خاطره‌ای به روایت پینتر

شماره روزنامه: ۱۴۱۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۴۱۳۴۵ خبر

لی‌لی اسلامی<br>ا ِما- می‌دونی دیشب چی فهمیدم؟ اینکه خیلی ساله داره بهم خیانت می‌کنه. سال‌ها است که با زنای دیگه‌ای هم هست.

خاطره‌ای به روایت پینتر

لی‌لی اسلامی

ا ِما- می‌دونی دیشب چی فهمیدم؟ اینکه خیلی ساله داره بهم خیانت می‌کنه. سال‌ها است که با زنای دیگه‌ای هم هست. جری- نه؟ عجب. ولی ما دو تا هم خیلی سال‌ها بهش خیانت می‌کردیم.

«خیانت» نه حکایت دلدادگی است و نه دست و پازدن در مثلث‌های عشق. خواننده این اثر پینتر به انتظار پایان شوم و هملت وار نیست یا منتظر صلح بعد از افشای راز یک خیانت. در این نمایش جنگی اتفاق نمی‌افتد. «خیانت» تنها۰ روایت زندگی زن و مردی است که هر دو سال‌ها است به همسرانشان خیانت می‌کنند بی‌آنکه افشای این راز پس از سال‌ها جنگی را برانگیزد.

«خیانت» که در سال ۲۰۰۵ برنده جایزه نوبل ادبیات می‌شود، نمونه یک نمایشنامه پست‌‌مدرن است. خواننده به انتظار توالی صحنه‌ها و گذر سال‌ها نتایج منطقی یا اخلاقی نمی‌ماند، چرا که حاصل آنچه بر این دو گذشته را در دو صحنه اول نمایش می‌‌خواند.

«پینتر» در خیانت با زمان بازی می‌کند و به جای ایجاد واقعه، خواننده را منتظر یافتن علت آن می‌گذارد. «خیانت» خواننده را در نمایش خاطره‌ای سهیم می‌کند؛ خاطره‌ای که به قول مترجم «مجموعه‌ای است پیچیده از رابطه‌های پیدا و ناپیدا، که در آن هر فرد تهدیدی است به امنیت و آزادی دیگری.»

میان «اما» و «جری» که صمیمی‌ترین دوست شوهرش «رابرت» است، رابطه‌ای عاشقانه برقرار می‌شود. «اما» دو سال پس از برقراری رابطه، «رابرت» را در جریان زندگی عاشقانه‌اش با «جری» می‌گذارد؛ یعنی زمانی که او و معشوقه‌اش عصرهاشان را در یک «آپارتمان» با هم می‌گذراندند. «پینتر» در «خیانت» تفاوت خانه و آپارتمان را روشن می‌کند. «خانه» نماد زندگی منسجم، روزمره و بی‌حاشیه خانوادگی است. زندگی همراه با تعهد. آنچه از این مرز عبور کند دیگر در «خانه» اتفاق نمی‌افتد. «آپارتمان» بستر عشق‌های ممنوع است. شکستن ساختار منسجم و متعهد خانواده در «آپارتمان» اتفاق می‌افتد. «اما» و «جری» هر دو ازدواج کرده‌اند و حتی «جری» ساقدوش روز ازدواج «اما» و «رابرت» بوده است.

هر دو فرزندانی دارند و در خانه تنها همسر و پدر و مادر فرزندانشان می‌مانند. «خیانت» با همان وسواس خاص پینتر در نمایشنامه‌نویسی، نگاشته شده. تاکید بر سکوت‌ها و فاصله‌ها، هدایت بازیگر که اینجا چندان به کارگردان وابسته نمی‌ماند و خیلی واضح توسط نویسنده اعمال می‌شود. آگاهی رابرت از زندگی عاشقانه همسرش با صمیمی‌ترین دوست‌اش واکنشی در پی ندارد. «اما» همچنان همسر و مادر فرزندان او می‌ماند و «جری» هم همکار و بهترین دوست است. زندگی مشترک «اما» و شوهرش گرچه سال‌هاست به پوچی رسیده، اما بعداز آگاهی «اما» از خیانت همسرش( و نه پس از آشکار شدن خیانت خود او) به پایان می‌رسد.

اما در مورد «جری» ماجرا فرق می‌کند. او که در اولین مهمانی خانه مشترک «رابرت» و «اما» در محدوده ممنوعه‌ای چون اتاق خواب مشترک این دو به «اما» ابراز عشق می‌کند، با این توجیهات که «جودیت» بیش از حد درگیر کارش است هرگز تصور وقوع خیانت از طرف همسرش را به ذهن راه نمی‌دهد.

«جری» برخلاف «اما» و «رابرت» که از تاثیر خیانت در زندگی‌‌ای که حتی پیش از ازدواج از هم گسسته بود، پس از اطلاع از آگاهی «رابرت» به رابطه صمیمی‌ترین دوست‌اش با همسرش، سرشار از تردید می‌شود. تصویر بازی «جری» با فرزند «اما» و «رابرت» برایش کابوسی می‌شود.

جری- عین پر کاه سبک بود. شوهرتم بود و زن من و همه بچه‌ها، همه تو آشپزخونه شما ایستاده بودیم و می‌خندیدیم، نمی‌تونم از یادش خلاص بشم.

خیانت با صحنه‌ای در بهار ۱۹۷۷ شروع می‌شود. زمانی که دو سال از اتمام رابطه ممنوعه گذشته است و با صحنه‌ای در زمستان ۱۹۶۹ پایان می‌گیرد؛ (صحنه پایانی نمایش، درست آغاز ماجراست)؛ روزی که برای اولین بار «جری» در اتاق خواب صمیمی‌ترین دوست‌اش، به همسر دوستش ابراز عشق می‌کند. انتشارات نیلا «خیانت» را به همراه دو نمایشنامه دیگر به نام‌های «زبان پشت کوهی» و «خاکستر به خاکستر» در یک کتاب و با ترجمه «شعله آذر» منتشر کرده است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن