دیدگاهتحلیلی بر «گزارش برآورد اطلاعات ملی آمریکا»:

تقویت گزینه‌های ممکن - ۲۲ آذر ۸۶

شماره روزنامه: ۱۴۰۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۴۰۵۲۷ خبر

محسن ایزی<br> بخش پایانی<br>پس از این که گزینه نظامی خاصیت و کاربرد خود را از دست داد، مقامات کاخ سفید نه تنها مانعی در برابر انتشار گزارش برآورد اطلاعات ملی در برابر خود احساس نکردند که در پی بهره‌برداری‌های سیاسی بسیاری در دو حوزه داخلی و بین‌المللی از نتایج این گزارش هستند.

محسن ایزی

بخش پایانی

پس از این که گزینه نظامی خاصیت و کاربرد خود را از دست داد، مقامات کاخ سفید نه تنها مانعی در برابر انتشار گزارش برآورد اطلاعات ملی در برابر خود احساس نکردند که در پی بهره‌برداری‌های سیاسی بسیاری در دو حوزه داخلی و بین‌المللی از نتایج این گزارش هستند. اولین استفاده سیاسی این گزارش همان موضوعی است که رییس‌جمهوری آمریکا، جورج بوش و وزیر امور خارجه آن؛ یعنی کاندولیزا رایس بر زبان راندند: ایران نسبت به فشارهای بین‌المللی حساس است و رویکرد انتخاب شده در مسیر شورای امنیت سازمان ملل «رویکرد درست» است و اگر مسیر تحریم‌ها ادامه یابد، موفقیت‌های بیشتری در پی خواهد داشت.

این مساله موضع مقامات کاخ سفید را در عرصه بین‌المللی برای اعمال فشارهای سیاسی بیشتر در قالب قطعنامه‌های شورای امنیت علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران تقویت می‌کند.

همچنین از یک سو وجهه جنگ طلبانه جمهوری خواهان را در عرصه بین‌المللی ترمیم کرده و از سوی دیگر، در عرصه سیاست داخلی، درست یک سال قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری، موضع جمهوری خواهان را تقویت می‌کند و از مقامات کنونی کاخ سفید و حزب جمهوری خواه، چهره‌‌ای متفاوت از گذشته ارائه کرده و رویکرد آنها را نسبت به مسائل جهانی، منعطف و منطبق بر شرایط سیاست بین‌الملل و ابزارهای آنها را در چارچوب همکاری‌های بین‌المللی تفسیر می‌کند.

در واقع اگر چنین رویکردی در دستور کار قرار نمی‌گرفت، انتقادات بسیاری از جمهوری خواهان نسبت به رویکرد آنها در قبال پرونده هسته‌ای ایران وجود می‌داشت مبنی بر این که چرا حتی با وجود منتفی نکردن گزینه نظامی و تصویب دو قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل، باز هم ایران با اعتماد به نفس کامل به انجام غنی‌سازی اورانیوم مبادرت ورزیده و به قطعنامه‌های تحریمی بی اعتنایی می‌کند؟ ولی اکنون مقامات کاخ سفید آماده می‌شوند تا توقف فعالیت‌های تسلیحاتی ایران (به زعم خودشان) را به حساب موفقیت رویکرد دیپلماسی خارجی در قبال پرونده هسته‌ای ایران بگذارند.

در حقیقت می‌توان گفت که با انتشار گزارش برآورد اطلاعات ملی، مقامات کاخ سفید به دنبال اعتباردهی مجدد به سیاست خارجی حزب حاکم و در حال جمع‌بندی سیاست‌های ۴ ساله دوم دوران ریاست‌جمهوری جورج بوش هستند تا نه تنها بتوانند انتقاداتی را که از سوی دموکرات‌ها در مورد رویکردشان نسبت به پرونده هسته‌ای ایران مطرح است، پاسخ گویند که کنترل جاه طلبی‌های هسته‌ای ایران (به زعم خودشان) را به حساب موفقیت‌های سیاست خارجی خود بگذارند. آن‌چنان که در اصلی‌ترین محور این گزارش عنوان شده؛ ایران از سال ۲۰۰۳ به بعد برنامه تسلیحات اتمی خود را متوقف کرده است و این موضوع با این که بیان شود برنامه هسته‌ای ایران نظامی نیست، تفاوت چشمگیری دارد که نتایج قابل ملاحظه ای نیز در پی خواهد داشت. از یک سو مقامات کاخ سفید خواسته‌اند تسلیحاتی بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران را مورد تاکید قرار دهند و عبارت «تسلیحاتی بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران» را به عبارتی معمول و متداول تبدیل کنند و از سوی دیگر دست خود را برای گزارش‌های بعدی در هر زمانی که اراده کنند با مضمون تسلیحاتی بودن یا تسلیحاتی شدن فعالیت‌های هسته‌ای ایران باز بگذارند.

با توجه به این که گزارش‌هایی از نوع برآورد اطلاعات ملی محرمانه محسوب می‌شوند و به همین دلیل معمولا جزئیات مربوط به آنها منتشر نمی‌شود؛ بنابراین سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا به راحتی قادر خواهند بود، نتایج گزارش‌های متفاوتی را در آینده منتشر کنند؛ با این مضامین که ایران یک بار دیگر برنامه تسلیحات اتمی خود را از سر گرفته است و از این طریق در جهت تامین منافع ایالات متحده از کانال سیاست خارجی گام بردارند. بنابراین اگر نتایج چنین گزارش‌هایی چندان حیرت آور است که کارشناسان و تحلیل گران سیاسی و رسانه‌های بین‌المللی را به شگفتی وا می‌دارد و در سایه آن مقامات کاخ سفید را در توجیه شرایط پارادوکسیکال به وجود آمده ناتوان می‌گذارد؛ اما بایستی تاکید نمود که حیرت نمودن و پیروزی بزرگ دانستن انتشار چنین گزارش‌هایی از سوی مقامات سیاسی ایران می‌تواند به منزله برداشت سطحی آنها از واقعیات سیاست بین‌الملل تلقی گردد. انتشار گزارش برآورد اطلاعات ملی، یک تغییر تاکتیکی و نه تغییر استراتژیک در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران تعبیر و تفسیر می‌شود. اگر احساس کنیم که آمریکا با انتشار چنین گزارش‌هایی به دنبال ایجاد شرایط سیاسی لازم برای برقراری تماس دیپلماتیک با ایران است به بیراهه رفته‌ایم؛ چرا که به هر حال انتشار چنین گزارش‌هایی که بیانگر فاصله گرفتن مقامات کاخ سفید از ادعاهای قبلی آنها است. موضع برتری‌جویانه آنها در مذاکرات مستقیم با ایران را تضعیف می‌کند؛ حال آن که مقامات آمریکایی حاضر نخواهند بود در شرایطی که موضع شان ضعیف تر شده است پا به میدان مذاکرات مستقیم بگذارند.

همچنین با توجه به این که موفقیت در انجام مذاکره با رقیبان و دشمنان دیرینه، موضع دولت‌ها را در عرصه سیاست داخلی تقویت می‌کند، تجارب گذشته نشان داده که اگر قرار باشد مذاکره‌ای صورت پذیرد، مقامات آمریکایی ترجیح می‌دهند این مذاکرات را با دولت‌هایی از سر بگیرند که این دولت‌ها با حمایت از رویکرد تعامل و همکاری با سایر کشورها، کمترین آسیب را به منافع آمریکا وارد کرده باشند نه دولت‌هایی که با جهت‌گیری‌های رادیکال و نشان دادن وجهه‌ای غیر قابل پیش بینی از خود، به عنوان عنصری در جهت بی ثباتی از نظر آنان شناخته می‌شوند.اکنون با دستمایه قرار دادن برداشت‌های فوق از رویکرد آمریکا نسبت به پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران و اذعان متحدان غربی آن (انگلیس، فرانسه و آلمان) مبنی بر تهدیدآمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران، نمی‌توان در حال حاضر پایانی برای فشارهای دیپلماتیک قدرت‌های غربی و تاکید بر مواضع قبلی شان مبنی بر لزوم اجرای قطعنامه‌های الزام آور شورای امنیت از سوی ایران (توقف غنی‌سازی اورانیوم) ترسیم کرد.

از سوی دیگر انتظار می‌رود با توجه به تضعیف بیش از پیش گزینه نظامی و دوران رو به پایان ریاست‌جمهوری جورج بوش، چین و روسیه، به عنوان دو عضو شورای امنیت سازمان ملل و دو بازیگر قدرتمند سیاست بین‌الملل، از وضعیت رو به ضعف دیپلماسی خارجی آمریکا حداکثر استفاده را در جهت تامین منافع خود در عرصه بین‌المللی بکنند و گوی سبقت را از رقیب کهنه‌کار خود در تعیین سیاست‌های بین‌المللی بربایند.در چنین شرایطی می‌توان منتظر قدرت‌نمایی‌های جدید بین بازیگران اصلی سیاست بین‌الملل در نحوه برخورد با پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران بود؛ برخوردی که به احتمال زیاد تاخیر در تصویب سومین دور از قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران و صدور قطعنامه ای ضعیف تر از پیش‌نویس اولیه که ممکن است تفاوت چندان زیادی با قطعنامه دوم نیز نداشته باشد، می‌تواند از نتایج بدیهی آن به حساب آید.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن