روزنامهای بزرگ با ادعاهایی کوچک
دکتر فریدون خاوند<br>استاد دانشگاه رنه دکارت - پاریس<br>ریمون آرون، بلند آوازهترین نظریه پرداز فرانسوی «روابط بینالمللی» در نیمه دوم قرن بیستم، همواره به دانشجویان خود توصیه میکرد یک روزنامه را، بر حسب سلیقه و عقاید خود، به عنوان وسیله اصلی برای کسب خبر و تفسیر، انتخاب کنند و آن را به صورت دائمی و کموبیش کامل بخوانند، اما در کنار آن، به دیگر رسانهها هم سری بزنند.
دکتر فریدون خاوند
استاد دانشگاه رنه دکارت - پاریس
ریمون آرون، بلند آوازهترین نظریه پرداز فرانسوی «روابط بینالمللی» در نیمه دوم قرن بیستم، همواره به دانشجویان خود توصیه میکرد یک روزنامه را، بر حسب سلیقه و عقاید خود، به عنوان وسیله اصلی برای کسب خبر و تفسیر، انتخاب کنند و آن را به صورت دائمی و کموبیش کامل بخوانند، اما در کنار آن، به دیگر رسانهها هم سری بزنند. گزینش یک روزنامه به عنوان وسیله روزمره خبرگیری، خواننده را در یک فضای آشنای دائمی قرار میدهد. روزنامه خواننده خود را «رام» میکند، ولی خواننده نیز در پی روزها تلاش، بر روزنامه «سوار» میشود، پیچ و خمهای آن را میشناسد، پرسه زدن در صفحات آن را میآموزد و با چابکی از صفحهای به صفحه دیگر میرود. این پیوند هر روزه با یک روزنامه، با سرزدنهای پراکنده به رسانههای دیگر منافاتی ندارد.
نویسنده این یادداشت، در میان رسانههای ایرانی درون کشور، «دنیای اقتصاد» را به عنوان آشنای هر روزه خود برگزیده و در دهمین زاد روز این نشریه، خود را مدیون همه آنهایی میداند که در زایش و بالندگی آن سهیم بوده و هستند.
با «دنیای اقتصاد»، روزنامهنگاری اقتصادی در ایران به اوج تازهای رسید. پیدایش و رشد این روزنامه زاییده نیاز جامعه ایرانی به دادهها واندیشههایی است که بدون آنها هیچ کشوری نمیتواند بقای خود را تامین کند.
راست است که پرداختن به چگونگی تولید و توزیع ثروتهای مادی یا، آنگونه که اقتصاددانان میگویند، «علم تمشیت منابع کمیاب»، در فرهنگ ایرانی جای برجستهای ندارد. در سالهای پیش و پس از انقلاب مشروطیت، شمار زیادی از فرهیختگان ایرانی تلاش کردند این جای خالی را پر کنند و امروز این تلاش، با آهنگی تندتر، همچنان ادامه دارد. ولی تفکر اقتصادی زمانی از نفوذ کافی برای تاثیر گذاری برخوردار میشود که از محافل بسته خواص بیرون بیاید و در جمع شهروندان پراکنده شود.
در آمریکا و اروپای غربی، رسانههای اقتصادی از نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی به تدریج استقلال یافتند و خوانندگان خاص خود را پیدا کردند. در جوامع در حال توسعه، این فرآیند از نیمه دوم قرن بیستم میلادی آغاز شد، البته نخست در کشورهایی که زودتر از دیگران از زندگی اقتصادی فعال برخوردار شدند و با قطبهای نیرومند اقتصاد جهانی در ارتباط تنگاتنگ قرار گرفتند.
در ایران نیز، از دوران بعد از مشروطه، اقتصاد به صفحات نشریات ایرانی راه یافت و شماری کوچک از روزنامه نگاران پیشکسوت به این عرصه نه چندان آسان روی آوردند. طی سه دهه گذشته، زیر تاثیر پدیده جهانی شدن و با توجه به اوجگیری نقش اقتصاد در زندگی ملی و بینالمللی کشور، روزنامه نگاری اقتصادی در ایران رو به گسترش گذاشت.
«دنیای اقتصاد» یکی از مهمترین پیآمدهای این تحول بزرگ تاریخی است. بار اصلی این روزنامه طبعا بر دوش روزنامه نگاران اقتصادی است، ولی ویژگی اصلی آن بهره گیری از مشارکت فعالانه دانشگاهیان، تکنوکراتها، مدیران واحدهای صنعتی و مالی و بازرگانی و فعالان اتاقهای بازرگانی است. در پرتوی این همکاری گسترده، تا آنجا که شرایط اجازه دهد، «دنیای اقتصاد» تصویری از زندگی اقتصادی ایران را، در تحول روزمرهاش، به نمایش میگذارد.
ولی «دنیای اقتصاد» پیش از همه، یک روزنامه است و از تکنیکهای روزنامه نگارانه بهره میجوید. بازوی اصلی آن نیز، همانگونه که گفته شد، روزنامه نگارانند که تصمیم گرفتهاند تخصص خود را در خدمت اطلاعرسانی اقتصادی قرار دهند، همانگونه که دیگر همکاران آنها به ورزشی نویسی یا سیاست خارجی روی میآورند.
روزنامه نگار اقتصادی الزاما اقتصاددان نیست، ولی اقتصاد میفهمد و از علاقه و حساسیتهای لازم برای پیگیری مسائل و رویدادهای اقتصادی برخوردار است. کار اصلی او توضیح پیچیدگیهای زندگی اقتصادی است، به زبانی که غیرکارشناسان آن را بفهمند و کارشناسان نیز بر آن ایراد نگیرند. شمار زیادی از « اقتصادی نویسان» سالهای اخیر در رسانههای ایران بدون برخورداری از تحصیلات دانشگاهی در رشته اقتصاد به این حرفه روی آوردند. اینان روزنامه نگاری اقتصادی را در « میدان عمل» آموختند و شماری از آنها نیز خوش درخشیدند.
با این حال به نظر میرسد که به تدریج برخی از « اقتصاد خوانده ها» نیز به روزنامهنویسی روی می آورند. این تحول را در حال حاضر به مقیاس وسیع در کشورهای غربی میبینیم. کم نیستند دارندگان مدارک بالا از بلند آوازهترین مدارس علوم بازرگانی یا دانشکدههای اقتصاد که در رسانههای نوشتاری و دیداری و شنیداری یا در چند رسانهایهای اینترنتی به اطلاعرسانی اقتصادی میپردازند. این تحول در ایران هم شتاب خواهد گرفت و «دنیای اقتصاد» یکی از پیشگامان آن است.
«دنیای اقتصاد»، همچون روزنامههای اقتصادی در دیگر نقاط جهان، «جهتگیری» ویژه خود را دارد که با « اقتصاد آزاد» یا « اقتصاد بازار» گره خورده است. « اقتصاد آزاد» بر آن دسته از نظامهای اقتصادی اطلاق میشود که مالکیت را محترم میشمارند، از ابتکار فردی در عرصه کسب و کار حمایت میکنند و به رقابت، یا ضدیت با انحصار، باور دارند. اگر این تعریف را بپذیریم، «دنیای اقتصاد» هوادار تنها الگوی اقتصادی است که در زمینه خلق ثروت برتری خود را بر دیگر نظامهای اقتصادی به اثبات رسانده است.
هواداران « اقتصاد آزاد» به تحولات یکشبه باور ندارند و قبول نمیکنند که دنیا را میتوان از امروز به فردا گلستان کرد. اقتصاد به طبیعت انسانی شبیه است که با کمال، فاصلهای نجومی دارد. در امان ماندن دائمی آن نیز از بحران امکانپذیر نیست. هر اقتصاد دان واقعبینی میداند که در پی بیرون آمدن از یک بحران، باید به انتظار بحرانی تازه نشست.
علم اقتصاد نیز محدودیتهای خاص خود را دارد. اقتصاد علم است، زیرا برای درک و تبیین فعل و انفعالات اقتصادی از روشهای علمی استفاده میکند. با این همه علم اقتصاد به قلمرو علوم اجتماعی تعلق دارد و از دقت و قاطعیت علوم دقیقه برخوردار نیست. میگویند که سه اقتصاددان را برای مشورت در اتاقی گرد آورید. خواهید دید که با چهار نظریه از اتاق خارج خواهند شد. و یا باز از سر طنز گفته میشود که خداوند اقتصاد دانها را خلق کرد تا هواشناسان تنها نباشند. به رغم شکنندگی علم اقتصاد، تجربه جوامع مدرن ما را در پارهای زمینهها به قاطعیت رسانده است. امروز با قاطعیت میتوان گفت که برنامهریزی متمرکز دولتی راه به جایی نمیبرد و هیچ چیز جای علایم بر آمده از بازار را نمیگیرد. با قاطعیت میتوان گفت که کسری بودجه به تورم میانجامد و تورم بزرگترین آفت اقتصادی است. با قاطعیت میتوان گفت که بدون محترم شمرده شدن حق مالکیت، سنگ روی سنگ بند نمیشود و با قاطعیت میتوان گفت که بستن مرزها و تکیه بر «خود کفایی»، سطح رفاه مردمان را پایین میآورد. خوانندگان «دنیای اقتصاد»، طی ده سال گذشته، در صدها مقاله، با این «قاطعیت ها» آشنا شدهاند.
تجربه توسعه در شش دهه گذشته نشان داده است که ادعاهای بزرگ در زمینه بر پا کردن بهشت زمینی به جایی نمیرسد. راه بسیار موثرتر، روی آوردن به ادعاهای کوچک، ولی عملی است. برای مبارزه با فقر و پیشبرد رفاه مردمان، از جاذبههای شاعرانه و سخنرانیهای پر شور کاری ساخته نیست. تنها راه ممکن ایجاد اشتغال است که تنها با سرمایهگذاری برای راهاندازی واحدهای تولیدی تحقق مییابد. و این ممکن نیست جز از راه بهبود «محیط کسب و کار»، هدفی که «دنیای اقتصاد» در ده سال فعالیت خود مبلغ مهم آن بوده است.
دهمین سال تولد «دنیای اقتصاد» را جشن میگیریم و برایش عمری طولانی آرزو میکنیم.