سایههای مات پول
دیوید فریزیی، مترجم
کتاب: گئورگ زیمل<br>نویسنده: دیوید فریزیی، مترجم: شهناز مسمی پرست، نشر ققنوس، چاپ ۱۳۸۶، ۲۷۲ص، ۳۲۰۰۰ریال<br><br>فرانتس اولن برگ نقد خویش را از «فلسفه پول» گئورگ زیمل در ۱۹۰۱ میلادی با این گفته آغاز میکند: «اگر بخواهیم از فلسفه اجتماعی آلمان معاصر سخن بگوییم، آنگاه فقط دو نام اند که به طور جدی مطرح میشوند: فردیناند تونیس و گئورگ زیمل. ارزش و اهمیت کتاب «فلسفه پول» زیمل آنچنان است که گوستاو اشمولر استاد اولیه او آن را با اثر «تقسیم کار اجتماعی» دورکیم مقایسه نموده است.
کتاب: گئورگ زیمل
نویسنده: دیوید فریزیی، مترجم: شهناز مسمی پرست، نشر ققنوس، چاپ ۱۳۸۶، ۲۷۲ص، ۳۲۰۰۰ریال
فرانتس اولن برگ نقد خویش را از «فلسفه پول» گئورگ زیمل در ۱۹۰۱ میلادی با این گفته آغاز میکند: «اگر بخواهیم از فلسفه اجتماعی آلمان معاصر سخن بگوییم، آنگاه فقط دو نام اند که به طور جدی مطرح میشوند: فردیناند تونیس و گئورگ زیمل. ارزش و اهمیت کتاب «فلسفه پول» زیمل آنچنان است که گوستاو اشمولر استاد اولیه او آن را با اثر «تقسیم کار اجتماعی» دورکیم مقایسه نموده است. و در جای دیگر، گئورگ لوگاچ با اشاره به فلسفه پول و «اهمیت زیمل برای جامعهشناسی»، میگوید: «جامعهشناسی فرهنگ، آن گونه که ماکس وبر، ترولتش، سومبارت و دیگران به عهده گرفتهاند ـ هر چقدر که آنها هم ممکن است بخواهند خود را به لحاظ روش شناسی از او دور کنند ـ مسلما فقط بر اساس مبنایی که او تاسیس کرده است امکانپذیر شده است.
«فلسفه پول» یکی از دشواریابترین آثار زیمل و نیز یکی از پیچیدهترین کتابهای جامعهشناسی زیمل است. دیوید فریزیی نویسنده کتاب، از خواننده این اثر میپرسد: «اگر، با در نظر گرفتن همه جوانب، زیمل رشد اقتصادی پولی را موجب آزادی فردی بیشتر میداند، آیا این امر حاکی از همان نقش مثبت برای پول در رابطه با ارزشها و صفات انسانی است؟ چه روی میدهد هنگامی که ما ارزشها و نسبتهای شخصی را به معادل پولی آنها تقلیل دهیم؟» زیمل نشان میدهد که چگونه آن هنگام که آدمیان به مثابه هستیهایی یگانه ارزش یابند فرآیندی که از طریق آن حیات فرد قیمتی مییابد که اگر آن شخص کشته شود باید پرداخت گردد (مثلا دیه آنگلوساکسونها) و کل مفهومی که میتوان مرگ، جراحت یا آسیب شخص را با پرداخت پول جبران کرد مورد تهدید واقع میشود. این ارزشگذاری جدید را زیمل ناشی از مسیحیت میداند و به تصور او موجب نامناسب شدن پرداخت پولی برای کفاره قتل میشود. ولی در مورد جرمهای کوچکتر و با تحول اقتصاد پولی پیشرفته، جریمههای پولی به نحو فراگیر تری مورد استفاده قرار میگیرد.
روایت زیمل از شیوه تغییر منزلت زنان در ارتباط با پول نکتهسنجانهتر است. در مورد ازدواج خریدنی، زیمل سه مرحله تحول را پیشنهاد میکند: مبادله زنان در تحت توافق پایاپای، به رسمیت شناختن «ارزش مصرفی» زنان (ازدواج خریدنی) و سرانجام قرار دادن مهریه به جای خرید مستقیم که زیمل آن را به تقسیم کار در تولید خانگی مربوط میداند. به هر حال، پرداخت پول برای روابط جنسی بیرون از ازدواج به وضوح رابطه نزدیک میان روسپگری و پول را نشان میدهد همان طور که زیمل میگوید (به تقلید از موزز هس و مارکس جوان)
«ما در سرشت پول چیزی از جوهر روسپیگری را تجربه میکنیم. بیتفاوتی در مورد مصرف آن، دلبستگی نداشتن به هیچ فردی زیرا با هیچ یک از آنها ارتباط ندارد، عینیتی که ذاتی پول است به مثابه وسیلهای صرف که هر گونه رابطه عاطفی را از میان میبرد ـ همه این تشابه دهشت زایی را میان پول و روسپیگری برقرار میکند.» زیمل در ادامه میگوید که ازدواج در ازای پول میتواند، یک دیدگاه «نوعی روسپیگیری» نیز محسوب شود. در جامعه مدرن، او آگهیهای مربوط به یافتن همسر را غالبا فاشکننده این امر میداند که «وجهه مالی هر دو طرف مرکز واقعی، اگر چه گاه مخفی، جاذبه است»
اما نمونه دیگر خریدن شخص به وسیله امکانات مالی با رشوه خواری ارائه میشود، نمونهای که ویژگیهای دیگر پول را فاش میسازد از این حیث که «پول، بیش از هر شکل دیگر ارزشش، سری بودن، مشاهدهناپذیر بودن و خاموشی مبادله را امکانپذیر میسازد.... بیشکل بودن و انتزاعی بودن پول باعث میشود که بتوان آن را در متنوعترین و دوردستترین ارزشها سرمایهگذاری کرد و به این ترتیب آن را کاملا از نگاه خیره همسایهها دور کرد. بی نامی و بی رنگی آن خاستگاهی را که از آن جا آمده است فاش نمیسازد.»
تحلیل زیمل درباره پیامدهای تحول اقتصاد پولی رشد یافته از تاملات پیشین او درباره تفکیک اجتماعی با اختیار کردن مضامینی مانند رابطه میان تفکیک و آزادی فردی در زمینه اقتصاد پولی، تلاقی حلقههای اجتماعی که به وسیله داد و ستدهای پولی تسهیل شده است، و... ناشی میشود. ولی اکنون، به نحوی آشکارتر از نوشتههای اولیهاش، چرخشی دیالکتیکی در شیوه یا طرز ارائه بحث او وجود دارد. فرآیندهایی که در پس تغییر شکل دادن روابط اجتماعی توسط پول قرار دارد معمولا به نحوی شبه دیالکتیکی تصور میشود. در سطحی انتزاعی، ویژگیهای اقتصاد پولی، با ویژگیهای کلی (جهان شمول) و جزئی (به لحاظ تاریخی خاص یک نظام اقتصاد پولی مدرن تلویحا سرمایهداری) به ما عرضه میشود. در سطحی انضمامی تر، فرآیندهایی داریم از قبیل دیالکتیک هدف ـ وسیله کنش هدفمند انسانی، افزایش تفکیک که همراه با افزایش همگنی (همسطحی) و بیاعتنایی است، رابطه میان پیوندهای اجتماعی شخصی و غیر شخصی، مبادله به مثابه پیوند دهنده روابط اجتماعی و مبادله به مثابه آفریننده فاصله، تغییر شکل کیفیتها به کمیتها و غیره. در عین حال عرضه انضمامی تر انواع (تیپهای) اجتماعی و حالتهای روان شناختی را که حاکی از فرآیندهای اجتماعی اند نیز داریم.
زیمل پیشاپیش تحلیل خود را در باره تاثیرات پول بر روابط اجتماعی در بخش اول فلسفه پول آغاز میکند، در حالی که در بخش سوم او به بحث از نتایج روابط پولی بر کنش هدفمند انسانی میپردازد. برای انجام این کار، او به مضمونی بر میگردد که در مقاله پیشتر او درباره روان شناسی پول (۱۸۸۹) ذهن او را به خود مشغول داشته بود، یعنی رابطه میان وسایل و اهداف در فعالیت انسانی. در آن جا آنچه زیمل را مجذوب ساخته بود این بود که پول که «وسیله مطلقا بی تفاوت، (وسیله) در خود» برای نیل به اهداف انسانی است خود به هدفی برای کنش انسانی تبدیل شده بود. پول کسانی را که درون شبکهاش گرفتار شدهاند به بیتفاوتی و «بیروحی» خودش آلوده میکند. خنثی بودن ظاهریاش باعث میشود که «نقطه مشترک تلاقی سلسله متفاوت اهداف» شود.
در فلسفه پول، و براساس نظریه کنش هدفمند اجتماعی که بر طولانی شدن زنجیره غایت شناختی پیوندهای از طریق افزودن آلات و ابزار (از جمله نهادها) برای نیل به هدفی معلوم تاکید میکند، زیمل نشان میدهد که چگونه پول نه تنها زنجیره غایت شناختی میان فرد و اهدافش را طولانی میکند بلکه تحقق مقاصد در غیر این صورت ناممکن را نیز به همراه میآورد. به هر حال، پول نسبت به این غایات یا اهداف کاملا بیتفاوت است. پول «خالصترین شیءشدگی وسیله ... ابزاری صرف» است، که «رابطه واقعی انسان را با ابژههای ارادهاش، قدرتش و ناتوانیاش تجسم و تعالی میبخشد». پول به سبب کلیت و فقدان کامل محتوایش رابطه کاملا نامحدودی با غایات دارد. ولی به مجرد آن که نظام اقتصادی از نظر زمانی و مکانی رشد میکند، پول به منزله وسیله نیز میتواند به غایتی مطلق تبدیل شود. این که تا چه حد این امر رخ میدهد «بسته به تغییر شکل اصلی نفع اقتصادی از تولید بدوی به بنگاه صنعتی است»، از مصرف به تولید است. در نمونههای افراطی و متضاد از قبیل اسراف و فقر زاهدانه، «پول خصلت یک نفع مستقل را به خود میگیرد که خارج از محدوده نقشش به عنوان واسطه صرف است». هر دو میتوانند در مراحل اولیه رشد نظام اقتصادی پولی توسعه یابند. در مقابل، زیمل «دو فرآیندی را» نیز تحلیل میکند «که در اوج فرهنگ پولی تقریبا شایع اند ـ بدبینی و بی اعتنایی» در مورد بدبینی، که در «جاهایی که حجم معاملات بالاست» پرورش مییابد، پول میتواند «بالاترین و نیز پایینترین ارزشها را به طور برابر به یک شکل ارزشی تقلیل دهد و به این ترتیب ... آنها را صرف نظر از انواع و مقادیر مختلفشان در یک سطح قرار دهد». از این رو بدبینی از بی تفاوتی به ارزشگذاری چیزها پدید میآید در حالی که بیاعتنایی از بیتفاوتی به طبیعت خود چیزها ناشی میشود. عامل تعیینکننده در این جا «کم بها دادن به چیزها به معنی دقیق کلمه» نیست، «بلکه بیتفاوتی به کیفیتهای خاص آنها است ... هر کس که اسیر این واقعیت شد که مقدار پول واحدی میتواند تمام امکاناتی را که زندگی باید عرضه کند فراهم کند باید بیاعتنا نیز بشود»، نگرش اعتنا، که همه چیز را دارای «سایهای به یک اندازه مات و دودی» میبیند، سعی میکند آن را با «خواست هیجان، خواست عقاید افراطی، خواست بیشترین سرعت برای تغییر آن» که با سلیقه مدرن در انگیزش به معنای دقیق کلمه» نشان داده میشود جبران کند.