسی از جشنواره را به اهالی خود و خبرگزاریها واگذار کرد. عکاسان هم نامهای امضا کردند و بالاخره مدیران جشنواره را از موضعشان پایین آوردند و راهی جشنواره شدند.
روی ما حساب نکنید
سامان مقدم «صد سال به این سالها» را از بخش میهمان جشنواره خارج کرد. مرتضی شایسته، تهیهکننده فیلم، خواستار بازبینی اثرش شد اما حاصل کار غیبت «صدسال به این سالها» در جشنواره بود؛ چراکه آنها حاضر نبودند در بخشی جز مسابقه فیلمشان را شرکت دهند.
منیژه حکمت هم در اعتراض به روند جشنواره بیستوششم، «سه زن» را به جشنواره نیاورد.
«خاک آشنا»ی فرمانآرا که در آخرین روزها برای آمدن به جشنواره آماده شده بود، از قافله بیرون آمد و آقای کارگردان حاضر نشد فیلماش را با حذف سکانسی نمایش دهد و به همین سادگی «خاکآشنا» از برنامه جشنواره امسال بیرون آمد.
«آواز گنجشکها»ی مجید مجیدی هم از بخش رقابت بینالملل بیرون آمد و تنها در بخش مسابقه فیلمهای ایران حاضر شد تا بتواند راهی جشنواره برلین شود.
همه چیز مدرن میشود...
افتتاحیه و اختتامیه جشنواره فجر اینترنتی به نمایش درآمد و راه علاقهمندان را برای دیدن مراسم هموار ساخت.
تذکر حراست و اعتراض خبرنگاران
در روزهای آغاز جشنواره هم آشوبی به پا شد. حراست سینما صحرا، موظف شده بود تا در مورد حجاب خبرنگاران بیش از معمول اعمال نظر کند و همین تذکرها، آشوبی در سینمای رسانهها برپا کرد.
آقای وزیر غایباند
افتتاحیه کسالتبار جشنواره بدون حضور وزیر ارشاد برگزار شد. از پروانه معصومی و مسعود جعفری جوزانی به پاس سالها تلاش در عرصه سینما تقدیر شد گرچه افتتاحیه سوت و کور امسال اعتراض هنرمندان را برانگیخت.
سینما آزادی هم رسید
سینما آزادی هم در نیمه راه به جشنواره رسید و با وجود اینکه مراحل ساختش تمام و کمال طی نشده بود، بنا به تعهد آقای شهردار، میزبان جشنواره شد.
معاونت سینمایی و بدقولی خودروسازان
معاونت سینمایی وزارت ارشاد، تاوان گناه خودروسازان را پرداخت و تعهد داد که خودروهایی را که بنا بود «ایرانخودرو» و «سایپا» سال گذشته به برندگان جشنواره بیست و پنجم هدیه دهند را با یک سال تاخیر به برندگان برساند.
پول ایرانی؛ فیلمهای چشمبادامی
بدل یانگوم در سبد خرید تلویزیون قرار گرفت و مدیر فروش شبکه MBC کرهجنوبی اعلام کرد، ساخته جدیدی را که به عنوان جایگزین یانگوم تهیه شده است، برای فروش به بازار فیلم ایران عرضه کردهاند.
لحن آقای بازیگر و واکنش تماشاگران
امسال خسرو شکیبایی، گوینده تیزر جشنواره بود. دیگر هنگام شروع هر فیلم، سالن سینما سراسر سکوت میشد تا لحن خاص شکیبایی در ادای حروف فارسی، (خصوصا حرف شین) لبخند حاضران را بر لب بنشاند. در پایان تیزر هر بار صدای شین بود که در سالن به گوش میرسید.
بازار سیاه؛ آشفته بازار
دیگر عادی شده برای آنها که میل به دیدن فیلمهای جشنواره دارند اما میلی به ایستادن در صفوف بلیت ندارند. این هم یک جور کاسبی است که در صف بلیت بهایستی و در روزهای جشنواره درآمد خوبی به دست آوری.
اما از اینها که بگذریم انگار در برخی سالنهای سینما فرهنگ، برای ورود به سالن سینما درگیریهای لفظی و فیزیکی هم به شیوههای قبلی اضافه شده بود. قیمت بازار آزاد بلیت فیلمهای جشنواره به هفت تا ۱۰هزار تومان هم رسید.
خبرنگاران ناراضی
سینما صحرا امسال جای اصحاب رسانه بود، برای دیدن فیلمها و نشستن پای جلسات نقد و بررسی. اما آشفتگی در برنامه پخش فیلمها اعتراض آنها را برانگیخت و باعث شد اکران برخی فیلمها و حتی نشستهای مطبوعاتی آنها، خلوتتر از انتظار سازندگانشان باشد. کیفیت نامناسب صدای سالن هم اعتراض دیگر اهالی رسانه بود که البته تا روز آخر به جایی نرسید.
بانک پاسارگاد و حساب ۵۰هزار تومانی
بانک پاسارگاد که یکی از اسپانسرهای جشنواره بود، با برپایی یک غرفه در سینما صحرا به همه خبرنگاران و اهالی رسانه یک حساب رایگان ۵۰هزار تومانی افتتاح میکرد. دستشان درد نکند و انشاءا... درس عبرتی باشد برای سایر بانکها.
دعوا بر سر بلیت
بنا به سنت هر سال، جشنواره امسال هم از صف و دعوا و بینظمی فروش بلیت مصون نبود. در مواردی هنگام پخش برخی فیلمها مثل همیشه پای یک زن در میان است یا کنعان کار به دخالت پلیس هم انجامید.
حکایت فیلم داستانی که به فیلمهای کوتاه میپیوندد
جشنواره امسال از آغاز تا پایان، با اقدامات ناگهانی و البته حیرتآور همراه بود.دایره زنگی فیلمی با کارگردانی تنها زن کارگردان حاضر در جشنواره، پریسا بختآور، که با وجود حرف و حدیثهای بسیار و حذف۱۴ دقیقه از فیلم، با ۱۰روز تاخیر در یک روز جشنواره اجازه اکران گرفت، با تصمیمی ناگهانی از چرخه رقابتها حذف شد. زمزمهها میگفت به سازندگان فیلم اعلام شده که برای نمایش باید ۷۰دقیقه از فیلم را حذف کنند.