... و در زمین فساد نکنید
دولت تنها نهاد مدرنی است که به نمایندگی از مردم مشروعیت استفاده از قدرت را دارد. البته دولتهای مدرن به این حق حداقلی خود بسنده نکردهاند و عموما به بهانه شکست بازار در تأمین برخی نیازهای اقتصادی مردم، در عرصه ارائه خدمات اقتصادی نیز به طور مستقیم و غیرمستقیم دخالت داشتهاند.
دولت تنها نهاد مدرنی است که به نمایندگی از مردم مشروعیت استفاده از قدرت را دارد. البته دولتهای مدرن به این حق حداقلی خود بسنده نکردهاند و عموما به بهانه شکست بازار در تأمین برخی نیازهای اقتصادی مردم، در عرصه ارائه خدمات اقتصادی نیز به طور مستقیم و غیرمستقیم دخالت داشتهاند. از آغاز این دخالتها تا به همین امروز، برخی اقتصاددانان معتقد بودهاند که حضور دولت در عرصه اقتصاد ناکارآمدیهایی ایجاد میکند؛ اما اگر در این زمینه میان اقتصاددانان اختلافات نظری هست، در زمینهای دیگر تقریبا اختلاف اساسی وجود ندارد و آن اینکه وجود چنین قدرت و امکانات عظیمی در دستان یک نهاد، استعداد فساد بسیار دارد. فسادی که در تعریف بسیار ساده، استفاده از امکانات عمومی برای منافع خصوصی است.
اقتصاددانان مخالف حضور دولت در اقتصاد، ریشه فساد را نیز دخالت میدانند و تنها راه رهایی را کوتاه کردن هرچه بیشتر دستان دولت از اقتصاد میدانند. این ادعا هرچند در نظریه جذاب و ساده میرسد، اما مشکلات عملی بسیار دارد. اقتصاددانانی که توجه بیشتری به امکانپذیری عملی نظریهها و سیاستها دارند، توصیههایی از این قبیل دارند که تنظیمهای بجا در ساختار اداری دولت و همچنین نظارت قدرتمند و مستقل نهادی فراتر از دولت میتواند در دوری گزیدن هر چه بیشتر از فساد راهگشا باشد.
مقالات پرونده پیشرو، سعی کرده برخی از همین ابعاد مساله فساد اقتصادی را با جزئیات بیشتر بررسی کند.