«دنیای اقتصاد» از چشم من
نصرالله محمد حسین فلاح <br> رییس هیاتمدیره انجمن صنعت ریختهگری<br>یکی از نشریاتی که جایگاهی برجسته روی میز مدیران صنعت و اقتصاد کشور یافته است روزنامه گرانسنگ «دنیای اقتصاد» است.
نصرالله محمد حسین فلاح
رییس هیاتمدیره انجمن صنعت ریختهگری
یکی از نشریاتی که جایگاهی برجسته روی میز مدیران صنعت و اقتصاد کشور یافته است روزنامه گرانسنگ «دنیای اقتصاد» است. همانگونه که گذشت زمان اکنون به ما اجازه داده است تا به بازبینی و بررسی شرایط حاکم بر فضای فعالیت گذشتگان از جمله تلاشگران رسانهها بپردازیم و نقش یکایک آنها در دوران مشروطیت، در دوران پهلوی اول، در فضای آشفته و رها شده مطبوعات در دهه نخست سلطنت پهلوی دوم، و کژرویهای ارباب قلم پس از کودتای ۲۸ مرداد را بررسی کنیم، حتما در آینده نیز دیگرانی به بررسی نقش روزنامههای کشور در دوران ما خواهند پرداخت. با این باور باید ویژگیهایی از رسانهای مکتوب چون روزنامه «دنیای اقتصاد» را مورد توجه قرار داد که در همه زمانها بتوان آن را نوعی ارزش دانست و از آن دفاع کرد. به باور من میتوان تلاشهای مدیران و کارکنان روزنامه «دنیای اقتصاد» را در فضای رسانهای موجود به دلایل زیر خوب و درست دانست و از بسیاری جهات آن را از دیگر نشریات غیروابسته به نهادهای عمومی معتبرتر دانست. واکنش شایسته و از سر حقگویی به رویدادهای اقتصادی و اجتماعی و پاسخگویی به عطش خوانندگان برای دانستن به ریزهکاریها و ریشههای رخداد، وظیفه یک رسانه خوب است. ذهن کنجکاو و پرسشگر مردم با بیاعتنایی و سرپوشگذاری ارباب خبر چه در حوزه رسانهها و چه در حوزه دولت و صنعت بر رویداد، آرام نمیگیرد. این ذهن فعال، بهطور طبیعی تا پاسخی قابلپذیرش به پرسش خود نیابد، به هر گوشهای سرک میکشد تا شاید روایتی پسندیده و منطقی بشنود و احساس آرامش کند. رسانههای خارجی و داخلی در پاسخگویی به موقع به پرسشهای مردم است که کسب شنونده میکنند. پس از آن و با گذشت زمان و بیرون افتادن حقیقت از پردهها است که به تناسب حقیقت یا خلافگویی رسانه، اعتبار آنها بالا رفته و به نفوذ بیشتر آن انجامد یا برعکس، از اعتبار آنها کاسته میشود. بسیاری از رسانههای ما بخصوص در سطح ملی این خطا را بارها مرتکب شدهاند که به هنگام و بیدرنگ، مردم را در جریان رویدادها قرار نمیدهند و با دستاویز به صدها بهانه و مصلحتگراییهای پر حاشیه و حتی بیدلیل، برای آنکه «سر خویش گیرند و بار مفارغت در پیش»، به دست خود بازار شایعات را گرما میبخشند. روزنامه دنیای اقتصاد این امتیاز را دارد که در بیشتر موارد چه در شکل خبری اقتصادی و چه در چارچوب اخبار اجتماعی به حوادث روز در کشور واکنش نشان میدهد. درجه باورمندی خوانندگان به تحلیلها و تفسیرها که در پی انعکاس هر خبر لازم است کاملا به میزان باور خواننده به اعتبار علمی و اجتماعی و سابقه مفسر یا تحلیلگر در داشتن و رعایت اخلاق کارشناسی او و نداشتن گرایش از پیش شناخته شده توسط وی بستگی دارد. روشن است که داشتن استحکام در مبانی استدلالی و وجود چارچوبهای محکم و قابل دفاع در هر تفسیر، منحصر به سن و جایگاه اجتماعی خاصی نیست. میتوان فارغ از میزان تجربه و اعتبار اجتماعی و علمی یک کارشناس و با اکتفا به پذیرش عقلی یک تحلیل آن را پذیرفت. لیکن در یک برآیند میانگین میتوان گفت مردم گرایش به شنیدن و خواندن نظرهای کارشناسی اساتید برجسته و شناخته شده دانشگاهها و مراکز علمی و مدیران برگزیده تشکلهای مردمی دارند. چون بر این باورند که این گروههای نخبه از وابستگی کمتری به نهادهای قدرت برخوردارند یا حداقل هنگام طرح نظر، اشراف و ملاحظات اخلاقی بیشتری در ریشهیابی مسائل دارند، ضمن اینکه رسیدن به این گونه موقعیتها مستلزم سرد و گرم چشیدگی بیشتر و داشتن دانش حرفهای بیشتری است. از ویژگیهای رسانه «دنیای اقتصاد» این است که در تحلیلهای خود از این گونه کارشناسان در کنار کادرهای تحریریه فرهیخته خود بهره میگیرد. تنها با دادن عنوان کارشناس به کسی در معرفی رسانهای توسط مجری برنامه، یا دبیر یک نشریه، نمیتوان هیچ اعتبار ویژهای برای تحلیلهای متزلزل دست و پا کرد. آنچه در پارهای از رسانهها شاهد آن هستیم تلاشی بیثمر در ساختن فضاهای اجتماعی ناراست از طریق مصاحبههای ضعیف با برخی اشخاص است که به عنوان کارشناس معرفی میشود. این تلاشها ضمن به انزوا راندن انسانهای نخبه و صاحبنظر، نهایتا یا تیراژ روزنامه را پایین میآورد یا شنونده را به تغییر مکرر کانال تلویزیون و برنامه رادیویی میکشاند.
گر دایره کوزه به گوهر گیرند از کوزه همان برون تراود که در اوست . پروردگار متعال در همه زمینهها پایه آفرینش را بر گوناگونی و زیاد بودن گونهها قرار داده است. جذابیت و دلچسبی محیط طبیعی، اجتماعی و فکری نیز در همین تنوع و گوناگونی است. امکان تمییز دادن انسانها از یکدیگر هم بر همین پایه فراهم شده است. این یک باور عقلی نیز هست. چگونه میتوان دنیا را زیبا یافت در صورتی که هیچ رنگ و سایه و نیمسایهای را شاهد نمیبودیم؟ و چگونه میتوان یک قطعه موسیقی گروهی نوازنده را که همه سازهای آنها یک نت را مینوازند و همه حنجرهها در آن یک نغمه سر میدهند، را زیبا دانست؟ حتی زیبایی چشماندازهای پربرف و طبیعی هم دستاورد فراز و فرود تودههای برف گسترده بر سر اشیا، و سایه و نیمسایههای چشماندازها است. فضای فکری جامعه هم با داشتن تنوع در گفتهها و شنیدهها و باورها است که دلپسند میشود. به نظر من بخشی از جذابیت نسبی که در «دنیای اقتصاد» شاهد آن هستیم ناشی از میدان دادن به طرح اندیشههای مختلف در این نشریه است. گرچه این اقدام خالی از خطر نیست و میتوان از این شیوه عمل ایشان به این باور رسید که مسوولان نشریه در اندازهای معقول به خطر کردن باور دارند. دانش تخصصی و توان علمی کادرهای این نشریه که در برخوردهای حضوری و غیرحضوری به گونهای بارز خود را به نمایش میگذارد و علاقه ایشان به بهبود مستمر کیفیت اخبار و تحلیلها از دیدگاه من، به عنوان یک فعال اقتصادی قابل تحسین است. البته باید بخشی از این ویژگی را به مدیریت نشریه منسوب دانست. خود بارها شاهد بودهام که خبرنگاران «دنیای اقتصاد» با درک نسبتا خوبی از مفاهیم مورد پرسش، به پرسیدن آغاز میکنند و بعد با خلاصه کردن و انتشار کم اشکال پاسخها درغنای موضوع مورد بحث تلاشی حرفهای و در خور تحسین داشتهاند. این عزیزان محیطی را ایجاد کردهاند که علاقه کارشناسان اقتصاد و مدیران تشکلها را به تبادل نظر با این رسانه تداوم بخشیده و بلکه فزونتر ساخته است. از طرف خود و دیگر همکاران خود در تشکلها، پیروزی و سرافرازیهای بیشتر برای کارکنان و مدیران این روزنامه گرانقدر آرزو میکنم.