تاریخچه مخالفت‌های خشونت‌آمیز طالبان با تحصیل دختران:

گفتند که نباشید ...

شماره روزنامه: ۲۷۹۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۱۹۷۷۴ بیشتر

مینا یوسفی*<br> نرخ باسوادی زنان در برخی شهرهای پاکستان، زیر ۱۰ درصد است

گفتند که نباشید ...

مینا یوسفی*

نرخ باسوادی زنان در برخی شهرهای پاکستان، زیر ۱۰ درصد است «زنان و دختران نباید درس بخوانند»؛ این عقیده آنها است و برای عمل به آن نیز دست به هر کاری می‌زنند، حتی قتل. در حالی که در سال‌های اخیر کشورهای کمتر توسعه‌یافته با نگاهی به برنامه‌های توسعه اجتماعی و اقتصادی برای افزایش سطح آموزش بین زنان تلاش کرده‌اند، اما هنوز در برخی کشورها، رودررویی پندارهای «دگم» با جریان‌های فکری جدید، مانع اصلی برخورداری زنان و دختران از آموزش حتی در سطوح اولیه است.

ترور ملالی یوسف‌زی، دانش‌آموز ۱۴ ساله پاکستانی که به جرم تلاش برای دفاع از حق تحصیل دختران پاکستانی، کمتر از یک ماه گذشته مورد اصابت گلوله طالبان قرار گرفت، بار دیگر مشکل درس خواندن دختران در برخی کشورها را در جامعه بین‌المللی مطرح کرد.

روش وحشتناک دو سال اخیر طالبان:

مسموم‌سازی دختران دانش‌آموز افغان

مخالفت همراه با خشونت طالبان با تحصیل دختران در افغانستان و پاکستان موضوع جدیدی نیست. از سال ۱۹۹۴ میلادی که اوج‌گیری جنگ‌های داخلی افغانستان به قدرت گرفتن این گروه افراطی در افغانستان منجر شد، تا به امروز، نه تنها «تحصیل» بلکه حتی حضور کمرنگ در جامعه نیز، برای زنان و دختران برخی مناطق افغانستان و پاکستان، به نبردی جانکاه تبدیل شده است.

«طالبان»، یک گروه اسلامگرای افراطی وابسته به مکتب‌های فکری وهابی و حنفی است که در تلاش برای پیاده کردن هنجارها و قوانین خود، از جمله ممنوعیت حضور زنان در سطح جامعه بدون همراهی یک مرد و حضور آنها در محافل آموزشی است.

طالبان که اهداف خود را از طریق ناامن کردن فضا برای زنان حاضر در اماکن عمومی دنبال می‌کند، از سال ۱۳۸۹، یعنی حدود دو سال پیش، با آغاز اقدام‌هایی به اجرای برنامه‌های خود برای «ممنوعیت تحصیل دختران» پرداخت. مسموم‌سازی ۹۰ دختر دانش‌آموز افغانستانی در سال ۱۳۸۹، آغازگر این اقدام‌ها بود. پس از آن مسمومیت ۴۷ دانش‌آموز دختر دیگر و نیز ۳ معلم یک مدرسه در سال ۱۳۹۰، ادامه این اتفاق تلخ را رقم زد. چند ماه بعد، دو اتفاق دهشتناک مشابه تکرار شد: مسموم‌سازی۶۰ دانش‌آموز دختر در مدرسه‌ای در جنوب افغانستان، و ۷۰ دختر در مدرسه‌ای در کابل. با تکرار شدن این سلسله اتفاقات تلخ که در پی اعلام فتوای ممنوعیت تحصیل دختران از سوی طالبان رخ داد، سرانجام حامد کرزای، رییس‌جمهور دولت انتقالی افغانستان که سعی داشت وضعیت زنان در جامعه افغانستان را بهبود ببخشد، اعلام کرد که قصد مذاکره با طالبان را دارد. البته مشکل تحصیل در افغانستان به ویژه برای دختران به دو یا سه سال گذشته بر نمی‌گردد. در هنگام اشغال افغانستان توسط شوروی در سال‌های دهه ۱۳۶۰، و پس از آن آغاز جنگ‌های داخلی این کشور در سال‌های دهه ۱۳۷۰، شالوده آموزش و پرورش افغانستان از هم پاشید، به نحوی که برای مثال، اکنون برآورد می‌شود کمتر از نیمی از مدارس افغانستان دسترسی به آب آشامیدنی سالم داشته باشند. ضعیف شدن بنیه آموزش و پرورش در افغانستان، از عواملی بود که روند خانه‌نشین شدن دختران در دوره قدرت طالبان را تشدید کرد.

پس از حمله آمریکا به افغانستان در سال ۱۳۸۰، که منجر به فروپاشی طالبان و روی کار آمدن دولت انتقالی شد، وضعیت تحصیل کودکان اندک‌اندک رو به بهبودی رفت اما دوباره از سال ۱۳۸۵ که طالبان بار دیگر در افغانستان قدرت گرفت و به مخالفت با دولت پرداخت، باز هم اوضاع تحصیل دختران در سراشیبی افتاد.

براساس آمارهای جهانی، هنوز بیش از ۶۰ درصد مردم افغانستان، از سواد خواندن و نوشتن بی‌بهره‌اند. از زمان روی کارآمدن دولت حامد کرزای ۱۰درصد بودجه سالانه افغانستان به امور آموزشی اختصاص دارد، که از این میان ۷ درصد آن مربوط به «وزارت معارف» (آموزش و پرورش) است، یک درصد مربوط به نهادهای پژوهشی و یک درصد مربوط به آموزش عالی است.

گسترش ناامنی تا پاکستان

اگرچه نام طالبان بیشتر با افغانستان گره خورده است، اما این گروه افراطی در چند سال گذشته فعالیت خود را در کشور همسایه افغانستان نیز گسترش داده است: به دنبال صدور فرمان ممنوعیت حضور دختران در مدرسه از سوی رهبر طالبان، نیروهای طالبان بیش از ۱۰۰ مدرسه دخترانه در پاکستان را منهدم کردند. در چنین شرایطی، مدیر مدرسه‌ای که «ملالی یوسف‌زی» در آن درس می‌خواند، راهکاری اندیشید و به دختران گفت که دیگر یونیفورم مدرسه را نپوشند و با پوشیدن لباس‌های معمولی و ساده توجه کمتری را به خود جلب کرده و در کلاس‌ها حاضر شوند.

پاکستان، پس از نیجریه دومین کشور جهان از نظر تعداد کودکان خارج از چرخه تحصیل است. البته وضعیت نرخ باسوادی پاکستانی‌ها، در میان شهرهای گوناگون، قبیله‌های مختلف و نیز در میان زنان و مردان، بسیار متفاوت است. در حال حاضر اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان، با دارا بودن ۸۷ درصد مردم باسواد بیشترین نرخ باسوادی را در این کشور دارد؛ در حالی که نرخ باسوادی در برخی از شهرها به زیر ۲۰ درصد نیز کاهش می‌یابد و در برخی شهرها و قبیله‌ها نیز کمتر از ۱۰ درصد زنان قدرت خواندن و نوشتن دارند.

بنابر دهمین گزارش پایش جهانی «تحصیل برای همه»، پاکستان در مقایسه با سایر کشور‌های منطقه، در کاهش تبعیض جنسیتی در حوزه آموزش، بسیار بد عمل می‌کند. این گزارش نشان می‌دهد که ۷۸ درصد از دختران فقیر پاکستانی در سال ۱۹۹۱ به مدرسه نمی‌رفتند و مقامات این کشور توانسته‌اند در طول دو دهه، این رقم را به ۶۲ درصد برسانند.

این در حالی است که کشور هند که در سال ۱۹۹۱ چنین درصد مشابهی در رابطه با دخترانی که به مدرسه نمی‌روند داشته، توانسته این مقدار را از ۶۶ درصد به ۳۰ درصد برساند. به طور مشابه، نپال نیز در همین دوره، این نرخ را از ۵۲ درصد به ۲۲ درصد رسانده و بنگلادش نیز این نرخ را از ۴۴ درصد به ۹ درصد رسانده است. اما در این میان، «طالبان پاکستانى»، یک واژه و اصطلاح نسبتا جدید است. پیش از این در توصیف نیروهای مذهبی افراطی در پاکستان، اغلب از عبارت «نیروهاى رادیکال» استفاده می‌شد. اما دو سال پیش، یعنی در سال ۱۳۸۹ و هنگامى که این نیروها از دره سوات به قصد تصرف پایتخت به سوى اسلام‌آباد حرکت کردند، اصطلاح «طالبان پاکستانى» به عبارتی رایج در محافل سیاسى، مطبوعاتى، و دیپلماتیک تبدیل شد. از آن زمان به بعد، پرسش‌هاى زیادى درباره «چیستى» طالبان پاکستانى مطرح شد.

طالبان پاکستان یکى از پیچیده‌ترین نیروهاى اجتماعى، فرهنگى، سیاسى و امنیتى در این کشور و حتى جنوب آسیا به شمار مى‌رود، که به عنوان یک پدیده جدید، درباره آن کمتر گفته و شنیده شده است، اما هم‌اکنون امنیت داخلى پاکستان، امنیت منطقه‌اى و بین‌المللى را تهدید مى‌کند.

* mineh.yousefi@gmail.com

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن