بررسی دو شیوه بودجه‌نویسی

ریال‌ها و تومان‌ها

شماره روزنامه: ۱۴۴۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۴۷۵۶۵ بیشتر

فاطمه هاشمی<br>بودجه‌های سنواتی کشورها معمولا به دو روش نوشته می‌شوند: اول شیوه‌ای است که در آن بودجه دستگاه‌ها نسبت به سال پیش افزایش یا کاهش (و غالبا افزایش) می‌یابد.

فاطمه هاشمی

بودجه‌های سنواتی کشورها معمولا به دو روش نوشته می‌شوند: اول شیوه‌ای است که در آن بودجه دستگاه‌ها نسبت به سال پیش افزایش یا کاهش (و غالبا افزایش) می‌یابد. دوم، شیوه‌ای که در آن دستگاه‌های اجرایی بر مبنای کارهای مشخصی که قرار است انجام دهند، مبالغی را طلب می‌کنند. بودجه‌نویسی نوع اول که از دیرباز در ایران رایج بوده است، نام مشخصی ندارد اما اصطلاحا بودجه‌نویسی سنتی نامیده می‌شود. این روش چنان در ایران ریشه‌دار است که وقتی کسی از بودجه‌نویسی سخن می‌گوید، به صورت خودکار، منظورش این شیوه بودجه‌نویسی است. در زبان انگلیسی این شیوه بودجه‌نویسی، Line item نامیده می‌شود که با تسامح می‌توان آن را بودجه خطی یا بودجه تکلیفی نامید. استفاده از واژه «تکلیف» اشاره به این واقعیت دارد که تخصیص بودجه در یک دوره زمانی برای یک دستگاه دولتی برای آن دستگاه این حق را ایجاد می‌کند که فارغ از میزان کارآیی خود در سال آتی نیز همان بودجه یا بیشتر از آن و به ندرت کمتر از آن را طلب کند.

نوع دیگر بودجه‌نویسی در زبان انگلیسی Zero based نامیده می‌شود. ترجمه مفهومی این واژه ترکیبی در زبان فارسی «بودجه عملیاتی» است. مراد وضع‌کنندگان عبارت Zero based تاکید بر این واقعیت بوده است که بودجه، سهم ضروری و از پیش تعیین شده دستگاه‌ها نیست؛ بلکه در عمل می‌بایست معلوم شود که هر دستگاهی چه مقدار بودجه و برای چه کاری می‌خواهد از این جهت «بودجه عملیاتی» به مفهوم Zero based نزدیک است و می‌توان آن را معادلی دقیق به شمار آورد. در این تقسیم‌بندی، بودجه‌نویسی نوع اول (بودجه‌نویسی سنتی، خطی یا تکلیفی) همه درآمدها و هزینه‌ها براساس طرح‌های مفروض و از پیش تعیین شده، تنظیم می‌شود. یعنی دولت با اشاره به سوابق اجرایی خود، عملکرد سال مالی گذشته را مبنای محاسبه قرار می‌دهد و بودجه‌ای جدید تقاضا می‌کند که نوعا بیش از سال گذشته است. توجیه دولت برای درخواست بودجه اضافی این است که اولا به علت تورم، همه هزینه‌های انسانی و مادی افزایش یافته است و دیگر اینکه لازم است طرح‌های تازه و گسترش یافته‌ای اجرا شود. همین توجیه موجب می‌شود دولت به هر وسیله ممکن، حتی به بهای کسری بودجه، حجم فعالیت‌های خود را گسترش دهد و مدام بزرگ و بزرگ‌تر شود.

یکی از دلایل رجوع دولت‌ها به بودجه‌نویسی سنتی، سادگی آن نسبت به بودجه‌نویسی جدید با بودجه عملیاتی است. بودجه‌نویسی سنتی به علت عمل قالبی و فاقد ابداع و کشف، اطلاعات چندانی درباره فعالیت‌ها و عملکردهای اقتصادی ارائه نمی‌کند و در چارچوب تنگ حسابداری محدود می‌ماند. نبودن اطلاعات و مکانیسم‌های خودکنترلی در بودجه‌نویسی سنتی، دولت را به صورت قهری به سوی ایجاد مجموعه‌های نظارتی سوق می‌دهد و این کار به پیدایش «ماشین نظارت» می‌انجامد که خود زمینه‌ساز فسادهای بوروکراتیک است.

در بودجه‌نویسی عملیاتی، فرض این است که بنگاه یا دستگاه دولتی می‌بایست ابتدا روشن کند که بودجه را برای چه کاری می‌خواهد و به تفکیک نشان دهد که بودجه دریافتی چگونه، در کدام بخش و به چه مقدار خرج می‌شود. بودجه عملیاتی، ابزار نیرومند و موثری برای اعمال مدیریت مالی است. زیرا هر ریال هزینه باید شناسنامه داشته باشد. نتیجه قهری اتخاذ بودجه عملیاتی این است که مالیات‌های مردم یا عایدات دولت از منابع طبیعی (که مایملک مردم است) به صورت خودکار و بر پایه عادت و هوس مدیران دولتی هزینه نمی‌شود و «ریال‌ها» به سمتی می‌روند که «تومان‌ها» بیاورند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن