۳۳ پرسش کلیدی، برای شکستن قفل انرژی‌های دوستدار محیط زیست

جایگاه «علوم اجتماعی» در توسعه «انرژی‌های سبز»

شماره روزنامه: ۲۷۸۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۲۱۳۸۴ بیشتر

فضه کاشی*<br> ایران، چندمین کشور تولیدکننده گازهای تخریب‌کننده لایه اوزون، در سطح جهان است؟

جایگاه «علوم اجتماعی» در توسعه «انرژی‌های سبز»

فضه کاشی*
ایران، چندمین کشور تولیدکننده گازهای تخریب‌کننده لایه اوزون، در سطح جهان است؟

پرونده‌ای برای «انرژی سبز»
ایران دهمین کشور تولیدکننده «گازهای گلخانه‌ای» در جهان است
آمریکا اول، چین دوم،... کره جنوبی نهم، و ایران دهم. یک پله پایین‌تر از ایران هم، عربستان سعودی قرار گرفته است.
این رتبه‌بندی، جایگاه کشورها در تولید گازهای مخرب محیط زیست (موسوم به گازهای گلخانه‌ای) را نشان می‌دهد.
آمریکا و چین، با وجودی که در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در توسعه انرژی بادی، انرژی خورشیدی و امثالهم داشته‌اند، همچنان بزرگ‌ترین تولیدکنندگان گازهای مخرب محیط زیست در جهان محسوب می‌شوند. این دو کشور، تا به امروز حاضر به پذیرش «پیمان کیوتو» نشده‌اند و الزامات این معاهده بین‌المللی در زمینه کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی را نپذیرفته‌اند. به این ترتیب، بسیاری از صاحب‌نظران «محیط زیست»، این دو کشور را مقصر بزرگ پدیده گرمایش جهانی و وقوع پدیده‌های آب و هوایی مخربی مانند «سونامی‌« و سیل‌های مخرب در نقاط مختلف دنیا می‌دانند؛ سیل‌های مخربی که اخیرا، دامن خود آمریکا را هم گرفته‌اند و چه بسا در آینده نه چندان دور، منجر به فشار بیشتر NGOهای محیط‌زیستی داخلی آمریکا، برای پذیرش پیمان کیوتو شوند.
اما باید توجه کنیم که آمریکا و چین، مجموعا تولیدکننده بالغ بر ۴۵ درصد از تولید ناخالص دنیا هستند. به بیان دیگر، این دو کشور، بخش بزرگی از مصرف بالای سوخت‌های فسیلی خود را، به «تولید» اختصاص می‌دهند. به بیان دیگر، تولید ناخالص بسیار بالای آمریکا و چین، باعث شده است که «مصرف کل انرژی» در این دو کشور دارای نرخ رشد بالایی بوده و در نتیجه با وجود رشد محسوس استفاده از «انرژی‌های سبز» در این دو کشور، همچنان میزان استفاده از سوخت‌های فسیلی بسیار بالا باشد.
اما در مورد کشورهایی همچون ایران و عربستان چه می‌توان گفت؟
به نظر می‌رسد که علت قرار گرفتن کشورهایی مانند ایران و عربستان در جمع ۱۱ کشور نخست تولیدکننده گازهای آلاینده محیط زیست، فقط‌وفقط به کم‌توجهی
به توسعه «انرژی‌های سبز» مربوط می‌شود، یعنی سطح تولید ناخالص ملی این دو کشور، به هیچ عنوان با این سطح بالای مصرف انرژی سازگار نیست و تنها دلیل این میزان بالای تولید گازهای گلخانه‌ای، آن است که این دو کشور، درصد بسیار بالایی از انرژی مصرفی خود را، از سوخت‌های فسیلی تامین می‌کنند.
خلاصه آنکه لزوم توجه بیشتر به توسعه انرژی‌های دوستدار محیط در کشورهایی همچون ایران و عربستان، دغدغه کلیدی پرونده پیش‌روست:

اشاره:
چین، آمریکا و روسیه، سه کشور نخست دنیا به لحاظ تولید گازهای تخریب‌کننده جو کره زمین هستند، که متهم اصلی در پدیده «گرمایش جهانی» (Global Warming) به حساب می‌آیند. ایران هم در جایگاه دهم قرار دارد، درست پس از کره‌جنوبی و انگلستان. اگر این جایگاه را در کنار آماری مانند هدررفت سالانه نزدیک به ۴۰ میلیارد دلار انرژی در کشور و مصرف خانگی انرژی معادل ۸/۴ برابر میانگین مصرف خانگی اروپا قرار دهیم، لزوم توجه به طراحی برنامه‌ای جامع برای سامان‌بخشی به معضل انرژی در کشور، بیشتر مشخص می‌شود.
اما در چنین شرایطی، زمانی که به مسوول این صفحه پیشنهاد دادم که مایلم مقاله‌ای درباره «نقش علوم اجتماعی در توسعه انرژی‌های پایدار و دوستدار محیط زیست در ایران» بنویسم، او با کمی تردید و تعجب از من خواست که پیش از دست به کار شدن، رئوس مطالبی را که می‌خواهم به آنها بپردازم، برایش بفرستم. این تردید، برای من آشنا بود، زیرا «محیط‌زیست» اغلب موضوع بحث علوم تجربی بوده است، علومی مانند بیولوژی و انواع رشته‌های مهندسی. می‌توان انتظار داشت که متخصصان با کمی اغماض، اقتصاد را نیز در شمار رشته‌های مرتبط با محیط زیست به شمار بیاورند، اما واقعا چه ارتباطی میان علوم اجتماعی و مقوله توسعه انرژی‌های دوستدار محیط زیست می‌توان یافت؟


مخاطرات زیست‌محیطی مانند گرمایش جهانی و پیوند پیچیده میان بوم‌شناسی، جامعه، اقتصاد، فناوری و تحقیق، به چشم‌اندازهای تازه نیازمند است. این یادداشت می‌کوشد تا نگاهی بر زوایای غیرفناورانه این موضوعات داشته باشد. عدم کفایت «فناوری» برای حل مشکلات دنیای امروز، بارها و بارها در متون تحقیقاتی مورد تاکید قرار گرفته و بر اهمیت به‌کارگیری علوم اجتماعی برای حل این معضلات تاکید فراوان شده است. هدف این نوشته آن است که نقش و اهمیت، مسوولیت، توانایی و پتانسیل علوم اجتماعی را در مطالعات درازمدت انرژی مطرح سازد. این نوشته عمدتا با الهام و ترجمه بخش‌هایی از گزارش سال ۲۰۰۷ مرکز علوم انرژی سوئیس در زمینه نقش علوم اجتماعی در حل مسائل جهانی انرژی نوشته شده است. (فلوئر و همکاران، ۲۰۰۷)

علوم اجتماعی در ایران و فانتزی
محیط زیست
واقعیت آن است که مقوله «انرژی»، موضوعی جذاب برای مطالعات اجتماعی ایران امروز نیست. به ویژه موضوع «انرژی‌های پاک» و نیز دغدغه‌های مربوط به «گرمایش جهانی» (Global Warming)، به هیچ عنوان برای علوم اجتماعی ما مساله مهمی به شمار نمی‌رود. متاسفانه محیط‌زیست و پاسداشت آن، یک حاشیه بی‌اهمیت مخصوص رشته منابع طبیعی محسوب می‌شود. حتی علوم اجتماعی انتقادی در ایران، در مورد مساله محیط‌زیست و مخصوصا مساله انرژی‌های پاک سکوت ورزیده است.
همچنین آن دسته از صاحب‌نظران ایرانی که از نظم جهانی و سلطه قدرت‌های بزرگ مخصوصا آمریکا بر تمام ابعاد زندگی دنیای امروز انتقاد می‌کنند، اغلب نقش دو دولت اصلی آلاینده محیط‌زیست و موجد معضل گرمایش جهانی (آمریکا و چین) را نادیده گرفته‌اند. به این ترتیب، دغدغه‌های مرتبط با محیط‌زیست، به سادگی از حوزه اندیشه‌ورزی و نقادی ما بیرون قرار گرفته است، احتمالا چون تصور می‌شود که این امر خالی از اهمیت یا دست‌کم خالی از فوریت بوده و توجه به آن در جامعه‌ای با وضعیت اقتصادی و اجتماعی ما، به نوعی «فانتزی» به شمار می‌رود.
اما بگذارید نگاهی دقیق‌تر به مساله‌ بیندازیم و تصورات قالبی خود را محک بزنیم. در اینجا به ضرورت بحث، به مهم‌ترین مساله محیط زیستی عصر حاضر یعنی «گرمایش جهانی» خواهیم پرداخت. دی‌اکسید‌کربن و دیگر آلاینده‌های تاثیرگذار بر گرمایش زمین، مانند یک پتوی کلفت در سطح جو جمع شده، گرمای خورشید را به دام انداخته و باعث گرم شدن زمین می‌گردند. اگرچه دما در سطح محلی نوسانات طبیعی خود را دنبال می‌کند؛ ولی میانگین درجه حرارت در سطح جهان، به شدت و با بالاترین نرخ ثبت شده، در حال افزایش است. اما این افزایش دما تا چه میزان اهمیت دارد؟ مثلا آیا بهتر نیست که در زمستان مجبور نباشیم پالتوهای ضخیم بپوشیم؟

مشکلات «گرمایش جهانی» در ایران
متاسفانه موضوع به این سادگی نیست. دانشمندان بیان می‌دارند که میانگین دمای سطح زمین تا آخر قرن بیست و یکم، بین ۱ تا ۵/۶ درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت. بنا به اظهارات رییس پژوهشکده اقلیم‌شناسی کشورمان نیز، میانگین دمای مناطق مختلف ایران تا سال ۲۰۳۹، نیم درجه گرم‌تر می‌گردد. این افزایش تا سال ۲۱۰۰ به ۳ تا ۵/۴ درجه خواهد رسید. در نتیجه میزان بارش سالانه، تقریبا در تمام نقاط کشور کاهش خواهد یافت. از سوی دیگر «رخدادهای جوی حدی»، افزایش خواهند یافت، منظور از رخدادهای حدی، بارش‌های شدید و فوق سنگین، روزهای بسیار گرم و تغییرات ناگهانی دما است. همچنین پیش‌بینی می‌شود که بارش‌های شدید به میزان ۳۰ درصد و بارش‌های فوق‌سنگین به میزان ۳۹ درصد افزایش پیدا کند. ناگفته پیداست که این بارش‌های فوق‌سنگین، به معنای افزایش سیل‌های مخربی است که آسیب به تاسیسات زیربنایی، مرگ و میر و نابود شدن محصولات کشاورزی را به دنبال خواهد داشت. بارش‌های سنگین همچنین باعث ایجاد مشکلات آب‌گرفتگی در سطح شهرها خواهند شد، که تجربه ثابت کرده به سیستم هدایت و دفع رواناب مناسبی مجهز نیستند. ساعات آفتابی در سال افزایش یافته، روزهای داغ و خشک زیاد می‌شوند، که می‌تواند منجر به آتش‌سوزی‌های شدید در سطح جنگل‌ها گردد. در ادامه همین روند، اختلاف دمای شب و روز هم در حال کاهش بوده که این امر کاهش سرعت باد، ماندگاری هوا و آلودگی شدیدتر هوا در سطح شهرها را موجب می‌گردد. (نوخندان، ۱۳۸۸)
به گفته رییس پژوهشکده اقلیم‌شناسی کشور، افزایش دما، باعث کاهش ذخیره آب کشور، تبدیل شدن جنوب غرب کشور به مناطق حاره‌ای از نظر اقلیم، کاهش طول دوره سرما و عدم برآورده شدن نیاز سرمایی گیاهان، گل‌دهی زودرس، افزایش خطر سرمازدگی و بالاخره کاهش عملکرد زمین‌های کشاورزی خواهد شد. گرمایش جهانی همچنین به صورت مستقیم و غیرمستقیم، سلامت عمومی را تحت تاثیر قرار داده و باعث شیوع بیماری‌های خطرناک مناطق حاره‌ای مانند مالاریا، تب زرد و تب کنگو خواهد شد. برای مثال در سال‌های اخیر، دامنه شیوع این بیماری‌ها از استان‌های ساحلی خلیج‌فارس به خراسان جنوبی و رضوی کشیده شده؛ زیرا با افزایش دمای هوا، بسترهای رشد این بیماری‌ها افزایش می‌یابد. کارشناسان باور دارند که گروه‌های خاص اجتماعی مانند کودکان، کهنسالان و فقرا بیش از دیگر گروه‌ها در معرض بیماری‌های ناشی از گرمایش جهانی هستند.
مشکلاتی چون رخداد طوفان «گونو» و گسترش دامنه اثرات آن تا کرمان، گسترش مناطق حاره، وقوع سیل‌های مخرب، طوفان‌های شن و توسعه گرد و غبار، آلودگی هوا در شهرهای صنعتی کشور، وقوع تگرگ و خشکسالی‌های پی‌درپی، نوسانات شدید دمایی مانند وزش بادهای بسیار گرم و نیز استقرار هوای بسیار سرد در بخشی از سال و در نتیجه سرمازدگی محصولات کشاورزی، از جمله مشکلات ایجاد شده در کشور در سال‌های اخیر هستند، که ریشه در پدیده گرمایش جهانی دارند.

چین اول، آمریکا دوم، ایران دهم
رده‌بندی کشورها در تولید گازهای آلاینده جو کره زمین، نشان می‌دهد که چین در رده اول، آمریکا در رده دوم و روسیه در جایگاه سوم قرار می‌گیرد. ایران در جایگاه دهم قرار دارد، درست پس از کره جنوبی و انگلستان. اگر این جایگاه را در کنار آماری مانند هدررفت سالانه نزدیک به ۴۰ میلیارد دلار انرژی در کشور و مصرف خانگی انرژی ۸/۴ برابر میانگین مصرف خانگی اروپا قرار دهیم، لزوم توجه به حل معضل انرژی در کشور بیشتر مشخص می‌شود. (خجسته‌مهر، ۱۳۸۹) (لاری، ۱۳۹۱) (ucsusa.org، ۲۰۰۸)
در مجموع می‌توان گفت که متاسفانه کشور ما به صورت فعالانه در تولید گازهای گلخانه‌ای و گرمایش جهانی مشارکت دارد، از نظر اتلاف انرژی جزو کشورهای پیشتاز است و به علاوه به سبب اقلیم خاص و عدم وجود مدیریت بحران قوی و سیاست‌های تطبیق با گرمایش جهانی، با سرعت به سمت افزایش بلایای طبیعی، کاهش قابل ملاحظه بهره‌وری کشاورزی، گسترش بیماری‌های همه‌گیر و در نتیجه کاهش سطح رفاهی و افزایش مرگ و میر شهروندان، به ویژه فقرا، حرکت می‌کند. در چنین اوضاعی، به نظر می‌رسد که مساله محیط زیست، نه چندان ساده و فانتزی و نه چندان بی‌ربط با علوم اجتماعی است. این مشکل همچنین تنها توسط کشورهای صنعتی ایجاد نشده و خود ما به مقدار زیاد در شکل دادن به آن سهم داریم و از سوی دیگر زندگی ما در ایران امروز و آینده را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد. اما راه‌حل چیست؟ آیا راه‌حلی برای از بین بردن، کنترل و کاهش این بحران عظیم وجود دارد؟
کارشناسان باور دارند که مهم‌ترین راه‌حل کنترل گرم شدن سریع زمین، جایگزینی انرژی‌های آلاینده با انرژی‌های پاک و دوستدار محیط زیست است. اما این جایگزینی به سادگی امکان‌پذیر نبوده و به عزمی بزرگ نیاز دارد. رجوع به تجربه کشورهای توسعه‌یافته در زمینه مطالعات انرژی، می‌تواند گامی به جلو باشد. این کشورها در حال حاضر نوعی چرخش به سمت راه‌حل‌های غیرفنی را برای رفع معضلات انرژی توصیه می‌کنند. به گفته کارشناسان تمرکز بر ابداع تکنولوژی‌های کم‌مصرف برای حل مشکل انرژی، نه تنها راه‌حلی مناسب نبوده، که گاهی باعث افزایش مصرف انرژی نیز گشته است، زیرا مصرف‌کنندگان با احساس آسودگی از فناوری کم‌مصرف، دست به مصرف بی‌قاعده می‌زنند. لازم است با وارد کردن علوم اجتماعی پابه‌پای فناوری و رشد تکنولوژی و توجه به سایر جنبه‌های مساله از قبیل جنبه‌های فرهنگی، اجتماعی، سازمانی، مدیریتی و سیاسی، آن را در بستر کلیت یک جامعه اصلاح کنیم. بنابراین و براساس آنچه در بالا درباره اهمیت جهانی و منطقه‌ای تولید انرژی‌های پاک و نقش پراهمیت علوم اجتماعی در این زمینه بیان کردیم، حضور تحقیقات علوم اجتماعی و پررنگ شدن نقش گفتمان علوم اجتماعی در حوزه انرژی‌های پاک ضروری می‌نماید.
در ادامه این مطلب به معرفی زمینه‌های خاص کاری علوم اجتماعی در انرژی‌های پاک خواهیم پرداخت:
۳۳ پرسش زیربنایی، در برنامه توسعه انرژی‌های پاک
تا امروز هر جا که سخن از به کارگیری علوم اجتماعی در زمینه انرژی رفته است، منظور استفاده از این علوم برای زمینه‌سازی در جهت افزایش پذیرش فناوری‌های نو در جامعه بوده، نه چیزی بیشتر. اگرچه این کارکرد بخشی مهم از نقش علوم اجتماعی است، اما نباید اجازه دهیم که علوم اجتماعی به یک مشوق فناوری در بازار فروکاسته شود. نقش واقعی علوم اجتماعی می‌تواند فراتر باشد. جامعه با دامنه گسترده‌ای از مشکلات مرتبط با سیستم انرژی و توسعه آن در آینده روبه‌رو است. در زیر می‌کوشیم به شماری از این معضلات اشاره کرده و بخشی از پرسش‌ها و زمینه‌های تحقیقاتی را به عنوان مثال مطرح سازیم:
یکی از مهم‌ترین جنبه‌های مطالعات انرژی، مطالعات مرتبط با «مصرف انرژی» است. سال‌ها است که جهان تلاش می‌کند تا میزان انرژی مصرفی را کاهش بدهد. کاهش مصرف انرژی چالشی بسیار بزرگ است که نه تنها یک مساله فنی، که پرسشی کلیدی است که از سیاست‌های عمومی و چارچوب‌های سازمانی، سبک زندگی و الگوهای مصرف تا مدل‌های تجاری و مالی در بخش انرژی را در بر می‌گیرد. بدون یک چارچوب کامل منسجم، تکنولوژی‌های صرفه‌جو چه بسا حتی اثر عکس به دنبال داشته باشند، چنان که این همه ابداع در فناوری‌های صرفه‌جویی‌کننده در مصرف انرژی، منجر به کاهش انرژی مصرفی یا حتی ثابت نگه داشتن سطح مصرف آن نشده است. این مشکل به همین سیاق در امر تولید گازهای گلخانه‌ای ادامه دارد.
توسعه روش‌هایی برای تعامل موثر با تهدیدهای پایدار محیط‌زیستی جهانی، یک فرآیند یادگیری اجتماعی مستمر است و به تحقیقات علوم اجتماعی نیاز دارد. در واقع مهم‌ترین ابزار سیاسی که تا به‌حال برای ثابت نگه داشتن و سپس کاهش مقدار دی‌اکسیدکربن تولیدی کشورها ابداع شده، یعنی «معاهده کیوتو»، نتیجه پژوهش‌های علوم اجتماعی است. حیات میلیون‌ها انسان وابسته‌ است به اینکه بتوانیم این ابزار یا ابزارهای مشابه را به صورت موثر و قابل قبول به کار ببریم. کدام عناصر معاهدات بین‌المللی برای عادلانه کردن این معاهده لازم است؟ کدام عناصر برای موثر ساختن آن لازم است؟ نگرانی‌های زیادی درباره سازش دولت‌ها با یکدیگر و عدم تاثیر این معاهده و بی‌نتیجه شدن آن وجود دارد. وقتی که هیچ سیستم قضایی جهانی وجود ندارد، چگونه می‌توان با استفاده از ظرفیت‌های فعلی جهانی، راه‌حلی برای معضل نقض این معاهده از سوی کشورهای مختلف پیدا کرد؟ چگونه می‌توان سیستم‌های کنترلی و قضایی فعلی را ارتقا بخشید و چه نهادها و سازمان‌هایی برای این امر لازم است؟ کدام پیش‌فرض‌ها در کار بوده و کدام منافع درگیر است؟
سوالات فراوانی، از جنس سوالات فوق وجود دارد، که باید به آنها پاسخ داد و بیشتر آنها سوالات علوم اجتماعی هستند. ایران به عنوان یک کشور در حال توسعه، چگونه می‌تواند میزان تولید گازهای گلخانه‌ای خود را کاهش بدهد؟ کدام سیاست‌های صنعتی، دولتی و مدیریتی برای این امر مناسب است؟ در سطوح ملی، صنعتی و خانگی چه تغییراتی باید صورت بگیرند؟ الگوهای مصرف، نگرش‌های مرتبط با مصرف، رفتار مصرف انرژی در ایران چگونه است؟ دانش مردم از انرژی‌های پاک و انواع دیگر انرژی در چه سطحی است و راهکارهای تغییر رفتار مصرف انرژی چیست؟ با کدام محتوا و کدام راهبرد می‌توان رفتار مصرف انرژی را در کشور اصلاح کرد؟ چه ارتباطی میان سبک زندگی مردم، پایگاه اجتماعی- اقتصادی آنان و مقدار مصرف انرژی‌شان وجود دارد؟ اخلاق مصرف چیست؟ اخلاق مصرف، چه نقشی در منظومه دینی، معنوی و اخلاقی ایرانیان دارد؟ نقش دین در اصلاح الگوی مصرف انرژی و تولید انرژی‌های پاک چیست؟
اما یکی دیگر از مسائل مهم در حوزه انرژی، «دسترسی» و «امنیت» است. امنیت، یکسری جنبه‌های فناورانه دارد که با ماشین‌آلات و زیرساخت‌ها مرتبط است، اما همزمان موضوع توافقات سازمانی، مانند قراردادهای تجاری به شمار می‌رود. «کسب» و «حفظ» دسترسی امن به انرژی، به قدرت سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی احتیاج دارد. بخش عظیمی از ناامنی در خاورمیانه ریشه در تلاش به دسترسی به منابع انرژی دارد. در مورد ایران، به جز اهمیت انرژی در مناسبات بین‌المللی، پرسش‌های فراوانی در مقیاس داخلی نیز پیش‌روی ما قرار دارد. مثلا آنکه توزیع انرژی در کشور، رابطه دولت - ملت را چگونه تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ آیا توزیع فعلی انرژی باعث افزایش شکاف دولت و ملت می‌گردد یا بر اعتماد مردم به دولت می‌افزاید؟ با کدام سیاست‌های تولید و توزیع انرژی، می‌توان باعث کاهش تمرکزگرایی، افزایش اعتماد سیاسی و توسعه دموکراسی شد؟
مقوله «دسترسی» به انرژی نیز، می‌تواند به منزله یک مشکل فنی ساده در نظر گرفته شود، اما این مساله که یک نفر به انرژی دسترسی دارد یا نه، بیشتر به هویت او و پایگاه اجتماعی- اقتصادی او مربوط می‌شود، تا مسائل فنی. تفاوت در دسترسی به انرژی، متاثر از تفاوت در قدرت‌ها است، چه در درون کشورها و چه در مناسبات آنها با دیگر کشورها. اینکه دسترسی امن به همراه آورنده صلح، برابری و توسعه است یا آنکه منبعی برای تولید تضاد و نابرابری به شمار می‌رود، به مقدار زیادی به عوامل اجتماعی مذکور بستگی دارد. خلاصه اینکه «دسترسی»، کلیدواژه یک دغدغه مهم اجتماعی است، یعنی نابرابری. پرسش آن است که توزیع انرژی در کشور به چه صورت انجام می‌شود، کدام اقشار اجتماعی و کدام نواحی جغرافیایی، برندگان و کدام‌ها بازندگان سیستم فعلی توزیع انرژی در کشور هستند؟ چگونه می‌توان توزیع انرژی را در کشور عادلانه و برابر ساخت؟ یارانه انرژی چگونه و به نفع کدام طبقات و کدام سیستم اقتصادی توزیع می‌شود؟ به کارگیری انرژی‌های پاک چگونه مناسبات قدرت را در ایران تغییر خواهد داد؟ کدام گروه‌های اجتماعی از رواج انرژی‌های ناپاک منتفع می‌شوند؟ برای حرکت دادن جامعه به سمت به کارگیری انرژی‌های پاک، کدام مناسبات قدرت باید تغییر کند و چگونه؟
به کارگیری انرژی‌های پاک، لازمه توسعه پایدار است، اما چالش کم‌بازده بودن این انرژی‌ها به لحاظ اقتصادی را، چگونه می‌توان حل کرد؟ به عبارت دیگر در شرایطی که به‌کارگیری انرژی‌های پاک مستلزم سرمایه‌گذاری‌های سنگین بوده و بهره‌وری اقتصادی آنها در مقایسه با انرژی‌های آلاینده کمتر است، چگونه می‌توان با به کارگیری آنها رشد اقتصادی را تضمین کرد؟
به طور کلی مشخص است که چگونه باید عملکرد سیستم اقتصادی را در رابطه با انرژی بهبود داد: راه‌حل آن است که کاربر برای انرژی همچون دیگر منابع پول بپردازد، آن هم مبلغی که هزینه‌های خارجی (مانند هزینه‌های پاک‌سازی محیط‌زیست) را نیز دربرگرفته باشد. در رده دوم، محصول و خدمات کم‌آلاینده‌تر باید مورد تشویق قرار گرفته و توسط بازار معرفی شود، (هر چند دوباره بعضی از این روش‌ها ممکن است با کاهش قیمت انرژی، زمینه افزایش مصرف آن را فراهم کنند). از سوی دیگر، این راهکارها ممکن است در مقیاس بین‌المللی باعث ایجاد نابرابری شوند. ترکیب اهداف نسبتا متناقض «بهره‌وری کوتاه مدت اقتصادی» و «پایداری طولانی‌مدت سیستم»، یک چالش حل‌نشده برای تحقیق به بار آورده است که به دنبال سیاست‌های متناسب و راه‌حل‌های نهادی می‌گردد.
استفاده از انرژی‌های پاک مستلزم یک سرمایه‌گذاری هنگفت اولیه است. سیستم اقتصادی‌ای که بر پایه رقابت و دستیابی به اهداف کوتاه‌مدت قرار دارد، ارزش چندانی برای سرمایه‌گذاری‌های طولانی‌مدت قائل نیست. کدام سیاست‌های اقتصادی و مدیریتی باید در کشور به کار گرفته شود، تا تولید و استفاده از انرژی‌های پاک مقرون به صرفه و مایه رشد اقتصاد کشور باشند؟ این سیاست‌ها با کدام سیاست‌های اجتماعی باید پشتیبانی شوند تا در نهایت فاصله طبقاتی و نابرابری در کشور کاهش یابد؟ نقش مدیریت دانش در ارتقای وضعیت انرژی کشور از انرژی‌های آلاینده به پاک چیست؟ اجتماع علمی دانشگاهی، اعم از علوم فنی و اجتماعی در این امر چه جایگاهی دارد؟ اجتماع علمی تا چه میزان به مساله انرژی‌های پاک توجه دارد و چرا؟ چگونه می‌توان اجتماع علمی فنی و اجتماعی را در جهت تولید دانش انرژی‌های پاک هدایت کرد؟ کدام سازمان‌ها و سیاست‌های علمی برای پشتیبانی این امر ضروری است؟


سازمان‌های مردم‌نهاد، رسانه‌ها و جامعه مدنی چه نقشی در پاکسازی انرژی بازی می‌کنند و چگونه می‌توان نقش آنها را ارتقا داد؟

سخن آخر
مرور تاریخ حضور تکنولوژی در جهان و ایران، نشان داده که توسعه بی‌حساب و کتاب تکنولوژی و تمرکز کامل بر پیشرفت هر چه سریع‌تر تکنولوژی بدون توجه به جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی، در بسیاری از موارد تبعاتی آسیب‌رسان را به دنبال داشته است. چه بهتر که در زمینه تکنولوژی‌ انرژی‌های پاک که در نوع خود دوستدار محیط زیست و توسعه پایدار هستند، از تجارب گذشته عبرت بگیریم و همزمان با وارد کردن و ساخت تکنولوژی مربوطه، ضمن توجه به زوایای اجتماعی و سیاسی آن، فرهنگ متناسب را نیز بپروریم. ایجاد رابطه‌ای تنگاتنگ و دوگانه بین راه‌حل‌های اجتماعی و فناورانه برای تمام مسائل حوزه انرژی، چه کوچک و چه بزرگ، ضروری است.
همکاری و توسعه پابه‌پای «فناوری» و «جامعه»، به آن معنا است که هیچ یک از این دو عرصه بر دیگری برتری ندارند: آنها در تمام سطوح توسعه، ارزش برابر دارند. این نوشتار، در نهایت، هم اصحاب علوم اجتماعی را در ایران و هم دست‌اندرکاران بخش انرژی مخصوصا انرژی‌های پاک را در کشور، با توجه به اهمیت محوری علوم اجتماعی در حل معضلات پیش‌رو، به همکاری فرا می‌خواند. هم اصحاب علوم اجتماعی لازم است به مساله انرژی‌های پاک توجه مبذول دارند و هم مسوولان امر می‌باید با فراخواندن آنان در امر پژوهش و سیاست‌گذاری، به ارتقای وضعیت بکوشند.
* دانش‌آموخته کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی ‌- دانشگاه تهران fezzeh.kashi@gmail.com
منابع:
۱- Thomas Flüeler, David Goldblatt, Jürg Minsch, Daniel Spreng ASRELEO Final‌Report, Meeting Global Energy Challenges, Towards an Agenda for Meeting global Energy Challenges: Social‌Science Research, ۲۰۰۷, available at:
https://www.esc.ethz.ch/publications/ASRELEO‌Projekt.pdf
۲- حبیبی نوخندان، ۱۳۸۸، «افزایش محسوس حداقل دما، نمودی از اثرات تغییر اقلیم در ایران»، پایگاه ملی علوم زمین کشور: https://www.ngdir.ir
۳- محسن خجسته‌مهر، ۱۳۸۹، اتلاف سالانه ۴۰ میلیارد دلار انرژی در ایران، mehrnews.com
۴- جواد لاری، ۱۳۹۱، اتلاف انرژی در ساختمان‌های ایرانی ۵ برابر استانداردهای اروپا:
۵-https://shakhesonline.ir/news‌۵۹۷۰.aspx graph of the top ۲۰ carbon dioxide emitters, ۲۰۰۸, available at:
https://www.ucsusa.org/global_warming/science_and_impacts/science/graph‌showing‌each‌countrys.html

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن